بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0ffice.arasdotnet.tk يا http://bekhon.sabzonline.tk

‏نمایش پست‌ها با برچسب کتب و نشریات سبز. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کتب و نشریات سبز. نمایش همه پست‌ها

كتاب 'بيشعوري' - خطرناكترين بيماري تاريخ بشريت - pdf

2 نظرات
راه عملي در شناخت و درمان خطرناكترين بيماري تاريخ بشريت:
كتاب بيـشـعـــــوري

• ادامه راه سبز(ارس): در دوران روشنگری گمان می‌شد دانش دوای درد بشر است. کافیست آدمها باسواد شوند و کتاب‌های خوب بخوانند تا دنیا بهتر شود. جنگهای جهانی اول و دوم نشان داد اینطوری‌ها هم نیست. اتفاقا بزرگترین جنایات را باسوادترین ملت‌ها انجام دادند.

علی‌القاعده ما هم باید به همچو نتیجه‌ای رسیده باشیم، هرچند با نیم قرنی تاخیر. خیل عظیم دکتر مهندس عالم استادهای درس‌خوانده‌ای که ما را نه به فلاکت، عن‌قریب است به نابودی بکشانند نشان می‌دهد درس ملاک نیست. اخلاقیون می‌فرمودند ملا شدن چه آسان آدم شدن چه مشکل. صحیح بود و البته در مورد خود آنها هم صدقش آشکار شده است.

در سطح ملی نمی‌توان ماجرا را با رو کردن مدرک‌های تقلبی چند هزار آدم دانه‌درشت رفع و رجوع کرد. ده‌ها برابر این جماعت متقلب و یا آنهایی که با تقلب‌های شبه قانونی (بخوان سهمیه) مدرک ستانده‌اند، آدم‌هایی هستند با ضریب هوشی‌های بالا و مدارک واقعی از دانشگاه‌های معتبر؛ اما با عملکردی مشابه و بلکه بدتر از همپیاله‌های تقلبی‌شان.

سیاست و قدرت تنها قلمرو این ماجرا نیست. از پزشکانی که ده‌تا ده‌تا عمل جراحی می‌کنند و سه‌تاسه‌تا مریض ویزیت می‌کنند بگیر تا اساتید دانشگاهی که انواع حقه‌ها را برای چاپ مقاله‌ی علمی شاگردشان به نام خودشان سوار می‌کنند هیچکدام مشکل سواد ندارند. حتی در سطح جامعه هم با وجود ده‌ها میلیون‌ها دیپلمه و لیسانسه و دارندگان مدارک بالاتر به نظر نمی‌رسد مشکل بی‌سوادی و نادانی علت اصلی وضع ما باشد.

مشکل بیشعوری است. خرمرد رندی و زرنگی بیش از حد. تجاوز آگاهانه به حقوق دیگران. به کار گرفتن دانش و هوش برای شکستن قواعد انسانی به نفع خود. شهوت قدرت. بازیچه کردن علم و هنر و فرهنگ و دین و سیاست به نفع منافع حقیر شخصی.

کتاب بیشعوری در این‌باره است.

کتابی طنزآمیز از نویسنده‌ای خارجی که به گمان برای خواننده‌ی فارسی‌زبانی که در آغاز دهه‌ی ۹۰ ایستاده، بیشتر تکان‌دهنده است تا خنده‌دار. مصداقی از جُک معروف «برای شما جُکه برای ما خاطره‌اس.» ردیف کردن نمونه‌های فاجعه‌بار بیشعوری برای کسی که حتی اخبار آنجا را دنبال کرده باشد در حکم زیره به کرمان بردن است. چه رسد به تجربه ی زندگی.

خاویر کرمنت (که علی‌الظاهر واقعا هم پزشک است) در این کتاب طنزآمیز مدعی می‌شود که بیشعوری (Assholism) یک بیماری و اعتیاد است و نه نوعی بداخلاقی یا سوءرفتار. بعد در قالب یک پزشک که شناخت و درمان بیشعورها را کار خود قرار داده با نظیره‌نویسی کتاب‌های عامه‌پسند روانشناسی به معرفی بیشعوری از زوایای مختلف می‌پردازد. چند پاراگراف از متن کتاب نشان می دهد نگاه او به مساله چگونه است. در مورد استعداد بیشعوری سیستم بوروکراسی دولتی و نظام دیوان‌سالار می‌نویسد:

این نوع بیشعوری به صورت‌های مختلفی دولت را فلج کرده‌است. بعضی از صورت‌های قابل ذکر این‌ها هستند:

» جنون جلسه. دیوان‌سالاران همیشه در جلسه هستند. هر مساله‌ای که پیش بیاید، موضوع باید در کمیته‌های مربوطه مورد بررسی قرار گیرد، مشاوران آن را تحلیل کنند، کمیسیون‌ها درباره‌اش گزارش بدهند، در گروه‌های تجدید نظر رویش بحث شود و کمیته‌های اجرایی آن را تایید کنند. با این روش، مسئولیت تصمیم‌گیری کاملا محو می‌شود؛ هیچ‌کس مسئول و پاسخگوی عواقب نیست و در آینده یقه‌ی ‌کسی را نمی‌توان گرفت.

» کاغذبازی. تمام مراحل اداری با دقت فراوان به‌گونه‌ای تنظیم شده‌اند که برای هر کاری به سه نسخه نیاز باشد. همین امر، باعث کاغذبازی برای هر کاری می‌شود حتی اگر آن کار نوشتن تقاضانامه و درخواست کاغذِ بیشتر برای کاغذبازی باشد. اگر زمانی در روند تامین کاغذ اشکالی به‌وجود بیاید دولت با خطر جدی مواجه خواهد شد. اتفاقی که باعث دق‌مرگ شدن بیشعورهای دیوان‌سالار و ذوق‌مرگ شدن ما خواهد شد.

» مقررات. ‌سازمان های دولتی بدون مقررات سردرگم می‌شوند چرا که آنها هیچ‌کاری که واقعا کار باشد انجام نمی‌دهند و بنابراین هویت‌شان فقط با مقررات تعریف می‌شود. افزون بر این، مقررات سازمان‌های دولتی را در مقابل مردم محافظت می‌کند، به این صورت که مانع از حق مسلم مالیات‌دهندگان برای پرسش درباره‌ی این واقعیت آشکار می‌شود که این سازمان‌ها و اداره‌ها چرا پول مردم را مصرف می‌کنند اما عملا هیچ کار مفیدی برای آنها انجام نمی‌دهند؟ و آخر اینکه مقررات، قدرت کافی برای رؤسا و مدیران تامین می کنند تا با زیردستانشان مستبدانه‌تر رفتار کنند.

نويسنده: خاوير كرمنت
مترجم: محمود فرجامي

ويراست دوم نسخه الكترونيكي كتاب بيشعوري - pdf

مطالعه و دانلود كتاب بيشعوري
نسخه مناسب موبايل با فونت درشت


مطالعه، چاپ و دانلود كتاب بيشعوري
نسخه مناسب مطالعه در كامپيوتر و چاپ

جهت دانلود هر كدام از نسخه ها، بر روي تصوير آن كليك نماييد

توضيحاتي از مترجم (محمود فرجامي): این کتاب با مشقت زیادی ترجمه و از راه‌های مختلفی برای اخذ مجوز چاپش اقدام شد. راستش شرح ماجرا اینقدر برایم دردناک است که دوست ندارم دوباره تکرار کنم و اگر خواستید می‌توانید در مقدمه‌ی کتاب شرح مختصری از آن را بخوانید. مختصر اینکه سال ۸۹ جواب قطعی آمد که مجوز نمی‌دهند و تازه به ناشر اخطار داده‌اند که اگر پس از این چنین آثاری را به اداره کتاب تحویل دهد با مشکل جدی روبرو خواهد شد! چیزی در حد درخواست مجوز نشر برای مجله‌ی پلی‌بوی، با این تفاوت که چنین درخواستی لااقل ارشادچی‌های محترم را عصبانی نمی‌کند.

در ترجمه سعی کردم به متن وفادار باشم هرچند که بعضی جاها نمی‌شد. ترجمه بعضی عبارات دردسر درست می‌کرد. مطالبی هم بود به شدت آمریکایی و محدود به دوره‌ای خاص که البته تا آنجا که شد با نوشتن پانویس‌ها سعی کردم طوری نقل کنمشان که برای خواننده‌ی ایرانی مفهوم باشد. نویسنده لحنی توامان شبه‌علمی-لمپنی برای متن انتخاب کرده بود که تا آنجا که می‌توانستم سعی کردم آن را در ترجمه‌ی فارسی رعایت کنم. بعضی پرگویی‌ها و تکرار مکررات نویسنده را فشرده کردم. اندکی (شاید دو سه درصد) عبارات را هم با تغییراتی ایرانی کردم البته نه با غلظت آقامون شاملو که همچی کلوم پاچناری می‌ذاش تو دهن بچه‌های گیل‌گمش اینا که انگار می‌کردی مال ناف درخونگان.

خواندن عمیق و چندباره‌ی این کتاب بر روی اخلاق و رفتار من تاثیر داشت. درست است که هنوز از این بلا و بیماری پاک نشده‌ام اما باافتخار اعلام می‌کنم که بهتر شده‌ام. مدارکش هم مجددا موجوده!.

امیدوارم از خواندن این کتاب لذت ببرید و آن را شایسته ی توصیه به دیگران هم بدانید. چند سال منتظر بودم و نقشه می‌کشیدم که بعد از چاپ کتاب، کارهای گوناگونی در سطح جامعه برای جا انداختن مفهوم نوین “بیشعوری” و روش‌های درمان و مبارزه‌ی با آن انجام بدهم. می‌خواستم به بهانه‌ی معرفی کتاب تورهای مختلفی بگذارم، به شهرهای مختلف بروم و با اجرای چیزی شبیه استندآپ کمدی مردم را هم بخندانم و هم بترسانم! می‌خواستم کارگاه‌های چند روزه‌ی بیشعورشناسی در تهران بگذارم به شیوه‌ای کمیک… بگذریم.

راستش حالا بیش از این کار چندانی از من برنمی‌آید اما منتظر بازخوردها می‌مانم. چه دیدید، شاید هم آنقدر استقبال خوب بود که از همین‌جا کار را پی گرفتم. این دیگر به شما بسته است. اگر این کتاب را همانقدر مفید و ضروری می‌دانید که من می‌دانم هر کاری که صلاح می‌دانید برای انتشار بیشترش انجام بدهید. به جز دست بردن در فایل پی‌دی‌اف کتاب، هر کار دیگری با آن مجاز است و نیازی هم به مجوز من ندارد. لینکش را همخوان کنید، در شبکه‌های اجتماعی معرفی‌اش کنید، برای دوستان‌تان ایمیل کنید، درباره‌اش بنویسید، پرینت بگیرید و به آنهایی که اهل وب و کامپیوتر نیستند بدهید، برایش وبلاگ بزنید و دسترسی‌اش برای کسانی که فیلترشکن ندارند را مهیا کنید، اگر خبرنگارید در رسانه‌تان معرفی و نقدش کنید… . پیشاپیش از همه‌تان سپاسگزارم.

شاید گامی برداریم در زدودن بیشعوری از جامعه‌ای که مبتلایان به این بیماری آن را به تماشا کشیده‌اند. وقتش شده نعره بزنیم

ادامه مطلب ...

«نقد گذشته، راه آینده» به قلم سيد مصطفي تاجزاده

0 نظرات
«نقد گذشته، راه آینده»
به قلم سيد مصطفي تاجزاده

• ادامه راه سبز(ارس): مصطفی تاج زاده در یکی دیگر از مجموعه مقالاتی که پیش از بازگشت به زندان نوشته، توضیحات بیشتری پیرامون مقاله پیشین خود با عنوان «پدر، ‌مادر، ما باز هم متهمیم!» که سال گذشته منتشر شد، ارائه کرده است.

او در بخشی از این مقاله آورده است: “سرکوب ها، بگیر و ببند ها و خشونت بی حد و حصر حزب پادگانی در وقایع پس از انتخابات به رغم تلخی ها و زیان های بعضاً جبران ناپذیر خود، این حسن را داشت که چشمان ما را به روی خطا ها و لکه های تاریک دوران تولد و رشد انقلاب بیشتر از پیش بگشاید، موجب رشد بی‌سابقه آگاهی‌های عمومی شود و لکنت زبان ما و حتی رهبران جنبش را بر طرف کند.”

تاجزاده در بخش دیگری از مقاله خود تصریح کرده است: من معیار را در نقد گذشته تکیه به سخن جاویدی می­دانم که از زبان رهبرفقید انقلاب شنیدم: “پدران و مادران ما چه حقی داشتند که برای ما سرنوشت تعیین کنند. هرکس سرنوشت اش با خودش است. مگر پدر و مادرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که در صد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یک ملتی را که بعد ما وجود پیدا می­کنند، آنها تعیین بکنند؟”خوشبختانه نسل جوان این سخن تاریخی را از رجعت طلبان به عصر دیکتاتوری قبل از انقلاب گرفت و به تملک خود درآورد. چاره آن را نیز صندوق انتخابات یافت.

وی بار دیگر با تاکید بر عزم خود مبنی بر پیگیری شکایتش از جنتی و متخلفان و متقلبان انتخاباتی نوشته است: “شاید فردی که شغل اصلی او در دو دهه گذشته تجمیع میلیاردی ثروت بوده است و از قضای روزگار تجمیع آرای ملت در یک انتخابات به عهده او واگذارشود، بتواند به ” انتخابات” ابزاری نگاه کند و پس از انجام وظیفه خود وزارت کشور را ترک کند. اما برای من جدایی از وزارت کشور هرگز به مفهوم پایان مسئولیتم در پاسداری از آرای ملت و تلاش برای برپایی انتخابات آزاد نبوده است.”

متن کامل این مقاله، به نقل از سایت تحول سبز، در پی می آید:

تقدیم به آیت­ الله منتظری و آیت الله طالقانی
پرچمداران آزادی در عصر جدید

«پدر،‌مادر، ما باز هم متهمیم!» بازخوانی انتقادی رویکردها و رویه‌هایی بود که در سه دهه گذشته، به نام اسلام و انقلاب و نظام فعلیت یافت ولی در عمل جامعه را از اهداف و آرمان های انقلابی که در آن ایرانیان به خلق راهی نو برای تحقق خواسته های تاریخی خود دست زده بوند، دور و محروم می کرد. این نوشته از یک سو به ظرفیت ها و توانایی های کم نظیری اشاره داشت که در پرتو بیداری،اتحاد و مشارکت مردم برای کشور به وجود آمده بود و از جمله خود را در دوران اصلاحات و نیز در جنبش سبز نشان داد و ازسوی دیگر به قصورها و تقصیرهایی پرداخت که به جای ساختن بنای جامعه آزاد و پیشرفته ایران در جهان جدید، خشت کج می گذاشت و دیوار کج بالا می برد و چنین شد که نسل دیروز در مواقع بسیار در برابر نسل امروز بر صندلی اتهام نشست. تلاش اصلی من مطالعه و درک انتقادی گذشته و به کار بستن آن میراث برای ساختن آینده بود. مطالعه ای که نتیجه آن آشکار شدن تفاوت های دو قرائت دموکراتیک و استبدادی از اسلام وانقلاب و نظام از سویی و ازانسان و جامعه و جهان از سوی دیگر بود.مطالعه ای که آثار حقوقی، سیاسی، فرهنگی، دینی، اخلاقی، اقتصادی، اجتماعی و بین‌المللی آن دو نوع نگاه و روش را در زندگی امروز نشان می­دهد.

این نوشته خوشبختانه در سطوح مختلف در داخل و خارج از کشور خوانده شد و در شرایطی که سبزها از کمترین حق و ابزار ارتباط قانونی با مردم محروم اند، مورد بحث و گفت وگو قرار گرفت و با ارزیابی ها و نقدهای گوناگون همراه شد. من به سهم خود از این بذل توجه فراگیر، به ویژه از نقدهای مکتوب جوانان فرهیخته و اصحاب اندیشه و فعالان سیاسی صمیمانه تشکر می کنم و ضمن مطالعه و بهره برداری وآموختن از نوشته هایی که از آن‌ها اطلاع یافتم، چند نکته را به اختصار یادآور می شوم:

۱. در مقاله ” پدر، مادر، ما باز هم متهمیم!” علاوه بر قربانیان انحصارطلبی و خشونت ورزی، نسل جدید مخاطب من بود که نقشی در آن رخدادها نداشت،اما وارث خطاهاو نیز دستاوردهای “نسل انقلاب” است. باوجود این نقد دهه اول انقلاب به هیچ وجه نباید ما را زیر آوار گذشته مدفون کند یا تلاش های اصلاحی و دموکراتیک نسل من را به ویژه در دهه سوم انقلاب نادیده انگارد . مهم­تر آن­که مارا از آینده بازندارد. به باور من چیزی که مانع توقف در گذشته می شود، به میدان آمدن و سخن گفتن نسل جوان است. زیرا آنچه امر نقد گذشته را امکان پذیر کرده، فضایی است که جنبش سبز خلق کرده است؛بدون به­میدان­آمدن نسل پرسش­گر و تلاش­گر جدیدی که فضای عطرآگین در هم جوشی قشرها و نسل های اول ،دوم و سوم را فراهم آورد، آن مقاله نمی توانست نوشته شود. به این اعتبارمن “پیشتاز” نقد گذشته و عذرخواهی از خطاهای نسل انقلاب نبودم؛ پیشتاز اصلی همین نسلی است که با حضور خود در عرصه انتخابات و پس از آن در میادین و خیابان ها، معادلات داخلی و خارجی را به هم زده و افق روشنی را برای آینده ایران ترسیم کرده است.نسلی که یک­بار دیگر”باهم بودن”را معنا و جنبش سبز را به صحنه وفاق قشرها و اقوام و نسل­ها و ادیان مذاهب تبدیل کرده است؛ صحنه وفاقی که هر کاری را آسان و هر تحولی را ممکن می کند. وقتی دیدم نسلی که نقشی در حوادث دهه اول انقلاب نداشت، نسل ما را به احاطه مهر و عطوفت خود در آورده است، احساس شرمندگی کردم؛ شرمندگی در قبال نسلی که ما را پیش از آنکه عذر تقصیر به پیشگاه ملت ببریم بخشوده است (۱).

۲. این نوشته در پی آن بودکه آرمان های نسل انقلاب را به اختصار تشریح کند و مانع قضاوت فله ای نسل جدید درباره تلاش های پدران و مادران خود شود، تا هم از درست ها و هم از نادرست های نسل انقلاب بیاموزند و هم از تلاش های خود با پرداخت کمترین هزینه و بیشترین تضمین بهترین نتیجه را بگیرند. من امروز بیش از هر زمانی همگانی شدن نقد را میان همه نیروهای سیاسی و اصحاب اندیشه ممکن می­ بینم و فکر می­کنم جامعه ما آن قدر بالغ شده است که با همه وجود درک می­کند نقد به معنای تخریب و تخطئه نیست، به معنای جدا کردن سره و ناسره و بستن سرچشمه انحرافات با بیل است، تا که سیل‌های بنیان کن به راه نیفتد و همه را با هم نبرد. افزون بر آن پس از پیروزی محتوم،‌هیچ فرد و گروهی نتواند آرمان­ها و وعده ها را فراموش کند یا خدای ناکرده جامعه را به عقب برگرداند. در این جهت درست ترآن می دانم که ضمن نقد دیگری یا حتی پیش از نقد دیگران، خود را نقد کنیم وبه این ترتیب به شعور عمومی احترام بگذاریم و بپذیریم که در نهایت این آحاد شهروندان­اند که از مطالعه و ارزیابی نقدهای گوناگون راه مناسب تر را انتخاب می کنند. من نقد را در شرایط کنونی نه خودزنی، که راه رسیدن به تعادل و عقلانیت می­دانم و مطلق‌نگری و خودمداری را از هر موضع و از سوی هر کس که باشد مخرب عقیده و عمل سیاسی ارزیابی می­کنم. تجربه ۳۵ سال فعالیت سیاسی-حرفه ای به من آموخته است کسانی کمتر اشتباه می کنند که بفهمند اشتباه کرده اند و ممکن است اشتباه کنند و مهمترین راه اشتباه نکردن آموختن از اشتباهات خود ودیگران است.

۳ . تجربیات یک قرنه ما به ما هشدار می‌دهد که در جامعه متکثر و متنوع ایرانی جز” استقرار دموکراسی” و “تامین حقوق همه ایرانیان” راه حلی برای زندگی اجتماعی- سیاسی مسالمت آمیز وجود ندارد.پس چاره ای نداریم که با این معیار گذشته خود را نقد،وضعیت کنونی را تحلیل و برای آینده راه کار ارائه دهیم تا هیچ فرد و گروهی ،با هیچ اسم و عنوانی نتواند درصورت به قدرت رسیدن خود محوری کند و به خودکامگی بپردازد و حقوق و آزادی های مدنی،سیاسی،فرهنگی واجتماعی ایرانیان را ،با همه تنوعات دینی ،مذهبی ،قومی،زبانی،جنسیتی،جغرافیایی آنان نقض کند.گسترش فرهنگ وفضای نقد برترین راه برای جلوگیری از خطا و بهترین تضمین عدم انحراف اشخاص و احزاب سیاسی در آینده است.

۴. «پدر، مادر ،ما باز هم متهمیم!» نوشته ای است که اگر چه به گذشته نگاه می کند و تا فصل ششم به بررسی و نقد عملکرد پیشینیان و کودتای انتخاباتی۸۸ می‌پردازد اما نیازاصلی جامعه امروز را نگاه منتقدانه به آینده می بیند، چنان که در فصل هفت به آن پرداخته است. این نوشته به دنبال محاکمه گذشتگان نیست واز همه نمی خواهد که تکلیفشان را نسبت به هر مساله ای در گذشته تعیین کنند. این کار نه ضروری است و نه مفید، ممکن هم نیست. به نظر من نباید دوباره به همان خطاهایی برگشت که نسل ما در ایامی آن ها را عین صواب و «تنها راه رهایی» می دید. اصرار بر تعیین تکلیف با شخصیت­ها یا حوادث تاریخی آن هم به سبک و سیاقی که برخی دوستان تمامیت­پسند در این سو یا آن سو می خواهند و می پسندند، حتما با نیت خیر انجام می شود اما نتیجه اش حاکمیت تمامیت خواهی و توتالیتاریسم است که از هر نوعی که باشد (به نام اسلام یا به اسم سکولاریزم) بازگشت به همان اشتباهاتی است که زمینه مشکلات امروز را فراهم کرد. ما باید به فکر ساختن آینده ای باشیم که در آن بیشترین بخش‌های جامعه سهیم باشند و کمترین خطاها در آن صورت بگیرد. پس لازم است در پی آن باشیم که افراد، نیروها، گروه های سیاسی و اجتماعی با پس زمینه­های متفاوت و حتی مخالف فرهنگی،اقتصادی،قومی،جنسیتی،جغرافیایی و تاریخی و ‌ازراه های مختلف به این نتیجه برسند ‌که دموکراسی راه رهایی است و رعایت حقوق دیگران شرط رسیدن به ایران مستقل ،یکپارچه، آباد،‌مرفه و آزاد است، که در آن عدالت و اخلاق حرف نخست را می­زند و هرشهروند علاوه بر رعایت قانون،‌ آنچه بر خود نمی پسندد، برای دیگری نیز روا نمی­شمارد. به ­علاوه جنبش سبز،جنبش “تعیین تکلیف” نیست.جنبش “تعیین حق” است. بر این اساس ضرورت ندارد که شخصیت ها و اندیشمندان موثر در مقاطع مختلف را رودرروی هم قرار دهیم حتی اگر خود آنان درمقطعی یا د­رموضعی در برابر هم قرار گرفته باشند. از یاد نبریم که ما در امروز زندگی می کنیم نه در دیروز. به علاوه پا به دهه چهارم انقلاب نهاده ایم و در دوره جهانی شدن،عصر ارتباطات وحاکمیت گفتمان دموکراسی به سر می بریم، پس می توانیم و باید با گفتمانی جدید و روزآمد مقابله جویی ها یا مقابل سازی های گذشته را پشت سر بگذاریم (۲). ما امروز می توانیم «امام خمینی» و «دکتر مصدق» رادر راه ساختن ایرانی آزاد و مستقل و پیشرفته در کنار هم ببینم. ما می توانیم امروز از «استادمطهری» و «دکترشریعتی» با همه تفاوت ها و حتی اختلاف هایشان در راه ارائه اسلام به دور از تحجر و استبداد و خرافات بهترین و بیشترین بهره ها را ببریم. ما امروز می توانیم تصویرآرمان و خواست مهندس «بازرگان» و «دکتر بهشتی»را در قاب واحدی ببنیم که در آن اسلامیت با جمهوریت و دین با دموکراسی ناسازگار نیست. همچنان که می توانیم “گاندی”، “چه گوارا” و “مارتین لوترکینگ” را به رغم روش های گوناگون مبارزه با ظلم واستبداد و استعمار دوست داشته باشیم. امروز همه قله های شعر وادب، فلسفه و عرفان، موسیقی و سینما و… را با همه اختلافاتشان می توان و باید از آن همه ایرانیان دانست و به آن ها مفتخر بود. بزرگی هر کس و هر اندیشه ای جا را درقلب­ ما بر دیگری تنگ نمی کند. آسمان با ستاره های متعدد و متفاوتش زیباست. من همه این بزرگان را دوست می دارم و به همه آنان حرمت می گذارم اگرچه هیچ کدام را معصوم نمی دانم و ارزیابی انتقادی عملکردشان را نه تنها جایز، بلکه لازم می بینم چرا که نقد همدلانه اما همه جانبه اندیشه و عملکرد بزرگان به ویژه از سوی دوستدارانشان، بهداشتی ترین و مفیدترین شیوه بزرگداشت آنان و زنده نگه داشتن یاد و نام و آرمانشان است. چنین اقدامی راه بر روش ناصواب کسانی می بندد که «نقد» را با “انتقام” وکینه توزی یکی می بینند و پذیرش خطا را همچون بازجوها مساوی ”اعتراف کردن” و “تواب شدن” آنان از یک سو و ” حقانیت ” بینش ،منش و روش خود از سوی دیگر تلقی می کنند. چنین اشخاصی نقش دادستان، بازجو، بازپرس، قاضی و هیأت منصفه را یک تنه خود ایفا و حکم نهایی دادگاه را که عین اتهام اولیه است، بدون شنیدن دفاعیه‌ها پیشاپیش صادر می­کنند! ماهیت روش این گروه با بازجوهای اوین یکی است.

۵. من معیار را در نقد گذشته تکیه به سخن جاویدی می­دانم که از زبان رهبرفقید انقلاب شنیدم:“پدران و مادران ما چه حقی داشتند که برای ما سرنوشت تعیین کنند. هرکس سرنوشت اش با خودش است. مگر پدر و مادرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی که در صد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یک ملتی را که بعد ما وجود پیدا می­کنند، آنها تعیین بکنند؟”(۲). خوشبختانه نسل جوان این سخن تاریخی را از رجعت طلبان به عصر دیکتاتوری قبل از انقلاب گرفت و به تملک خود درآورد. چاره آن را نیز صندوق انتخابات یافت. اما هنگامی که مطالبه‌ی “رأی من کو؟” با توهین و تحقیر و کهریزک و گلوله مواجه شد، نسل من باید این پرسش راعمیق تر از همیشه مطرح کند که ما درکجا دچار اشتباه استراتژیک شدیم؟ وقتی رهبر فقید انقلاب این سؤال را درباره نسل پیش از خود مطرح کرد، ” کنار رفتن” قشرهای گوناگون را از فرایند مشروطیت خطای اصلی آنان خواند. در واقع او با آشنایی با معضلات هر نهضت، حل مشکلات را کناره روی از مشروطیت نمی دانست، بلکه مشارکت مستمر و گسترده و در واقع “مشروطیت بیشتر” و”مشارکت بیشتر” را پیشنهاد می­کرد. ما نمی توانیم همان ایراد را به نسل جدید وارد کنیم، زیرا آنها با تمام وجود و با بهره گیری از تمام ظرفیت های خود در فرایند انتخابات ، قبل و بعد از ۲۲خرداد ماه ۸۸مشارکت کردند اگرچه با کمال تاسف سهم آنها از اعتراضشان به تخلف­ها و تقلب­ها سرکوب بود و زندان. اما نسل انقلاب در تحقق “گفتمان حق تعیین سرنوشت هر نسل به دست آن نسل ” چه خطایی کرد که امروز با حاکمیت انسدادطلبان یکه­سالار مواجه شده‌ایم؟ (۳)

۶. فضای آلوده ای که هسته مافیایی-کودتایی بر انتخابات وحوادث پس از آن حاکم کرد، حتی سخن گفتن از “اکثریت” و “اقلیت” را نیز بی معنا کرده است. اکثریت و اقلیت یا برنده و بازنده در جایی معنا دارد که قواعد بازی رعایت شود. اگر برای اقتدارگراها نفس انتخابات (مستقل از اکثریت و اقلیت) مهم بود و اگر به اکثریت بودن جناح خود واقعاً باور داشتند، می توانستند در فضای آزاد انتخاباتی موقعیت خود را تثبیت کنند و رقیب خود را در وضعیت اقلیت قرار دهند. یعنی با پذیرش حقوق شهروندی کسانی که آنان را اقلیت معرفی می کردند ،ازجمله در رسیدگی به شکایاتشان جایگاه اکثریت را برای خود وسربلندی را برای کشور به دست آورند و به این ترتیب به جهانیان نشان بدهند که در ایران دموکراسی حاکم است و رأی مردم اصالت دارد. اما جناح اقتدارگرا عکس آن عمل کرد.چرا که اقلیت بودن یک جماعت با بهره‌وری از حقوق شهروندی معنا می یابد و نه با ” خس و خاشاک” نامیده شدن. در واقع کرسی ریاست جمهوری یا جام بازی، نهایتاً به یک طرف رقابت تعلق می گیرد در عین حال شکایت و اعتراض به نتیجه بازی نیز یک قاعده پذیرفته شده است که باید با مواجهه دموکراتیک و قانونی به آن پاسخ داد. اگر کسی قبل از اتمام این فرایند به طور یک طرفه “پایان بازی” را اعلام کند یا نتیجه بازی را غیر قابل تردید و تغییر بخواند، عدم اعتقاد خود را به اصل رقابت لو می دهد. چنین اقدامی همچون “خس و خاشاک” خواندن رقیب به معنای بر هم زدن نفس انتخابات است و سیاست‌ورزی قانونی را منتفی می‌کند.

۷. بعضی چهره ها که باید بیش از من و دوستانم در قبال خطاهای دهه نخست انقلاب و فرصت­سوزی­های عصر اصلاحات به نسل جدید پاسخ بدهند، متأسفانه خود را در موضع بازجوها قرار داده وما را درباره همه امور ،حتی درباره حماسه های بزرگ دهه اول و نیز تلاش­های اصلاحی­مان در دهه سوم انقلاب مورد انتقاد و بعضاً انتقام قرار می دهند. به نسل جوان عرض می کنم تسلط اندیشه مارکسیسم تمامیت خواه روسی و چینی به طور کلی گفتمان “غیر دموکراتیک” و”خشونت پرست” بسیاری از گروههای ”انقلابی” در هنگام پیروزی انقلاب، اساساً جایگاه چندانی برای آزادی های مدنی و سیاسی و به خصوص انتخابات آزاد باقی نمی­گذاشت.این گروه­ها”رسالت” و “وظیفه تاریخی” خود را تغییر جامعه و جهان می دیدند و کاری نداشتند که چنین رسالتی از سوی شهروندان و صندوق انتخابات به آنان واگذار می­شود یا نه.نوع گروه­های اپوزیسیون آن دوره، مستقل از رای مردم خود را”قادر مطلق، دانای کامل، عادل مقدس و همراه با یک نقش تاریخی در جهت رهایی کارگران یا مستضعفان” می­دانستند و لازم می­دیدند ایرانیان صرف نظر از اراده، عواطف و خواست اعلام شده و بر زبان آمده خودرهبری آنها رابپذیرند. در غیر این صورت مردم را تحت القاءات امپریالیست ها یا ایادی آنها می­خواندند. همان روشی که فرقه مصباحیه در حال حاضر دنبال می­کند. در واقع برای گروه هایی که “اسلحه” اصالت داشت نه “اصلاحات”و “استالینیسم”مکتب راهنمای عملشان، مسئله این نبود که مردم در تظاهرات ضد ستمشاهی چه مطالباتی بر زبان آوردند یا در انتخابات به چه نظامی رأی دادند، بلکه مسئله این بود که “ماهیت مستضعفان یا پرولتاریا» چیست و بر پایه آن “چیستی”چه باید انجام داد و چگونه باید رهبری حزب “پیشتاز” و “پیشاهنگ” را به مردم قبولاند.این درحالی بود که جمهوری اسلامی مورد مخالفت آنان با همه پرسی رسمیت یافت و بر انتخابات تأکید می‌کرد.(۴)

۸. دیدگاه قیم مآبانه‌ای که در دهه نخست انقلاب متعلق به گروه هایی بود که در برابر جمهوری اسلامی ایران متکی به رأی مردم ایستادند، متاسفانه درحال حاضر به تسخیر آقایان جنتی و مصباح درآمده است. برای هر دو جریان مهم نیست که مردم چه می خواهند و مایلند به چه کسی رای دهند. آنان به حاکمیت باورهای خویش و درواقع به حاکمیت خویش به هرقیمت معتقدند، مردم بخواهندیانخواهند. خداوند یا تاریخ چنین اراده کرده است. به این اعتبار یکه­ سالاری نه فقط خطاهای ما در دهه اول انقلاب را در ابعاد وسیعتر تکرار می کند بلکه همزمان خطاهای شاه­پرستان، مجاهدین خلق و مارکسیست­های استالینیست را مرتکب می­شود. به عنوان مثال به متن کیفرخواست دادگاه­های نمایشی سال۸۸ بنگرید؛ چند درصد استدلال های بکار رفته در آن “حقوقی”و “اسلامی” است و چند درصد”سیاسی ” است و به ادبیات و تقسیم بندی اردوگاهی سالهای نخست انقلاب توسط گروه های خشونت پرست شباهت دارد و ملهم از مارکسیسم تمامیت­خواه و ضدآزادی روسی است؟” مجاهدین خلق” و” استالینیست ها” که زمانی مبلغ و مروج این قبیل دشمن­شناسی­ها بودند، اگر نیک بنگرند، گفتمان و ادبیات خود را در کیفرخواست دادستانی تهران علیه ما خواهند دید. ادبیات کمونیستی کیفرخواست، حقوقی،اسلامی و شیعی نیست و با گفتمان “نوفل لوشاتو” نسبتی ندارد. به همین دلیل شوقی برنمی انگیزد(۵). امیدوارم “پدر،مادر،مابازهم متهمیم!” در پیامد منطقی خود، نقادی صمیمانه و صادقانه گروهها و چهره هایی را برانگیزد که زمانی خود آموزگاران این قبیل دشمن شناسی و در حقیقت پیشتازان یا نظریه­پردازان خشونت ورزی بودند(۶).

۹. تأکید بر دستاوردهای انقلاب هرگز به معنای انکار خطاهای بزرگی نیست که به نام دفاع از انقلاب یا حفظ نظام صورت گرفته است ،یا می­گیرد. منظورم یادآوری این مسئله است که انقلاب اسلامی ملت ما را متحول و زنده و برسرنوشت خود حاکم کرد، اما این موجود زنده و حاکم بر سرنوشت خود و پر از آزمون و خطا، با ملت مرده عهد قاجارو عصر پهلوی (به استثنای دومقطع نهضت مشروطه و ملی شدن نفت) قابل مقایسه نیست. همین مردم در جریان جنبش سبز نه تنها زندگی از سرگرفتند و اکنون می­کوشند برسرنوشت خود حاکم شوند، بلکه نشان داده اند که آماده پذیرش بخشایش طلبی و عبور انتقادی و سازنده از اشتباهات همه طرف های منازعه هستند. ازطرف دیگرسرکوب ها، بگیر و ببند ها و خشونت بی حد و حصر حزب پادگانی در وقایع پس از انتخابات به رغم تلخی ها و زیان های بعضاً جبران ناپذیر خود، این حسن را داشت که فهم ما را از دستاوردهای انقلاب عمیق تر کند، چشمان ما را به روی خطا ها و لکه های تاریک دوران تولد و رشد انقلاب بیشتر از پیش بگشاید،موجب رشد بی‌سابقه آگاهی‌های عمومی شود و لکنت زبان ما و حتی رهبران جنبش را بر طرف کند.به علاوه در جریان عبور از قانون اساسی و نقض حقوق تصریح شده ملت در آن سند، زبان اقتدارگراها الکن شده است. مهم تر آنکه در همه لحظات محاکمه متهمان انتخاباتی و در همه لحظات سرکوب و خشونت ورزی حزب پادگانی فرصتی نیکو و مبارک برای تبار شناسی خشونت گری و بحث عمومی درباره حقوق شهروندی به وجود آمده است. به همین دلیل یکی از محصولات جنبش سبز را آن می­دانم که بین بلوغ و رشد خط امامی‌های اصلاح‌طلب و سبز اندیشی که از خطاهای دوران جوانی خود درس­ها گرفته و تجربه های گرانسنگی ارمغان ملت کرده‌اند با عقب ماندگی غیر قابل توجیه اقتدارگراهایی که در این مرحله از بیداری ورشد آگاهی های ملی، به تکرار وتکثیر و تعمیم خطاهای نسل انقلاب با گرایش­های گوناگونش پرداخته اند، شکاف عظیمی به نمایش گذاشته شده است؛ صف کسانی که صادقانه با ملت خویش سخن می گویند و خود انتقادی را نشانه ضعف خویش نمی دانند با پیروان گفتمان طالبانی-پادگانی که استثناها و خطا های عصر بی تجربگی ملی و عصر گفتمان انقلابی غیردموکراتیک را آن هم در دوره‌ای که ایران در حال جنگ بود و از تروریسم رنج می برد، به قاعده و مکتب راهنمای عمل خشونت گرای خود در دوران صلح و در عصر ارتباطات،جهانی شدن و گفتمان دموکراسی تبدیل کرده‌اند، بیش از پیش شفاف شده و در معرض دیدگان ملت و جهانیان قرار گرفته است؛ تفاوت میان مسجد وکانونی که استاد مطهری می خواست میکرفون و تریبون در اختیار مخالفان و ملحدان قرار دهد و با آنان در همان محل به بحث بنشیند و خاطره آزادی‌های صدر اسلام را زنده کند، با مسجد پادگانی که زیر زمین آن به محل ضرب وشتم و اهانت به منتقدان و معترضان اختصاص می یابد، هرگز به این روشنی به نمایش عمومی در نیامده بود؛ خط شهیدان بروجردی، باکری، خرازی، همت و دیگر حماسه آفرینان دفاع مقدس که “بسیج” را “مدرسه عشق” می دانستند، از خط کسانی که جامه بسیجی به عاریت به تن کرده و مقابل انبوه معترضان ایرانی ایستاده‌اند، تفکیک شد؛ همان ها که بسیج را “مکتب خشونت ورزی” می خواهند. سرانجام توجه اکثریت ملت معطوف کوشش عظیمی شد که به منظور برآمیختن مرزهای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی با نظام های ستم‌شاهی، طالبانی، فاشیستی، نازیستی و حتی استالینیستی به عمل آمده و می‌آید. به این ترتیب تلاش گسترده ای که در جهت بی خاصیت سازی نهادهای دموکراتیک و انتخاباتی و اعتبار سوزی ملی صورت گرفته و می‌گیرد، افشا و تا حدود زیادی خنثی شد.

۱۰. آن چه درباره احیای مناسبات ارتجاعی شاهنشاهی در جامعه سبز ایران می گویم، نباید ما را از ظرفیت و توانمندی های ویژه چنین شرایطی غافل کند. امروزه اکثریت کارگزاران و عاملان اجتماعی نظیر کارگران، کشاورزان، معلمان، دانشگاهیان، هنرمندان، فرهنگیان، جامعه شناسان، مددکاران اجتماعی، اقتصاددانان، کارآفرینان، ورزشکاران، دانشگاهیان، کاربران کامپیوتر و اینترنت، حوزویان و به ویژه طلاب جوان ، پزشکان، پیشه‌وران و خلاصه همه زنان و مردانی که در رشته ای حامل هنر، دانش و فن هستند، در جریان تنش های هر روزه کار تخصصی خود و در مواجهه با مشکلات بلافصل محیط کار و محیط زیست خود اندیشه و نقشی سیاسی می یابند. به علاوه نارضایتی گسترده اجتماعی ناشی از انسداد سیاسی، صرفاً گونه­ ای ناخرسندی عام و سیاسی باقی نمی‌ماند بلکه تخصصی و علمی نیز می‌شود. به این ترتیب یک هنرمند در پیوند مستقیم با حرفه خود و برای حفاظت از استقلال شخصیت و اثر هنری خود و نیز در جریان دفاع از استقلال حوزه هنر و مقاومت در مقابل فرمایشی شدن و پذیرفتن سفارش های آمرانه حکومتی برای تولید آثار هنری، خود را در موقعیتی سیاسی می یابد و به انحاء گوناگون به مقاومت می‌پردازد و خالق آثار منحصر به فرد می‌شود. همچنان که امر سیاسی در دوران کنونی از دل خانه و کاشانه و روابط خانوادگی می جوشد چرا که نگرانی از آینده فرزندان و جوانانی که به دلیل تحقیر روزانه و تحمیل های روز افزون و سلب حق تعیین مقدرات خود از یک طرف و ناکارآمدی حکومتی و بیکاری و تورم در نتیجه طرد و به حاشیه رانده شدن از طرف دیگر، در معرض انواع بزه های اجتماعی و بیماری های روحی و افسردگی ها قرار گرفته اند، والدین و حتی نسل جوان را سیاسی می کند و به دموکراسی و به انتخابات آزاد و منصفانه با مقدمات و لوازم آن مانند آزادی بیان،حزب،تجمع و… برای تعیین سرنوشت و پیشرفت همه جانبه کشور گره می‌زند.

۱۱. “پدر،مادر، ما باز هم متهمیم!”تنها یک آغاز است که بستر و انگیزه نوشته شدن آن را نسل جوان ،یعنی دختران و پسرانی فراهم کرده ­اند که در خلق جنبش سبز نقش اول را داشته­اند و امیددارم با یاری خداوند و با جدیت و استقامت و هوشیاری و با استفاده از تجارب پدران و مادران خود ،ایران را سبز سبز کنند.

پانوشت­ها:

۱. بخشایش ­طلبی از قربانیان تمامیت خواهی و پرستش قهر و ازنسل جدید در عین اینکه یک فرایند مستقل است، با انتخابات نیز ارتباط تنگاتنگی دارد. من نه فقط به عنوان یک فعال سیاسی و نه به عنوان کسی که پیشینه خط­ امامی و اصلاح­طلب را با خود حمل می کند، و اکنون خود را سبز می داند بلکه به عنوان کسی که انتخابات آزاد همواره دغدغه او بوده است و در یکی از آزادترین انتخابات ایران، افتخار صندوق بانی این ملت را داشتم، وظیفه و مسئولیت ویژه ای برای “تحقق انتخابات آزاد” احساس می کنم. شاید فردی که شغل اصلی او در دو دهه گذشته تجمیع میلیاردی ثروت بوده است و از قضای روزگار تجمیع آرای ملت در یک انتخابات به عهده او واگذارشود، بتواند به ” انتخابات” ابزاری نگاه کند و پس از انجام وظیفه خود وزارت کشور را ترک کند. اما برای من جدایی از وزارت کشور هرگز به مفهوم پایان مسئولیتم در پاسداری از آرای ملت و تلاش برای برپایی انتخابات آزاد نبوده است.به همین دلیل شکایتم علیه آقای جنتی را پیگیری و با عنایت الهی و پشتیبانی ملت شریف آن را تا آخر عمر و تا کسب نتیجه نهایی که محکومیت متخلفان و متقلبان و برپایی انتخابات آزاد است، دنبال خواهم کرد. انتخابات در ایران باید آزاد شود و به یاری خداوند آزاد خواهد شد. به آن دین دارم.

۲. صحیفه نور، جلد‏۶، ص ۱۲٫

۳. شاید نسل جدید بتواند این اتهام را متوجه نسل انقلاب کنند که چرا در مقاطعی کنار کشیدیم ودلسردی و کناره گیری فرصت مناسبی برای یکه تازی استبدادطلبان فراهم کرد.به نظر من انتقاد فوق به ما وارد است.برای مثال عدم شرکت قشرهای وسیعی از مردم در انتخابات دور دوم شوراهای اسلامی شهر و روستادر سال ۸۱ ضربه سنگینی به اصلاحات وارد کرد و به ­اقتدارگراها روحیه داد.

۴. ازنظرمن،منطق ورفتارکسانی که آن روز در مقابل انتخاب و رأی مردم ایستادند تفاوتی با اندیشه و عملکرد آقایان جنتی و مصباح ندارد که امروز مقابل رأی مردم ایستاده­اند.

۵. جالب آن­که “کیهان نویسان”یا همان “کیفرخواست نویسان” معتقدند”جمهوری اسلامی ایران”بیشترین شباهت را با نظام­های کمونیستی دارد که در آنها انقلاب­های مخملی رخ داده است.

۶. تجربه من از “پدر ،مادر، ما بازهم متهمیم!” نشان می دهد که مردم ما ،به ویژه نسل جوان اعتراف به خطا را نشانه ضعف تلقی نمی­کنند و مسئولانه با آن مواجه می­شوند و از آن استقبال می­کنند.

ادامه مطلب ...

نشريات سبز: شماره ۴۸ روزنامه «كلـــمـــه» || شماره ۷۴ روزنامه «قلـــم سبـــز»

0 نظرات
آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي:
چهل و هشتمين شماره روزنامه "كلـــمـــه" ؛ شماره ۷۴ روزنامه "قلـــم سبـــز"

• ادامه راه سبز(ارس): آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي مورخه دوشنبه 15 فروردين ماه 90 جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت ارس قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:

• روزنــامــه «كــلـــمــــــه» شماره‌ ۴۸
گزارشي از دو هفته ابتدايي سال 90


• روزنــامــه «قلــم سبـــز» شماره ۷۴
صبر صبر صبر و مقاومت


جهت مشاهده و چاپ فايلهاي pdf ، نيازمند نصب برنامه اكروبات ريدر در كامپيوتر خود مي‌باشيد
دانلود اكروبات ريدر ورژن 10x حجم 35 مگ: Acrobat-Reader-1000Xen.exe
دانلود اكروبات ريدر ورژن 5.5 حجم 8.6 مگ: Acrobat-Reader-505en.exe

ادامه مطلب ...

ويژه راهپیمایی ۱۰ اسفند در اعتراض به حصر یا حبس رهبران جنبش سبز

6 نظرات
راهپیمایی ۱۰ اسفند در اعتراض به حصر یا حبس رهبران جنبش سبز

• ادامه راه سبز(ارس): شورای هماهنگی راه سبز امید با انتشار بیانیه ای و در پاسخ به فراخوان جوانان، تشکل های سیاسی واجتماعی از مردم دعوت کرد تا در روز ۱۰ اسفند که همزمان با شب تولد میر حسین موسوی است، در اعتراض به حصر و زندان خانگی غیر قانونی همراهان مردم ایران، از میدان امام حسین تا میدان آزادی در تهران و در تمام میادین اصلی در شهرستانها فریاد” یا حسین میرحسین”،” یا مهدی، شیخ مهدی” را طنین انداز کنند.

متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم

در پی هشدار شبکه های اجتماعی، تشکلهای سیاسی جنبش سبز و بویژه جوانان پرشور اصلاح طلب به اقتدار گرایان حاکم بر کشور برای رفع حصر غیرقانونی رهبران جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی و همسرانشان ، شورای هماهنگی راه سبز امید در همراهی با این خواست مشروع و قانونی همگان را دعوت می نماید که دراعتراض به ادامه حصر و زندان خانگی رهبران جنبش روز سه شنبه ۱۰ اسفند، که مصادف با شب تولد میر بزرگوار جنبش است، از ساعت ۵ بعداز ظهر دست به تجمع و راهپیمایی از میدان امام حسین بسوی میدان آزادی با شعارهای «یا حسین ، میرحسین» و « یا مهدی ، شیخ مهدی» زنند و بدین وسیله صدای خود را برای آزادی رهبران سبزمان به گوش حاکمیت برسانند. در شهرستانها تظاهرات در میادین و خیابانهای اصلی برگزار خواهد شد.

در صورتی که صدای اعتراض ما شنیده نشود و حصر و زندان خانگی غیرقانونی رهبران ادامه یابد, علاوه بر راه کارهای مناسب دیگر که شورا در اطلاعیه های بعدی خود پیشنهاد خواهد کرد, از هم اکنون همراهان سبز ر ا دعوت به تجمعات اعتراضی غیر متمرکز در سراسر کشور در روز ۲۴ اسفند می کنیم و در همه این ایام از باورمندان به جنبش سبز خواهانیم که به آگاهی بخشی هرچه بیشتر در درون جامعه پرداخته و با صبر و استقامت و در صفوف هماهنگ در مقابل سختی ها و ناملایمانی که از سوی اصحاب قدرت و کودتا برای تداوم وضعیت نامطلوب کنونی وتحمیل استبداد اعمال می شود راه عبور بسوی آینده و فردای بهتر را برای همه ایرانیان باز نمایند و مطمئن باشند که سنت الهی و تقدیر تاریخ بر پیروزی حق طلبان و عدالت خواهان قرار دارد.

شورای هماهنگی راه سبز امید
۸۹/۱۲/۵

فضایی خالی برای مخاطبان در نظر گرفته شده تا پس از دریافت و پرینت روزنامه، در آن پیامها و شعارهای خود را بنویسند و منتشر کنيد و آنها هم به جمع نویسندگان «ندای سبز» بپیوندند.
تصویر را روی رایانۀ خود ذخیره و پس از آن پرینت و کپی کنید
ادامه مطلب ...

انتشار نشريات سبز، بياد شهداي سبز 25 بهمن، فراخوان فردا يك اسفند و حصرآهني موسوي،رهنورد

2 نظرات
آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي:
«دانشجــو ۱۸» ؛ «قلـم‌سبـز ۵۰» ؛ «كـلـمـــه ويژه»
حضور مردم در يك اسفند هفتم شهداي 25 بهمن ، حصر آهني موسوي و رهنورد


• ادامه راه سبز(ارس): آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي مورخه شنبه سي‌ام بهمن ماه ۱۳۸۹ جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت ارس قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:


• نشـريـــه «دانشــجـــــو» شماره ۱۸
ميرحسين و رهنورد در بازداشت خانگي


• روزنــامــه «كــلـــمــــــه» شماره‌ويژه
1
خدايا، ايستاده مردن را نصيبم كن

2
فراخوان مردمي در بزرگداشت هفتم شهداي سبز ۲۵ بهمن


• روزنــامــه «قلــم سبـــز» شماره ۵۰
تشديد فشارها بر خانواده شهيد ژاله


ادامه مطلب ...

«كـلـمـــه ويژه» يكسال افترا بي‌فايده بود؛ مردم بازهم آمدند ؛ «نداي‌سبـز ۴۲» همه عاشقان آزادي آمده بودند

0 نظرات
آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي:
«كـلـمـــه ويژه» يكسال افترا بي‌فايده بود؛ مردم بازهم آمدند ؛ «نداي‌سبـز ۴۲» همه عاشقان آزادي آمده بودند

• ادامه راه سبز(ارس): عاشقانِ سبز، در خیابانها همدیگر را دیدند و شهرها را سبز کردند. دیکتاتور اما نقاب از چهرۀ منافقانۀ خود برداشت و همچون «مبارک» و «بن علی» رفتار کرد. سعی داشت تا با خشونت جلوی سرسبزی مردم را بگیرد. اما خبر نداشت که خیلی پیشتر از اینها بازندۀ این میدان است. رهبر سبز اندیشان، میرحسین موسوی چه زیبا در خطاب به کودتا گران می گوید:

«در خیابان با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است»

آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي مورخه سه‌شنبه بيست و ششم بهمن ماه ۱۳۸۹ جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت ارس قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:

• روزنــامــه «نــداي سبـز» شماره ۴۲
همه عاشقان آزادي آمده بودند


• روزنــامــه «كــلـــمــــــه» شماره‌ويژه
يكسال تهمت و افترا بي‌فايده بود ؛
مردم دوباره آمدند


ادامه مطلب ...

نشريات: «دانشجو ۱۷» تشكلهاي دانشجويي و روز ۲۵ بهمن ؛ «قلم‌سبز ۴۶» ۲۵ بهمن و عقلانيت جنبش

0 نظرات
آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي:
«دانشجــو ۱۷» تشكلهاي دانشجويي و راهپيمايي ۲۵ بهمن ؛ «قلـم‌سبـز ۴۶» ۲۵ بهمن برنامه‌ريزي و عقلانيت جنبش

• ادامه راه سبز(ارس): آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي مورخه يكشنبه بيست و چهارم بهمن ماه ۱۳۸۹ جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت ارس قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:


• نشـريـــه «دانشــجـــــو» شماره ۱۷
اعلام حمايت و حضور تشكلهاي دانشجويي جهت راهپيمايي روز ۲۵ بهمن


• روزنــامــه «قلــم سبـــز» شماره ۴۶
پناه بر خدا از اين حكومت ديني
۲۵ بهمن، برنامه‌ ريزي و عقلانيت جنبش


ادامه مطلب ...

«كلـمــه ۴۵» نه به قران عمل ميشود نه به قانون اساسي ؛ «قلـم‌سبـز ۴۵» هراس خودكامگان از ۲۵ بهمن

1 نظرات
آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي:
«كـلـمـــه ۴۵» نه به قران عمل ميشود نه به قانون اساسي ؛ «قلـم‌سبـز ۴۵» هراس خودكامگان از ۲۵ بهمن

• ادامه راه سبز(ارس): آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي مورخه شنبه بيست و سوم بهمن ماه ۱۳۸۹ جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت ارس قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:

• روزنــامــه «كــلـــمــــــه» شماره ۴۵
الله اكبر ...


• روزنــامــه «قلــم سبـــز» شماره ۴۵
هراس خودكامگان از ۲۵ بهمن
چهل و پنجمین شماره از روزنامه اینترنتی «قلم سبز»، شنبه ٢٣ بهمن ماه ٨٩، با عنوان "آغاز نو"، و حول محور تظاهرات مردمی ٢۵ بهمن منتشر شد و در اختیار کاربران و مخاطبان قرار گرفت.

به گزارش وبگاه قلـــم سبز، در سرمقالۀ شمارۀ چهل و پنجم از این روزنامه، با اشاره به درخواست مجوز مهدی کروبی و میرحسین موسوی برای برگزاری تظاهرات در روز ٢۵ بهمن و پشتیبانی از معترضین منطقه، خاطرنشان شده است: "تقریبا هر اتفاقی رخ دهد، بیست و پنجم بهمن ٨٩ در تقویم جنبش ما روز تعیین کننده ای خواهد شد. از شواهد امر چنین بر می آید که بعد از تجربۀ ٢٢ خرداد امسال، موسوی و کروبی قصد ندارند حتی در صورت عدم صدور مجوز، تجمع میدان آزادی – یا همان راهپیمایی از امام حسین تا آزادی- را لغو کنند.

اگر راهپیمایی به دلیل عدم صدور مجوز لغو شود، بهره سیاسی چندانی نصیب جنبش نخواهد شد؛ سوای اینکه احتمالا از خشونت خیابانی جلوگیری می شود و امکان تبلیغ دربارۀ تزویر حاکمیت راجع به حمایتش از جنبش های اخیر فراهم می شود. اما هزینۀ لغو تجمع برای رهبران و مردم قابل توجه خواهد بود، چرا که در چنین صورتی، موسوی و کروبی اعتبار خود را برای اعلام راهپیمایی از دست خواهند داد. و حکومت شاید تصور کند که با شکسته شدن اعتبار رهبرانی که جنبش را تا دیروز به طی طریق مسالمت آمیز می خواندند، در کنار نارضایی فزایندۀ ناشی از سیاست های اخیر حکومت، ابتکار عمل را به دست دیگرانی خواهد داد که شیوه های متمایزی را خواهند آزمود و این حکومت را در حسرت روزهای پیش از آن خواهد گذاشت..."

درستون های دیگر قلم سبز امروز، اشاره ای دارد به موج بازداشت سبزها و حصر خانگی کروبی، که با عنوان "هراس خودکامگان از ٢۵ بهمن"، مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد.

همچنین هشدار موسوی و کروبی در مورد "بازتولید مناسبات شاهنشاهی در جمهوری اسلامی" مورد بازخوانی قرار گرفته است.

در ستون دیگر این شماره، اعلام حمایت زندانیان سیاسی از تظاهرات ٢۵ بهمن ماه نیز انعکاس یافته است.

ادامه مطلب ...

«كلـمــه» بيانيه موسوي و كروبي بمناسبت ۲۲بهمن ؛ «قلـم‌سبـز ۴۴» دولت پرخرج و بدون هیچ نظارت

0 نظرات
آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي:
«كـلـمـــه» ويژه‌نامه بيانيه موسوي و كروبي بمناسبت ۲۲بهمن ؛ «قلـم‌سبـز» شماره ۴۴ دولت پرخرج و بی کفایت، بدون هیچ نظارت

• ادامه راه سبز(ارس): آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي مورخه چهارشنبه بيستم بهمن ماه ۱۳۸۹ جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت ارس قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:

• روزنــامــه «كــلـــمــــــه» شماره‌ويژه
ويژه‌نامه بيانيه ۲۲بهمن كروبي و موسوي


• روزنــامــه «قلــم سبـــز» شماره ۴۴
دستمزد ۴۳% كارگران زير خط حداقل دستمزد


تحلیل اقتصادی چهل و چهارمین شماره از قلم سبز: دولت پرخرج و بی کفایت، بدون هیچ نظارت

چهل و چهارمین شماره از روزنامه اینترنتی «قلم سبز»، چهارشنبه ٢۰ بهمن ماه ٨٩، با عنوان "دولت پرخرج و بی کفایت، بدون هیچ نظارت"، منتشر شد و در اختیار کاربران و مخاطبان قرار گرفت.

به گزارش وبگاه قلـــم سبز، محور اصلی روزنامۀ امروز، اقتصاد، بودجه، کارگران و وضع معیشتی نگران کنندۀ آنان می باشد که در سرمقاله آمده است "سال ٨٩ به پایان می رسد، ولی هنوز دولت برای سال آینده بودجه را تدوین نکرده و به مجلس نفرستاده است. در سال پیش، دولت در اوج بی انضباطی، در هفتۀ نخست بهمن ماه بودجه را به مجلس فرستاد، ولی هم اینک بهمن از نیمه گذشته و هنوز فعالان و تلاش گران اقتصاد کشور، نمی دانند که برای سال آینده چه بودجه ای در نظر گرفته شده است...در چند سال گذشته نیز دولت معروف به اصولگرا همین وضع را داشته، و هیچ گاه نتوانسته بود بودجه را به موقع به مجلس برساند، اما امسال وضع بدتر از قبل است..."

در ادامۀ سرمقاله با توجه به عملکرد دولت در شانه خالی کردن از ارائۀ دخل و خرج خود برای نظارت بر آن و همچنین اغماضی که نهادهای ناظر در این خصوص داشته اند، آمده است "مدعیان اصولگرایی باید پاسخ دهند که چطور می شود دولتی را که در مدت شش سال بزرگترین خزانه نفتی ایران در طول تاریخ خرج کرده، و در مقابل بدترین کارنامه اقتصادی را داشته، و فقر را تا حد اعلا افزایش داده و بی عدالتی را گسترده، آنقدر رها کرد که هیچ نظارتی بر آن وجود نداشته باشد؟..."

در ستون دیگر این شماره، یادداشتی پیرامون محور کارگران با عنوان "رکود اقتصادی، نابسامانی تولید و گسترش اعتراض های کارگری" منتشر و در دیگر بخش های آن، اخبار اقتصادی و حوزه کارگری مورد مرور و بازخوانی قرار گرفته است.

ادامه مطلب ...

«كلمـه» ويژه ۲۵ بهمن ؛ «اعتمادملي» فراخوان ۲۵ بهمن ؛ «نداي‌سبـز» ۲۵ بهمن بسوي آزادي

4 نظرات
آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي:
«كـلـمـــه» ويژه نامه ۲۵ بهمن ؛ «اعتماد ملـّي» فراخوان ۲۵ بهمن شماره ۲۷ ؛ «نداي‌سبـز» شماره ۴۰

• ادامه راه سبز(ارس): آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي مورخه دوشنبه هجدهم بهمن ماه ۱۳۸۹ جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت ارس قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:

• روزنــامــه «قلــم سبـــز» شماره ۴۳
۲۵ بهمن نقطه عطف ديگر جنبش سبز


• روزنــامــه «نــداي سبـز» شماره ۴۰
۲۵ بهمن پيش بسوي آزادي


• روزنــامــه «كــلـــمــــــه» ويژه
ويژه نامه راهپيمايي 25 بهمن


• روزنــامــه «اعتمادملـي» شماره ۲۷
ويژه فراخوان راهپيمايي 25 بهمن


• روزنــامــه «قلــم سبـــز» شماره ۴۲
هزينه هاي درمان و به زير خط فقر كشيدن ۲.۵ ميليون خانوار ايراني
ادامه مطلب ...

نشريات سبز: «كلمـه» شماره ۴۴ ؛ «اعتمادملي» شماره ۲۶ ؛ «قلم‌سبز» شماره ۴۰ ؛ «دانشجو» شماره ۱۶

1 نظرات
آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي:
«كـلـمـــه» شماره ۴۴ ؛ «اعتماد ملـّي» شماره ۲۶ ؛ «قلـم‌سبـز» شماره ۴۰ ؛ «دانشجو» شماره ۱۶

• ادامه راه سبز(ارس): آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي مورخه شنبه شانزدهم بهمن ماه ۱۳۸۹ جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت ارس قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:

ادامه مطلب ...

نشريات سبز: «نــداي‌سبــز» شماره ۳۹ ؛ «اعتماد ملـّي» شماره ۲۵ ؛ «قلـم‌سبـز» شماره ۳۹

1 نظرات
آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي:
روزنامه "نــداي سبــز" شماره ۳۹ ؛ روزنامه "اعتماد ملـّي" شماره ۲۵ ؛ روزنامه "قلــم سبــز" شماره ۳۹

• ادامه راه سبز(ارس): آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي مورخه چهارشنبه سيزدهم بهمن ماه ۱۳۸۹ جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت ارس قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:

• روزنــامــه «نــداي سبـز» شماره ۳۹
در روزهای پر تب و تاب سال هشتاد و هشت، روزهایی که مردم سبزمان برای گرفتن حقشان جانانه مبارزه می کردند، دولت کودتا تلاش داشت تا کوچکترین روزنه های اطلاع رسانی را به روی مردم ببندد. اما جوانان باهوش و خوشفکر، دست به ابتکاری زدند تا دریچه های واقیعت را به روی هموطنان خود همچنان گشوده نگه دارند. خبر رسانی کاغذی به سرعت در تمامی کشور گسترش یافت و هرکس در هر جایی که بود، بیانیه ها، خبرها، و قرارهای تظاهرات را روی کاغذها منتشر می کردند.

این حرکت ادامه داشت تا اولین روزنامه های تک برگی منتشر شدند. روزنامه هایی که با شکلی مدون در اندازۀ کاغذ های آ.چهار برای استفادۀ سریع هموطنانمان طراحی و آماده شد. «ندای سبز» از نخستین روزنامه هایی بود که در این قالب و با هجم وسیع منتشر شد و به سرعت مورد استقبال هموطنان سبزمان قرار گرفت. انتشار «ندای سبز» تا فروردین ماه سال جاری در 38 شماره ادامه داشت. در این مدت روزنامه های تک برگی دیگری متولد شدند و این نوید را دادند که تحولی در روند اطلاع رسانی کشور شکل گرفته است.

اکنون دور جدید انتشار «ندای سبز» با همت جوانان هوشیار و پر انگیزۀ «جنبش سبز» پیش روی شماست. وجود بیش از هشتصد هزار پرینتر خانگی در کشور و صدها هزار دستگاه کپی، این نوید را به ما می دهد که همچنانکه در روزهای منتهی به انقلاب بهمن ماه 1357، نهضت نوارهای صوتی توانست دستگاه اطلاع رسانی حکومت پهلوی را به زانو در بیاورد، جنبش سبز می تواند با نهضت روزنامه های تک برگی، طلسم دستگاه دروغ پراکنی را باطل کند و در پرتو انتشار واقعیتهایی که در کشور عزیزمان می گذرد، هر روز دست امپراتوری دروغ را برای مردم رسوا نماید و بر صفوف مستحکم جنبش اخلاقی «سبز» بیافزاید.

انتشار مجدد روزنامۀ «ندای سبز»
برگی دیگر در «نهضت روزنامه های تک برگی»


• روزنــامــه «اعتمادملـي» شماره ۲۵
ديدار كروبي و موسوي


• روزنــامــه «قلــم سبـــز» شماره ۳۹
مسرورم كه دانشجوي اين دانشگاهها نيستم



ادامه مطلب ...

نشريات سبز: «كـلـمـــه» شماره ويژه ؛ «اعتماد ملـّي» شماره ۲۴ ؛ «قلـم‌سبـز» شماره ۳۸

1 نظرات
آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي:
شماره ويژه روزنامه "كـلـمـــه" ؛ شماره ۲۴ روزنامه "اعتماد ملـّي" ؛ شماره ۳۸ روزنامه "قلـــم سبـــز"

• ادامه راه سبز(ارس): آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي مورخه دوشنبه يازدهم بهمن ماه ۱۳۸۹ جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت ارس قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:

• روزنــامــه «كــلـــمــــــه» شماره ويژه
دوصفحه‌اي ويژه تحولات منطقه


• روزنــامــه «اعتمادملـي» شماره ۲۴
اصولگرايي يا دروغگرايي؟


• روزنــامــه «قلــم سبـــز» شماره ۳۸
دولت تماميت‌خواه، اقتصاد و سركوب



ادامه مطلب ...

نشريات سبز: روزنــامــه «قلــم سبـــز» شماره ۳۷ || نشـريـــه «دانشــجـــــو» شماره ۱۵

0 نظرات
آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي:
روزنــامــه «قلــم سبـــز» شماره ۳۷ ؛ نشـريـــه «دانشــجـــــو» شماره ۱۵

• ادامه راه سبز(ارس): آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي مورخه يكشنبه 10 بهمن ماه 89 جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت ارس قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:

دفن مخفيانه زندانيان سياسي اعدام شده

زنان جنبش سبز
روزنامه قلم سبز - يكشنبه دهم بهمن - شماره 37

آخرين شماره نشريات سبز را همواره مي‌توانيد از منوي سمت راست ارس مشاهده و دريافت نماييد
ادامه مطلب ...

نشريات سبز: «كـلـمـــه» شماره ۴۳ ؛ «اعتماد ملـّي» شماره ۲۳ ؛ «قلـم‌سبـز» شماره ۳۶

0 نظرات
آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي:
شماره ۴۳ روزنامه "كـلـمـــه" ؛ شماره ۲۳ روزنامه "اعتماد ملـّي" ؛ شماره ۳۶ روزنامه "قلـــم سبـــز"

• ادامه راه سبز(ارس): آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي مورخه شنبه نهم بهمن ماه ۱۳۸۹ جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت ارس قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:

• روزنــامــه «كــلـــمــــــه» شماره ۴۳
كارگران زنده مي‌ماندند اگر سنديكا داشتند
روزنامه كلمه - شنبه نهم بهمن - شماره 43

• روزنــامــه «اعتمادملـي» شماره ۲۳
حمله قلبي مهدي محموديان در زندان
روزنامه اعتمادملي - شنبه نهم بهمن - شماره 23

• روزنــامــه «قلــم سبـــز» شماره ۳۶
سخني با وزير اطلاعات دولت كودتا
روزنامه قلم سبز - شنبه نهم بهمن - شماره 36


خلاصه اخبار 24 ساعت گذشته


اعتراض خانواده های زندانیان سیاسی زندان گوهردشت به شرایط غیر انسانی علیه زندانیان

در پی انتقال ناگهانی زندانیان سیاسی زندان گوهردشت (رجایی شهر) به یکی از بندهای سخت و بدون امکانات زندان، روز پنجشنبه هفتم بهمن ماه ٨٩، خانواده های زندانیان سیاسی که برای ملاقات با عزیزانشان به آن زندان مراجعه کردند، متوجه شدند که ملاقاتهای حضوری به کابینی تبدیل شده و تعدادی از آنها در همین رابطه دست به اعتراض زدند و از رفتن به ملاقات کابینی خوداری کردند.

به گزارش فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، میرزایی، یکی از مسئولین سالن ملاقات نیز، با تهدید و به کار بردن الفاظ زشت، سعی داشت مانع گسترش اعتراضات خانواده ها شود؛ ولی خانواده ها به اعتراضات خود ادامه داده و خواستار توقف محدودیتها علیه عزیزانشان شدند.

گزارش ها از زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت) حاکی از آن است که مسئولان این زندان به دنبال انتقال دهها تن از زندانیان سیاسی آن زندان به سالن ۱۲ بند ۴ و ایجاد بند ویژه امنیتی، درصدد فشار مضاعف و همچنین اعمال محدودیت های بیشتر بر این دسته از زندانیان هستند .

مدير کل سياسی وزارت کشور: فعالیت بنیاد باران غیرقانونی است
در ادامه فشارها و اِعمال محدودیت ها علیه اصلاح طلبان، مدير کل سياسی وزارت کشور و دبیر كمیسیون ماده ده احزاب، امروز پنجشنبه هفتم بهمن ماه ٨٩، فعاليت بنياد باران را که توسط محمد خاتمی اداره می‌شود، "غيرقانونی" اعلام کرد.

به گزارش سایت باشگاه خبرنگاران، محمود عباس‌زاده مشکينی، گفت: "بنياد باران از مرحله طرح درخواست و عنوان مجموعه شرايط قانونی برای بررسی و صدور مجوز و غيره و طی کردن يک مسير طبيعی و قانونی مرسوم برخوردار نيست که اين برخلاف شعار قانون‌گرايی است."

وی ادعا کرد "دولت به اصطلاح اصلاحات در واپسين ايام فرصت مديريتی خود پيش از تحويل دولت به منظور پی‌گيری برنامه‌های خود تلاش کرده بود با استفاده از فرصت و با عجله نهادهايی را بسازد."

هزینه ۴۰۰ ميليارد تومانی برای ساخت پايگاه‌های بسيج
یکی ازفرماندهان ارشد بسیج اعلام کرد "امسال ۴۰۰ ميليارد تومان برای ساخت پايگاه‌های بسيج در سطح کشورهزينه شده و طبق برنامه پنجم، سالانه همین مقدار برای بسیج در نظر گرفته شده است."

به گزارش ايرنا، سردار مهدی جمشيدی، مسئول بسيج عشايری در این زمینه خاطرنشان کرد "تا پايان برنامه پنجم توسعه (سال ۱۳۹۵) و بر اساس تصويب مجلس، سالانه ۴۰۰ ميليارد تومان برای هزينه در برنامه‌های عمرانی پايگاه‌های بسيج کشور اختصاص يافته است." این مقام ارشد نظامی و بسیج، همچنین خاطرنشان کرد که اين مبلغ معادل کل اعتبار بسيج در سال ۸۹ می باشد.

روح الامینی: مجدانه پی گیر محاکمه آمران جنایات کهریزک هستیم
با گذشت چند ماه از انتشار گزارش، کیفرخواست و حکم دادگاه حوادث بازداشتگاه کهریزک – که فقط به چند تن از ماموران و عاملان اشاره شده بود- پدر محسن روح الامینی، از جانباختگان بازداشتگاه کهریزک، از تداوم پی گیری این پرونده خبر داد و تاکید کرد "هر چند هنوز محاکمه صورت نگرفته، اما ما مجدانه پی‌گیر محاکمه آمران هستیم."

به گزارش روزنامه خراسان، عبدالحسین روح‌الامینی که پسرش محسن روح‌الامینی به همراه رامین آقازاده قهرمانی، امیر جوادی‌فر و محمد کامرانی در جریان حوادث بعد از انتخابات بازداشت و بواسطۀ شکنجۀ ماموران بازداشتگاه کهریزک جان باختند، به این روزنامه گفته است "پی‌گیری پرونده جنایت بازداشتگاه کهریزک باعث شد افرادی که روزگاری در بالا‌ترین سمت‌های قضایی مسئولیت داشتند تعلیق شوند و همین تعلیق شدن از مقام قضایی قابل تامل است، هر چند هنوز محاکمه صورت نگرفته و ما مجدانه پی‌گیر محاکمه آمران هستیم، ولی در ‌‌نهایت حکم قانون را هرچه باشد می‌پذیریم چون نمی‌خواهیم ذره‌ای فرا‌تر از قانون جلو برویم."

وی به صراحت از محمود احمدی‌نژاد به خاطر انتصاب سعید مرتضوی به عنوان «معاونت رئیس جمهوری و رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز» انتقاد کرده و خاطرنشان کرد "واگذاری مسئولیت مهم دولتی به مرتضوی در واقع بی‌احترامی به خون کشته‌شدگان جنایت کهریزک بود."

سیداحمد هاشمی نژاد: اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات شرایط دارند
سیداحمد هاشمی نژاد اصولگرایان را به دو دسته با منطقی و عاقل – سنتی افراطی بی منطق تقسیم بندی کرد و گفت:" معتقدم اختلاف نظر و شکاف جدی فی مابین این دو جریان شکل گرفته است و تلاش برای ایجاد وحدت میان آنها بی فایده است."

به گزارش تغییر، سیداحمد هاشمی نژاد در بخش دیگری از سخنان خود ضمن آنکه احمدی نژاد را فردی قانون گریز و مخالف قانون اساسی می خواند، افزود: " ایشان هم به مجلس اهانت کرده اند هم به قوه قضائیه و هم به مجمع تشخیص مصلحت و در واقع به رهبری نظام اهانت کرده اند و هیچ کس هم نیست که بازخواست کند.

وی در ادامه افزود: اصلاح طلبان برای حضور در انتخابات شرایط دارند؛ اقبال عمومی و شرکت مردم در انتخابات آتی قطعا در دستان شخص رهبری انقلاب است.

این روحانی اصلاح طلب توصیه کرد: بهتر آنست که حاکمیت زمینه حضور مردم را فراهم کند. یعنی این فضای التهاب و استرس و ترور شخصیتها و بگیر و ببندها را جمع کنند و فضای کشر را تلطیف کنند تا حضور حداکثری مردم را شاهد باشیم. همه ی جناح ها و گروه های سیاسی می دانند که حضور وسیع مردم است که باعث تثبیت نظام و مانور نظام در داخل و خارج بخصوص در قبال دشمنان نظام خواهد بود.

احمدی نژاد: دست مخالفان دولت آنقدر خالی است که مسائل را بزرگ می کنند
محمود احمدی نژاد معتقد است "دست مخالفان دولت آنقدر خالی است كه جابجایی یك نفر در دولت را به موضوعی بزرگ تبدیل كرده و یا دولت را متهم به بی‌توجهی به احزاب می‌كنند در حالی كه ضعف ساختار احزاب مانع از پذیرش عمومی آنها شده است. "

رئیس دولت همچنین روزنامه تحت امر دولت (ایران) را، "رسانه‌ای مستقل و آزاد" خواند که به زعم وی در "خط مقدم جبهه عدالت طلبان قرار دارد و باید پیام این جبهه را به بهترین وجه ممكن و متفاوت از الگوهای غربی منتشر كنند."

به گزارش ایسنا، احمدی نژاد كه صبح پنجشنبه هفتم بهمن ماه در مراسم هفدهمین سالگرد انتشار روزنامه ایران و در جمع كاركنان آن موسسه سخن می‌گفت، اظهار داشت: امروز با عبور از مستكبران در مسیر استقرار عدالت جهانی و حركت جهانی امام زمان قرار گرفته ایم و در حساس‌ترین شرایط جهانی، ماموریتی مهم بر عهده داریم و از تهدیدهای دشمنان واهمه ای وجود ندارد."

انتخابات نهمین دوره مجلس، زمستان سال آینده برگزار می شود
در حالی که از ماهها پیش گروههای اصولگرا فعالیتهای انتخاباتی خود را شروع کرده اند، معاون سیاسی وزیر کشور از زمان برگزاری انتخابات نهمین دوره مجلس در بهمن یا اسفند ماه سال 90 خبر داد.

به گزارش ایرنا، 'سيد صولت مرتضوي' افزود:رايزني هايي نيز در اين زمينه در حال انجام است و مكاتبات وزارت كشور در خصوص برگزاري انتخابات با شوراي نگهبان از اواخر فروردين تا اويل ارديبهشت سال 90 رقم خواهد خورد.
وي تاكيد كرد:با انجام رايزني ها و مكاتبات با شوراي نگهبان به احتمال فراوان زمان برگزاري انتخابات مجلس شوراي اسلامي در بهمن يا اسفندماه سال 90 خواهد بود.

درخواست اتحادیه اروپا: مقامات ایران اجرای حکم اعدام را متوقف کنند
همزمان با اعدام ده نفر
به گزارش منابع حقوق بشری، فرهاد تارم، اهل روستای لورکان دشت بیل اشنویه در تاریخ چهارشنبه ششم بهمن ماه ٨٩، به اتهام عضویت در حزب دمکرات کردستان ایران در زندان مرکزی ارومیه به دار آویخته شد و همزمان منابعی دیگر گزارش دادند که روز پنجشنبه در زندان قزل‌حصار کرج و زندان ارومیه ۱۰ شهروند دیگر به جرائمی غیر سیاسی اعدام شده اند.

در همین زمینه کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه ی اروپا از مقامات جمهوری اسلامی خواست که فوراً اعدام های محکومان به مرگ در این کشور را متوقف کند و در اسرع وقت اجرای مجازات اعدام در ایران را به حال تعلیق درآورد.

شعله ور شدن اعتراضات مردمی در یمن
همزمان با تونس، اردن و مصر
در ادامه خیزش های مردمی در کشورهای عربی که بعد از پیروزی قیام تونس فاز جدیدتری یافته و کشورهای اردن و مصر را فراگرفته، روز پنجشنبه هفتم بهمن ماه نیز، هزاران تن از مردم یمن، مجددا با حضور در خیابانهای صنعا خواستار بهبود وضعیت اقتصادی، علاج تورم و بیکاری و همچنین اصلاحات سیاسی شدند و بنا به گزارش برخی منابع خبری، همزمان مخالفت خود را با موروثی شدن حکومت اعلام کردند.

به گزارش خبرگزاری الجزیره، از صبح پنجشنبه هزاران نفر از مردم یمن با برگزاری تظاهرات گسترده خواستار اصلاحات سیاسی در کشور شدند. شرکت کنندگان در این تظاهرات مخالفت خود را با موروثی شدن حکومت یمن و مادام العمر شدن علی عبدالله صالح رئیس جمهوری کنونی اعلام کردند.

خبرنگار تلویزیون الجزیره اعلام کرد : تظاهرات مردم یمن از صبح پنجشنبه در چهار منطقه صنعا پایتخت آغاز شد و مردم شعارهایی در مخالفت با موروثی شدن حکومت و ضرورت اصلاحات سیاسی در کشورشان سر می دادند.

مخالفت با مرخصی سعید متین پور،روزنامه نگار زندانی
سعید متین پور نویسنده، روزنامه نگار و فعال مدنی آذربایجان و حقوق بشر نزدیک به دو سال است که بدون استفاده ازحق مرخصی در زندان اوین به سر می برد و همچنان با مرخصی وی مخالفت می شود.

به گزارش خبرنگار کلمه، این زندانی ۳۵ ساله و متولد شهر زنجان است . وضعیت جسمی این روزنامه نگار نامناسب است و با وجود گواهی پزشکان همچنان مسوولان زندان از دادن مرخصی درمانی به او خودداری می کنند .

متین پور که فارغ‌التحصیل فلسفه از دانشگاه تهران است این روزها دچار کمر درد شدید است. در مدت بازداشتش نیز به عفونت ریه مبتلا شده بود که به علت عدم مداوا در زندان تبدیل به بیماری مزمن و حاد شده است .

تداوم حبس احسان عبده تبریزی در بند ۳۵۰ زندان اوین بدون یک روز مرخصی
احسان عبده تبریزی ،دانشجوی دکترای تاریخ همچنان در زندان اوین به سر می برد.

به گزارش کلمه، او از زندانیان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته است که بیش از یک سال است در زندان اوین به سر می برد، او چندی پیش در دادگاهی به ریاست قاضی مقیسه به هفت سال حبس تعزیری محکوم شد .

احسان عبده تبریزی دانشجوی مقطع دکترای دانشگاه دورهام انگلستان به اتهام ارتباط با بیگانه به دو سال حبس، برای توهین به رهبری به دو سال حبس و به دلیل حضور در تجمع روز عاشورا به سه سال حبس تعزیری محکوم شده است.


آخرين شماره نشريات سبز را همواره مي‌توانيد از منوي سمت راست ارس مشاهده و دريافت نماييد
ادامه مطلب ...

نشريات سبز: «اعتماد ملـّي» شماره ۲۲ || «قلـم سبــز» شماره ۳۵ || «گذر به فردا» شماره ۰۴

1 نظرات
آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي:
شماره ۲۲ روزنامه "اعتماد ملـّي" ؛ شماره ۳۵ روزنامه "قلـم سبـز" ؛ شماره ۰۴ هفته‌نامه "گذر به فردا"

• ادامه راه سبز(ارس): آخرين شماره نشريات سبز اينترنتي مورخه چهارشنبه 06 بهمن ماه 89 جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت ارس قرار گرفت. دانستن حق مردم است و آگاهي چشم اسفنديار خودكامگان، لذا همت يكايك ما براي رساندن حتي يك نسخه به دست مشتاقان را طلب ميكند:

• روزنــامــه «قلــم سبـــز» شماره ۳۵
آزادسازي قيمتها و حداقل دستمزد كارگران
روزنامه قلم سبز - چهارشنبه ششم بهمن - شماره 35

• هفته‌نامه «گـــــــــــــذر» شماره ۰۴
همان بهتر قهرمان نشديم!
هفته‌نامه گذر - سه‌شنبه پنجم بهمن - شماره 04

• روزنــامــه «اعتمادملـي» شماره ۲۲
روزنامه اعتمادملي - سه‌شنبه پنجم بهمن - شماره 22

آخرين شماره نشريات سبز را همواره مي‌توانيد از منوي سمت راست ارس مشاهده و دريافت نماييد

جهت مشاهده و چاپ فايلهاي pdf ، نيازمند نصب برنامه اكروبات ريدر در كامپيوتر خود مي‌باشيد
دانلود اكروبات ريدر ورژن 10x حجم 35 مگ: Acrobat-Reader-1000Xen.exe
دانلود اكروبات ريدر ورژن 5.5 حجم 8.6 مگ: Acrobat-Reader-505en.exe

ادامه مطلب ...

آخرين اخبار ارس