بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0ffice.arasdotnet.tk يا http://bekhon.sabzonline.tk

چهار دیوار بلند گرداگرد طرح هدفمند کردن یارانه‌ها

2 نظرات
تورم، رکود اقتصادی، بی‌انضباطی مالی و بی‌اعتمادی مردم:
چهار دیوار بلند گرداگرد طرح هدفمند کردن یارانه‌ها

. ادامه راه سبز(ارس): دولت احمدی نژاد قصد دارد طرح هدفمند شدن یارانه ها را در روزهای آینده آغاز کند. اما رفتارهای دولت، نشانه آشکاری از این است که قصد ندارد به زمینه های لازم برای اجرای این طرح پایبند بماند. به همین خاطر است که نه فقط مردم و کارشناسان مخالف دولت، بلکه حتی خود دولتمردان و حامیان آنها هم نگران تبعات اقتصادی واجتماعی اجرای این طرح هستند. مگر دولت ادعا نمی‌کند که بر اوضاع مسلط است؛ پس این همه نگرانی برای چیست؟ آیا دولت نیز مانند مخالفانش به این باور رسیده است که اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها بدون انجام زمینه سازی های لازم، نوعی خودکشی است؟

براساس نظر کارشناسان، برای اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها، وجود چهار پیش‌شرط در جامعه مورد نظر الزامی است:

الف) نرخ رشد اقتصادی بالا

ب) نرخ تورم پایین؛

ج) انضباط مالی در کارکردهای دولت

د) اعتماد بالای مردم به عملکرد دولت.

در شرایط فعلی، کدامیک از چهار پیش نیاز بالا در کشور وجود دارد؟

خطر آزادسازی قیمت‌ها در شرایط رکود

یکی از اثرات حداقل کوتاه مدت اجرای طرح هدفمند شدن یارانه‌ها (حذف یارانه‌ها) ایجاد رکود در بخش تولید و به تبع آن در بخش اشتغال نیروی کار است. زیرا حذف یارانه انرژی باعث افزایش هزینه‌های تولید خصوصاً در صنایع بزرگی مانند فولاد، سیمان، خودروسازی و … خواهد شد و به نسبت سهمی که انرژی در قیمت تمام شده کالاهای آنها دارد قیمت کالاهای تولید شده افزایش می‌یابد و این پدیده موجب افزایش تورم (ناشی از فشار هزینه) در اقتصاد کشور می‌شود که به رکود تورمی موجود در اقتصاد کشور خواهد افزود و از طرف دیگر، چون قدرت خرید اکثریت جامعه متناسب با افزایش قیمت‌ها افزایش نخواهد یافت در طرف تقاضا باعث کاهش تقاضاهای کل در اقتصاد کشور شده درنهایت باعث کاهش عرضه کل و کاهش اشتغال و به افزایش بیکاری منجر خواهد شد و در شرایطی که اقتصاد کشور سال ۱۳۸۸ رشد نیم درصدی را تجربه کرده است اجرای هدفمند سازی یارانه‌ها (حذف یارانه ها) نرخ رشد اقتصادی کشور را منفی خواهد نمود و به هر حال، کاهش نرخ رشد اقتصادی از پیامدهای حذف یارانه‌هاست و به همین دلیل است که کارشناسان یکی از پیش‌شرط‌های اجرای سیاست مذکور را داشتن نرخ رشد اقتصادی بالا دانسته‌اند تا اقتصاد کشور بتواند کاهش رکود اقتصادی را که به واسطه اجرای سیاست مذکور واقع خواهد شد تحمل نماید.

دو موج تورمی در پیش است

پایین بودن نرخ تورم یکی دیگر از پیش‌شرط‌های الزامی چهارگانه اجرای هدفمند شدن یارانه‌ها (حذف یارانه‌ها) است. اجرای طرح مذکور براساس پیش‌بینی‌هایی که نهادهای کارشناسی مستقل و غیرمستقل از دولت انجام داده‌اند، اثرات تورمی آن را بین ۱۵ تا ۶۰ درصد پیش‌بینی نموده‌اند یعنی به هر جهت سیاست حذف یارانه‌ها، موج تورمی جدیدی را به اقتصاد کشور تحمیل خواهد نمود. حال اندازه و شدت این موج تورمی چه خواهد بود به عوامل متعددی بستگی دارد که متأسفانه همه شرایط آن برای یک خیزش تورمی شدید در کشور فراهم است.

به هر حال، به واسطه حذف یارانه‌ها دولت تصمیم دارد در وهله اول کالا و خدمات تحت مالکیت و مدیریت خود (مانند آ‌ب، برق، بنزین، گاز، گازوئیل و …) را به قیمت چندین برابر به مردم بفروشد و هزینه‌های زندگی مردم متناسب با میزان افزایش قیمت کالاها و خدماتی که دولت گران خواهد کرد و همچنین سهمی که کالاهای مذکور در سبد هزینه خانوار دارند افزایش می‌یابد که این موج تورمی اثر مستقیم گران شدن کالاها و خدمات دولتی است.

ولی این گرانی اثرات غیرمستقیمی نیز خواهد داشت که آن هم ناشی از اثر تورمی گران شدن کالاها و خدمات دولتی بر سایر کالاها و خدماتی مورد استفاده مردم است مانند افزایش بهای تمام کالاها و خدمات صنایع انرژی‌بر مانند فولادسازی، سیمان، پتروشیمی و … که به واسطه افزایش بهای تمام شده کالا و خدمات مذکور به ناچار قیمت آنها افزایش می‌یابد و مردم باید بهای گرانتری جهت خرید آنها بپردازند که این موضوع نیز موج تورمی جدیدی علاوه بر اثرات مستقیم آن را متوجه مردم خواهد ساخت لذا ایجاد یک موج تورمی جدید ناشی از حذف یارانه‌ها امری مسلم و غیرقابل اجتناب است که بر موج تورمی موجود سوار خواهد شد و آن را تشدید و قدرت تخریب آن را افزایش خواهد داد و دقیقاً به همین دلیل است که کارشناسان معتقدند هرچه نرخ تورم موجود قبل از حذف یارانه‌ها کمتر باشد موج حاصل از جمع شدن تورم موجود و تورم ناشی از حذف یارانه‌ها کمتر و قدرت تحمل فشار تورمی امکان‌پذیر خواهد بود.

دولت بی‌انضباط، یارانه‌ها را چه خواهد کرد؟

انضباط مالی دولت سومین پیش‌فرض اجرای هدفمند شدن یارانه ها (حذف یارانه‌ها) است. انضباط مالی دولت به معنای توازن درآمدها و هزینه‌های سالانه دولت است که در قالب بودجه سالانه تنظیم و پس از تصویب مجلس شورای اسلامی توسط دولت طبق ضوابط و قانون بودجه اجرا می‌شود. بنابراین، جهت کاهش اثرات مخرب حذف یارانه‌ها، دولت باید براساس بررسی‌های کارشناسی دقیق اثرات و پیامدهای اجرای این سیاست را مطالعه و پیش‌بینی نماید و برای عوارض قابل پیش‌بینی آن الزامات و راهکارهای اصولی را پیش‌بینی نماید تا عوارض آن را بر جامعه و نهادهای اقتصادی به حداقل برساند. فراهم نمودن برخی الزامات و امکانات نیازمند داشتن یک برنامه بلندمدت است که از ورود یک شوک غیرقابل تحمل اقتصادی و اجتماعی جلوگیری نماید.

حال با این اوصاف اولاً آیا دولت درخصوص اجرای قانون حذف یارانه‌ها دارای یک برنامه بلندمدت (حداقل ۵ ساله) بوده است و به عبارت دیگر تمهیدات لازم برای اجرای این سیاست را فراهم نموده است؟

آنچه از شواهد امر پیداست متأسفانه دولت نه تنها خود برنامه مشخصی در این خصوص ندارد بلکه از اجرای قانون برنامه چهارم توسعه کشور نیز خودداری نموده است و حتی در اجرای صحیح برنامه و بودجه‌های پنج ساله اخیر نیز به انحاء مختلف منحرف شده و تخلفات مالی متعددی مرتکب شده است و در این خصوص مراجعه به گزارش های متعدد دیوان محاسبات و سازمان بازرسی کل کشور در مورد تخلفات مالی و برنامه‌ای دولت در سال‌های اخیر گویای حجم گسترده تخلفات و بی‌انضباطی مالی دولت می‌باشد، مؤید این موضوع است. از آن جمله می‌توان به عدم واریزی هزار میلیارد تومان از درآمد حاصل از فروش نفت توسط دولت به خزانه در سال ۸۶ و هفت هزار میلیارد تومان در سال ۸۷ اشاره نمود و همچنین اعمال فشار دولت بر بانک مرکزی و بانک‌های دولتی جهت تزریق پول به اقتصاد کشور در قالب اعطای تسهیلات به طرح‌های زودبازده و طرح‌های استانی (به واسطه تصمیمات بدون برنامه و پشتوانه مالی لازم دولت در سفرهای استانی) و شرکت‌های دولتی که باعث افزایش معوقات بانکی و در آستانه ورشکستگی قرار دادن بانک‌ها گردیده است.

موارد فوق تنها بخشی از بی‌انضباطی‌های گسترده مالی دولت است که افشا شده است و اگر به مشکلات متعددی که در زیرساخت‌های اقتصادی و صنعتی کشور نظیر نفت و گاز، برق، آب، حمل و نقل و … در سال‌های اخیر به واسطه عدم سرمایه‌گذاری‌های لازم توسط دولت (به رغم درآمدهای بی‌سابقه حاصل از فروش نفت در سال‌های اخیر) بوجود آمده است توجه کنیم به عمق فجایع ناشی از ریخت و پاش‌ها و بی‌انضباطی‌های مالی دولت بیشتر پی خواهیم برد.

حال با این اوصاف چنانچه درآمدهای جدیدی از طریق حذف یارانه‌ها (به واسطه گران شدن کالاها و خدمات دولتی) در اختیار دولت بی‌انضباط قرار گیرد از هم اکنون رفتار دولت با مردم و بخش‌های صنایع، کشاورزی، حمل و نقل و غیره قابل پیش‌بینی است یعنی دولت با این درآمدها همانگونه رفتار خواهد کرد که با درآمدهای بی‌حد و حصر حاصل از فروش نفت و واگذاری شرکت‌های دولتی و سرمایه بانک‌ها در سال‌های اخیر رفتار نموده است. بنابراین بی‌انضباطی مالی دولت یکی از موانع جدی اجرای موفق قانون هدفمند شدن یارانه‌ها (حذف یارانه‌ها) است.

مردم به دولت اعتماد ندارند

ضرورت وجود اعتماد بالای جامعه به دولت یکی دیگر از پیش‌شرط‌های حذف یارانه‌هاست. حذف یارانه‌ها خواه ناخواه (در کوتاه مدت) فشارهای مالی و روانی زیادی را به جامعه وارد خواهد نمود، حال چنانچه مردم به دولت به واسطه رفتارها و سوابق عملکردی آن اعتماد داشته باشند به امید بهبود شرایط اقتصادی‌شان در بلندمدت در کوتاه‌مدت فشارها و عوارض مالی آن را تحمل می‌کنند و دولت می‌تواند در سایه اعتماد مردم و آرامش جامعه برنامه‌های بلندمدت خود را در این خصوص اجرا نماید.

حال با توجه به سوابق رفتاری و عملکردی و وعده‌هایی را که دولت در سال‌های اخیر به مردم داده است آیا اعتماد و اطمینان لازم مردم به دولت وجود دارد؟ کاهش رشد اقتصادی کشور به نیم درصد افزایش نرخ بیکاری به حدود ۱۵ درصد (نرخ بیکاری در بین جوانان بسیار بیشتر است و در بین فارغ‌التحصیلان دانشگاه‌ها نرخ بیکاری حدود ۵۰ درصد است) کاهش دستوری نرخ تورم اعلامی توسط بانک مرکزی مورد باور و اعتماد کارشناسان اقتصادی، مردم و حتی علمای حوزه نیست، واگذاری سهام عدالت و عدم تحقق وعده‌های پرداخت سود به صاحبان سهام، افزایش حقوق کارمندان و بازنشستگان در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم و رفتارهای دولت با آنها پس از اتمام انتخابات، انجام تقلب گسترده در برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، دستگیری و زندانی کردن و شکنجه کردن اکثریت فرزندان انقلاب بدون دلیل و سند و مدرک و صرفاً به جرم عدم پذیرش انتخابات متقلبانه، کشته شدن تعداد زیادی از جوانان و دانشجویان در اثر شکنجه‌های غیرانسانی در زندان‌ها، برقراری حکومت نظامی و استقرار گسترده نیروهای انتظامی و امنیتی در سطح شهر و خیابان‌ها از زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری تاکنون، سلب هرگونه امکان انتقاد و اعتراض به رفتارهای مجرمانه دولت از مردم، اعلام و انتشار گسترده دروغ‌پردازی‌های دولت علیه منافع ملی و … همه و همه از دلایلی است که مردم و جامعه را نسبت به دولت بی‌اعتماد ساخته است.

لذا به نظر می‌رسد که نه تنها اعتماد مردم از دولت سلب شده است بلکه مردم منتظر کوچک‌ترین بهانه هستند که اعتراض خود را به رفتارهای نابخردانه دولت اعلام نمایند. در این رابطه کافی است به اعتراض‌های مردم استان‌های مازندران و گیلان به افزایش قیمت برق مصرفی آنها نگاهی داشته باشیم.

لذا با عنایت به مراتب فوق، زمینه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اجرای قانون هدفمند شدن یارانه‌ها (حذف یارانه‌ها) در کشور فراهم نیست و اجرای آن قرار دادن کشور در مسیری است که تنها سرعت آن را جهت رسیدن به پرتگاه سقوط افزایش می‌دهد.

ادامه مطلب ...

۲۸ سؤال محمــــــد نوری‌زاد از رهبری

3 نظرات
نامه اي از اوين:
۲۸ سؤال محمــــــد نــــــوری‌زاد از رهبری

. ادامه راه سبز(ارس): محمد نوری‌زاد، نویسنده و کارگردان سرشناسی که تنها به اتهام انتقاد از مسئولان، زندانی شده و دوران محکومیت خود را در زندان اوین می‌گذراند، در نامه‌ای دلسوزانه به رهبری، ۲۸ سؤال خود را در قالب یک استفتاء درباره شرایط کشور از ایشان پرسید و در نهایت از ایشان پرسید: از دید شخص شما، آیا با توجه به این همه آوازه ای که با ماست، ما عاقبت به خیریم؟

وي در پي مطرح كردن سوالات خود خطاب به آقاي خامنه اي گفته است: «دوستی ما، که زندانی سیاسی این نظامیم، با شما صادقانه است. گر چه اکنون در زندانیم. و گرچه در زندان، با ما به تلخی سخن گفته‌اند و بر ما ناسزا باریده‌اند و ما را به ضرب و زور نواخته‌اند. دوستی ما با شما، در این روزهای تلخ زندان، از سر صدق است. و نه، نفاق. چرا که نفاق، در ظاهر به گونه‌ای است و در باطن به گونه‌ای دیگر. ما را اما چه به نفاق؟ که از همین زندان، سخن باطن خود آشکارا با شما می گوییم. نفاق آنجا پا می‌گیرد که نفعی به مخاطره افتد. نفع ما که زندانی شماییم، در چیست؟!»

نوری‌زاد در این نامه با مقایسه ادعاهای مسئولان ایران و آمریکا و عملکرد این دو، این پرسش‌ها را مطرح کرد که عملکرد ما به آرمان‌های مورد ادعایمان نزدیک‌تر است یا آنها؟!

وی در انتهای این نوشته تاکید کرده که مختصات جامعه و فرهنگ آمریکا را به‌مثابه‌ی یک الگو نمی‌پذیرد و “جایگاه حقیقی مدینه‌ی فاضله‌ی موعود ما، فرسنگ‌ها با آن‌چه که امروز از غرب برمی‌آید، دور و متفاوت است.” او تاکید می‌کند که صرفا خواسته است: “با چند مقایسه‌ی عینی و ملموس، راه تامل و بازنگری را بازبشکافیم و بر تثبیت‌شده‌های مکرر و فرسوده‌ی ذهنی خود نگاهی دوباره بیندازیم.”

متن کامل پرسش‌های ۲۸ گانه نوری‌زاد از رهبری را در ادامه می‌خوانید:

به نام خدای فهم

سلام به محضر رهبر گرامی حضرت آیت الله خامنه ای

قابلیت شب ها و روزهای زندان، در این است که فرد زندانی می تواند دوستان دیرین خود را به سلول خویش فرابخواند، و درخیال با آنان به گفت وشنود پردازد. یکی از هم نشینان همیشگی سلول من، شخص حضرتعالی هستید. حضور شما در سلول تنهایی من، این حسن را داشته است که بسیاری از ندانسته های خویش را با شما در میان گذارم، و در همان خیال از شما پاسخ گیرم.اخیراً اما با پرسش هایی روبه رو شده ام که پاسخ به آنها از جانب شما، می­تواند برای مردم و مسؤلین ما راهگشا باشد، و بسیاری از موانع را از پیش پای ما و شما بردارد. من، متعمدانه شأن این پرسش ها را به ساحتِ استفتاء می برم تا مرجعیت و رهبری شما را توأمان مخاطب قرار دهم.

رهبر گرامی، من کشوری می شناسم که در فساد غلت می زند. در قتل و غارت و آدم کشی سابقۀ طولانی دارد. قلدر است. قلچماق است. در پیشگاه بسیاری از مردم جهان، در مدار نفرت قرار دارد. شما از او جز به «دشمن» یاد نمی‌کنید. این کشور، فاسد است. فاجر است. شیطان است. شیطان بزرگ است. آمریکاست. جلوی چشم این کشوری که ما او را «عقرب جراره» توصیف می کنیم، انقلاب اسلامی ما پا گرفت. برخلاف میل او. انقلابی که آرزوهای فراوانی با او گره خورده بود. انقلابی که قرار بود انسان و انسانیت را برای بشری که از دایرۀ بشریت بیرون افتاده بود، به نمایش گذارد. انقلابی که آمده بود آزادی را به وجاهت راستینش، بازبَرَد. انقلابی که در وعده هایش، جز رواج عدل و راستی و رشد و تحمل مخالف هیچ نبود. انقلابی که با تمامی قامت خویش، بر سر صیانت از فرهنگ این مرزوبوم اصرار می ورزید، و همۀ مرزهای انسانی را پیش روی خود می دید.امروز، سی ودو سال از برپایی این انقلاب می گذرد. انقلابی که بخش وسیعی از عمر خود را از رهبری شخص شما بهره مند بوده است. بنا به خواست و هدایت شما: خیز برداشته، و بنا به تشخیص حضرت شما: بر جای نشسته است. به چپ رفته، یا به راست متمایل شده. فریاد کشیده، و یا سکوت کرده است.من کاری به این ندارم که امروز، مردمان کشور فنلاند، از رتبۀ اول کیفیت زندگی، و مردمان آمریکا از رتبه یازدهم، و مردمان کشور ما، از رتبۀ هفتادونهم کیفیت زندگی برخوردارند، اما می خواهم بدانم به لحاظ «فرهنگی»، که تخصص و گرایش محوری انقلاب ما بوده است، امروز ما، در کدام مرتبه از دنیای فهم قرار داریم.من در این پرسش ها، به سراغ پرتاب ماهوارۀ امید، و دانش غنی سازی اورانیوم، و سلول های بنیادین در کشورمان نرفته ام. چرا که دستاوردهای این چنینی، نه چیزی است که ما را از ورشکستگی برهانند. که اگر کمترین نسبتی میان دستیابی به این دستاوردها، و برقراری و بقای یک نظام حکومتی بود، شوروی سابق، با آن ابرقدرتی بلامنازعش، و موشک های هسته ای و ماهواره های مریخ پیمایش، فرونمی پاشید و به موزه های عبرت جهانیان نمی پیوست.همه داشته ها و نداشته های ما، تنها آنجا که به حوزۀ فرهنگ و اخلاق اجتماعی ما مربوط است، می توانند بر درستی یا نادرستی رفتار ما انگشت نهند. از همین روی، من پرسش های فرهنگی، و اخلاقی و اجتماعی خود را، در نسبت با همان «دشمن»، یعنی پای ثابت اشارات شما مطرح می کنم. به زعم همۀ ما، کشور آمریکا، به لحاظ فرهنگی، که همان تخصص محوری انقلاب ما باشد، از هم دریده، و بنیان نظامات اجتماعی اش، به هم ریخته است. این مقایسه، درست ترین و شاید جوانمردانه ترین مقایسه ای است که می تواند تکلیف بسیاری از ما را روشن سازد.

من در این پرسش ها، هرگز سراغی از داشته های تکنولوژیک، و پیشرفت های علمی، و وضعیت تولید و کار و معیشت و رفاه و ثروت آمریکایی ها در نسبت به خودمان نگرفته ام. فقط به همان ساحتی ورود کرده ام که در نقطه مرکزی علایق، و وعده های اولیۀ انقلاب اسلامی ما بوده است.این شما، و این پرسش هایی که من، از رهبر، و از مرجع تقلید بسیاری از مردمان ایران و جهان می­پرسم. استفتائاتی است که پاسخ شخص شما را می طلبد. پیش از مطرح کردن این پرسش ها اما بگویم که من، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در آمریکا بوده ام. و تا حدودی با چندوچون حساسیت های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی مردمان آمریکا آشنایی دارم. به شوق انقلاب و وعده های آسمانی آن بود که دست از همه چیز شستم و به آغوش میهنم شتافتم. و از همۀ نقاط کشورم، محروم ترین مناطق را برای خدمت برگزیدم: سیستان و بلوچستان. هرمزگان. و منطقۀ محروم بشاگرد. و سال ها نیز در همین وادی دست به قلم بردم و آثار هنری برآوردم. مجموعه مقالات اینجانب با عنوان «جهان پس از آمریکا» نشان دهندۀ این است که من بیش از زوال آمریکا، به تجلی و درخشش انقلاب اسلامی ایران چشم داشته ام. پس، غرض و نیّت من از گزینش و مطرح کردن این پرسش ها، شیدایی من نسبت به آمریکا نیست. تعارضات آشکاری است که در این سی ودو سالگی انقلاب اسلامی، بر طَبَق صدق می نهم تا مقام شامخ شما، به یک­یک آنها پاسخ گوید، و مرا، و جمع بسیاری را از ابهام و بهت به درآوَرَد:

۱- حریم خصوصی مردمان، و رعایت حدود آن، یکی از حساسیت های حتمی ادیان ابراهیمی، و بویژه دین مبین اسلام، و بالاخص مذهب تشیع بوده است. آموزه های دینی ما، سرشار از توصیه هایی است که ما را به حفظ حریم خصوصی مردمان تحکم می کند. چه مسلمان، و چه غیرمسلمان.در سال های پس از پیروزی انقلاب، ورود به حریم خصوصی مردم توسط مأموران حکومتی، به امری رایج و بدیهی بدل شد. این روند، آن قدر آشکار و ملموس است که نیازی به تحقیق و پیگیری ندارد. تازه ترین، و فاحش ترین نمونۀ آن، هجوم اوباشان مذهبی، در ساعت سه بعد از نیمه شب، به منزل شخصی آیت الله صانعی در شهر قم است. در این هجمۀ طراحی شده که تحت همراهی و حمایت نیروهای انتظامی صورت پذیرفت، اوباشان مذهبی با دیلم، در ورودی دفتر و منزل ایشان را دریدند و از جا کندند و به اندرونی خانه ایشان هجوم بردند و به تخریب اموال، و ایجاد رعب و هراس همت ورزیدند.در آمریکایی که ما و شما می شناسیم، حریم خصوصی مردمان، شدیداً توسط قانون و مجریان قانون تحت محافظت است و ورودکنندگان به این حریم، با عکس العمل شدید دستگاه قضا مواجه می شوند. گر چه ، اتفاقات خارج از روال نیز صورت می پذیرد، اما روح جاری قانون، بنا بر صیانت سفت و سخت از حریم خصوصی مردمان دارد.حتی شنودهای تلفنی مردم پس از حادثه تروریستی یازده سپتامبر ، با عکس العمل معترضانه و نابخشودنی مردم روبه رو شد. همان چیزی که در کشور ما، تفریح مأموران حکومتی به شمار می رود.با این توصیف، مشخص بفرمایید که درخصوص حفظ و صیانت از حریم خصوصی شهروندان، قوانین و هیأت حاکمه آمریکا به اسلام و مسلمانی نزدیک ترند یا خود ما؟

۲- در آمریکا، اقلیت های دینی، و حتی بی دینان و شیطان پرستان، از همان آزادی برخوردارند که مردمان مسیحی آمریکا. اقلیت دینی، در همۀ ایالت های ا، اجازۀ احداث بناهای عبادی و اجتماعی مخصوص خود را دارا هستند. در این میان، مسلمانان، از جایگاه ویژه ای برخوردارند.در جوار برج های دوقلوی تخریب شده نیویورک، مسلمانان قطعه زمینی را برای احداث مسجدی بزرگ خریداری کردند. عده ای از متأثرین حادثه یازده سپتامبر، بنا بر اعتراض گذاردند تا از احداث این مسجد جلوگیری کنند. همان کاری که در کشور خودمان با همت «نیروهای خودجوش» صورت می پذیرد و کسی هم پاسخگوی رفتار سخیف آنان نیست. دستگاه قضایی آمریکا اما، با اقتدار، حق را به مسلمانان نیویورک داد و اکنون این مسجد، با کمی فاصله از مکان برج های دوقلو، در حال احداث است. اقلیت های دینی کشور ما، انصافاً تا پیش از انقلاب، به شکل سنتی، از آزادی بیشتری برخوردار بودند. می توانستند در همۀ دوایر دولتی استخدام شوند و از نردبان مسؤلیت های جامعه بالا روند. بعد از انقلاب اسلامی، آنان محدود و محدودتر شدند. مثلاً در یک قلم، ما هرگز به اهل سنت خود، اجازه نداده ایم در تهران، مسجدی بنا کنند و بی واهمه به عبادت پردازند. در روز روشن، ما عبادتگاه دراویش خود را تخریب می کنیم. زنانی از ادیان رسمی کشورمان را که اعتقادی به حجاب ندارند، مجبور می کنیم که پوشش بانوان خود ما را به تن کنند. در میان همۀ مسؤلان کشورمان (غیر از نمایندگی مجلس)، یک مسیحی، یک یهودی، یک زرتشتی به چشم نمی خورد. و تا این اواخر، حتی تحصیل کرده های اهل سنت نیز، اجازۀ حضور در مسؤلیت های کشور را نداشتند.پرسش اینکه، آیا ایشان، با همۀ خصلت های نامناسبی که دارند، به خدا، و به آموزه های پیامبران الهی نزدیک ترند یا ما؟

۳– کشور ما، اول کشور پرمصرف موادمخدر در جهان است. تجسم اینکه جمع کثیری از مردان و زنان و دختران و پسران ما به مصرف موادمخدر مشغولند، نه برازندۀ انقلاب اسلامی، که برازندۀ هیچ حکومت و حاکمیتی نیست. روی بردن مردم ما به مصرف مواد افیونی آن هم فراتر از مردمان همه کشورها، نشان از تزلزل بسیاری از مناسبات اجتماعی و انسانی در جامعۀ ما دارد.

سخن گفتن از غنی سازی اورانیوم در کشور، آنگاه پسندیده بود که ما بر یک چنین مفاسدی خط بطلان می کشیدیم و تکلیفشان را یکسره می کردیم. دستیابی به دانش هسته ای و سلول های بنیادین و پرتاب ماهوارۀ امید، در جامعه ای که جمعیت فراوانی از جوانانش به خماری درافتاده اند، بیشتر به هیبت مردی شباهت دارد که موهای خود را روغن و شانه زده، و کراوات بسته، اما پای افزار او دمپایی است.و باز تجسم اینکه به نسبت جمعیت، مردمان ما، بیش از مردمان آمریکا به مصرف انواع موادمخدر معتادند، آنجا به آزار فکری ما می انجامد که انقلاب خویش را انقلابی فرهنگی و رهایی بخش بدانیم. با این مقدمه، پرسش من از شما این است که آیا آمریکایی ها – درخصوص موادمخدر- بافرهنگ تر از ما نیستند؟ که آنان کافرند، و ما با مغز اسلام سروکار داریم؟ و آیا حاکمیت موجود در آمریکا، دلسوزتر از حاکمان خود ما نسبت به مردم خویش نیستند؟ که در آنجا سرمایه حرف اول را می زند و در کشور ما اسلام ناب؟

۴- مردمان آمریکا به‌گونه‌ای تربیت شده اند که اغلب دروغ نمی گویند، و از دروغ و دروغگو متنفرند. این اخلاق جاری، به صورت یک فرهنگ رایج، در همۀ ارکان حکومتی نیز رخنه کرده است. موارد استثنایی، در هر حوزه، من جمله دروغگویی مردم و مسؤلین ، امری بدیهی است. صورت کلی اما همان است که گفته آمد. یک مسؤل حکومتی در آنجا، اگر دروغ بگوید، از جایگاه مسؤلیتی اش ساقط می شود. دامنه این مسؤلیت ها، هر چه به سمت رأس هرم و مسؤلین برتر کشور می رود، سخت گیری ها نیز تشدید می شود. امکان دروغگویی یک دادستان آمریکایی، تقریباً محال است. مگر در موارد نادر. در کشور ما چه؟دادستان ما، به راحتی سر کشیدن یک جرعه آب، دروغ می نویسد، و دروغ خود را در سراسر کشور منتشر می کند. از باب نمونه، حادثه قتل «زهرا کاظمی» را سکته، و مرگ ناشی از سلاخی جوانانمان در کهریزک را، متأثر از بیماری مننژیت بیانیه می دهد. به گمان حضرت شما، در همین خصوص دروغگویی مسؤلین، آنها، به خدا و آموزه های دینی ما نزدیک تر نیستند؟

۵- از شخص حضرتعالی درباره «حق وتو» فراوان شنیده ایم. که بنایی ظالمانه و غیرعقلانی و غیرانسانی است. آمریکایی ها، یکی از دارندگان حق وتو، در سازمان ملل هستند. و از آن طریق، به سایر کشورها جفا می کنند. در کشور ما نیز، گونه ای از حق وتو در جریان بوده است. داستان «خودی و غیرخودی» و نظارت استصوابی، یک حق وتوی نانوشته است. حقی که ما، با تأسی بدان، دوستان خود را بر مسندها و موقعیت ها می نشانیم، و غریبگان را از آن دور می سازیم. با این تفاوت، که آمریکایی های جهان خوار، حق وتو را نه دربارۀ مردم خود، که در حق بیگانگان و دیگرکشورها اعمال می کنند. و ما، در کمال شهامت، حق وتوی خویش را مثل ساطوری برنده، در میان مردم خویش می نهیم. آنها کافرند و ما مسلمان. به نظر شرعی شما، آنان که کافرند، آیا مردمی و مردم دوست هستند، یا ما که مسلمانیم و بهره مند از هزارهزار حدیث و آیۀ مغایر؟

۶- حضرت شامخ شما، شاید جزو معدود رهبران تاریخ است که فراوان سخن گفته است. کمتر رهبری به قدر شما سخن گفته و می گوید. و البته، سخنان نغز و موعظه گون. اطمینان دارم از اینکه می توانید به راحتی، در هر موضوع، بدون دغدغه ورود کنید و مفصل سخن بگویید، لذت می برید. این لذت اما، محدود به شخص حضرت شماست. از خود شما که فاصله بگیریم، این لذت، کم و کمتر می شود. به مردم که می رسد، چیزی از طعم آن باقی نمی ماند. به راستی که مردم ما، در بازگو کردن مکنونات قلبی خویش، محدود و در تنگنایند. شاید به همین دلیل است که واگویه کردن مسائل خنثی، در رسانه های ما به افراط گراییده است. مردم ما، به هیچ وجه، از آزادی بیان بهره ای ندارند. خفقان گسترده ای، زبان مردم را از کار انداخته است.

امام علی علیه السلام در فرمان شورانگیز خود به مالک اشتر، او را به آن چنان شیوه ای از حکومت داری ترغیب می کند که زبان یک فرد ضعیف، در برابر حاکم به «لکنت» نیفتد. متأسفانه مردم ما، در هر کجا، و حتی در پیشگاه شما، به لکنت می افتند و از گفتن صریح هر آنچه در دل دارند، اجتناب می ورزند. ترس از تجربه های داغ و درفش، زبان گویای مردم ما را به کام و نیام فروبرده است. و شخص شما، شاید تنها کسی هستید که از لذت غلیظ آزادی بیان در این سرزمین بهره مند است.برخلاف مردم آمریکا، که صغیر و کبیرشان از این لذت متنعم اند. در آنجا ، مردم، بدون لکنت، و بسیار روان، با بزرگان خود سخن می گویند و حتی مفاسد آنان را در حضورشان به رخ می کشند. درست مثل آن عرب یک لاقبا، که به خلیفه اول گفت: «اگر کج بروی با این شمشیر راستت می کنم». در این باب نیز می بینیم آمریکایی ها به آموزه های دینی ما راغب تر بوده اند و آن را عملی نیز کرده اند. آیا شیوۀ حکومتی آنان، در همین محدودۀ آزادی بیان، از سنت های الهی و اسلامی ما تعبیت نمی کند؟ و ما که در کنار سفرۀ گستردۀ این آموزه ها حضور داریم، آیا بی بهره از آنها نیستیم؟

۷- اطمینان دارم خود حضرتعالی نیک می دانید که نظامیان آمریکا، هرگز اجازۀ دخالت در امور سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشورشان را ندارند. دادگاه های فعال، سخت مراقب کوچک ترین تخطی نظامیان هستند. کدام نظامی درآنجا جرأت می کند برای یک نمایندۀ مجلس خط ونشان بکشد؟ کجا نظامیان آمریکایی، رسماً آستین ها را بالا می زنند و در زیر و بالای انتخابات کشورشان دخول می کنند و با راه اندازی کارناوال هایی از لباس شخصی ها و نیروهای خودسر، و البته با هماهنگی کامل با آنان، به ستادهای تبلیغاتی رقیبان انتخاباتی هجوم می برند و با مهر و موم و تخریب اموال مردم، فضا را برای پیروزی هر آن کس که خود می خواهند، فراهم می کنند؟ نظامیان آمریکایی، آن قدر به امنیت داخلی و خارجی خود بها می دهند که هیچ فرصتی برای ورود به حوزه های اقتصادی یا سایر حوزه های بی ربط ندارند. درست برخلاف نظامیان ما که اکنون، هم در حوزه­های سیاسی و اقتصادی یک پای محکم مداخلات داخلی و خارجی اند، و هم بسیاری از منصب های فرهنگی و اجتماعی را در سطح کشور اشغال کرده اند. اگر نگاهی به لیست اسامی نظامیان در هر کجا بیاندازید، بر این نکته با ما هم رأی خواهید شد که از صداوسیما تا شهرداری تا ریاست مجلس تا استانداری ها و فرمانداری ها و وزارتخانه ها و نمایندگی مجلس، همه جا نظامیان، پای در رکاب خروج از عهد قانونی خویش اند. با همان اخلاقِ اطاعتِ تشکیلاتی که ذاتی نظامیان است. با این مقایسۀ کوتاه، قبول دارید که آمریکایی ها، با کنار گذاردن نظامیان از هر مداخلۀ بی ربط، نسبت به ما که مشکلات جاری خود را با تحکم نظامیان مرتفع کرده و می کنیم، از رشد همه جانبه و نافذتری برخوردارند؟

۸- با پیروزی انقلاب، ما به رسانه های جمعی خود وعده دادیم که آنان را از آزادی در تحلیل ها و پیگیری ها و افشای مفاسد و انتشار باورهای خاص و عامشان، برخوردار خواهیم ساخت.وضعیت فعلی مطبوعات ما، در این سی ودو سالگی انقلاب، بسیار اسف بار و مشرف به موت است. گردی از مرگ بر سر مطبوعات و رسانه های دولتی افشانده ایم و اسمش را جریان آزاد اطلاعات گذارده ایم.در هیچ کجای دنیای فهم، به اندازۀ کشور ما، مطبوعات، در معرض تهدید و تعطیل و جریمه و سانسور شدید نبوده و نیستند. مگر کشورهای به قهقرا رفته. و یا شوروی سابق. و کشورهای همسان با خود ما.در عوض اما، رسانه ها و مطبوعات آمریکا، نه از آزادی محض و بی حدومرز، اما از آزادی بسیار بسیار فراوان و گسترده بهره مندند. یک نشریه سراسری و حتی محلی، آزاد است به هرکس و به هر موضوعی، در چارچوب قانون بپردازد، و واهمه ای از رییس جمهور و دولت او و نمایندگان مجلس و دستگاه قضایی نیز نداشته باشد. گاه در آنجا، درج یک خبر، آن هم در یک نشریه محلی، یک قاضی صاحب نام را، یک نماینده مجلس را، یک وزیر را، و یک مسؤل برجسته را به زیر کشیده و او را به چوب قانون سپرده است. برخلاف کشور ما، که مطبوعات، در تب و لرزی همیشگی، روزگار سپری می کنند. انصافاً آیا خدا و پیغمبر و انسان و انسانیت، در آن نظام بیشتر رعایت می شود یا در جمهوری اسلامی ایران؟

۹- ما پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، به مردم خود، و به مردم جهان وعده دادیم که حتی کمونیست ها در ابراز عقیدۀ خود آزادند. این آزادی نه به این معناست که یکی بتواند بگوید: آهای مردم، من یک کمونیست هستم. بلکه به این معنا که او بتواند در دانشگاه ها، شاهد دست به دست شدن فلسفه فکری خود باشد و هم زمان، در فلان اداره نیز استخدام شود. امروز اما به جایی رسیده ایم که احزاب فرزندان امام و انقلاب را نیز تحمل نمی کنیم.

خلاصه این وعده ها همه به فراموشی سپرده شده. در آمریکا اما، با همۀ جنایت هایی که او در گذشته، به ما، و به سایر کشورها روا داشته، جریان سیالی از اندیشه، در دانشگاه ها، آزادانه، در حال حرکت است، بی آنکه مزاحمتی برای کسی و جریانی پدید آورده شود. آیا آنان، که به زعم ما کافر و از خدا برگشته اند، به این آیه قرآن که: «پس به بندگان من بشارت ده، آنانی که اقوال مختلف را می شنوند و از بهترین آنها پیروی می کنند» عمل کرده و می کنند، یا ما که همۀ ادیان الهی را پس می زنیم تا درستی خود را به رخ بکشیم؟

در کشور ما، من نمی گویم فیلم سازی بتواند دربارۀ قتل های زنجیره ای، یا دربارۀ حساسیت های پنهان و آشکار شخص حضرتعالی، یا دربارۀ زدوبندهای یک نمایندۀ مجلس، یا دربارۀ نحوۀ بازجویی از همسر سعید امامی، یا درمورد بی کفایتی یک وزیر، یا یک قاضی، یا یک معاون وزیر، یا یک مدیر مدرسه، یا یک سرباز کلانتری فیلم بسازد، که نمی تواند بسازد، هرگز، اما این فیلم ساز وطنی، حتی بتواند دوربینش را در خیابان های شهر حرکت بدهد، و از شعارهای هر از گاه جوانان معترض بر دیوارهای شهر، تصویر بگیرد و از رازهای دلتنگی آنان اثری استغنایی پدید آورد.حالا شما انصاف بدهید، فتوا صادر کنید، و پاسخ پرسش مرا بدهید که آنان به خدا نزیکترند یا ما ؟

حرفه اصلی من فیلم سازی است. من و شما نیک می دانیم که شرکت های غول پیکر فیلم سازی هالیوود، هم در پی سودند، و هم با فیلم هایشان بر اندیشۀ مردمان جهان آوار می شوند. چه با حقنۀ یک مفهوم، چه با سکس، چه با خشونت. اما این جامعه، به آن چنان رشدی از اعتماد و اطمینان رسیده است که فیلم ساز خود را به خاطر نگاه نافذش، به چهارمیخ نمی کشد. بلکه فضا را برای جولان فکر و خلاقیت او فراخ می کند. این آمریکا، با همۀ مفاسدی که دارد، آیا بر ما، برتری فرهنگی و عقلانی و معرفتی ندارد؟
۱۱- در کشور ما، بنا به هر دلیل قانونی یا غیرقانونی، مردم از داشتن شبکه های مستقل تلویزیونی محرومند. معنای ذاتی یک چنین نگرشی، عدم اعتماد و اطمینان به فهم مردم است. و اینکه استحقاق مردم به همین اندازه است که بنشینند و از شبکه­های دولتی ارتزاق شوند. و هر خبری را، هر تحلیلی را، هر روشنگری ای را که دولت صلاح می داند، از همان زاویۀ دلخواه دولت، ببینند و بشنوند و لابد: باور کنند. البته، یک معنای پنهانی نیز بر این روند حاکم است. و آن اینکه: انقلاب اسلامی به شدت آسیب پذیر است. باید منافذ آسیب را کور کرد و راه را بر توطئه علیه انقلاب بست. و یا حتی: انقلاب، در برابر فرهنگ و باور مردم مسؤل است. نکند یک شبکه مستقل و آزاد، اخلاق و دین مردم را به بازی بگیرد و ذهن مردم را برآشوبد!؟

در آنجا اما، در کنار شبکه های دولتی، ده ها شبکۀ خصوصی، بسیار فعال تر و پرمخاطب تر از شبکه های دولتی، و صدها شبکه آزاد و خصوصی محلی وجود دارند که شبانه روز به تبلیغ و انتشار هر عقیده و مرام و نگرش درست و نادرست مشغولند. با برنامه های متنوع. کاملاً منطبق با همان آیۀ قرآن، که خدا بندگانش را به گزینش بهترین ها از میان جوراجور عقیده و مرام ترغیب می کند. این جامعه، با هر مشکلاتی که با آن دست و پا می زند، به مرحله ای از شایستگی رسیده است که: به فهم مردم خود بها داده و آنان را در گزینش مطلوب خویش مخیّر ساخته است. جوامعی که از استحکام استوانه های بقای خویش نگرانند، بر همان شبکه های دولتی تحکم می کنند. به اسم جانبداری از فکر و روان مردم. پرسش من از محضر شماست کدام یک راه درست پیش گرفته ایم؟ آنان یا ما؟

۱۲- در آمریکا، رقابت آشکاری برای روشنگری و درستگویی، میان رسانه ها و شبکه های تلویزیونی به چشم می خورد. در عین حال که رسانه­هایی نیز هستند که بنا بر انتشار دروغ و فریب مردم دارند. اما آنچه که غالب است، این است که رسانه ها، متناسب با میزان صداقتشان در میان مردم مقبولیت دارند. رسانه های دروغگو، به سرعت در مدار نفرت مردم قرار می گیرند. چرا که دروغ و انتشار آن، گناهی است نابخشودنی. این، بخشی از فرهنگ مردم آن کشور است.. هم خودشان دروغ نمی گویند، و هم فضا را بر دروغگویان تلخ و تنگ می کنند.رسانه های ما و بویژه تلویزیون ما، برعکس، به غلیظ ترین شکل ممکن، به انتشار دروغ دست می یازند. در این یک سال و چندماه گذشته، دروغگویی و دروغ پردازی و انتشار دروغ توسط رادیو و تلویزیون ما، آنچنان از مهندسی ناآگاهانه ای برخوردار بود که مخاطبین کم تجربه نیز می توانستند دروغ خام او را بفهمند و بدان بخندند. نکته آزاردهنده ای که در این سال ها ما را می­آزرد، اصرار شخص شما در تأیید مداوم این رویه در صدا و سیما بوده است. که رییس آن، توسط شما تعیین می شده است.تلویزیون ما، بسیاری از مسائل و مشکلات جامعه را نمی بیند، و در کنار آن، به موضوعاتی متوجه می شود که آن موضوعات، مسئله و مشکل مردم نیست. راز مهارت رادیو و تلویزیون ما، در خنثی گویی و خنثی پراکنی، آن هم در جامعه ای که در هر ساعت هزار خبر آشکار و نهان در او دست به دست می شود، نشان از همین دروغ پراکنی و ندیدن درد و داغ مردم دارد. با مقایسۀ این دو رویه، بسیار مشتاقیم حقاینت رفتاری ایران و آمریکا را از نگاه شما بدانیم. کدام یک بر حقیم؟ راه کدام یک از ما درست است؟ و با راستی نسبت دارد؟

۱۳- مذهب ما، علاوه بر ترغیب مردمان به خیر و خوبی، آنان را از زشتی ها و رذیله های فکری و رفتاری پرهیز داده است.یکی از این رذیله­ها، «ریا» است. این ریا، به دلایلی که جای واگشایی آن اینجا نیست، در سال های پس از انقلاب اسلامی، به یک نهضت رایج، و اخلاق مستمر در کشور ما بدل شده است. شاید در هیچ کشوری همانند کشور ما، مردمان، در مواجهه با مسؤلان و بزرگان دینی، به ریا روی نمی برند. مثلاً استاد دانشگاهی که به محضر شما راه می یابد، بلافاصله لباسی از ریا می پوشد، و خود را آن گونه به شما نشان می دهد که شما می پسندید.این ریاکاری، که از صدر تا به ذیل ما راه یافته است، در آمریکا، یک «بی تعریف» است. یعنی مردم، ریا را نمی فهمند. با آن آشنا نیستند. همه، همانی هستند که آنند. باز هم در این مورد، از سر استثنائات درمی گذریم. بله رهبر گرامی، ما که اسلامی هستیم، با ریا آمیخته ایم. و آنان که به ظاهر کافرند، ریا را نمی شناسند. به فتوای حضرت شما، کدام یک از ما آیا به خدا نزدیک تریم؟

۱۴- رهبر گرامی، من و عده ای دیگربه صورت ظاهر ، زندانیان این زمانی انقلابیم. با هر گذشته ای که داشته ایم، و با هر آینده ای که رو به ما آغوش گشوده است. نه جرم و خطای این زمانی ما حتمی است، و نه درستی آنانی که در اطراف حضرت شما ابراز دوستی می کنند.تاریخ، گواه صادق این مدعا خواهد بود. با این همه اما، ما را با شما دوستی است. دوستانی که از رهبر خود راه می جویند. رهبری کهمی داند در آمریکا، تنها قوای مسلح در عرصه های اجتماعی، تنها و تنها پلیس است. در آنجا ، بجز موارد بسیار نادر و قابل اغماض، دسته ای از مردم، علیه مردمی دیگر، و در پناه حمایت نیروهای انتظامی، وارد عمل نمی شوند. لباس شخصی ها به دانشگاه و کوی دانشگاه حمله نمی کنند. آتش نمی زنند. تخریب نمی کنند. دانشجو را مجروح و کور نمی­کنند. به منزل ناراضیان مثل آقای کروبی حمله نمی کنند. هر رفتار اجتماعی، در چنگ قانون مهار است. پلیس، و تنها پلیس است که راه ها را می بندد و راه ها را می گشاید. پلیس است که در برابر خشم مردم ناراضی از منزل و محل کار یک شخصیت، یک حزب، یک جریان فکری محافظت می کند. در آنجا چیزی به اسم دادگاه خیابانی وجود ندارد. که در همان جا حکم کنند و همان جا نیز به اجرای آن دست ببرند. پلیس، مسؤل نظم اجتماعی است. اگر لباس شخصی ها، فاجعه ای آفریدند، پلیس مسؤل است. برای آنکه لباس شخصی ها، در قاموس انتظامی آمریکا، یک بی تعریف اند.شعبان بی مخ های مذهبی اند که آبروی مذهب را می برند.. یا اگر در زمان های دور، بر علیه سیاهان بوده، این روزها به ندرت به چشم می خورند. و البته به شدت مهار شده اند. موارد نادر قابل استناد نیستند. آنچه که به چشم می خورد و قانونی است، تسلط پلیس است بر زوایای پنهان و آشکار حادثه های اجتماعی. اکنون، ما، زندانیان امروز، ققنوس آتشخوار آسمان رهبری شماییم. که خود، می گدازیم تا شما را از خطرهای در کمین باخبر کنیم.

پاسخ شما به این پرسش ها، که قطعاً عالمانه و صادقه خواهد بود، نسبت ما را با شما و با جهان فهم آشکار می کند. آیا در جامعۀ ما، پلیس همه کاره است؟ و پاسخگو؟ یا نه، دیگرانی هستند که به وقت ضرورت، اقتدار پلیس را زیر پا می گذارند و خود، بی آنکه شناسنامه ای داشته باشند، روند امور جامعه را، یا یک حادثه را در دست می گیرند. یادتان هست چندسال پیش، مردمان معترض فرانسه، چه به روز پاریس و سایر شهرهای فرانسه آوردند؟ همه جا را سوختند و تخریب کردند و غارت کردند؟ آیا جز از پلیس، توپ و تانکی به میدان رفت؟ و آیا تیری شلیک شد؟ شیوۀ مردم داری کدام یک، درست است؟ خدای متعال، کدام رویه را تأیید می کند؟

۱۵- پلیس آمریکا، هیچ گاه با سلاح گرم، معترضین خیابانی خود را از پا درنمی آورد. روال کلی جامعه آمریکا که چنین است. مگر مواردی بسیار معدود. همین پلیس، با اتومبیل خود، به سمت مردم یورش نمی برد و کسی را زیر نمی گیرد. و یا حتی مردم تظاهرکننده را–گرچه مجوز راهپیمایی نیز نداشته باشند- از بالای پل به زیر نمی اندازد. یا پلیس، یا هر جریان حکومتی. وقوع یک چنین حادثه هایی یعنی ظلم. ظلم است که دست به ریشۀ انقلاب ها و زحمت ها و فداکاری ها می برد، و بساط برقراری یک حکومت را در هم می پیچد. متأسفانه در کشور ما، و در این سال های پس از انقلاب، مشاهدۀ یک چنین وقایعی، دور از دسترس نبوده است. مرگ بی دلیل یک نفر در آمریکا، «موج» ایجاد می کند. نزد ما، موج ها، نه به خون بی گناهان، که مثلاً به پاره شدن عکسی از امام، بند است. این موج های دروغین، به دلیل آنکه امر حقی را خود ندارند، به اضمحلال ارکان جامعه ما می انجامند. که یک جا، خونی بر زمین ریخته می شود و بزرگان جامعه متأثر نمی شوند، درعوض اما، به خاطر پاره شدن یک عکس، گریبان چاک می کنند و از فرط خشم، کف بر لب می آورند.این تفاوت استخوان بندی ارکان اجتماعی آمریکا و خود ماست. به نظر شما، کدام یک از ما، به درستی، به انصاف، به عدل، به خدا، به اسلام، و به نهضت پیامبران روی داریم؟ آنها ؟ یا ما که به اسم اسلام حکومت به پا کرده ایم؟

در آمریکا، زندانی سیاسی وجود ندارد. یعنی زیرساخت های سیاسی، آن قدر هموار و ستودنی است که یک فرد سیاسی، بدون کسب امتیاز، و صرفاً از باب تأسیس و ثبت رسانه اش، به یک نهاد حقوقی مراجعه می کند و بلافاصله، روزنامه اش را، و شبکه تلویزیونی، و رادیویی اش را و حزبش را راه اندازی می کند و به حوزۀ فعالیت خود پای می گذارد.

در آنجا یک سؤال جدی وجود دارد. و آن اینکه:چرا باید یک شهروند، به دلیل فعالیت سیاسی اش، مثلاً شرکت در راهپیمایی غیرقانونی، و یا سخنرانی علیه رییس جمهور، و یا چون و چرا با رهبر، به زندان بیافتد؟ زندانی شدن یک فرد سیاسی در آمریکا، با غریو و اعتراض نهادهای مدنی همراه است. چرا و به چه دلیل او باید زندانی باشد؟ ما زندانیان سیاسی این روزهای انقلاب اسلامی، باورمان بر این است که بی دلیل حق آزادی از ما سلب شده است. و این یعنی ظلم. و ظلم، همان است که حتی نهضت رسولان الهی را فرو پاشید، و حکومت علی علیه السلام را از پا درآورد.شاید از ما بپرسید آیا در حکومت علی علیه السلام ظلم بوده که از پای درآمد؟ می گوییم بله.جامعه ای که به عدالت علی پشت کند، و نسبت به خلخال ربوده شده از پای زن یهودی بی تفاوت باشد، و عقیل های طایفه را به نوا برساند، و پرچم های علم را فروکشد، و اموال عمومی را ارث پدری خود بداند، و بر تحمیق و تحقیر مردمان اصرار ورزد، و دروغ و تزویر را به صحنه آورد، و نعمت های خدا را خراب کند، و به مصرف و اسراف روی برد، و به تفرقه و انشقاق درافتد، و به درجا زدن جاهلانه دچار شود، و آبروی خدا را خرج خود کند، و به اسم یاوری خدا، از خود خدا پیش افتد، و جز خسارت و خرابی بر جای نگذارد، لاجرم، خواهد شکست و فرو خواهد پاشید.

بله رهبر گرامی، ما زندانیان سیاسی، در اعتراض به این نازیبایی ها، اکنون در زندانیم. ما، به جای آنکه مورد تشویق و اعتنا قرار گیریم، به تنگنای زندان درافتاده ایم. آمریکایی ها، زندانی هایی از جنس ما ندارند، و ما بسیار داریم. کدام آیا درست و درست کاریم؟

۱۷- یکی از جرم های من، نقد حضرتعالی است. دو سال از سه سال ونیم حبس من، و عده ای دیگر چون من، به همین خاطر است: نقد مشفقانه. که قضات مأمور و معزول ما، آن را به توهین ترجمه کرده اند. در آمریکا، انتقاد از بزرگان حکومتی، بدون استثناء، امری رایج و جاری است. در ایران مگر نویسنده ای، خطیبی، روشنفکری، فیلم سازی، هنرمندی، می تواند به دزدی­های یک وزیر، و خطاهای یک روحانی، و بی قانونی های یک قاضی، و نقد رهبر نزدیک شود؟ نقد شخص اول آمریکا، یکی از امور متداول رسانه های آن کشور است. و نقد رهبر در جامعۀ ما، ظاهراً یک رؤیای دست نیافتنی! شما را به خدا، آمریکایی ها، با عنایت به همه جنایاتی که در سراسر جهان مرتکب می شوند، به فهم، به مدنیت، به رشد، به عقل، و به درستی دست یافته­اند یا ما؟

چنین فرایندی، به راحتی، و با گشاده دستی، و با باور مردم می تواند در دسترس فهم ما و شما قرار گیرد. مثلاً،چرا نباید استادان ما، احساس آزادی کنند؟ و درعوض، احساس کنند که چشم هایی در کلاس، و در بیرون کلاس، مراقب آنانند تا به محض شنود سخن غیر، کار او را به حراست دانشگاه، و اخراج، و حتی به زندان دراندازند؟ استادان دانشگاه های آمریکا، در کمال آزادی، به نقد حکومت، و شخصیت های آن، چه در محافل رسانه ای، و چه سر کلاس درس خود می پردازند. بی واهمه. امشب در تلویزیون، زیر و بالای دولت حاکم را به هم می دوزند و فردا، انگار که چیزی رخ نداده باشد، سر درس دانشگاهی خود حاضر می شوند. استادان ما اما، با کمترین تعریض به مسائل حکومتی، به عرصه های هول و هراس درمی افتند. به نظر شرعی حضرت شما، کدام یک از ما، بر مدار حق ایستاده ایم؟

۱۹- جرم بسیاری از زندانیان سیاسی این یک سال اخیر، مثلاً شرکت در راهپیمایی غیرقانونی است. شما اگر از موضع رهبری فرود آیید و به سلول های ما پای نهید، به ما حق خواهید داد که از چشم خود حصرتعالی، جرم خود را خنده دار بدانیم. چرا که در این سی وچند سال انقلاب، کدام حزب و گروه و صنف و اجتماع مخالف، امکان راهپیمایی قانونی یافته است که ما دومی اش باشیم؟ شما که رهبر این انقلابید، در اصل، رهبر صیانت از قانون اساسی و حق مردم اید. و یکی از بندهای قانون اساسی ما، حق اعتصاب، حق اعتراض، و حق راهپیمایی مخالفین است. تلویزیون ما، به کرّات، تجمع و تظاهرات مردم آمریکا و اسراییل و سایر کشورهای غربی را علیه سیاست های حاکمانشان نشان می دهد و به زعم خود، سستی ارکان آنان را به رخ می کشد. اما ندانسته، داستان شکوهمند آزادی را در میان آنان برمی کشد. که در این کشورها، مردمان مخالف، می توانند اعتصاف کنند، تظاهرات کنند، و حتی در اغتشاش یک ماهه، پاریس و شهرهای فرانسه را به آتش بکشند، و خون از دماغ کسی جاری نشود. در کشور نازنین ما اما، تنها دستجات خودجوش، و کفن پوش، بی آنکه کسی از آنان مجوز بخواهد، اجازه راهپیمایی و اعتراض و حتی تخریب دارند. آن هم تحت حمایت قانون، و دستگاه های قضایی و انتظامی، و صداوسیما!

کفن پوشان و لباس شخصی هایی که بی واهمه از قانون و مجریان قانون، می توانند به حریم های خصوصی و اماکن علمی و رفاهی ورود کنند و آنجا را تخریب کنند و به آتش بکشند و بر سروصورت دانشجوی خفته در خواب بزنند و چشم او را نیز از حدقه درآورند. این همه، متأسفانه، پیش چشم حضرت شما صورت می پذیرد. حالا خود، در مقام یک مرجع، یک رهبر، به این پرسش من پاسخ دهید که کدام یک از ما، به حقوق شهروندی مردم خویش احترام قائلند و در حفظ و اجرای آن، از هیچ کوششی دریغ نمی ورزند؟

۲۰- رهبر گرامی، ما اکنون زندانی شماییم. بابت جرم هایی که مرتکب نشده ایم. یکی از جرم های ما این بوده است که گفته­ایم: چرا باید رییس جمهور یک کشور، به رفتاری مشکوک، و گاه غیرعقلانی دست یازد؟ از باب نمونه، به رفتار اخیر جناب آقای احمدی نژاد، دقت فرمایید! عده ای را که هیچ نسبتی با روند دیپلماسی جهانی ندارند، و خود، اتفاقاً در جایگاه مسؤلیتی خویش، با هزار مشکل و کاستی جدی مواجهند، و فرصتی برای ورود به حوزه های مغایر ندارند تا نمایندۀ ویژۀ رییس جمهور در آن حوزه ها باشند، توسط رییس جمهور به مسؤلیتی جدید و موازی فراخوانده می شوند. این حرکت آقای رییس جمهور، هیچ نیست مگر اینکه وی، به تشکیل حلقه ای مشکوک مبادرت ورزیده است. وگرنه، برای یک رییس جمهور، کدام نماینده و کدام مشاور، فرادست تر و مهیاتر از وزیری است که خود او را برگزیده است؟ مگر می شود یک رییس جمهور در حوزه دیپلماسی و فعل و انفعالات برون مرزی، خواسته ای و طرح و برنامه ای داشته باشد و وزارت خارجه، او را تمکین نکند؟ حالا اگر دانشجویی به رفتار مشکوک این رییس جمهور اعتراض کند، باید او را به بند کشید؟ رییس جمهوری که خود، آشکارا، به فهم مردم خود، و به قانون جاری کشورش توهین می کند آیا مستحق برخورد قانونی است یا منتقدینی که او را از بلاهت های رفتاری اش بازمی­دارند؟

در آمریکا، اولاً یک رییس جمهور، جرأت تخطی از قانون را ندارد تا داستان تخطی او را رهبر کشور متذکر شود و بعد از آنکه آبروی کشور و عقلانیت جاری آن را به چالش جهانی و داخلی درانداخت، تحکم رهبر او را به جای اول بازگرداند. ثانیاً تخطی یک رییس جمهور از قانون، غوغایی از انتقادها را به میان سیاسیون درمی اندازد و نشاط سیاسی کشور را برمی انگیزد. یعنی آمریکایی ها، با فراخ کردن راه منتقدین، راه را بر رفتار غیرقانونی مسؤلان خود می بندند و آن را ناهموار می کنند. نه اینکه زندان ها را از منتقدین آنان پر کنند. کاری که در کشور ما صورت گرفته و می­گیرد. حال، شما خود بفرمایید، ما اهل فهم و قانون و حق مردمیم یا آنها ؟ آیا عزل نیکسون، نه از این روی بود که حزب او، در دفتر حزب رقیب، شنود کار گذاشته بود؟ داستان واترگیت، برای آمریکایی ها، در عین حال که از یک منظر، خفت بار است، اما از صد منظر، غرورانگیز و قابل تقدیر است. با این حوادث، در آمریکا، قانون، سر برمی آورد و سرفرازی می کند. برعکس ما که قانون را، و حیثیت آن را خرج حاجت های صنفی و گروهی خود می کنیم و به دست خود، گلوله ای از آتش می پردازیم و به جان جامعه درمی اندازیم. کدام برتریم؟

۲۱- در آمریکا، قانون، به هیچ وجه از خون های به ناحق ریخته شده درنمی گذرد. اگر حادثه سال گذشته کشور ما، در آمریکا رخ داده بود، قطعاً دولت فرومی کشید و شخصیت های متعددی به زیر کشیده می شدند. درست همانی که خدا و قرآن و رسول می خواهد. که کشته شدن بی دلیل یک انسان را به مثابه کشته شدن همۀ مردم می داند و بالعکس! آیا آن ها که در قبال خون بی گناهان خود، تا بدین حد حساس و پای دررکابند، به فرامین خدا تن سپرده اند، یا ما؟باز مجدداً اشاره می کنم که در محاسبه اوضاع داخلی آنجا، از سر حادثه های هر از گاه آن در گذشته و به روال جاری جامعۀ آمریکا تأکید می کنم.

۲۲- پرسش بعدی من کمی برای شما تلخ است. می دانم. اما حقیقتی است که با تلخی آمیخته است. واقعیتی است انکارناپذیر. آمارها، در این مورد، دروغ نمی گویند. رهبر گرامی، متأسفانه یا خوشبختانه، اسلام در آمریکا، سال به سال رشد می کند. نه در آنجا ، که در همۀ کشورها. طبق آمارها که می توان بر درستی آنها نیز اذعان داشت. تنها در دو کشور است که اسلام، رو به افول دارد. یکی در کشور ما، دیگری در افغانستان. نیازی به آمار میدانی نیست. با نگاه به اطرافمان، میزان گرایش به اسلام را می توانیم رصد کنیم.آیا واقعاً امامان جمعه حضرتعالی، قابلیت و سواد این را داشته و دارند که یک نفر، به آمار موافقین اسلام بیافزایند؟ بیایید و نه با چشم محمد و علی، که با چشم رهبر یک کشور خردورز، به میزان سواد امامان جمعه و نمایندگان خویش بنگرید. و سواد آنان را در حوزه های اجتماعی و سیاسی و مردم شناسی ارزیابی فرمایید. و اندازۀ تأثیر بودونبود آنان را، و دخالت های غیرقانونی آنان را در امور جاری کشور، به ترازوی همان خرد جمعی بسپرید. نتیجه، بسیار زیان بار و آشوبنده است. شما با گماردن این امامان جمعه، بخش وسیعی از مخاطبین خود، و مخاطبین نماز جمعه، و مخاطبین اسلام را از کف داده اید. راز افول شمارگان نمازگزاران جمعه، آیا در همین نیست؟ عدالتی که در دستگاه قضایی ما چندان به چشم نمی خورد، و دولت مردانی که اغلب کارآمد و صادق نیستند، و نمایندگانی که عمدتاً بزدل و نمک گیرند، و آشفتگی هایی که در حوزه های علمی و معیشتی مردمان پدید آمده، باید هم عرصه را برای رشد اسلام در این ملک تنگ سازد. اگر اسلام در کشور ما رو به رشد بود، جای تردید بود. حالا شما خود بفرمایید، آیا ما در مسیر آسیب رساندن به اسلامیم یا آن ها؟ و آیا ما آبروی اسلام را برده ایم یا آنها؟ با این همه ادعایی که ما داریم، و ادعایی که آنان ندارند. و بنا به گفته های مکرر شما، دشمنی هایی که آنان نسبت به اسلام و مسلمین روا می دارند؟

۲۳- در آمریکا،N.G.Oهای مردمی و غیردولتی، امکان فعالیت در اغلب حوزه ها، و نفوذ در بسیاری از زوایای حکومتی را دارا هستند. در ایران، ما یکی دو حزب مخالف خود را نیز با شتاب، به اسم وابستگی به دشمنان انقلاب، تعطیل می کنیم تا جز خود ما، کسی از ما چیزی طلب نکند و خطاهای ما را به رخ نکشد و دست به اندرون مناسبات ما نبرد و برخورداری های بی دروپیکر ما را برملا نکند. کدام یک از ما، اهل «رشد» هستیم؟

۲۴- ما آمریکایی ها را به خاطر زندان ابوغریب و گوآنتانامو منفور می دانیم. اولاً این دو زندان برای غیرآمریکایی ها بود. و در هیچ یک، مثل کهریزک، به کسی تجاوز نشد، و کسی نیز سلاخی نگردید. در آمریکا، دستگاه های امنیتی، به کشتن فعالان سیاسی دست نمی برند. در کشور ما، قتل های زنجیره ای رخ داد و هیچ مسؤل مؤثر حکومتی به زیر کشیده نشد. مگر می­شود بزرگان یک کشور، در جریان یک چنین فاجعه ای نبوده باشند؟ مگر می شود اسراییلی ها به حساس ترین دستگاه امنیتی ما ورود کنند و سیاسیون ما را یک به یک از پای درآورند؟حالا خود شما قضاوت بفرمایید، با همۀ جنایت هایی که در آنجاا رخ می دهد، در این مورد بخصوص، دست ما به خون سیاسیون آلوده تر است یا دست ایشان ؟

۲۵- دستگاه قضایی آمریکا، رییس جمهوری چون کلینتون را به خاطر یک دروغ، جلوی چشم دنیا مفتضح کرد. به گمان من، این دستگاه قضایی مستقل و نفوذناپذیر، حتی غرور دستگاه عدل الهی را نیز برمی انگیزد. در کشور ما اما، رییس جمهور ما، مرتب، دروغ بر دروغ می نشاند و دستگاه قضایی ما، یک «چه گفت؟» نیز بر زبان نمی آورد.خداوکیلی کدام انصاف، کدام عدل، کدام قضاوت، خدایی تر است؟ آنچه که در آنجا جاری است؟ یا آنچه که ما به شوخی نامش را عدل در جمهوری اسلامی گذارده ایم؟ من این را هم قبول دارم که آمریکایی ها، بعد از واقعه یازده سپتامبر، عرصه را بر مردم خود و خارجی ها سخت گرفتند. از شنود تا انگشت نگاری و تا سانسور. اما بلافاصله با آرام شدن اوضاع، به جای اول خود بازرفتند و از آن دوره، و دورۀ «مک کارتی» به عنوان دوران سیاه اسم می برند.

۲۶- آمریکایی ها آن قدر از خود مطمئن اند و به زیرساخت ها و استوانه های فرهنگی و اجتماعی خود باور دارند که دراختیار نهادن تریبون برای مخالفین خود را یک زنگ تفریح می دانند. آن چنان که صدها تریبون رسمی خود را در اختیار آقای احمدی نژاد می گذارند و او، با حسی از پیروزی به وطن بازمی گردد و برای خود جشن پیروزی به پا می کند. پیروز آنانند که به چنان رشدی رسیده اند که شنودن سخنان مخالفین خود را جزیی از شاکله فهم اجتماعی و سیاسی خود می دانند. آیا ما به راستی تحمل شنودن سخنان اوباما در دانشگاه ها و شبکه های تلویزیونی که هیچ، تحمل شنودن یک ربع صحبت آقای سیدمحمد خاتمی را در یکی از هزاران تریبون های خود داریم؟داوری بفرمایید: کدام یک از ما احترام برانگیزتریم؟ نه در شعار، که در عمل؟

۲۷- افکار عمومی در آمریکا آن قدر اهمیت دارد که شرمندگی از تماشای چهرۀ معترض مردم، بسیاری از مسؤلان خطاکار را مجبور به استعفا و سپس خانه نشینشان می کند. افکار عمومی در کشور ما، یک شوخی است. و فریب فکر مردم، در کشور ما، یک امر رایج! ؟در سفر پاپ، رهبر کاتولیک های جهان به انگلستان، مردمانی که به او و به رفتار زشت کشیشان کاتولیک معترض بودند، به خیابان ها ریختند تا صدای اعتراض خود را به پاپ و به جهانیان برسانند. فشار ناشی از افکار عمومی، آن­چنان پاپ را در تنگنای بی آبرویی روحانیان خویش قرار داد که وی رسماً، و برای چندمین بار مجبور شد درمقابل رسانه های جهان قرار گیرد و از مردم پوزش بخواهد. بله، این است خاصیت اعتراض آشکار مردم. که زشتی را، حتی در پستوهای کلیسای متعصبین مسیحی نیز تحمل نمی کند. اگر اعتراض مردم نبود، و یا حتی عذرخواهی پاپ، در خفا، و در یک محفل خصوصی صورت می پذیرفت، چیزی به اسم «تربیت» به جان جامعه نمی نشست. و این است خاصیت و اهمیت افکار عمومی. همان چیزی که ما از نعمت او بی بهره ایم. و به اسم حفظ نظام، و عدم تضعیف نظام، جامعه خود را از این شایستگی بزرگ محروم ساخته ایم.ما از این نعمت بی بهره ایم، اما مردمان آن سرزمین ، در یک چنین بستری زاده می شوند و بزرگ می شوند و به کهنسالی می رسند. آیا خدای خوب، اگر بنا بر گزینش باشد، ما را برمی گزیند یا آنان را؟ این نعمت بزرگ این زمانی، در قانون اساسی کشور ما دیده شده است.اما نه حضرت شما، و نه دولت ها و مجلس ها و دستگاه قضایی، هیچ یک به صرافت این نیافتاد که حذف یک حق آشکار از حقوق مردم توسط حاکمان، به زوال آنان منجر خواهد شد. ما به سراغ این اصل شایسته نرفته ایم که امروز، پرسش از رهبر، از وضعیت مالی آستان قدس رضوی، بنیاد مستضعفان، و پول هایی که رییس جمهور در مدت مسؤلیت خود چه در شهرداری و چه در سال های اخیر جابه جا کرده، برای ما ثقیل و سنگین و همراه با تب و لرز جلوه می کند. و من، خدای خوب را می بینم که از ما، که به اسم او شعارهای بسیاری سر داده ایم، روی برگردانده، و به کسانی روی برده است که ادعای مسلمانی ندارند، اما روح مسلمانی را به جان جامعۀ خویش درانداخته اند.

۲۸- نظام ما، یک نظام دینی است. بسیار متفاوت با نظام فکری آمریکایی ها که سکولار است. با این حساب، باید در میان ما، ادب، اخلاق، تحمل، مدارا، بزرگواری، گذشت، احترام، محبت، صداقت، پاکدامنی، پاکدستی، تحمل مخالف، احترام به مخالف، فداکاری، و بسیاری از خصلت های ناب انسانی فراوان تر از یک جامعۀ سکولار باشد. پیشنهاد می کنم یک نگاهی به «ادب»یات رسانه های دولتی و ملی در همین یک سال و چندماه گذشته بیاندازید تا بدانید: انصاف و عدل و مساوات و عدم تبعیض، نه، بلکه چه محموله ای از ناسزاهای سخیف در آنها به روان جامعه جاری شده است. همۀ اینها درمقابل چشمان شما دست به دست شده است. آن ها هرگز به یک عالم دینی، هر چند غیرمسیحی، توهین نمی کنند و منزل او را و حریم او را به دست اوباشان حکومتی نمی سپرند. همان کاری که ما، با عالمان روحانی خویش، مرتکب شدیم. ایشان، با افتخار، عکس مسؤلین و رؤسای جمهوری سابق خود را، با هر گذشته ای که داشته اند، به مناسبت های مختلف، و در اماکن مربوطه، جلوی چشم همگان می گذارند. و حال آنکه ما، به محض بر سر کار آمدن، مسؤلین سابق خود را متعمدانه در مدار فراموشی و حتی نفرت خود قرار می دهیم.

رهبر گرامی، فرض بدیهی این نوشته بر این نبود که خدای‌ناکرده، مختصات جامعه و فرهنگ آمریکا را به‌مثابه‌ی یک الگو متصور شویم. ابداً. چه، جایگاه حقیقی مدینه‌ی فاضله‌ی موعود ما، فرسنگ‌ها با آن‌چه که امروز از غرب برمی‌آید، دور و متفاوت است. بلکه تنها هدف و نیت از این قلم‌فرسایی این بود که مگر باچند مقایسه‌ی عینی و ملموس، راه تامل و بازنگری را بازبشکافیم و بر تثبیت‌شده‌های مکرر و فرسوده‌ی ذهنی خود نگاهی دوباره بیندازیم.

روزگار عجیبی است. زمانی خواهد رسید که آیندگان، در زمانی نه چندان دور، به داوری اطوار ما خواهند پرداخت و به بسیاری از رفتار ما خواهند خندید و بر فرصت های به باد داده شده توسط ما، افسوس خواهند خورد…
حال، از دید شخص شما، آیا با توجه به این همه آوازه ای که با ماست، ما عاقبت به خیریم؟

با احترام و ادب
محمد نوری زاد - زندان اوین

ادامه مطلب ...

معاون اول احمدی‌نژاد: اقتصاد فرانسه با یک ‌‌اخم‌ ایران فرو می‌پاشد و به صد سال قبل برمی‌گردد

1 نظرات
رحیمی معاون اول احمدی‌نژاد و يكي از متهمين اصلي مفاسد اقتصادي خانه فاطمي:
اقتصاد فرانسه با یک ‌‌اخم‌ ایران فرو می‌پاشد و به صد سال قبل برمی‌گردد!

. ادامه راه سبز(ارس): محمدرضا رحیمی با اشاره به قدرت ایران برای تنبیه اقتصادی دولت‌های تابع آمریکا در بحث تحریم ایران، گفت: اقتصاد فرانسه با یک اخم ایران فرومی‌پاشد و به وضع ۱۰۰ سال پیش برمی‌گردد.

به گزارش فارس، محمدرضا رحیمی معاون اول احمدی نژاد بعدازظهر امروز شنبه طی سخنانی در مراسم اختتامیه دهمین نمایشگاه بین‌المللی صنعت تهران با اشاره به اعمال تحریم از سوی برخی کشورهای غربی علیه کشورمان اظهار کرد در این مراسم بنا نداشتم در خصوص تحریم صحبت کنم ولی از آنجایی که مهمان‌هایی از اروپا در این مراسم شرکت دارند بد نیست پیام ما را به مسئولان و دولتمردان اروپایی برسانند.

وی با بیان این‌که‌ برخی کشورهای اروپایی فرای قطعنامه و به تبعیت از آمریکادر تحریم علیه کشورمان شرکت کردند تصریح کرد در حالی که مبادلات ما با کشورهای اروپایی چیز زیادی نیست و ۲۳ میلیارد دلار می باشد که بخشی را صادرات ما تشکیل می‌دهد که فرانسه، ایتالیا و آلمان از جمله این کشورها هستند.

معاون اول احمدی نژاد معتقد است اگر فقط یک اخم در پاسخ به تحریم اروپایی‌ها کنیم بخشی از صنعت فرانسه فرو می ریزد.

وی با اشاره به مثالی در این خصوص گفت: «مثلا اگر وزیر صنایع ما تصمیم بگیرد واردات قطعات خودرو پژو از فرانسه را لغو کند ۲٫۵ میلیارد واردات ما پایین می‌آید بنابراین در فرانسه چه اتفاقی می افتد؟ به باور بنده صنعت خودرو فرانسه فرو می ریزد.»

رحیمی در ادامه سخنان خود یادآور شد رشد بیکاری در اروپا آنها را وادار کرد مثلا در فرانسه سن بازنشستگی را بالا ببرند که این درست برخلاف ایران است در حالی که ما پذیرفتیم کارمندان ۵ سال زودتر از موعد مقرر خود را بازنشسته کنند و دولت پذیرفت هزینه بازنشستگی را پرداخت کند و این موضوع در این کشور اروپایی بیکاری به وجود آورد و در ایران یک میلیون و ۱۰۰ هزار شغل اضافه شد.

وی افزود: دولت فرانسه در بعضی از بخشها مثل کشتیرانی مزاحمت‌هایی برای ما ایجاد کرده که اگر وزارت صنایع ما ترش‌رویی کند دولت فرانسه دچار مشکلات عدیده‌ای خواهد شد.

معاون اول احمدی نژاد تأکید کرد یکی از کشورهای کوچکی که از سایه رشد و بالندگی ایران به جایی رسیده است در روزهای اخیر در صدد اخلال در کشور ما بود. بنابراین اگر قرار باشد او را مورد بی‌مهری قرار دهیم دچار این وضعیت می شود که او را به ۱۰۰ سال قبل می‌برد.

رحیمی با بیان اینکه قادریم کشورهای زورگو و کشورهایی که با چشم بسته از آمریکا تبعیت می کنند را به سختی تنبیه کنیم گفت: «اما ما راه تعامل را با این کشورها در پیش گرفته‌ایم ولی اگر بخواهند در لباس زورگویی وارد شده و به ایران زور بگویند در جا تنبیه می‌شوند.»

وی مجددا تأکید کرد این چند کشوری که اسم یکی از آنها را بردم و به یکی کنایتا اشاره کردم اگر در رویکرد خود در مقابل ایران تجدید نظر نکنند باید منتظر تنبیه باشند.

ادامه مطلب ...

قالیباف : آنهایی که در جبهه ها نبوده اند حق ندارند امروز پیشقراول دفاع از جنگ و جبهه باشند

0 نظرات
محمد باقر قالیباف شهردار تهران:
آنهایی که در جبهه ها نبوده اند حق ندارند امروز پیشقراول دفاع از جنگ و جبهه باشند

. ادامه راه سبز(ارس): شهردار تهران با اشاره به رشادت‌های رزمندگان در جنگ گفت: فضای حاکم بر جنگ و جامعه آن روز باعث می‌شد که یک بسیجی وقتی پایش را روی مین از دست می‌دهد یا یک رزمنده از ناحیه‌ دو چشم هدف آتش دشمن قرار می‌گیرد، درد را تحمل کند. در آن فضا هیچ‌کس به فکر نام و جایگاه خود نبود. عدالت به معنای واقعی وجود داشت؛ همان چیزی که امروز نیست.

قاليباف بيان داشت: «بنده و امثال بنده اگر در جبهه بودیم، حق نداریم امروز بابت آن سر کسی منت بگذاریم یا به عنوان یک ابزار از آن استفاده کنیم. با توجه به این مطلب، دیگرانی هم که هیچ انسی با فرهنگ جهاد و شهادت ندارند و آن روز در صف نامردان قرار داشتند، حق ندارند امروز پیشقراول دفاع از جنگ و جبهه باشند. این افراد می‌خواهند نان آن روز را بخورند.»
محمدباقر قالیباف طی سخنانی در پانزدهمین یادواره‌ ۷۰۰ شهید مجتمع مسکونی فجر تصریح کرد: خانواده معظم شهدا چون با خدا معامله کرده‌اند، هیچ چشم‌داشتی به هیچ‌کس و هیچ جا ندارند. این ما هستیم که محتاجیم خدمت‌گزار آنان باشیم.

شهردار تهران یکی از مشکلات موجود در عرصه فرهنگ جهاد و شهادت را عدم ارایه‌ تصویری صحیح از دوران دفاع مقدس به نسل امروز برشمرد و خاطرنشان کرد: متاسفانه با وجود تلاش‌های زیادی که از سوی هنرمندان، صاحبان قلم و سایر اقشار صورت می‌گیرد، باز هم آن فضا به نحو شایسته و بایسته‌ای به نسل امروز منتقل نمی‌شود.

وی با بیان این‌که نباید کار خلاف فرهنگ جهاد و شهادت انجام دهیم، تاکید کرد: بنده و امثال بنده اگر در جبهه بودیم، حق نداریم امروز بابت آن سر کسی منت بگذاریم یا به عنوان یک ابزار از آن استفاده کنیم. با توجه به این مطلب، دیگرانی هم که هیچ انسی با فرهنگ جهاد و شهادت ندارند و آن روز در صف نامردان قرار داشتند، حق ندارند امروز پیشقراول دفاع از جنگ و جبهه باشند. این افراد می‌خواهند نان آن روز را بخورند.

شهردار تهران در بخش دیگری از سخنان خود، اظهار کرد: ما هم خوب نبودیم؛ چرا که اگر خوب بودیم امروز کارمان پشت تریبون ایستادن و سخن گفتن نبود بلکه با کاروان شهدا همراه می‌شدیم.
ادامه مطلب ...

حجت الاسلام نقویان: برخی افراد با ایجاد جار و جنجال خود را نماینده جمع می شمارند

0 نظرات
واكنش جالب سخنران مشهور به یك نامه تهدیدآمیز در یزد:
تا چه زمانی باید به جنجال آفرینان بی منطق و بی تحمل میدان داد؟

. ادامه راه سبز(ارس): اقدام برخی حامیان افراطی دولت در ارائه نامه تهدیدآمیز به حجت الاسلام نقویان، با واكنش وی مواجه شد و این سخنران اهل ذوق و فرهنگ از نویسنده نامه خواست دست كم با ارائه شماره تلفن، امكان گفت وگو را فراهم كند.

به گزارش خبرنگار "آینده" حجت الاسلام ناصر نقویان، كه دیروز در مجلسی واقع در خیابان شهید رجایی یزد سخن می گفت، از نگارش نامه ای تند به خود خبر داد كه در آن فردی گمنام بدون رعایت ادب میزبانی، از وی خواسته بود تا «مختصر آبروی خود را با انتقاد از رییس دولت از بین نبرد» (!)

وبلاگ محلی بهارنو در این زمینه نوشت: سخنان نقویان به گونه ای بود كه ضمن تعریف از اقدامات مفید دولت، برخی انتقادات را به صورت ملایم مطرح كرده بود. اما گویا آستانه تحمل برخی افراد افراطی به حدی پایین است كه حتی تحمل شنیدن چنین انتقاد ملایمی را از آقای نقویان ندارد.

حجت الاسلام نقویان در سخنانش با یادآوری این نكته كه من خود دلسوز انقلاب هستم، ضمن تجلیل از خانواده شهدا و خدمتگزاران، طرح انتقاد از برخی رفتارها و عملكردها را ضروری دانست. وی از فردی كه نامه مزبور را نوشته بود خواست تا شجاع باشد و با درج نام و تلفن خود امكان گفت و گو را فراهم كند.

نقویان در ادامه سخنان خود با تقبیح افراطی گری گفت: در ابتدای انقلاب، فردی در هنگام تكبیر نماز گفته بود: الله اكبر ، خمینی رهبر ، هنگامی كه فردی به او گفته بود جای این شعار در نماز نیست، وی با موضعی تقابلی با ضد ولایت فقیه خواندن فردی كه او را راهنمایی كرده بود، در نماز بعدی هنگام تكبیر گفته بود: الله اكبر، خمینی رهبر، مرگ بر ضد ولایت فقیه.

این وبلاگ در ادامه می نویسد: این واقعیت جامعه ماست كه برخی افراد با ایجاد جار و جنجال خود را نماینده جمع می شمارند و با شیوه های گوناگون بیانیه نویسی گمنام، به نام جمعی از فلان جمعیت و جمعی از فلان قشر و .... و به اتهام و افترا پراكنی می پردازند و با شیوه های خشن و سفسطه و تهمت پراكنی ، راه را بر طرح انتقادهای مشفقانه می بندند.

به راستی تا چه زمانی باید به جنجال آفرینان بی منطق و بی تحمل میدان داد و آبرو و حیثیت مردم و نخبگان و شخصیت های گوناگون را در معرض چنین رفتار نابخردانه قربانی كرد؟ چرا باید آستانه ی تحمل ما به قدری پایین بیاید و جامعه ای كه روزی در آن نوای دلنشین «زنده باد مخالف من» سر داده شد ، اینك تحمل شنیدن سخن یك موافق را هم نداشته باشد ؟!

ادامه مطلب ...

نامه همسر شهید باکری به همسر شهید همت: خدا را شکر که ظلم را توجیه نکردیم و ذلیل نشدیم

0 نظرات
نامه همسر شهید باکری به همسر شهید همت:
خدا را شکر که ظلم را توجیه نکردیم و ذلیل نشدیم
. ادامه راه سبز(ارس): در واکنش به اهانت و بی حرمتی های حکومت و رسانه ها و عوامل آن به خانواده های سرداران جنگ، همسر شهید حمید باکری در نامه‌ای به همسر شهید همت، ضمن یادآوری گوشه‌ای از خاطرات تلخ گذشته و ناگفته‌هایی از این شهدا، ادعای حسین شریعتمداری که گفته بود این شهدا را بهتر از همسرانشان می‌شناسد، مورد اشاره قرار داد و پرسید: چرا در این بنده خدا از صفات بارز شهدا دیده نمی‌شود؟!

به گزارش کلمه، فاطمه امیرانی در نامه‌اش به ژیلا بدیهیان، به صحبتهای شهید همت در آخرین تماس تلفنی‌اش اشاره کرده که گفته بود: «بچه‌ها تو را دارند که مادر بسیار خوبی هستی و خواهی بود. ولی نمی‌دانم چگونه زن جوانم را در دنیایی تنها بگذارم که یک مرد در آن پیدا نمی‌شود؟!»

همسر شهید باکری همچنین در پاسخ به اظهارات اهانت‌آمیز کوثری نماینده مدعی اصولگرایی مجلس، نوشت: «خوشبختانه ما به کمک خدا و شهدا ۲۶ سال، نه با بیت المال بلکه با حقوق حلال معلمی، در خانه خود برای شهیدانمان سالگرد گرفته‌ایم و احتیاج به سرکشی ایشان هم نداشته‌ایم. سرپرست ما خدا بود و ارواح مطهر شهدا که به تایید اطرافیانمان هیچ‌وقت ما را تنها نگذاشته اند. اگر ایشان به سرپرست نیاز داشتند، می‌توانند روی ما حساب کنند.»

وی همچنین درباره علت نگارش این نامه هم توضیح داد: چند روز در فکر این بودم مطلبی برای کسانی که در حق تو جفا کرده‌اند، بنویسم. اما نه برای اینکه بخواهم از تو دفاع کنم. بلکه به خاطر کسانی که این صحبت‌ها را می‌شنوند و به غیبت و گناه می‌افتند. ما همیشه سعی کرده‌ایم اخلاق را رعایت کنیم. نمی‌دانم چرا دوست دارند مجبورمان کنند خاطراتی را تعریف کنیم که ممکن است آبرو از خیلی‌ها ببرد. اینها را برای آن نگفتم که دلمان خنک شود، فقط نیتم این بود که مردم بی‌گناه در راه رسیدن عده‌ای به خواسته‌های دنیایی‌شان، به گناه نیفتند.

متن کامل نامه همسر شهید حمید باکری را که در اختیار کلمه قرار گرفته، در ادامه می‌خوانید:

بسم رب الشهداء والصدیقین

خدمت همسر بزرگوار شهید ابراهیم همت،
خانم بدیهیان
عزیزتر از جانم سلام.

مطالبی که این روزها درباره من و تو گفته یا نوشته شده، یک بار دیگر خاطرات تمام این سالها را به یادم آورد. شاید بهترین کسی که حرفهایم را می‌فهمد و می‌توانم با او درد دل کنم، خودِ تو باشی.

من و تو همیشه غم سنگینی را با خود می‌کشیدیم. اما غمی شیرین بود و به آن افتخار می‌کردیم. چون در این غم ما با انسانهایی مانوس بودیم که همانند شهدای کربلا صعود کردند. به روز عاشورا که فکر می‌کنم، می‌بینم عاشورا با تمام زشتی‌هایش، زیبا هم هست. رشد انسانها و بهترین روابط انسانی را در آن روز می‌توان دید. در آن روز حر با یک انتخاب به قله انسانیت صعود می‌کند. در دفاع مقدس هم انسانهایی که اغلب آنها معمولی بودند، با انتخاب درستی که کردند، از عالم زمینی بریدند و پرواز کردند. خوش به حال شهدا که در آن زمان شاهد رشد و صعود انسانها بودند.

اما ما این روزها شاهد سقوط انسانها هستیم. شهدا یک یک خاکریزهای اخلاق را فتح می‌کردند و برعکس، این دوستان دیروز ما از خاکریزهای بی‌اخلاقی عبور می‌کنند. و بدتر از همه، فکر می‌کنند برای اسلام است و اشکالی ندارد! یکی از کسانی که این روزها ما را از تراوشات ذهنیشان بی‌نصیب نگذاشته‌اند، آقای حسین شریعتمداری است. ایشان چندین سال در راس رسانه‌ای قرار گرفته‌اند که به راحتی در اختیار تمام مردم ایران قرار می‌گیرد و در این مدت تلاش کرده‌اند طرحی برای تمامی ایرانیانی که در این سرزمین زندگی می‌کنند، بدهند تا به آن‌جایی برسند که ایشان در نظر دارند! انگار متوجه نیستند که انسانها زمین نیستند و نمی‌توان برای ساختن آنها نقشه داد. و تعجبی ندارد که طبق روال شهرداری فکر می‌کنند هر کس در طرحشان نباشد باید از صحنه روزگار حذف شود! آقای شریعتمداری فکر می‌کنند در این سالها کار فرهنگی کرده‌اند تا مردم را به دینی که پیامبرش رحمه للعالمین است، هدایت کنند. اما با کلام قهرآمیزشان همیشه دیگران را آزار داده اند و به بدترین ها متهم کرده‌اند. ایشان ادعا کرده‌اند که شهدا را بهتر از ما می‌شناسند. اما این حکمشان یک نقیض دارد که: چرا در این بنده خدا از صفات بارز شهدا دیده نمی‌شود؟! من واقعا برای سقوط افرادی مثل ایشان غصه می‌خورم. و بدتر از آن فکر می‌کنم فرصتشان تنگ است. ایشان خیلی “من” شده‌اند و به فرموده امام خمینی” من شیطان است.”

بگذریم. می‌خواهم از تو بنویسم. از زن جوانی که سال ۶۲ در پادگان الله اکبر اسلام آباد دیدم. قد بلندی داشت و خوب صحبت می‌کرد. دانشجوی شیمی بود. و شوهرش یکی از آن مردان مرد بود که خیلی ها آرزوی دیدنش را داشتند. یادم هست تعریف می‌کردی که حاجی گفته بود: “وقتی به حج مشرف شدم، از خدا سه چیز خواستم. اول تو را، دوم آنکه خدا دو پسر به من بدهد که ادامه دهنده راهم باشند و سوم برای یک لحظه هم شده زودتر از امام از دنیا بروم و در کشوری که نفس امام در آن نیست، زندگی نکنم!” راستی او چه خوب آینده را پیش‌بینی کرده بود!!! به نظرت اگر امروز حضور فیزیکی داشت، در پاسخ به کسانی که به خود اجازه می‌دهند برای اثبات تفکراتشان به شعور و انتخاب او توهین کنند، چه پاسخی می‌داد؟! شنیده‌ای که آقای کوثری، همان فرمانده سابق سپاه محمد‌رسول‌الله، افاضات فرموده که: “حاجی فرصت نکرد تا سببی ها را مثل خانواده نسبی‌اش تربیت کند.” عزیز دل! واقعا جا دارد از همه زنان هم‌وطن عذرخواهی شود که نماینده مجلس ما این‌گونه فکر می‌کند.

آن روزی که شما را در اسلام آباد دیدم، مهدی یک ساله و مصطفی عزیز در راه بود. با شوق و ذوق از این‌که در دانشگاه کرمانشاه دانشجوی مهمان شده بودی، حرف می‌زدی. چون تو دوست نداشتی از تحصیل عقب بمانی، او هم دوست نداشت از تو دور بماند.

حمید همیشه از تنها ماندن من ناراحت بود و فکر می‌کرد که عمر من در انتظار بازگشت او به هدر می‌رود. یادم هست توصیه می‌کرد کتاب بخوانم و وقت خود را با مطالعه پر کنم. وقتی تو را دیدم، چقدر خوشحال شدم که هم‌صحبت خوبی پیدا کرده‌ام و با هم رفیق شدیم. مدتی نگذشت که حمید شهید شد. آن زمان شما در اصفهان بودید. من تنها و بدون حمید به ارومیه برگشتم. یادم هست وقتی با من تماس گرفتی، چقدر از غم من اندوهگین بودی! اما فردای آن روز، عزیز تو هم با قافله مجنون همراه شد. و این غم عمیق مشترک، ما را به هم نزدیک‌تر کرد. مدتی که گذشت، بدون آنکه با هم صحبتی کرده باشیم، هر دو تصمیم گرفتیم به هجرت! احساس می‌کنم هر دو فرار می‌کردیم. قبلا برایت گفته‌ام که حمید در آخرین سفرمان به ارومیه از من قول گرفته بود که هیچ وقت به ارومیه بر نگردم. من از جایی فرار می‌کردم که حمید را آزار داده بود … تو از چه فرار می‌کردی؟؟

یادم هست آقا مهدی برای کمک به اسکان ما به قم آمده بود. خیلی نگران بود که من و تو چگونه می‌خواهیم چهار فرزندمان را که سه تای آنها شیرخوار بودند، در شهری غریب بزرگ کنیم. نمی‌دانم می‌خواست خودش را آرام کند یا ما را، وقتی آن حدیث قدسی را برایمان گفت که خداوند می‌فرماید: “هر شهیدی که می‌رود، من جای او را در آن خانه می‌گیرم.” به کمک آقا مهدی در منزل شهید زین‌الدین ساکن شدیم. می‌دانم تو هم فکر می‌کنی که آقا مهدی باکری، چه “نسبی” خوبی برای بچه‌ها بود! در همان یک سال بعد از حمید هر کاری می‌توانست برای ما انجام داد. مهمتر از همه، به فکر ما احترام می‌گذاشت. وقتی همه فامیل با رفتن من به قم اعتراض کرده بودند، گفته بود: “هر کجا فاطمه راحت‌تر می‌تواند بچه‌هایش را بزرگ کند، آنجا خوب است.” یادم هست برادر صالحی همراه تو آمده بود. یک بسیجی کم سن و سال از دوستداران حاجی بود. آن اوایل تا مدتی از تهران برای ما آب می‌آورد تا بچه هایمان کم کم به آب قم عادت کنند! و هر کاری داشتی سعی می‌کرد برایت انجام دهد. و چه شیرین! که هنوز هم بچه ها به ایشان عمو می‌گویند و برای من و شما هم هنوز برادر صالحی است! بعد از رفتن آقا مهدی و بقیه، من و تو در آن خانه با بچه‌هایمان تنها ماندیم. در غم و شادی های هم شریک شدیم. تو که در اوج غصه‌هایت، ذوق و شوخ‌طبعی اصفهانی داشتی، گاهی باعث می‌شدی خنده ای بر لبان من بیاید. می‌گفتی: “فاطمه! مثل حاجی می‌خندی! با او هم شوخی می‌کردم، مثل تو می‌خندید.”

عزیزتر از جانم! همیشه زحمت‌ها و امتحان‌ها و غصه‌های تو بیشتر از من بود. ای فامیل سببی همت‌ها! یادت هست مجبور بودی برای گرفتن مستمری شهید، هر ماه در آن شرایط سخت جنگ، ساعت‌ها با دو بچه شیرخواره و یک ساک بر روی شانه، در میان مردان در ترمینال منتظر وسیله‌ای باشی! و ناراحت بودی از آنکه تنها می‌توانستی مصطفی را بغل کنی و مهدی پسر یک ساله و نیمه‌ات مجبور بود خودش راه بیاید. طفلک وقتی گریه می‌کرد و بغل تو را می‌خواست، مجبور بودی به او بگویی: “مهدی! تو دیگر مرد شده‌ای! خودت باید راه بیایی!!!” … خاطرم هست یک بار وقتی برگشتی، دیدم با حالتی آشفته، در حالی که هر دو بچه‌ات تب کرده بودند، در آستانه در ایستادی و گفتی: “(نسبی‌ها) گفتند برای آینده بچه ها پس‌انداز می‌خواهیم بکنیم!” و حقوقت را ندادند! آن سه هزار و چهارصد تومان را !!! گفته بودند برای آینده بچه ها یک دستگاه یخچال خریده‌اند! بغلت کردم و با هم گریستیم و گفتم ناراحت نباش با کمک هم زندگی می‌کنیم!!!!

و بالاخره قانون‌ها عوض شد و تو با هوش و مدیریتی که همیشه از آن بهره‌مند بودی، توانستی یادگاران شهید همت را در بهترین شرایط بزرگ کنی. هر دو افتخار می‌کردیم که یادگاران شهدا پیش ما هستند و آنها بهترین امانت‌هایشان را به ما که سببی بودیم، سپردند. عزیز دل! چقدر دینداری برای من و تو سخت بود! امکانات زیادی برای تو از طرف خانواده خودت می‌توانست فراهم باشد. امکاناتی که داشتنش برای خیلی‌ها بزرگترین آرزو بود، اما تو به خاطر آرمان‌هایت همه را پس زدی! اگر برای دیگران دینداری حج عمره و سفر کربلا و مشهد بود، برای من و تو داغ دل و هجران و دویدن بود. تو که بیشتر از همه درد کشیده بودی، بیشتر با مردم همدردی می‌کردی. می‌گفتی وقتی حاجی را به خاک می‌سپردند، از خدا خواستی مثل او در دنیا به تو راحتی ندهد. البته بعدها شوخی می‌کردی که خدا چه زود حاجتت را داد!

فراموش نمی‌کنم آن زمان اگر بچه‌های جنگ و جبهه می‌خواستند ازدواج کنند، به کمکشان می‌رفتی! یادم نمی‌رود همیشه از تو تعجب می‌کردم که چرا برای زنانی که شوهرانشان به جبهه رفته بودند، خرید می‌کنی، در حالی که خودت تنهایی! خاطرت هست چگونه برای همسران شهدا که با نامردی از خانه‌هایشان بیرون شده بودند، در به در دنبال خانه می‌گشتی!

اما مهم‌تر از همه، آنچه باعث شد شهید همت در بین جوان‌هایی که او را ندیده بودند، شناخته شود و جایگاهی پیدا کند، مصاحبه تو با روایت فتح بود. چقدر زیبا از چشمان همت گفتی! چه محجوب از عشقتان گفتی! داستان آن جمله آخر همت در پشت تلفن را همیشه به یاد دارم که به تو گفته بود: “کاش اینجا بودی و برای حتی ساعتی تو را می‌دیدم!” یادت هست که همیشه به من می‌گفتی حاجی نگرانت بوده و می‌گفته: “بچه‌ها تو را دارند که مادر بسیار خوبی هستی و خواهی بود. ولی نمی‌دانم چگونه زن جوانم را در دنیایی تنها بگذارم که یک مرد در آن پیدا نمی‌شود؟!” و چه نگرانی بجایی بود!…

عزیزتر از جانم! هیچ‌گاه روزی را که تنها و غریبانه به تهران آمدی تا استخوان‌های برادر ۱۸ ساله‌ات را که در اسفند سال ۶۲ در مجنون شهید شده بود، بعد از سالها تحویل بگیری، فراموش نخواهم کرد. به یاد دارم من مدرسه بودم و نمی‌توانستم همراه تو بیایم. و تو به تنهایی باقی‌مانده جنازه برادرت را به اصفهان بردی. یادت هست از کارمندی در بنیاد شهید سوال کرده بودی که “برنامه‌ای برای تشیع ندارید؟!”و او به طعنه گفته بود: “می‌خواهی از این هم سردار رشید بسازی؟؟” کسی خبر دارد که مجبور شدی تا آخر عمر مادرت، شهادت برادرت را از او مخفی کنی و همیشه سنگینی غم‌ها را به تنهایی بر دوش بکشی؟!

من همواره افتخار می‌کنم که توفیق داشتم در کنار فرزندان همت بمانم و شاهد بزرگ شدن آنها باشم. من با خانواده شما نسبت خونی ندارم. ولی خدا را شاکرم که اعتقادات و آرمان‌های مشترکمان باعث شد رابطه ما مثل دو خواهر باشد. حیف که خانواده نسبی حاجی، قدرتان را ندانست و باید شرمنده روی او باشند!

خدا را شاکرم که دو ارثیه نیک از شهدا به ما عطا فرمود. یکی قلب شکسته که قیمت دارد و شاید باعث شود آفت قسی‌القلب شدن از انسان دور شود. که نتواند ظلم را ببیند و چیزی نگوید و حتی توجیه کند! و دوم آنکه دنیا از چشم ما افتاد! به قول آقا مهدی: “دنیا برای معصومین چه بوده که برای ما چیزی باشد!” خدا را شکر به خاطر خواسته‌های دنیایی ذلیل نمی‌شویم!

راستی باید به آقای کوثری هم تذکر بدهیم که کمک به خانواده شهید، گرفتن مراسم سالگرد نیست. خوشبختانه ما به کمک خدا و شهدا ۲۶ سال، نه با بیت المال بلکه با حقوق حلال معلمی، در خانه خود برای شهیدانمان سالگرد گرفته‌ایم و احتیاج به سرکشی ایشان هم نداشته‌ایم. سرپرست ما خدا بود و ارواح مطهر شهدا که به تایید اطرافیانمان هیچ‌وقت ما را تنها نگذاشته اند. اگر ایشان به سرپرست نیاز داشتند، می‌توانند روی ما حساب کنند. و الحمد لله که اگر سواد و علم ما از ایشان بیشتر نباشد، کمتر هم نبوده که به هدایت و راهنمایی امثال ایشان نیاز داشته باشیم!

چند روز در فکر این بودم مطلبی برای کسانی که در حق تو جفا کرده‌اند، بنویسم. اما نه برای اینکه بخواهم از تو دفاع کنم. بلکه به خاطر کسانی که این صحبت‌ها را می‌شنوند و به غیبت و گناه می‌افتند. ما همیشه سعی کرده‌ایم اخلاق را رعایت کنیم. نمی‌دانم چرا دوست دارند مجبورمان کنند خاطراتی را تعریف کنیم که ممکن است آبرو از خیلی‌ها ببرد. اینها را برای آن نگفتم که دلمان خنک شود، فقط نیتم این بود که مردم بی‌گناه در راه رسیدن عده‌ای به خواسته‌های دنیایی‌شان، به گناه نیفتند.

والسلام
دوستدارت
فاطمه امیرانی
مهر سال ۸۹
ادامه مطلب ...

گزارش خبرگزاری ها از ممنوعیت عرضه و فروش ارز دولتی به افراد عادی

1 نظرات
گزارش خبرگزاری ها از ممنوعیت عرضه و فروش ارز دولتی به افراد عادی
. ادامه راه سبز(ارس): در حالیکه بازار ارز ایران پس از گذشت دو هفته التهاب و با وجود وعده های مسئولان و مقامات سیاسی و اقتصادی و بانکی کشور مبنی بر "وجود و عرضه ارز به اندازه کافی"، همچنان در نوسان و بی ثباتی به سر می برد، و صف‌های خرید دلار دولتی نیز با قوت پابرجاست، آخرین گزارش ها حاکی از آن است که صرافی های مستقر در بانک های دولتی، فروش ارز به افراد عادی را ممنوع اعلام کرده‌ و تابلوی "به اشخاص حقیقی (افراد عادی) ارز پرداخت نمی‌شود"، نصب کرده اند.

همزمان بسیاری از صرافی ها، از عدم وجود ارز و نتیجتا عدم توانایی ارائه آن به مردم و متقاضیان سخن گفته و در توزیع نبود ارز در صرافی‌های خود منتقدانه می‌گویند: "دلار نیامده و منتظریم بانک دلار و نرخ آن را اعلام کند."

به گزارش فارس، روز شنبه ١۷ مهرماه، تا حوالی ظهر دلار دولتی در اختیار هیچ‌کدام از صرافی‌های ملی و ملت و هم‌چنین صرافی‌های دارای مجوز از بانک مرکزی قرار نگرفته بود و سرانجام این امر موجب تجمع و ازدیاد جمعیت در مقابل صرافی‌ها گردید.
از ساعت هفت صبح در صف ایستادم

یکی از مردمی که در صف ایستاده به خبرنگار فارس می‌گوید: از ساعت 7 صبح اینجا هستم و الان ساعت 11 و 15 دقیقه است اما هنوز هیچ خبری از دلار نیست.

وی اضافه می‌کند؛ هنوز هم متوجه نشده‌ام دلاری که هفته گذشته 1040 تومان بود چطور یکباره به 1250 تومان رسید و یک دفعه پایین آمد.
وی می‌گوید: فکر می‌کنم دولت از روی عمد دلار را گران‌ کرد تا از این طریق دلارهای خود را به فروش برساند.

درد دل‌های یک دلال؛ اگر روزی شش بار در صف نایستم چه کنم!

علی یکی از دلالانی است که روزانه به دفعات و در ساعات مختلف در صف خرید دلار دولتی می‌ایستد البته این موارد با استناد به گفته‌های وی ذکر شد.

وی در توضیح اقدام خود مبنی بر ایستادن در صف‌های مختلف برای خرید دلار دولتی می‌گوید: مجبورم؛ اگر این کار را نکنم چه کنم؟!
وی اضافه می‌کند: این کاری است که دولت درست کرده ولی من هم زندگی دارم و باید خرج خانواده‌ام را در بیاورم.
وی تاکید می‌کند: هر کسی شغلی دارد و این هم شغل من است.

ممنوعیت فروش ارز به اشخاص حقیقی

امروز صرافی ملت روی تابلوی خود به فاصله‌های منظم برچسب‌هایی را با عنوان "به اشخاص حقیقی (افراد عادی) ارز پرداخت نمی‌شود" چسبانده بود و اعلام کرد فقط صرافان می‌توانند دلار بخرند آن هم با آوردن مدارک خاص خود.

یکی از فعالان این صرافی به خبرنگار فارس می‌گوید: به خاطر اینکه دیدیم هر روز مردم عادی و صرافانی که به دلار احتیاج دارند در صف باشند دلالان در صف می‌ایستند و آن هم درگیری‌های خاصی را ایجاد می‌کند تصمیم گرفتیم که فقط به صرافان دلار بفروشیم.

وی اضافه می‌کند: دلار ساعت 11،20 دقیقه رسید و قرار است به صرافان با قیمت 1055 تومان و بدون محدودیت ارز بفروشیم. او می‌گوید: صرافان باید دلار را به مردم با قیمت 1060 تومان بفروشند.

این کارمند صرافی ملت با اشاره به صف‌های ماقبل سایر صرافی‌های فروشنده دلار دولتی تاکید می‌کند، الان که صرافان دلار خود را تهیه کرده‌اند دیگر صفی مقابل صرافی‌ها دیده نخواهد شد.

بخیل نیستیم؛ اگر می‌توانند دلار را ارزان کنند

زهره دختر جوانی که به همراه دیکشنری خود در صف خرید دلار ایستاده است، به خبرنگار فارس می‌گوید: سفر خارجی در پیش دارم و باید هر چه سریع‌تر دلار تهیه کنم.

وی تاکید می‌کند، گفته‌اند که دلار را ارزان می‌کنیم ولی من نمی‌توانم به تصمیمات و این حرف‌ها اهمیت دهم. وی اضافه می‌کند، بخیل نیستیم اگر می‌توانند دلار را ارزان کنند.

لزوم همیاری آژانس‌های هواپیمایی با دولت برای فروش دلار

سیما یکی دیگر از مشتریانی است که به گفته خود از ساعت 7 صبح برای خرید دلار دولتی در صف ایستاده و به خاطر اینکه هفته دیگر مسافرت به اروپا را در پیش دارد باید دلار بخرد.

وی با انتقاد از عملکرد دولت در روزهای اخیر برای کنترل بازار دلار می‌گوید: من نباید الان در صف خرید دلار در مقابل صرافی بایستم. دولت می‌تواند، از طریق در اختیار دادن دلار به آژانس‌های هواپیمایی این اقدامات را انجام دهد.

وی اضافه می‌کند: از این طریق آژانس‌های هواپیمایی می‌توانند در کنار ارائه بلیط به مشتریان هر میزان که دلار احتیاج داشته باشند به آنها بدهند.
وی می‌گوید: روز پنجشنبه تا ساعت 13 در صف بودم ولی گفتند که دلار تمام شده و بروید شنبه بیایید؛ من هفته آینده بلیط دارم و از ترس اینکه دلار پیدا نکنم باید از صبح زود در صف بایستم.

مشکلات مسدود بودن حواله‌های ارزی

رضا که به گفته خود پدر دو فرزند مقیم آمریکا است از بسته بودن حواله‌های ارزی گله‌مند است و می‌گوید: با این وضعیت نمی‌دانم چه جوری باید شهریه دانشگاه بچه‌هایم را بفرستم.

وی اضافه می‌کند الان باید کلی هزینه کنم از وقت تا پول گرفته و از این طریق و منتظر ماندن در صف‌های طولانی دلار بخرم و با ریسک بالا برای بچه‌هایم ارسال کنم.

وی با انتقاد از محدودیت فروش دلار می‌گوید: دولت باید راه‌حل منطقی را برای فروش دلار در این ایام اتخاذ کند؛ به عنوان مثال باید شعب بانک‌ها را نیز برای فروش دلار به مردم معرفی کند.

از نظر امنیتی خطر بالایی را باید به جان بخریم


محمد نیز از افرادی است که ساعت‌ها در صف خرید دلار دولتی ایستاده است؛ وی به خبرنگار فارس می‌گوید: دولت روش غلطی را برای فروش دلار انتخاب کرده است.

وی اضافه می‌کند، حتما باید پاسپورت داشته باشی تا از بعضی از صرافی‌ها دلار بخری؛ البته باید بلیط پرواز نیز برای 24 ساعته آینده باشد. وی می‌‌گوید: در غیر این‌صورت صرافی‌ها به مردم (مسافران) دلار نمی‌فروشند.

وی تاکید می‌کند: از طرفی خرید دلار از صرافی‌ها خطرات زیادی را دارد؛ من باید این خطر را به جان بخرم تا دلار را به سلامت به فرودگاه ببرم.

صف دلار هم خواهران - برادران شد

مشاهدات خبرنگار فارس حاکی است ازدحام جمعیت در مقابل برخی صرافی‌ها طی روز جاری به حدی است که مردم تصمیم گرفته‌اند در دو صف خواهران و برادران منتظر خرید دلار دولتی باشند.

همچنین برخی از صرافی‌ها برای جلوگیری از دعوا بین مشتریان خود بر سر نوبت، تصمیم گرفتند که لیستی تهیه کرده و نام مشتریان را به نوبت در آن ثبت کنند و از این طریق با نظم و هماهنگی بیشتری به فعالیت خود بپردازند.

هنوز دلار نیامده؛‌ فکر کنم امروز ارزان‌تر از پنج‌شنبه باشد


پیرمردی که در نوبت اول یکی از صف‌های خرید دلار دولتی در مقابل صرافی مجاز بانک مرکزی ایستاده است به خبرنگار فارس می‌گوید: هنوز دلار نیامده از صبح آمدم تا دلار بخرم اما مدیر این صرافی می گوید هنوز دلار نیامده است.

وی اضافه می‌کند:‌ با توجه به اخباری که تلویزیون نشان می‌دهد فکر می کنم دلار امروز از روز پنج‌شنبه ارزان‌تر شود. وی می‌گوید: به نظر نمی‌رسد که مردم به این راحتی دست‌بردار دلار دولتی شوند.

گفتنی است بعد از فروکش کردن موج افزایش قیمت ارز در بازار کشور و در حالیکه قیمت مصوب دلار توسط بانک مرکزی و همچنین تابلوی صرافی‌ها ١۰۶۰ تومان اعلام و درج شده است، اما نرخ دلار آمریکا در بازار آزاد ایران، کماکان ١۰۹۰ تومان است و اکثر صرافی‌ها نیز بدلیل بازار بحرانی و کمبود ارز، از فروش آن امتناع می کنند.
ادامه مطلب ...

شماره جدید کلـــمــــه و خبری که همیشه تازه است…

0 نظرات
شماره جدید کـــلمـــه و خبری که همیشه تازه است…

. ادامه راه سبز(ارس): نگاه به کوچکی روزنامه کلمه نمی کنیم. کوچکترین خبری که این برگه برای همکلاسی وهمکار و همسایه دارد این است که ما بیشماریم. این خبر هیچ گاه کهنه نمی شود. امروز یک نفر از دوستان خود را که به اینترنت دسترسی ندارد با روزنامه کلمه آشنا کنید و یک نفر از دوستان خود را به توزیع این روزنامه حتی در حد دست به دست کردن یک برگه تشویق کنید.

براي دریافت فايل pdf روي تصوير زير كليك كنيد
پی دی اف (291 کیلو بایت)

لينك كمكي دانلود مستقيم pdf: "اينجا"
لينك دانلود مستقيم فايل تصويري jpg: "اينجا" حجم 541 كيلوبايت

ادامه مطلب ...

مهدي كروبي: همه باید برای مبارزه با دروغ‌گویی و خرافه‌پرستی تلاش کنند

0 نظرات
انتقاد کروبی از رواج گسترده اهانت و دروغ در رسانه‌های دولتی:
نظامی گری از طریق عده ای اوباش بسیجی نما به ضرر انحصار طلبان تمام شد
. ادامه راه سبز(ارس): مهدی کروبی در دیدار با اعضای سازمان جوانان و دانشگاهیان اعتماد ملی، با ابراز نگرانی از عادی شدن اهانت و دروغ در جامعه، خواستار تلاش همگانی برای مبارزه با دروغ گویی و خرافه پرستی شد و گفت: «دروغگویی و ترویج خرافه پرستی، امنیت روانی و اجتماعی جامعه را از بین می برد.»

به گزارش تغییر، حجت الاسلام والمسلمین مهدی کروبی در این دیدار ضمن ابراز نگرانی از نهادینه شدن تهمت زنی و دروغ گویی گفت: «متاسفانه در فضای غبار آلود دروغگویی و ترویج خرافه پرستی، امنیت روانی و اجتماعی از بین می رود و جامعه با بحران های متعددی مواجه می شود. به خصوص که مردم به همت مدیریت جهانی آقایان، با مشکلات جدی معیشتی و اقتصادی مواجه هستند.»

كروبي همچنين بيان داشت: «رسانه‌ها و سایت‌های دولتی مدام در حال دروغ‌گویی و شایعه‌پراکنی هستند و من نگران عادی شدن اینگونه رفتارها، اهانت‌ها و دروغ‌گویی‌ها هستم. در چنین فضایی، امنیت روانی و اجتماعی از بین می رود و جامعه با بحران‌های متعددی مواجه می‌شود. به خصوص که مردم به همت مدیریت جهانی آقایان، با مشکلات جدی معیشتی و اقتصادی نیز دست و پنجه نرم می کنند.»
وضعیت اداره حکومت قطعا به این شکل نخواهد ماند

مهدی کروبی در واکنش به ابراز نگرانی اعضای سازمان جوانان نسبت به بی حرمتی و حمله به منزل ایشان، گفت: ناراحت نباشید! وضعیت اداره حکومت قطعا به این شکل نخواهد ماند. این اتفاقات می گذرد و سرافرازی و پیروزی برای ملت ایران رقم خواهد خورد.

وی افزود: همانطور که دیدید نظامی گری از طریق عده ای اوباش بسیجی نما و برخی جیره خواران و ایجاد محدودیت برای امثال بنده، آقای موسوی، خانم رهنورد و اعضای خانواده های ما و دیگر فعالین و کنشگران سیاسی، نه تنها به ضرر انحصار طلبان تمام شد، بلکه نشان داد برخلاف ادعای آنان مبنی بر کنترل و حذف جریان منتقد، جنبش چنان ریشه ای در بطن جامعه دوانده است که به ناچار دست به چنین حرکتهای ایذایی می زنند.

مبارزه با دروغ گویی و خرافه پرستی، به حضور تک تک ما نیازمند است

دبیر کل حزب اعتماد ملی با تاکید بر اینکه یکی از اقدامات مهم در شرایط فعلی، اطلاع رسانی به مردم است، گفت: رسانه ها و سایت های دولتی مدام در حال دروغ گویی و شایعه پراکنی هستند و اگر بخواهیم به همه آنها پاسخ بدهیم، باید هر روز ده ها جوابیه بنویسیم.

وی با ابراز نگرانی از عادی شدن اهانت و دروغ در جامعه، تاکید کرد: در امر اطلاع رسانی باید از همین حداقل فضایی که داریم نهایت استفاده را ببریم.

کروبی همچنین گفت: مبارزه با دروغ گویی و خرافه پرستی که متاسفانه هر روز شاهد افزایش این رویه خطرناک هستیم، آسان نبوده و نیست و ما همه باید در این زمینه تلاش بیشتری کنیم. این مبارزه به حضور تک تک ما در امر آگاهی بخشی و اطلاع رسانی مردم، نیازمند است.

نگران عادی شدن دروغ گویی ها و اهانت ها هستم

رئیس مجالس سوم و ششم در ادامه افزود: من نگران عادی شدن اینگونه رفتارها، اهانت ها و دروغ گویی ها هستم. مطمئنا این نوع رفتارهای خشونت آمیز، حیف و میل کردن بیت المال برای اثبات دروغ گویی های افراد متوهم، ترویج خرافه پرستی در ابعاد گسترده، حمله به حریم شخصی آیات عظام و اشخاص، بگیر و به بندها به بهانه های مختلف، صدور و اجرایی کردن احکام سنگین قضایی برای متهمان بدون رعایت تشریفات قانونی و دیگر برخوردهایی که همه دیده ایم و شنیده ایم و لمس کرده ایم، تاثیر مناسبی بر جامعه نخواهد داشت.

کروبی تاکید کرد: متاسفانه در چنین فضایی، امنیت روانی و اجتماعی از بین می رود و جامعه با بحران های متعددی مواجه می شود. به خصوص که مردم به همت مدیریت جهانی آقایان، با مشکلات جدی معیشتی و اقتصادی نیز دست و پنجه نرم می کنند.

وی در ادامه تصریح کرد: این وضعیت قطعا ماندگار نیست و به این شکل نمی ماند و شما جوان ها با امید و با نشاط برای آینده برنامه ریزی داشته باشید. چرا که قطعا آینده از آن شما جوانان است.

به گزارش سایت تغییر، در ابتدای این دیدار، اعضای سازمان جوانان و دانشگاهیان حزب اعتماد ملی با محکوم کردن حمله سازماندهی شده به منزل مهدی کروبی و ایجاد محدودیت برای رهبران جنبش مردمی ایران، تحلیل های خود را از شرایط موجود کشور ارائه داده و نسبت به وضعیت موجود ابراز نگرانی کردند.

سیدباقر اسکویی، مشاور دبیرکل و رئیس سازمان جوانان و دانشگاهیان حزب اعتماد ملی نیز طی گزارشی، روند فعالیت های این سازمان را تشریح و به دبیرکل حزب ارائه کرد.

وی همچنین با انتقاد از عملکرد دولت، بحران آفرینی پی در پی دولت در عرصه داخلی و بین المللی را در راستای براندازی نظام ارزیابی کرد و تداوم این رویه مشکوک را بر خلاف مصالح و منافع ملی دانست.

ادامه مطلب ...

احمدی‌نژاد: اشکالی ندارد که کسی لیسانس بگیرد و راننده تاکسی باشد!

8 نظرات
احمدی‌نژاد: اشکالی ندارد که کسی لیسانس بگیرد و راننده تاکسی باشد!

. ادامه راه سبز(ارس): باشگاه خبرنگاران جوان وابسته به صداوسیما بخشهایی از سخنان محمود احمدی‌نژاد در سفر استانی دولت به استان گلستان را منتشر کرد که در آن، وی با انتقاد از فشارهایی که برای استخدام و ایجاد کار به دولت وارد می‌شود، می‌گوید: کسی که لیسانس گرفته و فرضا راننده تاکسی می‌شود از این موضوع ناراحت است. مگر راننده تاکسی بودن شغل بدی است؟ شغل شریفی است!

به گزارش باشگاه خبرنگاران، با بیان این‌که وزارت علوم باید رشته‌های دانشگاهی را مدیریت کند، گفته است: ما چقدر لیسانس تاریخ، جغرافیا، ادبیات و علوم سیاسی می‌خواهیم. فقط با لیسانس علوم سیاسی، کسی سیاستمدار نمی‌شود یا فقط با گرفتن لیسانس مدیریت کسی مدیر نمی‌شود.

وی با بیان این‌که مثلا ما مهندس کشاورزی داریم که با سختی سر مزرعه و زمین کشاورزی می‌رود، خاطرنشان کرده: در حالی که فردی که مهندس کشاورزی است باید با زمین سر و کار داشته باشد و با آن از نزدیک آشنا باشد.

احمدی‌نژاد با اشاره به فشارهایی که به دولت جهت استخدام وارد می‌شود، افزوده است: کسی که لیسانس گرفته و فرضا راننده تاکسی می‌شود از این موضوع ناراحت است. مگر راننده تاکسی بودن شغل بدی است؟ شغل شریفی است.

رئیس دولت ادامه داده: مثلا به کسی که لیسانس دارد می‌گوییم برود مغازه باز کند از این موضوع ناراحت می‌شود و می‌گوید من لیسانس دارم و از این سخن ناراحت می‌شود. مگر این کارها بد است؟ پس چه کسانی باید این کارها را انجام دهند؟

وی در عین حال در سخنانش به وجود منابع ارزی بی‌نظیر در اختیار دولت اشاره کرده و بدون اینکه به علت ناکامی‌ها در اشتغال‌زایی با وجود این منابع اشاره کند، گفته است: در اوایل دولت نهم ‌‌۴٩ میلیارد دلار بدهکار بودیم و این بدهکاری در حال حاضر به ‌‌١۵ میلیارد دلار رسیده است و در طول این مدت نیز وامی نگرفته‌ایم و قرض نکرده‌ایم و ذخایر ارزی‌مان نیز بالا رفته است!!!.

بر اساس این گزارش، احمدی‌نژاد در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفته است: برای تامین نیازهای ایران مجبوریم که در مدیریت جهان وارد شویم و برای اصلاح وضعیت جهانی قیام کنیم. مسوولیت ما امروز سنگین است و امروز ساختن ایران در واقع باز کردن راه به سوی تمام بشریت است.

وی همچنین در بخش دیگری گفته است: متاسفانه بعضا برخی صحبت‌هایی را می‌شنویم که نمی‌دانیم آن‌ها را برخی از کجا آورده‌اند. مثلا می‌گویند حجم فعالیت مفید هر کارمند در ایران در طول ساعت کاری یک روز ‌‌٢٠ دقیقه است یا مثلا می‌گفتند سرانه مطالعه هر نفر در ایران یک دقیقه است که من چند سال پیش در دیدار با مدیران وزارت ارشاد گفتم این حرف‌ها و سخنان چیست. مردم مطالعه می‌کنند، خارج از کتاب‌های درسی مردم در زمینه‌های مختلف مطالعه می‌کنند، تاریخ می‌خوانند، رمان می‌خوانند، مجله و روزنامه مطالعه می‌کنند و بعدا نیز اعلام شد که سرانه‌ مطالعه در ایران ‌‌٢٧ دقیقه است.

احمدی نژاد ادامه داده: البته ممکن است برخی از افراد بگویند کاری را که با پنج امضا در روند معمولی حل می‌شود با دو امضا نیز می‌شود حل کرد که این حرف درست است و این موضوع به مقررات و قوانین ما برمی‌گردد که باید اصلاح شود ولی این‌که می‌گویند حجم فعالیت مفید هر کارمند ‌‌٢٠ دقیقه است یعنی این‌که هفت ساعت و ‌‌۴٠ دقیقه فعالیت کارمندان ما به کار غیرمفید اختصاص داده می‌شود. این حرف درستی نیست و اینگونه نیست. ممکن است چند نفر زیرآبی بروند (!) ولی این سخن که گفته می‌شود حرف درستی نیست و کارهایی که در کشور می‌شود حاصل کار همه است.

راستي! چه اشكالي دارد رييس دولت! باقالافروش باشد؟!

ادامه مطلب ...

بازگشت کوپن و آغاز ذخیره‌سازی کالاها در آستانه هدفمندی یارانه‌ها

1 نظرات
آغاز ذخیره سازی کالاها در آستانه هدفمندی یارانه ها و بازگشت کوپن کالاهای اساسی

. ادامه راه سبز(ارس): در آستانه اجرای طرح هدفمندی یارانه ها و حذف سوبسید از سبد خرید جامعه، یکی از مقامات ارشد وزارت بازرگانی، از آغاز ذخیره سازی برخی کالاها خبر داد و خاطرنشان کرد: در راستای اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها، ذخیره سازی مطلوب کالاها انجام شده است.

همزمان با اظهارات این مقام مسئول (مدیرکل تامین، توزیع و تنظیم بازار وزارت بازرگانی)، گزارش خبرگزاری ها حاکی از آن است که ذخیره سازی بیش از یک میلیون تن کالای اساسی شامل ١٣ قلم اصلی گوشت قرمز، گوشت مرغ، تخم مرغ، شیرخشک صنعتی، پنیر، کره، برنج، عدس، لوبیا، نخود، ماکارانی، روغن نباتی، قند و شکر با همکاری گروهی از مباشران بخش خصوصی در حال انجام می باشد.

این مقام ارشد وزارت بازرگانی دولت دهم، همچنین از در راه بودن کوپن های برنج، روغن و قند و شکر تا پایان سال جاری خبر داد و آنرا اجرایی در سراسر کشور خواند.

این درحالیست که محمود احمدی نژاد چند روز پیش با ادعای اینکه از همان روز اول اجرای هدفمند کردن یارانه ها، تغییر وضعیت در زندگی آحاد مردم آغاز می شود و وضعیت آنها بهبود پیدا می کند”، گفته بود هیچ شرایط غیرعادی در کشور ما نیست و مردم هیچ نگرانی نداشته باشند.”

یدالله صادقی در گفتگو با خبرگزاری مهر می گوید: مطابق هماهنگی های به عمل آمده از سوی وزارت بازرگانی با تولیدکنندگان و تشکلهای بخش خصوصی، کار ذخیره سازی بسیاری از کالاها انجام شده و هماهنگی های لازم برای مابقی کالاها نیز در حال است.

ذخیره برای بازار بعد از هدفمندی

به گفته صادقی، در این راستا، با تامین کنندگان کالا و بانکها مذاکراتی انجام گرفته است تا تسهیلات مورد نیاز بخش خصوصی برای انجام کار ذخیره سازی را در اختیار قرار دهند.

وی میزان ذخیره کالاهای اساسی را هم اکنون مطلوب ارزیابی و خاطرنشان کرد: هم اکنون برنج، شکر، روغن، گوشت قرمز و مرغ به اندازه کافی از سوی بخش خصوصی و با هماهنگی وزارت بازرگانی ذخیره سازی شده است و کار ذخیره سازی مابقی کالاها از جمله چند قلم حبوبات نیز در حال انجام است.

مدیرکل تامین، توزیع و تنظیم بازار وزارت بازرگانی ادامه داد: در این راستا هفته ای دو جلسه به طور فعال با مسئولان بانکی، تولیدکنندگان و دستگاههای ذیربط در امر ذخیره سازی کالا برگزار می شود تا تامین مالی در اسرع وقت صورت گیرد.

به گزارش مهر، ذخیره سازی بیش از یک میلیون تن کالای اساسی شامل ١٣ قلم اصلی گوشت قرمز، گوشت مرغ، تخم مرغ، شیرخشک صنعتی، پنیر، کره، برنج، عدس، لوبیا، نخود، ماکارانی، روغن نباتی، قند و شکر با همکاری مباشرانی از بخش خصوصی در کشور در حال انجام است.

کالابرگ ها در راه است

صادقی یکی از برنامه های مهم وزارت بازرگانی برای جلوگیری از افزایش قیمت کالاهای اساسی از جمله برنج، روغن و قند و شکر را اعلام کالابرگ تا پایان سال در مورد این اقلام ذکر و تصریح کرد: کالابرگ روغن در ٢۹استان به همراه تهران اعلام شد.

وی از اعلام کالابرگ شکر در آبانماه و برنج بعد از پایان فصل برداشت این محصول در استانهای تولیدکننده خبرداد و گفت: احتمالا اواخر بهمن و یا اوایل اسفند، این کالابرگها اعلام می شود تا تاثیر مناسبی بر بازار و تامین بخشی از نیازهای مردم داشته باشد. ضمن اینکه از افزایش کاذب قیمت ها نیز جلوگیری به عمل آید.

مدیرکل تامین، توزیع و تنظیم بازار وزارت بازرگانی همچنین تصریح کرد: به هرحال، برنامه های تنظیم بازار وزارت بازرگانی در قالب هماهنگی با تولیدکنندگان و شبکه های توزیع پایه ریزی و برخی از آنها در قالب پروژه هایی تدوین و تنظیم شده است. در این میان برای کالاهای پرمصرف، هماهنگی های لازم با تولیدکنندگان و تشکل های بخش خصوصی صورت گرفته تا کالاهای ضروری و اساسی مردم تامین و عرضه شوند.

آغاز ذخیره سازی میوه

مدیرکل تامین، توزیع و تنظیم بازار وزارت بازرگانی افزود: برای تامین میوه عید، ارزیابی نیاز در هر یک از استانهای کشور صورت گرفته است.

وی تصریح کرد: همچنین وزارت بازرگانی برای تامین کالاها و نیازمندی های مردم که ممکن است در اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها نیاز به عرضه آنها بیش از گذشته برای تنظیم بازار و جلوگیری از افزایش بی رویه قیمت ها باشد، طرح ذخیره سازی کالاهای حساس و ضروری را تدارک دیده که هم اکنون در مرحله اجرایی است.

گزارش هایی از افزایش قیمت ها در بازار

همزمان با گزارش های فوق، بانک مرکزی روز پنجشنبه ١۵ مهرماه ۸۹، با بررسی قیمت کالاها در هفته منتهی به نهم مهرماه جاری از افزایش قیمت بسیاری از کالاهای اساسی مردم خبر داد.

به گزارش مهر، بانک مرکزی در گزارشی اعلام کرد: در هفته منتهی به نهم مهرماه جاری، در گروه لبنیات قیمت تمام اقلام این گروه نسبت به هفته قبل ثابت بود؛ اما بهای تخم مرغ افزایش قابل ملاحظه ای یافت و شانه ای تا ٣۷٣۰ تومان فروش می رفت.

در گروه برنج، قیمت برنج وارداتی غیر تایلندی و برنج داخله درجه یک اندکی افزایش ولی بهای برنج داخله درج دو کاهش جزئی داشت. در گروه حبوب قیمت لوبیا قرمز بدون تغییر بود و بهای سایر اقلام این گروه افزایش یافت.

در میادن زیر نظر شهرداری تهران بسیاری از میوه های درجه یک عرضه نمی گردید و برخی دیگر نیز عرضه کمی داشتند.

میوه فروشی های سطح شهر نیز اقلام مرغوب میوه و سبزی تازه را عرضه می نمودند که در گروه میوه ها و سبزیجات، عمدتا افزایش قیمت داشتند.

بهای گوشت گوسفند و گوشت تازه گاو و گوساله و قیمت چای خارجی و انواع روغن نباتی نیز، افزایش محسوسی یافت.

این درحالیست که خدماتی چون نرخ بلیط هواپیما نیز افزایش چشمگیری داشته و نمایندگان مجلس نیز، از قریب الوقوع بودن افزایش نرخ بنزین به چهارصدتومان خبر می دهند.

واریز منطقه ای یارانه ها

همزمان سخنگوی کارگروه تحول اقتصادی دولت، از “واریز منطقه‌ای یارانه های نقدی” خبر داده و گفته است “یارانه نقدی خانوار در مرحله اول دوماه واریز خواهد شد، سپس سازمان هدفمندی یارانه‌ها با منابع حاصل از اصلاح قیمت حاملهای انرژی تخصیصها را انجام خواهد داد. البته تا زمان آغاز اصلاح قیمتها یارانه نقدی واریزی قابل برداشت نخواهد بود.”

محمد رضا فرزین در گفتگو با مهر، از واریزی منطقه به منطقه یارانه نقدی به حساب سرپرست خانوار خبر داد و گفت: یارانه نقدی اقشار آسیب پذیر ده درصد بیشتر از سایر اقشار جامعه خواهد بود.

مردم نگران گرانی نباشند

این مقام دولتی از بررسی تاثیر اصلاح قیمتها بر روی دهکهای مختلف درآمدی جامعه نیز خبر داد و با اطمینان خاطر گفت “دولت با ذره بین تاثیرات هدفمندی یارانه ها را بررسی و برای هر کدام برنامه جداگانه ای طراحی کرده است وبرهمین اساس، مردم نباید از این بابت نگرانی داشته باشند.”

محمود احمدی نژاد اواسط هفته ای که گذشت، در جریان یکی از سفرهای استانی خود در مورد تغییرات قیمت‌ها در کشور گفته بود “همه چیز محاسبه شده است… هیچ نگرانی از جهت این‌که مشکلی در زندگی مردم در تامین کالاهای مورد نظر مردم ایجاد شود وجود ندارد. ملت نیز هوشیار باشند و آن چند نفری که به قول خودشان طراحی کرده‌اند و به تصور خام خودشان در زمان اجرای کامل قانون هدفمند کردن یارانه‌ها به ملت لطمه بزنند، ان‌شاءالله مایوس خواهند شد و دست‌شان از سر ملت ایران برای همیشه کوتاه می‌شود. ”

جرس
ادامه مطلب ...

آغاز پخش شبكه رسا بر روي ماهواره‌هاي «يوتل ست» و «هات‌برد»

2 نظرات

پخش شبكه رسا بر روي ماهواره‌هاي «يوتل ست» و «هات‌برد»
. ادامه راه سبز(ارس): شبکه رسا مطابق وعده ای که در بیانیه های قبلی داده بود در دومین قدم، پخش برنامه های این شبکه را به صورت تصويري برروی ماهواره های یوتل ست (W3A) بصورت 24 ساعته و نيز پخش راديويي بر روی هاتبرد هرشب از ساعت 9:30 تا 12:30 آغاز کرد.

  • Eutelsat W3A (24 ساعته)
  • Polarisation: Horizontal
  • Frequency: 10721 MHz
  • Symbol Rate: 22000 MHz
  • FEC: 1/2

= فركانس راديويي رسا ======================
  • Hotbird (هر شب از ساعت 9:30 تا 12:30)
  • Frequency: 12,597 - Vertical
  • Symbol Rate: 27500
  • FEC: 3/4
  • GBTS1 :نام كانال راديويي

مسئولين رسا در ادامه اطلاع رساني خود در فيس بوك، اینگونه ادامه میدهند: از همینجا نیز از تمامی مردم عزیز که ما را در برداشتن دومین قدم در جهت گسترش پخش برنامه های شبکه یاری نمودند تشکر می کنیم و اعلام می نماییم که این راه دشوار پیمودنش نیاز به همیاری و حمایت دایمی ایرانیان عزیز در داخل و خارج کشور دارد و ما امیدواریم که با استمرار این حمایتها بتوانیم بزودی تلویزیون رسا را به صورت تصویری نيز در ماهواره یوتل ست راه اندازی کنیم.

دسترسي اينترنتي به پخش زنده شبكه تلويزيوني رسا
پخش زنده براي اينترنت كم سرعت
پخش زنده براي اينترنت پـر سرعت

ادامه مطلب ...

آخرين اخبار ارس