۵/۰۴/۱۳۸۸

سفینه های مرگ و دولتی که تحریم ها را کاغذ پاره می داند

سفینه های مرگ و دولتی که تحریم ها را کاغذ پاره می داند

شتاب صعودی نمودار سانحه هوایی در دولت احمدی نژاد

بروز 13 سانحه هوایی در دوره چهار ساله دولت احمدی نژاد و در مجموع 32 سانحه هوایی در سه دهه عمر جمهوری اسلامی، ایران را رکورد دار سوانح هوایی کرده است. "تحریم" عامل اصلی این اتفاق قلمداد می شود هرچند تحریم ها بی اثر خوانده شود.

تنها نه روز پس از حادثه سقوط مرگبار هواپیمای مسافربری شرکت هواپیمایی کاسپین که از تهران عازم ایروان بود، وقوع حادثه ای دیگر، در روز جمعه ساعت 6 عصر، این بار برای هواپیمایی از شرکت آریا، جان 16 مسافر و خدمه این پرواز را گرفت و حدود 20 نفر را روانه بیمارستان کرد.

ساعاتی پس از این حادثه که به گفته شاهدان عینی و مسوولان سازمان هواپیمایی بعلت باز نشدن چرخ جلوی هواپیما و احتمالا نقص فنی در چرخ های عقب به وقوع پیوست، سخنگوی سازمان هواپیمایی از کشته شدن 13 خدمه و 3 مسافر این هواپیما شامل رئیس شرکت هواپیمایی آریاتور خبر داد. جعفر زاده به خبرنگاران گفته است این هواپیما از نوع ایلوشین 62 و متعلق به کشور قزاقستان، چارتر شرکت هواپیمایی آریا بوده است که از تهران عازم مشهد بوده و در فرودگاه مشهد هنگام فرود دچار سانحه شده است.

نه روز پیش یک هواپیمای توپولوف متعلق به شرکت هواپیمایی کاسپین، دقایقی پس از پرواز از تهران در نزدیکی های قزوین به دلایلی که هنوز به طور رسمی اعلام نشده است، با 168 مسافر سقوط کرد. تمامی سرنشینان این هواپیما که گفته می شود در آسمان دچار آتش سوزی شده بود، سوختند و هیچ جسدی از کشته شدگان بدست نیامد. این سیزدهمین سانحه هوای در دولت احمدی نژاد و سی دومین سانحه هوایی بعد از انقلاب بود. ایران رکورد‌دار سوانح هوایی شناخته می شود.

ساعاتی پس از وقوع این حادثه محمد علی ایلخانی سرپرست سازمان هواپیمایی و معاون وزیر راه، با اعلام خبر ابطال مجوز پرواز این شرکت هواپیمایی، بار دیگر خلبان کشته شده و غیر ایرانی این پرواز را عامل این سانحه دانسته و گفته است سرعت زیاد باعث شده تا خلبان نتواند هواپیما را کنترل کند، بنابراین هواپیما از باند خارج و این سانحه رخ داده است. ایلخانی در این مطلب که خبرگزاری ایسنا آن را منتشر کرده است همانند موارد مشابه نقص فنی را منکر شده و خلبان را مقصر معرفی کرده است.

تاثیر تحریم ها بر افزایش سوانح هوایی


از فرسوده شدن هواپیماها، ورود هواپیماهای دست دوم و اجاره ای قدیمی به سیستم حمل و نقل هوایی کشور، استفاده از هواپیماهای توپولوف روسی که فاقد استاندارد ایمنی پرواز هستند و چندی پیش اعلام شد که این هواپیما ها اجازه پرواز در آسمان کشورهای عضو اتحادیه اروپا را ندارد، بعنوان عمده ترین عوامل سوانح هوایی در کشور قلمداد می شود. اما به گفته کارشناسان معتقدند جملگی این عوامل، ریشه در یک عامل اصلی دارد و آن چیزی نیست جز "تحریم". هرچند این ادعا نیز منتقدینی دارد. برخی معتقدند بیش از تحریم ناکارآمدی مدیریتی مهمترین عامل سوانح هوایی است. این گروه از منتقدین به خرید چندین هواپیمایی مدرن و سالم توسط شرکت های خصوصی همچون شرکت ماهان، در دوران تحریم اشاره دارند.

در همین راستا خبرگزاری آینده با درج گزارشی می نویسد: اگر چه سانحه هوایی در همه جای دنیا و حتی کشورهای توسعه‌یافته به وقوع می‌پیوندد که آخرین نمونه آن، سقوط ایرباس فرانسوی در اقیانوس آرام بود، اما ایران از نظر تعداد و میزان تلفات سوانح هوایی در جهان رتبه نخست را دارد. این در حالی است که سفرهای هوایی به نسبت سایر وسایل نقلیه، کمترین سهم را در ترافیک حمل و نقل کشور داراست و این حجم، زیادی سوانح هوایی در ایران را غیر قابل پذیرش می‌کند.

این گزارش می افزاید: از مقصر اعلام شدن خلبانان در سوانح هوایی که بگذریم، پای ثابت اکثر سوانح هوایی در ایران، هواپیماهای روسی است. هواپيماهاي توپولوف 154 و ایران 140 که تاکنون سوانح زیادی به مردم ایران تحميل کرده‌اند، همواره به عنوان یکی از گزینه‌های مطلوب مدیران تصمیم‌گیر در ایران به شمار می‌آیند و در بساري موارد، کسانی که از علت خریداری و اجاره هواپیما‌هایی که مورد تأیید سازمان بین‌المللی هواپیمایی IKAO قرار ندارد، سوال مي‌کنند، متهم به زد و بند با شرکت‌های بوئینگ و ایرباس می‌شوند. اگرچه این شرکت‌ها حاضر به فروش مستقیم هواپیما به ایران نیستند.

یکی از معدود مدیران جمهوری اسلامی که به صراحت تحریم را عامل اصلی سوانح هوایی خواند، احمد خرم وزیر راه دولت خاتمی بود که شش سال پیش در همایش ایمنی هوایی به صراحت تحریم را بزرگترین مشکل نوسازی ناوگان هوایی خواند و نسبت به تشدید و ازدیاد سوانح هوایی هشدار داده بود.

خرم در سال 82 گفته بود اگر مشکل تحریم های اقتصادی امریکا علیه ایران حل نشود و ایران نتواند به قطعات هواپیما و همچنین هواپیماهای جدید دست یابد، مشکلات صنعت هوانوردی بیشتر و جدی تر خواهد شد. هشدار وزیر راه دولت خاتمی که چندی بعد استیضاح شد نه تنها از سوی مسوولان و دولت بعد جدی گرفته نشد بلکه بارها عالی ترین مقام اجرایی کشور که بیشترین مسوولیت را در اینگونه حوادث برعهده دارد بارها اعلام کرد که این قطعنامه ها و تحریم ها مشتی کاغذپاره بیش نیستند و آنها را فاقد ارزش حقوقی دانست. بنابراین با این رویکرد دولت، امید بستن به حل بحران های پیش روی ایران، از جمله بحران صنعت هوایی کشور، چندان منطقی به نظر نمی رسد.

بی تفاوتی در برابر تحریم های جهانی، و بی اثر خواندن آنها از سوی مقام های ارشد جمهوری اسلامی از یک سو، و تصویب تحریم های جدید علیه ایران از سوی دیگر بر دامنه نگرانی های ایرانیان که زندگی و امنیت شان در خطر جدی قرار گرفته، افزوده است. چراکه در چالش موجود بین دولت ایران و دولتهای غربی آنچه در حال از بین رفتن است آینده ایران و ایرانیان است. براساس آخرین اخبار منتشر شده رییس کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان امریکا روز چهارشنبه هفته گذشته هشدار داده است که قانونی را درپاییزتصویب خواهد کرد که صادرات بنزین به ایران را مسدود کند. هاوارد برمن نماینده دمکرات از کالیفرنیا گفته است قانون شرکت‌های انرژی را مجبور خواهد‌کرد تا بین تجارت با امریکا یا ایران، یکی را انتخاب کنند.

خبرگزاری رویترز با انتشار این خبر گزارش داده است که براساس این طرح، امریکا تحریم هایی را برای شرکت های خارجی که محصولات پالایش شده نفتی مانند بنزین به ایران صادر می کنند را شامل می شود. این تحریم ها شرکت‌های کشتی‌سازی، خدمات حمل ونقل مواد سوختی و نیز شرکت‌های بیمه، مالی یا دلال‌هایی‌ که در زمینه محموله‌های بنزین فعالیت می‌کنند را نیز دربر می‌گیرد. اگر چه به نظر می رسد پاسخ دولت ایران به این طرح ها و موارد مشابه که در برخی از ایالت های امریکا درحال بررسی و تصویب است، تکراری و در واقع تداوم رفتار انفعالی باشد، اما هرگز نمی توان نسبت به عواقب آن بی تفاوت بود. نگاهی به گزارش آماری سوانح هوایی ایران (که سایت آینده منتشر کرده) نتیجه عملی و ملموس تحریم ها در صنعت هوایی را نمایان می سازد، هرچند در صورت نبود تحریم ها نیز برخی از این سوانح یا سوانح دیگر هوایی احتمال وقوع داشت ولی قطعا آمار و اعداد آن چیزی مشابه دیگر کشورهای جهان بود.

آمار سوانح هوایی ایران بعد از انقلاب

الف. سوانح هوایی دولت احمدی نژاد:

1. دوم مرداد 1388: خروج هواپیمایی ایلوشین 62، متعلق به کشور قزاقستان، چارتر شرکت هواپیمایی آریاتور با 154 مسافر که 16 نفر آنها در زمان حادثه کشته شدند و حدود 20 نفر روانه بیمارستان شدند.

2. بیست و چهارم تیر 1388: سقوط هواپیمایی توپولوف متعلق به شرکت هواپیمایی کاسپین با 168 سرنشین که تمامی آنها در زمان حادثه کشته شدند.

3. سی ام شهریور 1387 سقوط هواپیمای بوئینگ 737 ایرانی در اجاره شرکت هواپیمایی آیتک ایر قرقیزستان با 90 مسافر که 70 نفر از آنان جان باختند.

4. بیست و هفتم بهمن ۱۳۸۷: هواپیمای مسافربری ایران ۱۴۰ در حوالی فرودگاه شاهین شهر اصفهان سقوط کرد و تمامی پنج سرنشین هواپیما جان باختند.

5. شانزدهم تیر ۱۳۸۷: یک فروند هواپیمای شکاری اف-پنج ارتش ایران در حین انجام مأموریت در پایگاه هوایی امیدیه خوزستان سقوط کرد و خلبان و کمک‌خلبان آن کشته شدند.

6. بیست و سوم خرداد ۱۳۸۷: یک فروند کایت موتوردار نظامی حین بارریزی با چتر سقوط کرد و ۲ سرنشین آن در دم جان باختند.

7. بیست و ششم فروردین ۱۳۸۷: یک فروند هواپیمای سوخو ۲۴ متعلق به نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران حوالی ساعت ۱۹ هنگام فرود دچار نقص فنی شد و سقوط کرد. خلبان و کمک خلبان اجکت کردند و سالم ماندند.

8. دوازدهم دی ۱۳۸۶ ۲ ژانویه ۲۰۰۸ : یک فروند هواپيمای فوکر ۱۰۰ شرکت ايران اير ساعت هنگام برخاستن از باند فرودگاه مهرآباد دچار حادثه شد. اين هواپيما که حدود صد مسافر داشت، قرار بود از تهران به مقصد شيراز پرواز کند، اما چرخ‌های هواپيما هنگام برخاستن به علت انحراف از باند فرودگاه کنده شد و بال هواپيما آتش گرفت.

9. پنجم آذر ۱۳۸۶ ۲۶ نوامبر ۲۰۰۷ : یک فروند هواپیمای نظامی اف-۴ فانتوم ارتش ایران به علت نقص فنی در منطقه کنارک چابهار سقوط کرد و دو سرنشین آن کشته شدند.

10. ششم آذر ۱۳۸۵ ۲۷ نوامبر ۲۰۰۶ : یک فروند هواپیمای آنتونوف ۷۴ متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فرودگاه مهرآباد سقوط کرد. در این حادثه ۳۶ نفر کشته و ۲ نفر زخمی شدند.

11. دهم شهریور ۱۳۸۵ ۱ سپتامبر ۲۰۰۶ : سقوط هواپیمای توپولوف-۱۵۴ شرکت ایران ایرتور‌ در فرودگاه مشهد. این هواپیما در مسیر بندر عباس-مشهد در حال حرکت بود. این هواپیما حامل ۱۴۸ مسافر بود. در این حادثه ۲۸ نفر کشته و ۵۰ نفر زخمی شدند.

12. نوزدهم دی ۱۳۸۴ ۹ ژانویه ۲۰۰۶ : یک هواپیمای فالکن-۲۰ متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شمال غرب ایران سقوط کرد و تعدادی از مقامات ارشد سپاه، از جمله احمد کاظمی، فرمانده نیروی زمینی سپاه، کشته شدند

13. پانزدهم آذر ۱۳۸4 ۶ دسامبر ۲۰۰۵ : یک فروند هواپیمای سی-۱۳۰ ارتش ایران که حاوی خبرنگاران و پرسنل ارتش بود، بر روی منطقه‌ای مسکونی در تهران سقوط کرد که بیش از ۱۱۰ کشته برجای گذاشت.

ب. سوانح هوایی قبل از دولت احمدی نژاد


14. یکم اردیبهشت ۱۳۸۴: یک فروند بوئینگ ۷۰۷ هواپیمایی ساها که در مسیر کیش- تهران در حرکت بود در فرودگاه مهرآباد از مسیر منحرف شد و وارد رودخانه کن شد. در این حادثه یک نفر کشته شد.

15. بیست ویکم بهمن ۱۳۸۲ ۱۰ فوریه ۲۰۰۴ : یک فوکر-۵۰ در هنگام فرود آمدن در فرودگاه شارجه به زمین برخورد کرد و ۴۳ نفر از ۴۵ مسافر آن کشته شدند.

16. بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۸۲ ۱۷ مه ۲۰۰۳ : هواپیمای یاک-۴۰‌ از شرکت فراز قشم در نزدیکی ساری سقوط کرد و طی آن ۳۰ نفر از جمله رحمان دادمان وزیر راه، کشته شدند.

17. سی ام بهمن ۱۳۸۱ ۱۹ فوریه ۲۰۰۳ : یک ایلیوشین-۷۶ متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جنوب شرق ایران سقوط کرد و تمام ۲۷۶ سرنشین آن جان باختند.

18. بیست و سوم بهمن ۱۳۸۰ ۱۲ فوریه ۲۰۰۲ : هواپیمای توپولوف-۱۵۴ شرکت ایران ایرتور‌ در نزدیکی خرم‌آباد با کوه برخورد کرد و ۱۱۹ نفر کشته شدند.

19. سیزدهم بهمن ۱۳۷۸ ۲ فوریه ۲۰۰۰ : یک فروند هواپیمای سی-۱۳۰ متعلق به نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در فرودگاه مهرآباد با یک ایرباس آ-۳۰۰ در حال توقف، تصادف کرد و همه ۸ سرنشین هواپیمای سی-۱۳۰ کشته شدند.

20. بیستم خرداد ۱۳۷۵ ۹ ژوئن ۱۹۹۶ : بوئینگ ۷۲۷ ایران ایر در فرودگاه رشت دچار سانحه شد و در اثر آن ۴ نفر کشته شدند.

21. بیست و سوم اسفند ۱۳۷۵ ۱۳ مارس ۱۹۹۷ : یک فروند هواپیمای سی-۱۳۰ متعلق به نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در دزفول سقوط کرد و ۸۶ سرنشین آن کشته شدند.

22. سیزدهم اسفند ۱۳۷۵ ۳ مارس ۱۹۹۷ : یک فروند هواپیمای فالکن-۲۰ ارتش ایران در اردبیل سقوط کرد و همه ۴ سرنشین آن کشته شدند.

23. پانزدهم دی ۱۳۷۳ ۵ ژانویه ۱۹۹۵ : هواپیمای جت لاکهید ارتش ایران در نزدیکی اصفهان چند دقیقه پس از برخاستن از پایگاه شهید بابایی، سقوط کرد و همه ۱۲ سرنشین آن از جمله سرلشکر منصور ستاری، فرمانده نیروی هوایی ارتش، کشته شدند.

24. هیجدهم مهر ۱۳۷۳ ۱۰ اکتبر ۱۹۹۴ : هواپیمای فوکر-۲۸ شرکت هواپیمایی آسمان که در مسیر اصفهان به تهران در حرکت بود در کوه‌های کرکس در نزدیکی نطنز سقوط کرد و همه ۶۶ سرنشین آن کشته شدند.

25. بیست و چهارم آبان ۱۳۷۲ ۱۵ نوامبر ۱۹۹۳ : هواپیمای آنتونوف-۱۲۴ در نزدیکی کرمان سقوط کرد و همه ۱۷ سرنشین آن کشته شدند.

26. نوزدهم بهمن ۱۳۷۱ ۸ فوریه ۱۹۹۳ : هواپیمای توپولوف-۱۵۴ شرکت ایران ایرتور‌ با یک هواپیمای سوخو-۲۴ متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در نزدیکی تهران تصادف کرد. در این حادثه ۱۳۴ نفر کشته شدند.

27. ششم اردیبهشت ۱۳۷۱ ۲۶ آوریل ۱۹۹۲ : هواپیمای فوکر-۲۷ نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در نزدیکی ساوه سقوط کرد و ۳۹ سرنشین آن کشته شدند.

28. سوم خرداد ۱۳۷۰ ۲۴ مه ۱۹۹۱: هواپیمای ایلوشین-۷۶ در نزدیکی کرمانشاه سقوط کرد و ۴ سرنشین آن کشته شدند.

29. دوازدهم تیر ۱۳۶۷ ۳ ژوئیه ۱۹۸۸ : هواپیمای ایرباس آ-۳۰۰ در پرواز شماره ۶۵۵ ایران ایر، به‌وسیله ناو جنگی وینسنت آمریکا در خلیج فارس هدف قرار گرفت و تمام ۲۹۰ سرنشین آن کشته شدند.

30. یازدهم آبان ۱۳۶۵ ۲ نوامبر ۱۹۸۶ : یک فروند هواپیمای سی-۱۳۰ نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در زاهدان سقوط کرد و ۹۸ سرنشین آن کشته شدند.

31. هفتم مهر ۱۳۶۰ ۲۹ سپتامبر ۱۹۸۱ : یک فروند هواپیمای سی-۱۳۰ ارتش ایران در کهریزک سقوط کرد و ۸۰ سرنشین آن کشته شدند.

32. سی و یکم خرداد ۱۳۵۹ ۲۱ ژوئن ۱۹۸۰ : هواپیمای بوئینگ ۷۲۷ ایران ایر که در مسیر مشهد-تهران پرواز می‌کرد سقوط کرد و ۱۲۸ نفر از سرنشینان آن کشته شدند.

۱۰ نفر بجای ۳۰۶ نفر!

۱۰ نفر بجای ۳۰۶ نفر!

روزنامه جمهوری اسلامی: پس از سخنان تند آيت الله شيخ محمد يزدي رئيس شوراي عالي جامعه مدرسين عليه آيت الله هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان رهبري كه به دليل عدم وزانت لازم در حد يك چهره حوزوي به شدت وجهه رئيس سابق قوه قضاييه را در جامعه تضعيف كرد برخي رسانه ها تلاش كردند با انتشار نامه اي كه گفته شده امضاي 306 استاد حوزه پاي آن است به تقويت جايگاه اين چهره سياسي حوزوي بپردازند. آيت الله يزدي در سخنان خود آيت الله هاشمي رفسنجاني را به برداشت غلط درباره نقش مردم در حكومت اسلامي متهم كرده و خطاب به او گفته بود : چه كاره ايد كه درباره آزادي زندانيان سخن بگوييد اما در نامه حمايت آميز مذكور تنها نام 10 تن به عنوان امضا كنندگان درج شده كه تقريبا نام هيچ چهره برجسته حوزوي در بين اين 10 تن ديده نمي شود .


مخالفت وزير اطلاعات با پخش اعترافات بازداشت شدگان

علاءالدين بروجردي، رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس گفت كه وزير اطلاعات در ديدار هيات رئيسه و روساي كميته‌هاي تخصصي اين كميسيون مخالفت خود را با پخش اعترافات بازداشت‌شدگان اخير را اعلام كرد.

علاءالدين بروجردي نماينده بروجرد و رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس اظهار داشت: در ديدار هفته گذشته كميته منتخب كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس با وزير اطلاعات، خانم الهيان از نمايندگان عضو كميسيون موضوع پخش اعترافات بازداشت‌شدگان حوادث اخير را مطرح كرد.

وي افزود: نظر آقاي محسني اژه اي نسبت به اين موضوع با توجه به ضرورت سير قانوني پخش اعترافات و غير عملي بودن اين كار منفي بود كه به صراحت در اين ديدار اعلام شد.

به گفته رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس هشتم، هيات رئيسه و روساي كميته‌هاي تخصصي اين كميسيون كه در طول يك ماه گذشته براي بررسي حوادث بعد از انتخابات رياست جمهوري دهم با مسئولان مختلف و چهره‌هاي موثر نظام ملاقات‌هايي داشته اند، در ديدار با وزير اطلاعات درخواستي در زمينه پخش اعترافات به عنوان نظر جمع بندي شده كميسيون ارائه نكرده است.

علاءالدين بروجردي بر همين اساس در پايان آنچه را كه تحت عنوان پخش اعترافات بازداشت‌شدگان اخير به درخواست كميته منتخب كميسيون امنيت ملي مجلس و موافقت وزير اطلاعات با اين مساله در برخي رسانه‌ها منتشر شد، قويا تكذيب كرد.

برخی را دستگیر کرده‌اند و بعد جنازه آن‌ها را تحویل داده‌اند!

علی مطهری: اگر می‌خواهند اعترافات را پخش کنند باید به موازات آن به تخلفات بازجوها رسیدگی شود/برخی را دستگیر کرده‌اند و بعد جنازه آن‌ها را تحویل داده‌اند/احمدی نژاد لجبازی را ترک کند

پارلمان‌نیوز: عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس گفت:«اگر قرار است اعترافاتی از بازداشت شدگان پخش شود به موازات آن باید به تخلفاتی که در بازجویی‌ها صورت گرفته و احیانا به مرگ برخی از بازداشتی‌ها منجر شده رسیدگی و دلایل آن نیز منتشر شود.»

علی مطهری در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، در پاسخ به سئوالی در مورد درخواست هیات رییسه کمیسیون امنیت ملی از وزیر اطلاعات برای پخش اعترافات از بازداشت شدگان پس از انتخابات و اظهارات آیت الله بیات مبنی بر گناه کبیره بودن پخش اعترافات، اظهار داشت:«اگر این اعترافات در شرایط عادی گرفته شده باشد حجیت دارد و می تواند به آگاهی مردم کمک کند اما اگر در شرایط غیر عادی گرفته شده باشد نمی‌تواند کمکی کند.»

وی تاکید کرد:«به اعتقاد من همانطور که اعترافات پخش می‌شود به تخلفاتی که در بازجویی‌ها انجام شده و احیانا به مرگ برخی بازداشتی‌ها مثلا فرزند دکتر روح الامینی منجر شده باید رسیدگی شود.»

مطهری گفت:«بر اساس اخبار رسیده برخی افراد بازداشت شده بعد از مدتی که از دستگیری آنها گذشته جنازه آنها را تحویل داده‌اند که دلایل آن و اینکه آیا تخلفی صورت گرفته یا نه باید روشن شود.»

عضو فراکسیون اصولگرایان خاطر نشان کرد:«همه این مسایل به موازات هم باید رسیدگی شود که در این صورت مفید خواهد بود در غیر این صورت نتیجه‌ای ندارد.»

وی در پاسخ به این سئوال که به اعتقاد شما بازداشت‌های پس از انتخابات قانونی و اعتراف‌گیری در شرایط عادی انجام شده است گفت:«بازداشت‌ها ممکن است که قانونی باشد اما مهم نوع برخورد با افراد در بازداشت است که آیا ضوابط اسلامی رعایت شده؟بازداشت شدگان تحت فشار روحی، روانی و جسمی بوده اند یا خیر؟»

مطهری در پاسخ به این سئوال که آیا او به عنوان نماینده قوه مقننه در شورای نظارت بر عملکرد صدا و سیما بر فیلم‌های اعتراف گیری نظارت خواهد داشت یا خیر گفت:«شورای نظارت بر عملکرد صدا و سیما در امور اجرایی دخالت ندارد و تنها یک شورای نظارتی است.»

وی ادامه داد:«این شورا صرفا می تواند تذکر بدهد و یا اگر طرح و برنامه ای دارد پیشنهاد کند.اما در اجرا دخالت ندارد.»

عضو شورای نظارت بر صدا و سیما در پاسخ به این سئوال که آبا اطلاعی از پخش برنامه‌ای تحت عنوان اعترافات از صدا و سیما دارد یا خیر گفت:«قرار بود جلسه شورای نظارت هفته گذشته برگزار شود اما به دلیل آنکه در سفر بودم اطلاعی از برگزاری جلسه و دستر کار آن ندارم.»

مطهری در خصوص راه بیرون رفت از شرایط پس از انتخابات و حوادث به وجود آمده، تصریح کرد:«نباید به احساسات و هیجانات دامن زده شود همه باید قانونگرا و به دنبال اصلاح وضعیت فعلی باشیم.»

فرزند شهید مطهری تاکید کرد:«نباید به دنبال تسویه حساب شخصی و انتقام گیری بود و همه باید حسن نیت داشته باشند تا فضا آرام و زمینه برای کار آماده شود.»

نماینده تهران درپاسخ به سئوالی در مورد نقش احمدی نژاد در شرایط فعلی گفت:«ایشان نقش اساسی در ایجاد فضای دوستی و آرامش دارد.»

وی تصریح کرد:«آقای احمدی نژاد باید لجبازی و یک‌دندگی خود را ترک کند و از همه نیروهای صالح در ترکیب کابینه دهم استفاده کند تا وحدت و آشتی ملی برقرار شود.»

دل نوشته ای از یک مخاطب: میگویند با امام زمان رابطه دارد!

دل نوشته ای از یک مخاطب:

میگویند با امام زمان رابطه دارد! میگویند همه چیز را امام زمان به او میگوید! راستی امام زمان یعنی اینقدر ظالم است که بگوید جوانان رابکش؟! یعنی این ملت دینی نداشتند و فقط انقلاب به آنها دین داری اموخت؟!

من خیلی خانواده های مذهبی را میشناسم که قبل از انقلاب به مراتب دیندار تر بودند ولی امروز شرمشان می اید بگویند مذهبی هستند!. آخر مذهبی بودن را با لباس شخصی بودن یکی کرده اند!. دیگر نگذاشتند کسی افتخارش باشد که دیندار است دیگر از مسجد و خانه خدا جز خوف گاه و شکنجه گاه و مراکز لباس شخصی نام دیگری باقی نگذاشتند! اینان نام مسجد را هم با ان صحنه تیر اندازی از بالای مسجد لولاگر لکه دار کردند.

من مطمئنم خدا خشمناک است که نام او را ملعبه امیال شخصی خویش مینمایند. خدا نیز بمانند جماعت ناراحت است. "ید الله مع الجماعــه" دست خدا هم با جماعت است، دل خدا هم با دل جماعت ناراضی است، مگر میشود خدا با ظلم کنندگان باشد؟! و انانی که ظلم کردند بدانند "ید الله فوق ایدیکم" دست خدا بالای همه دستهاست و دستی که همراه جماعت است بالای همه دستهاست و هیچ کس نمیتواند جماعت را با هیچ رعب و وحشت و قتل و کشتار از بین ببرد، محسن و ندا و ترانه و سهراب از یاد هیچ کس در جهان نخواهد رفت و خدا هم از این خونها نخواهد گذشت.

پیامبر به قاضی واجد کاملترین شرایط میفرماید: هر حکمی کنی مثل آن است که لبه تیغی ایستاده ای که هر دو سر آن جهنم است. چگونه ممکن است از خونهایی بگذرد که هیچ قانون و حکمی آنها را به مرگ محکوم نکرده بود؟!. چگونه میتوان از این کشتار وحشیانه خدا و نبی و فرزند نبی حضرت ولی عصر بگذرد؟

من از عذاب الهی همیشه ترسیده و میترسم هر عملی انجام میدهم با خود فکر میکنم شاید از وجهه دیگری این عمل گناه باشد و خدا در روز قیامت مرا به خاطر حق الناس بازخواست کند. چطور ممکن است خدا به خاطر انسانی که حتی "مهدورالدم" بودن او ثابت نشده و او را میکشید، شما را بازخواست نکند؟! اینطور که شما در ذهن جوانان جا می اندازید نعوذ بالله خدا ظالم است! نههههههههههه خدا برای ظالمان همان خواهد کرد که انان با مردم میکنند.

هشدار میدهم "انا الظلم لا ینبقی" ظلم باقی ماندنی نیست، امروز صداها خاموش میشود (که نمیشود) اما فردا ازجای دیگر برخواهد خواست.

یک دوست

مادر سهراب اعرابی: به کدامین گناه کشته شد؟

مادر سهراب اعرابی: به کدامین گناه کشته شد؟

خانم پروین فهیمی، مادر شهید سهراب اعرابی، در جلسه‌ی اعضای شورای شهر تهران با خانواده‌های شهدا و بازداشت شدگان حوادث اخیر، سخنان تکان‌دهنده‌ای را درباره‌ی پیگیری‌هایی که پس از ناپدید شدن فرزندش انجام داده، بیان کرد که فیلم اظهارات وی در سایت اینترنتی یوتیوب منتشر شده است. از آنجا که ممکن است برخی کاربران، به خصوص در داخل ایران، موفق به مشاهده‌ی این فیلم نشده باشند، لذا متن کامل این سخنان را از روی فیلم منتشر شده بر روی اینترنت پیاده کرده و از همه‌ی سبزاندیشان دعوت می‌کند به طور غیرمستقیم پای درد دل این مادر شهید بنشینند و قصه‌ی پرغصه‌ی او را بخوانند. این متن با همان بیان محاوره‌ای و بدون هیچ ویرایشی منتشر می‌شود:

فیلم منتشر شده بر روی یوتیوب
قسمت اول


قسمت دوم

فخرالسادات محتشمی‌پور: خانم پروین فهیمی، من ازشون خواهش کردم تشریف بیارن، مادر شهید سهراب اعرابی هستن.

پروین فهیمی: با سلام خدمت همه دوستان و اعضای شورای شهر تهران که اگر ما را به عنوان یک شهروند بدانند. درد دلمون خیلی زیاده (بغض)، پسرم رو روز بیست و پنجم گم کردم در اون راه‌پیمایی مسالمت‌آمیزی که به اعتراض به خاطر رای با اون جمعیت کم کم سه میلیونی که جمع شده بودن مردم. فرزندم رو گم کردم، و موبایلها هم چون قطع بود خیلی گشتم، یعنی زنگ زدم به موبایلش نتونستم، خیلی هم گشتم دنبالش توی خود میدون آزادی، برگشتم خونه دیدم نیومده، دوباره برگشتم توی خود میدون آزادی چون منزل ما نزدیکه.

صحنه‌ها خیلی فجیع بود (بغض) نمی‌تونم بگم، یعنی اینقدر گاز اشک‌آور می‌زدن و اینقدر فضای اونجا حالت جنگ پیدا کرده بود که من خودم از اون به بعد سینه‌ام گرفته و اصلا مریضم... (نفس عمیق) دیگه بچه رو که من پیدا نکردم، اومدم خونه و با پسرای دیگه‌م و بستگانم به تمام بیمارستان‌ها، به تمام کلانتری‌ها مراجعه کردم، جوابی نشنیدم چون این بچه کارت شناسایی همراش نبود، یه مقدار پول همراش بود که گفته بود می‌رم تست هم بخرم از میدون انقلاب و بعد می‌یام به طرف خونه. ایشون نوزده سالش بود و کنکور داشت امسال، دوتا کنکور، و ایشون بچه‌ یه فرهنگی بازنشسته بود که پدرش فوت کرد به علت بیماری تومور مغزی. چهارسال طول کشید بیماریش، دو سال که در بستر بود و خیلی حالت‌های ناجوری داشت و غذا رو ما می‌بایست از طریق سرنگ و اینا بهش بدیم، این بچه همراه من بوده، و دیگه بستگان و فامیل و همسایگان و همه می‌دونن که این بچه چقدر همراه من بود به عنوان یک پرستار.

اون شب که من دارم می‌گم این بچه رو متاسفانه من پیدا نکردم تا صبح. صبح مراجعه کردم ... اول زنگ زدم به ۱۱۰، ۱۱۰ به من گفتن برین به کلانتری محل، کلانتری محل خودمون رفتم و تقاضای فقدان کردم که ایشون مفقود شده است و بگذریم از مراحل بعدیش که آگاهی شاپور، از آگاهی شاپور دادسرا از دادسرا به آگاهی شاپور... پاس دادن‌ها شروع شد. بعد هم که من از همه هم که می‌شنیدم می‌گفتن مطمئن باشین دستگیر شده، احتمالا چون فضا اونجا خیلی ناامن بوده، هیچ‌کس هم حالا جرات اینو پیدا نمی‌کرد بهم بگه که شاید کشته شده، شاید زخمی شده باشه، با اینکه من می‌رفتم خودم می‌پرسیدم. هفت‌تا گفتن شهید شده، هفت‌تایی که شهید شدن، پنج تاش شناسایی شده بودن، دوتاش شناسایی نشده بودن که سن بالا داشتن، اون پنج‌تا رو که بچه‌های من رفتن دیدن، گفتن که سهراب نبوده، البته اونام جای بچه‌های من و پدران من بودن، ما هم با خیال راحت گفتیم که این بچه دستگیر شده یا زخمی شده، البته توی زخمی‌ها هم نبود، تمام بیمارستان‌ها رو ما گشتیم، البته با اینکه بعضی بیمارستان‌‌ها جواب درستی نمی‌دادن، بعضی بیمارستان‌ها هم جواب می‌دادن.

بعد دیگه من راهی دادگاه انقلاب شدم که اونجا پیگیری کنم که همه‌ش می‌گفتن باید تو لیست بیاد، تو لیست بیاد، تو لیست بیاد، برو بشین تو خونه‌ت. گفتم من یک مادرم نمی تونم تو خونه بشینم، اینو کسایی درک می‌کنن که مادر باشن. من حتی غذا نمی‌تونستم ... (بغض)، هنوزم نمی‌تونم بخورم، اصلا راه گلوم بسته می‌شد و فقط با مایعات خودم رو نگه داشتم، در این چند مدت و راهی اوین بودم و دادگاه انقلاب، پلیس امنیت، دیگه هر جایی که شما فکرش رو بکنین، من اگه داستان رو بخوام بنویسم یه کتاب قطوری خواهد شد.

بگذریم از اینکه روز کنکور اعلام کردند خودشان، در اوین، یکی از مسوولین، نمی‌دونم زندانبان بود، کی بود من نمی‌شناسم، اینا هیچ وقت نمی‌گن، اومد اون پایین ما رو زیر پارکینگ جمع کرد، گفت کسانی که اسمشون توی لیست نیومده، کسانی که تماس تلفنی نداشتن، چون بچه منم تماس تلفنی نداشت، گفتن تمام کسانی که مشکل دارن برن به دادگاه انقلاب مراجعه کنن و از اونجا پیگیری کنن. اگه بچه‌شون کنکوریه، برن می‌خوایم کنکوری‌ها رو آزاد بکنیم، سی‌تاشون هم دقیقا من اونجا بودم آزاد کردن. چون من کلا شبانه‌روز اونجا بودم همه منو می‌شناسن، تمام ارگان‌ها می‌شناسن. [خطاب به مسوول جلسه: ببخشید .. من خیلی مزاحمتون می‌شم، به خاطر اینه که درد دلم خیلی زیاده...از وقتای بعدیم استفاده می‌کنم. از دوستان اگه اجازه بدن...]

بعد اونجا اعلام کردن برید به خاطر کنکوریا. بعد من رفتم همه کارهای کفالت رو انجام دادم، برادرم ضمانت کرد. هنوز هم کارت ملی برادر من رو گرفتن ندادن. بعد سه بار فکس کردم، گفتن اسم این بچه نیست. منم قبول کردم تو لیست معمولی زندان نیست.ولی گفتن در بندهای مخصوصی در زندان هستن که به ما لیست نمی‌گن. حتی اسم اون افراد رو هم می‌گم که چه کسانی این حرفا رو زدن اگه لازم باشه. باز هم من طبق معمول عکس بچه‌ام رو دادم از طریقای مختلف رفت داخل زندان. کارت ملی دادم به عناوین مختلف، فتوکپی شناسنامه دادم. کارت کنکور دادم. خیلی کارا کردم. یعنی دیگه آخرین کارهایی که می‌تونستم انجام دادم. ولی دیگه ایشون رو نیافتن و جوابی به من ندادن تا روز آخر، روز پنجشنبه یا جمعه، روز هجدهم بود که آقایی از مسوولین بود و گفت که شما به دادگاه انقلاب بازم مراجعه کنین، اینجا نیا. شبه رفتم دادگاه انقلاب. روز شنبه بیستم تیر.

رفتم دادگاه انقلاب. ببخشید اونجا باز هم توهین‌ بهم می‌کردن، همیشه هم می‌کردن, که چرا اینقدر می‌یای و می‌ری؟چه خبره؟ مگه بچه‌‌های دیگه نیستن؟ برو برای خودت بگیر بخواب، استراحت کن. این بچه‌ها هیچ مشکلی ندارن. هیچ مساله‌ای ندارن. دارن می‌خورن و می‌خوابن، شما مادرا دارین خودتون رو می‌کشین. حتی جملات دیگه‌ای هم که فسفرین. یک بار گفتن فسفریه. یک بار گفتن بچه‌ شما اسمش رو نداده، اشتباه داده، و چیزای دیگه ... بگرد خودت پیدا کن. اینا جملاتیه که مسوولین در دادگاه انقلاب به کار می‌بردن. خیلی کلمات و خیلی چیزایی که من نباید بگم. اصلا نباید بگم.من خودم خجالت می‌کشم که بگم. بگذریم از این حرفا...

روز بیستم تیر به من گفتن شما به آگاهی شاپور مراجعه کردین؟ من گفتم بله، اونجا آگهی فقدان دادم، پنجشنبه هم به من گفتن که شنبه بیا برای موبایلش که ردیابی بدیم. من شنبه باز هم اونجا وایسادم تا یکی از مسوولین اومد و باز هم بهش گفتم که بچه من چی شد؟ جوابی دارین به من بدین؟ که این بیست و پنج، بیست و شش روزه حتی زنگ هم به من نزده. بگذریم از اینکه من دفتر دادستانی هم رفتم . پیش خود آقای مرتضوی البته نرفتم. رئیس دفترش به من گفت بچه شما در اوینه. منظورم اینه که همه مسوولین به من گفتن که اوینه، توی بندهای مخصوصیه. ولی یه د‌فعه‌ای چی شد کشته شد؟ یه دفعه‌ای چه اتفاقی افتاد؟

بعد من رفتم در شاپور برای راهنمایی. همین مسوولی که با من صحبت کرد گفتش که شما عکسش رو به من دادین، من بردم داخل، عکس‌های مختلفی که شما نشون دادین، کارت ملی بچه منو هم نشون داد و گفتش شما تشریف ببرین، فردا بیاین ما جواب می‌دیم. با این حال چون از آگاهی زنگ زده بودن منزل، منو خواسته بودن، من پاشدم رفتم آگاهی و اونجا توی آگاهی شاپور به من، به من که البته، چون من دل اینو نداشتم که برم عکسای بچه‌های دیگه رو هم ببینم، گفتم من نمی‌تونم برم و اون مسوول گفت کار ردیابی رو من خودم انجام می‌دم ولی تشخیص هویت رو یکی از خودتون باید انجام بده که بچه دوم من که خیلی واقعا ضعیفه از لحاظ جسمانی و دانشجو هم هست، این خودش رفته بود عکسا رو دیده بود و شناسایی کرده بود عکس بچه منو که از صورت به بالا نشون داده بودن (بغض...) و این آمده بود ... من دیدم این بچه دیر کرده، خیلی مدت طولانی، من نگران شدم، خودم رفتم بیرون دنبال بچه دومم... یعنی می‌گشتم دنبال سیامک دیگه،بعد دیدم نیومده گفتم حتما یه اتفاقی افتاده که این بچه دیر کرده، گفتم نکنه اینجا اینم گرفتن ... تا اینکه به اون آقای مسوول گفتم که آقای فلانی، لطف کنین ببینین این بچه من چی شده، نیومده، من خودم رفتم اداره تشخیص هویت... نگو این بچه دیده و برای اینکه با من روبرو نشه خودش رو رفته یه جایی پنهان کرده ( بغض، با گریه ادامه می‌دهد...) بچه من نمی‌تونست به من بگه که برادرش رو کشتن، اینقدر حال این بچه بد بود، رنگ و روش پریده بود و اصلا حالت عصبی پیدا کرده بود، من خودم رفتم پیداش کردم بهش گفتم: سیامک بگو به من چی شده، چشای تو می‌گه که یه اتفاقی افتاده بگو به من .. و بعد دیگه طاقت نیاورد و گفت: مامان! سهراب ... کشته شده ( با گریه ... ) گفتم چرا؟ کی؟ کجا؟ و نمی‌تونم بگم براتون که چه اتفاقی افتاد برای من اونجا...

خواهش می‌کنم، من می‌خوام فقط بدونم بچه من برای چی رفت؟ فقط برای اون رایی که داده بود، اعتراضی که داشته، حالا هر چی که بوده، یه بچه نوزده ساله که کنکور داشته، که هنوز یک دونه از آرزوهاش برآورده نشده، به دست چه کسانی، به دستور چه کسانی، برای چی آخه؟ مگه این بچه .. اصلا از شورای شهر می‌پرسم از دولت چی‌ خواسته؟ از مملکت چی خواسته؟ غیر از اینکه ما فقط آسایش، آرامش و آزادی اندیشه خواستیم؟ این مهمه ... که بچه من فکر می‌کنه که به چه کسی رای می‌ده و اون رایش به کجا می‌ره. هیچ چیز دیگه‌ای نخواسته ( عکس سهراب را روی دست بالا می‌گیرد که روبانی سبز به دور پیشانی‌اش دارد) فقط به خاطر اینکه طرفدار آقای موسوی بوده؟ باید کشته بشه؟ ( فریاد می‌زند با صدای لرزان) به کدامین گناه؟ بچه من یه جوون بوده، نوزده سالش بوده ( بغض .. با گریه ادامه می‌دهد) یعنی در اوايل جوانی به هیچ کدوم از آرزوهاش نرسیده... من مادر فقط شبانه‌روز دارم از خدا می‌خوام به این ظلم‌ها پایان داده بشه ...[عکس سهراب رو ناامیدانه می‌اندازد روی میز‌‌] می‌بخشین، وقتتون رو گرفتم .