۵/۱۹/۱۳۸۹

اقدام علیه امنیت کشور؛ یا معنی امنیت را نمی دانند یا…

اقدام علیه امنیت کشور؛ یا معنی امنیت را نمی دانند یا…

. ادامه راه سبز(ارس): دکتر مهدی خزعلی در وبسایت خود نوشت: دیروز رفتم گواهی عدم سوءپیشینه بگیرم، رییس مرکزتشخیص هویت با شرمساری برگه ای به دستم داد، سخن از چهار اتهام دربازداشت ۲۵ خرداد ۸۸ بود! نمی دانم، من که هنوز در مرحله بازپرسی و تحقیق هستم، هنوزکیفرخواستی صادر نشده ، دادگاهی تشکیل نشده است، تازه بعد از تجدید نظرخواهی و رای دادگاه تجدید نظر و اجرای احکام، نهایتاً سوءپیشینه می شود، ظاهراً در پرونده های امنیتی اول سوءپیشینه می شود و بعد اتهام وارد می شود!

راستش ما برای همکاران پزشکمان که مطب شلوغی داشتند، به طنز می گفتیم، نسخه ها را از قبل چاپ می کنند که در وقت صرفه جویی شود! اما در اتاق بازجویی بند ۲۰۹ اوین، با این صحنه مواجه شدم، یک بسته کاغذ (A4) روی میز بود، اول فکر کردم سفید است، دیدم خیر، این ها برگ تفهیم اتهام است که برای تسریع در کار یک نفر با خط خوش نوشته و در تیراژ بالا تکثیر شده است، با خود گفتم : چه می شود، همین ها را در دولت الکترونیک درسایت قراردهند وهمه مردم تفهیم اتهام شده و بصورت آنلاین و پیپرلس به اتهام همه رسیدگی شود، می دانید چه انقلابی در دادرسی بوجود می آید، شما می توانید در عرض ۲۴ ساعت هفتاد میلیون برگ تفهیم اتهام داشته باشید! ورود اطلاعات آنهم برایتان رایگان می شود! اصلاً می توانید به هر نوزاد متولد ۱۳۸۹ همراه دفترچه حساب پس انداز یک برگ تفهیم اتهام هم بدهیم.

بگذریم و اما اتهامات من:

اتهام نخست: ” اقدام علیه امنیت کشور! “: خجالت نمی کشید؟ کشوری که در آن آقایی و حکومت می کنید حاصل تلاش ما رزمندگان بسیجی بوده است، به قول آن بسیجی خیبری:” اگر ما برای شما امنیت نیاورده بودیم، امروز به صدام می فرمودید: آق بابا یا شاید هم آق دایی! ” یا معنی امنیت را نمی دانید یا منظور شما از کشور چیز دیگری است! واضح بفرمایید، کشور چیست؟ زید و عمر و بکر کشور است؟ یزدی و مصباح و جنتی کشور است؟ احمدی و مشایی و کردان کشورند؟ ما امنیت چه کسانی را به خطر انداخته ایم؟ امنیت دزدان و رهزنان، امنیت کشور است؟ چه شده است؟ جاعلان و دروغگویان، بر مسند وزارت و وکالت نشسته اند و بسیجیان و جان برکفان در بندند! امنیت کشور یعنی معادن سنگ حضرت آیت الله، پرونده لاستیک دنای حجه الاسلام و المسلمین، کارخانه قند معظم له یا املاک دماوند مد ظله العالی! کدام به خطر افتاده است؟ امنیت کشور را شما با ندانم کاری و ماجراجویی به ورطه خطر کشانده اید نه ما! تمامیت ارضی ما دارد فدای قدرت طلبی عده ای خاص می شود، منابع ، ذخایرو توان بالقوه و بالفعل ما به حراج می رود، همه کشورها کوچک عالم از کیسه خان بهره برده اند تا شهوت جلب توجه او ارضاء شود. از بولیوی و مالی گرفته تا سنت وینسنت!

اتهام دوم: ” فعالیت تبلیغی علیه نظام” ، باز همان سئوال، نظام چیست و کدام است؟ نگویید نظام شخص است، که این بزرگترین خیانت در حق ملت است که سرنوشت او را به جان اشخاص گره بزنیم، مدیر خوب کاری می کند که امور شرکتش به او وابسته نباشد و در غیاب او، همه کارها منظم انجام شود. اگر دیدید که کشوری به افراد خاصی وابسته است و بدون آنها منافع ملی به خطر می افتد، بدانید که آنها خائنند!

این اتهام آنقدر بی پایه و اساس، بی در و پیکر و گل و گشاد است که به هر کس که بخواهید می چسبد، چون نظام یعنی هر کس و هر چیزوهرحیوان مرتبط با آقایان، اگر حرفی بزنید که به گوشه عبای آقایان برخورد، یا اگر به اسبشان بگویید یابو، یا خدای ناکرده ، زبانم لال بگویید که بالای چشمان مبارک دو قواره ابروست، مصداق تبلیغ علیه نظام است! نه، مسئله بغرنج تر از این حرفهاست، سلسله مراتب را که یادتان نرفته است، درهمه پاسگاه ها نصب است، اگر به رفتگر محله انتقاد کنید، به شهردار و فرماندار و استاندار و وزیر کشور و رییس جمهور خرده گرفته اید، اوهم که توسط رهبر تنفیذ می شود، پس تو به رهبر تعریض کرده ای و رهبر هم که نایب امام عصر است و امام هم خلیفه خداست ! پس کارت به جایی رسیده که بر حق تعالی خرده می گیری، تو پاک مرتدی و مهدور الدم، خونت حلال و مالت مباح و زنت حرام ( البته بر تو!) است.

اتهام سوم: “همکاری با دولت متخاصم! “ قانون دولت متخاصم را تبیین کرده است، دولتی متخاصم شناخته می شود که یا با اعلان جنگ، با او در حال جنگ باشیم یا آتش بس بین جنگ، تا آن جا که من می دانم، با هیچ دولتی در جنگ نیستیم، پس دولت متخاصم چه معنایی دارد؟ از دادیار- که جوانی خام بود- پرسیدم، گفت:” آمریکا، اسرائیل، انگلیس و فرانسه ، دول متخاصم اند!” عرض کردم، خوب ما را در جریان جنگ می گذاشتید، بسیجی نمی خواستید که روی مین برود؟ در ثانی؛ من با کدام یک از این دول متخاصم همکاری داشته ام؟، من که حتی با آبدارچی پستخانه هیچ دولتی همکاری یا کمترین ارتباط نداشته ام!

گفت:” با رادیو فردا، بی بی سی و صدای آمریکا مصاحبه کرده ای! عرض کردم: ” اولاً؛ رادیو و رسانه دولت نیستند، در ثانی ؛ خبرنگاری زنگ می زند و نظر مرا جویا می شود، اگر مصاحبه با رسانه های خارجی همکاری با دول متخاصم است، اول مجرم، احمدی نژاد است، ۹۰ درصد مصاحبه های او با خارجی هاست و آمریکایی ها سهم ویژه ای دارند! او را در بندش کنید، تازه دارد جغرافیای جهان را هم عوض می کند، انگلیس را به غرب آفریقا می فرستد و ۱۰۲ هزار کیلو متر مربع به مساحت ایران اضافه می کند( کشور گشایی پشت تریبون!)، آقای محصولی را که می شناسید، می آید بر اساس فرمایش ایشان، ۱۰۲ هزار کیلو متر مربع قطعه بندی می کند و برای نورچشمی ها و فلان ارگان و بهمان سازمان سند می زند، فردا این زمین ها صاحب پیدا می کند و خر بیار و باقالی بارش کن!

اتهام چهارم من از همه جالب تر است! در برگه نوشته بود: ” تشویق اذهان عمومی” نمی دانم از کی تا به حال ” تشویق” هم جرم است! نگویید: ” شنونده باید عاقل باشد ” می دانم گوینده را حرجی نیست! اما اگر منظور آقایان تشویش اذهان عمومی است که آقای احمدی نژاد را باید هزار بار گرفته باشند! و سخت در زنجیرش کنند!

علی ای حال، این روزها مردم به این برگه ها افتخار می کنند! آنرا حسن سابقه دانسته و قاب می گیرند، من نیز آنرا در اتاقم نصب خواهم کرد، در کنار پلاک های جبهه، در کنار عکس برادر شهیدم، درکنار آلبوم رد صلاحیت! بالاتر ازلوح های ناشر برگزیده و کتاب سال و تقدیر نامه ها، اتاق من پر است از برگ افتخار! به همه آنها می بالم. اما این چیز دیگری است، این از همه خالص تر است! این ” حسن پیشینه “را قاب می گیرم.

۳ نظر:

  1. خب خنده ی ما هم در آمد
    ولی ندانستیم به حماقت رجال بی سواد و نا بلد قانون بخندیم یا به
    بخت بد ایران و ایرانی

    پاسخحذف
  2. از آن پدر یک همچنین پسری نوبر است به خدا از پدرتان خاطرات زیادی دارم در آن زمان که در تبعید شاهنشاهی بودند
    حرفهایشان کم از ملای ارومیه ای نبود ولی شما چطور در این وادی غلطیدید ؟ آن زمانهای دور امکانات نبود ؟؟؟
    مردم را حق بدهید که نتوانند به از بالا تا پایینتان اعتماد کنند و همه ی تان را سر و ته یک کرباس بدانند نه به خودتان نه به افتخاراتتان نه به اسلامتان نه به دوستیتان و نه به دشمنی تان
    تمام این دعواها نزاع بر سر قدرت است که در این میان از احساسات و شور و انرزی مردم استفاده می شود
    هزینه اش را مردم می پردازند میوه اش را شما می چینید
    البته برای شما گاهی یک قمار می شود و همه ی هستس تان را هم یک وقت دیدید که از دست دادید اما برای سر ماجراجویی جون شما ( نمونه اش احمدی نزاد ) چه باک ؟
    چند سال زندان و تبعید را به جان می خرید و عوض اش در دور بعدیصاحب همه چیز خواهید شد
    نمونه اش را در برابر چشمانمان داریم خامنه ای مگر در صف مبارزان و تبعیدی ها نبود رفسنجانی چطور ؟
    همینطور بشمارید الی ما شا الله فراوان است این بازی ها را کنار بگذارید مردم دیگر نه شما را می خواهند نه هیچ کس دیگرتان در نگاهی خوش بینانه باید گفت مردم آنقدر هوشیار شده اند که از بعضی از شما برای به پایین کشیدن بعضی دیگرتان استفاده کنند
    اگر خوب به تاریخ انقلاب نگاه کنید خواهید دید که نمونه هایش زیاد است
    به قولی شاید بتوان گفت " انقلاب بچه های خود را همینطور دارد می خورد اول با تسویه های دهه ی شصت شروع شد با کنار گذاشتن و انزوای تفکر و سیاست مدارانی چون موسوی
    ادامه پیدا کرد و در این یکسال اخیر هم که خیلی از دوستانتان را به یمن روح بلند و قلب بزرگ !!! خود در دسته بندی مخالف و معاند انداخته اید
    باری مردم نمی دانند به کدامانتان توجه و اعتماد کنند
    به یمن شما مردم دیگر به اسلام هم ظنین و بی اعتمادند شما که جای خود دارید حتا اگر به غایت چپ هم بزنید و با نظام مانند کارد و پنیر شوید مردم باز خواهند گفت بازی بر سر قدرت است
    یادش به خیر هنوز " مزرعه ی حیوانات " اثر جورج اورل را به یاد دارم این کتاب را در پانزده سالگی خواندم و در سن پنجاه سالگی
    مصداقش را می بینم

    پاسخحذف
  3. بيچاره آن "نظام"ي كه حياتش به يك فرد گره خورده باشد

    فاتحه

    پاسخحذف