بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0ffice.arasdotnet.tk يا http://bekhon.sabzonline.tk

یک ‌سال با آینه ‌دار صبر و امید

1 نظرات
یک ‌سال با آینه ‌دار صبر و امید

>. ادامه راه سبز«ارس»: فکر می‌کنم اکنون که سالِ دشوار، سال کشف و سال خودشناسی ۸۸ به پایان می‌رسد، وقت است که به فکر ادای دین بیفتیم. ملت ایران، چه سبز و چه غیر سبز، دین بزرگی به میرحسین موسوی دارد. بسیار دشوار است جایی که می‌توان و باید زبان به ستایش کسی گشود، صبر کنیم و به سوی اغراق و مبالغه نرویم. از همان روزهای نخستی که میرحسین دوباره به عرصه‌ی عمومی سیاست در ایران بازگشت، این حس، این شهودِ غریزی را داشتم که یک رهبر سیاسی تراز اول و فوق‌العاده هوش‌مند در حالِ شدن است؛ رهبری متولد شده است که عمیق‌ترین خواسته‌ها و شریف‌ترین مطالبات فروخفته، فروخورده و سرکوب‌شده‌ی ملت ایرانی را «آن سوی هفت‌پرده به بازار» کشیده است. بسیاری ابتدا چنین می‌پنداشتند که موسوی که سال‌ها از صحنه به دور بوده است و در گذشته نیز روحیه‌ای تند و رویکردی بنیادگرایانه داشته است، نامزد مناسبی برای دوره‌ی اصلاح و نمایندگی آن نیست. اما موسوی، در زمانی بسیار کوتاه نشان داد که از کوره‌ی به واقع گدازان هرچند به ظاهر خاموشِ صبر و سکوت بیست ساله، که با تقلب احوال فراوان همراه بود و بسیاری دیگر را از ادامه راه بازداشت و گوهر غیرمقاوم‌شان را آشکار ساخت، همچون الماسی سخت و مقاوم بیرون آمده است. نشان داد که سال‌های صبر و سکوت را به کسب بصیرت‌های تازه و پرورش نفس (که برای حضور در عرصه های کارزار سیاسی از اوجب واجبات است) صرف کرده است و سرمایه‌ای چشمگیر را به مثابه‌ی پشتوانه‌ی عمل برای خود فراهم آورده است.

میرحسین الگویی تازه و ستودنی را از رهبری سیاسی اخلاقی و مسؤول نمایندگی کرده است و در این ماه‌های پرتلاطم، لحظه‌ای از استقامت و صبر فروگذار نکرده است. این آشتی تازه با اخلاق، با مسؤولیت، با عملِ آگاهانه‌ی سیاسی را مدیون میرحسین هستیم. او در این ماه‌ها کارنامه‌ای از خود به جا گذاشته است که می‌توان قدم به قدم و لحظه به لحظه آن را سنجید. هم کنشِ میرحسین و هم واکنش‌اش، هوشمندانه بوده است. نه به ورطه‌ی افراط و تندروی غلتیده است (و مطالبات درشت و تند و خشن داشته است) و نه به مغاک بی‌عملی و اعتزالِ سیاسی یا زد و بند و معامله افتاده است.

میرحسین در موقعیتی قرار داشت که آسان نبود و دشواری‌های عظیمی پیش روی‌اش بود. نقدِ کردن نظام و نقد کردنِ خود و آموختنِ پیاپی، خود-تصحیح‌گری و انطباق با موقعیت‌ها و ابزارهای تازه‌ی رهبری، ویژگی‌هایی است که تصویری روشن از رهبری هوش‌مند را عرضه می‌کند. او نه رهبری بوده است که بخواهد ارزش‌ها و هنجارهای جامعه و ملت را مصادره کند و از آن سودِ شخصی ببرد و نه کسی بوده است که خود فاقد یک نظامِ ارزشی منسجم باشد.

بسیار نوشته‌اند درباره‌ی این‌که جنبش سبز رهبری مشخص و روشنی ندارد. بخشی از این دیدگاه به این خاطر بوده است که تصور عده‌ای از فعالان سیاسی این بوده که جنبش سبز، جنبشی فراگیر است و یک نفر واحد نمی‌تواند نماینده‌ی مطالبات این طیفِ وسیع و گسترده از مردم باشد. دقیقاً به همین دلیل است که فکر می‌کنم موسوی بهترین نامزد برای تثبیت رهبری جنبش سبز است. این به این معنا نیست که نقش مهم و تأثیرگذار کروبی و خاتمی را نادیده بگیریم. باز این مضمون نتیجه نمی‌دهد که نقش مهم وزنه‌ی تأثیرگذارِ سیاسی جمهوری اسلامی، هاشمی رفسنجانی، را در این معادلات نادیده بگیریم. مدت‌هاست که فکر می‌کنم که اگر رهبر فعلی نظام یک مدافع و پشتیبان دلسوز و آینده‌نگر داشته باشد، آن یک نفر همانا شخص هاشمی رفسنجانی است. این نکته را البته با درنگ باید خواند و دید. اگر از تمام مخالفت‌هایی که با هاشمی یا شخص رهبری نظام می‌شود، فاصله بگیریم، هم‌چنان می‌بینیم که اگر یک نفر باشد که بتواند تعادلی در این نظامِ ایجاد کند و حاشیه‌ی امنی برای استمرارش فراهم کند، آن یک نفر رییس مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام است. اما این نکته چه ارتباطی به جنبش سبز دارد؟ فکر می‌کنم ارتباط‌اش دقیقاً در این است که جنبش سبز اصالتاً نه خواستار براندازی است و نه بدنه‌ی خردمند و هوشیار آن به سوی تندروی‌هایی از این جنس می‌رود. دقیقاً به همین دلیل است که هاشمی متحدی طبیعی برای این جنبش به شمار می‌رود و باز به همین دلیل است که، به نظر من، تخریب هاشمی – در سال‌های اصلاحات – حرکتی نسنجیده و شتاب‌زده بود. این‌ها به این معنا نیست که هاشمی رهبری مطلوب است. اما نادیده گرفتن توانایی‌های و نفوذِ سیاسی‌اش، و شناخت‌اش از مکانیزم‌ها و قابلیت‌های این نظام هم خطاست. بحث توانایی‌های مدیریتی و سیاسی هاشمی و قابلیت‌های رهبری سیاسی او، بحثی جداگانه است که باید در جای خود به آن رسیدگی شود. اما این اشاره‌ی طولانی صرفاً از این رو بود که ملاکی داشته باشیم برای یک رجلِ سیاسی در متن و پیکره‌ی تصمیم‌گیری‌های سیاسی نظام و یک رهبر سیاسی تازه که به سرعت قابلیت‌های رهبری‌اش را در زمانی کوتاه در صحنه‌ی سیاسی نشان داده است در حالی که هم‌چنان‌ خارج از ساختار تصمیم‌گیری سیاسی نظام است.

از سخن دور نیفتم. مغزِ حرفِ من این بود که میرحسین موسوی هم جلوه و جنبه‌ای تازه به عمل سیاسی و رهبری سیاسی داده است و هم جانِ تازه‌ای در سیاست‌ورزی مسؤولانه و خردمندانه دمیده است. این نکته برای کشوری که رهبرانِ سیاسی همواره در آن اسیر ملاحظاتِ جناحی و محبوس تملق و چاپلوسی بوده‌اند، نکته‌ای است مهم و فرصتی است مغتنم. پیام موسوی و خواسته‌ی ملت چیزی جز این نیست که حاکمانِ سیاسی، حاکمان خوب و باکفایتی باشند. خلع و عزلِ سیاست‌مداران، بدون این‌که راهِ بهبود و اصلاح را به آن‌ها نشان دهیم، بیشتر نشان‌دهنده‌ی سلیقه‌های شخصی و اشتیاق به قدرت است. میرحسین در سخنان‌اش و در عمل‌اش همواره نشانگری از عملِ سیاسی مسؤولانه بوده است. بر خلافِ سیاست‌مدارانی که با مصادره کردن نام ملت و نمایش اقتدار و عظمت به نام ملت، کاری جز تحقیر ملت نکرده‌اند، موسوی لایه‌های مختلف این ملت را جدی گرفته است و حتی در برابر مخالفان سرسخت‌اش از اصول اخلاقی‌اش دست نکشیده است. تندخویی و درشتی که صفت و ویژگی بارز مخالفان او بوده است، تبدیل به یکی از صفات او نشد. هر چقدر طرف مقابل با بی‌خردی و شتاب‌زدگی، به سوی تحقیر، تمسخر و رجزخوانی رفته است، میرحسین الگویی از خویشتن‌داری و صبر و ایمان بوده است. هر چقدر طرف مقابل با رفتارهای عصبی و خشم‌ناک کوشش کرده او را به سوی منازعه و خشونت سوق بدهد، او از بازی کردن در میدان خشونت و بی‌اخلاقی تن زده است. این‌ها دستاوردهای کمی نیستند. یک بار دیگر نوشته‌ام که مجموعه‌ی بیانیه‌ها و مصاحبه‌های موسوی منشوری است مثال‌زدنی از یک حرکت و نهضتِ سیاسی فوق‌العاده هوش‌مند که نه هدف‌اش را گم می‌کند و نه دست از ارزش‌های‌اش می‌کشد؛ نه مردم را نادیده می‌گیرد و نه اسیر بازی‌های تبلیغاتی و سیاسی می‌شود.

ملت ایران این تولد سبز را به موسوی مدیون است. بدون شک، آینده‌ای روشن و درخشان در انتظار مردمِ ماست. آینده‌ای که در آن هیچ کس محکوم به سکوت و ترس نیست. آینده‌ای که در آن هر شهروند ایرانی عزت و حرمت دارد. آینده‌ای که در آن هیچ رسانه‌ای ناگزیر به مجیزگویی قدرت نیست. آینده‌ای که در آن امنیت و کرامتِ انسان‌ها در پای میل صاحبان قدرت قربانی نمی‌شود. آینده‌ای که در آن سوءظن و پرونده‌سازی ویژگی بارز قدرت سیاسی نیست. آینده‌ای که در آن علم و معرفت، دانشگاه و دانش‌پژوهی حرمت دارد و حکمت – این گمشده‌ی مؤمنان – محبوس و مقیدِ هوس‌‌بازی‌های سیاسی و تقسیم‌بندی‌های جناحی نیست. آینده‌ای که در آن دین و اخلاق بازیچه‌ی رسیدن به جاه و مقام نیست. آینده‌ای که در آن دروغ و ریا تبدیل به فضیلت نمی‌شود. آینده‌ای که در آن بیدادگری خوار است و دادگستری و معدلت‌پروریِ بدون تبعیض چراغِ راهِ دستگاه قضاست. این آینده برای ما آینده‌ای است خواستنی و آرمانی که جهتِ کوشش‌های ما به سوی آن است. این خودآگاهی و این بصیرت را مدیون استقامت و پایداری موسوی هستیم که هم امید را در ما تقویت کرده است و هم خود دست از دامنِ امید نکشیده است. موسوی از آن رهبرانِ سیاسی است که نماد لکنت نداشتن در برابر قدرت است. و طرفه آن است که او نیز همچون موسی، هنگام سخن گفتن، آماج تمسخر حریفان تندخو و افراطی خود بوده است، اما قدرتِ ایمان و بینش و بصیرت بالای سیاسی‌اش مانع از منفعل شدن‌اش شده است.

این‌ها که نوشته‌ام شاید حمل بر ستایش و اغراق شود. اما وقتی خودِ موسوی از رفتن به سوی کیش شخصیت پرهیز دارد و مردم را از افتادن به دامِ تقدیس افراد باز می‌دارد و هنگامی که خودش به روی نقد و شنیدنِ همه‌ی سخن‌ها گشوده است، نمی‌توان این سخنان را اغراق درباره‌ی او دانست. ما در این یک‌سال با او زیسته‌ایم. مبارزه و استقامت را با او زیسته‌ایم. صبر و ایمان را با او زندگی کرده‌ایم. این‌ها دستاوردهای کمی نیستند. با تمام قربانیانی که داده‌ایم، با خیل شهدای‌مان، با تمام آرزوهای سبز و سرخی که داشته‌ایم، او قدم به قدم همراه ما بوده است. ما یک سپاس به او مدیون‌ایم. در این بیداری و این خیزش، این آگاهی و این بینش و در شکل دادن به آینده‌ای روشن برای ایران او سهمی مهم دارد. تردیدی ندارم که در این سالِ «صبر و استقامت» که در پیش داریم، جنبه‌های تازه‌تری از توانایی‌های او را برای رهبری سیاسی خواهیم شناخت و قدردانِ آن خواهیم بود.

داریوش محمدپور
ادامه مطلب ...

نوشتاری از محشتمی‌پور؛ یارآمد و یارآمد...

1 نظرات
نوشتاری از محشتمی‌پور؛ "یارآمد و یارآمد":
شکایت تاج‌زاده از جنتی در قوه قضائیه موجود است

. ادامه راه سبز«ارس»: همسر سیدمصطفی تاج‌زاده در نوشتاری به مناسبت آزادی همسرش به تشکر از صدها چهره و فعال سیاسی و اجتماعی که این روزها به دیدار تاج‌زاده می‌روند پرداخت و گفت:«شکایت از جنتبی در وزارت کشور و قوه قضائیه موجود است و البته حق با سخنگوی شورای نگهبان است که شکایت به دست ایشان نرسیده چون اساسا به جریان نیفتاده است و همه نقد تاجزاده برای به جریان نیفتادن این شکایت است.پاسخ آقای بازجو را هم همسرم بعد از تعطیلات خواهد داد تا کامشان عجالتا در میان کانون گرم خانواده تلخ نشود.»

به گزارش متن یادداشت فخرالسادات محتشمی‌پور بدین شرح است:

سایه سیاه ناامیدی می خواست با زور راهی باز کند به همه منفذهای قلبم که بازِ باز است به روی روشنایی و نور و من مقاومت می کردم با ذکر دائم نام خدا و یادش.

دیروقت بود که درب آشیانه کوچک خوشبختی ما به روی ماه نو گشوده شد و از همان آغازین لحظات ورودش، ما ناشیانه میزبانی کردیم از بهترین میهمانان عالم که با یک دنیا محبت و صفا پای بر چشمانمان نهادند. از همان آغازین لحظات ورود یار دربند، انگار همه برکات الهی بر ما نازل شد به پاس صبر جمیل ما و دعای خیر مردم. من انگار صدای بال فرشتگان را اینجا در دامنه کوه و در همسایگی طبیعت پاک که به استقبال بهار رفته است، با گوش جان می‌شنوم. از صبح که با زیباترین نغمه های پرندگان خواب شیرین بامدادی را وداع می گویم تا دیرهنگام که صدای آرام و یکنواخت جیرجیرک ها ما را به آرامش شامگاهی نوید می دهد. از بدو ورود بهترین بندگان مخلص خدا، از خانواده معزز و مکرم شهدا و ایثارگران، چون خانواده های شهید بهشتی، شهید صدوقی، شهید اشرفی اصفهانی، شهید باکری، شهید منتظرقائم، شهید معتمدی، شهید موسوی، شهید داود کریمی، شهید صادقی، شهید گنجی و دیگرانی که سلامشان رسیده تا توفیق دیدارشان نیز نصیب گردد انشاء الله، چون شهید همت و شهید جهان آراء و ... تا خانواده و بیت مکرم فقیه و فیلسوف آگاه و فرزانه و معلم انسانیت و اخلاق، پیر و مرادمان، روح الله الخمینی، و خانواده مرجع بزرگوار آیة الله موسوی اردبیلی، و آقایان سید محمد خاتمی، میرحسن موسوی وهمسرانشان و نیز آقای مهدی کروبی و همچنین آقایان انصاری راد، هاشمیان و دیگر نمایندگان محترم فعلی و ادوار مجلس شورای اسلامی، سید علی اکبر محتشمی پور، عبدالله نوری، موسوی لاری و تعداد زیادی از استانداران، فرمانداران، بخشداران و مدیران وزارت کشور دوره اصلاحات و سفرا و مدیران وزارت خارجه دوره اصلاحات و چه عطری می پیچد در این سرای آغشته به عشق ما وقتی که خانواده ندا با دسته گلی سپید قدوم مبارکشان را بر آن می گذارند. این زن استوار که هرگز تن به دروغ نداد و و صبر و آرامشش تنها برازنده زن مسلمان ایرانی است و خواهر ندا که داغدار یار سفرکرده اش هست و وقتی من می خواهم همه گفتنی ها را سریع به همسرجان منتقل کنم عطوفانه می گوید: خبرهای خوب را بدهید به یار رها شده از بندتان که افتخار همه ماست و همه ایرانیان و یگانه برادرش که حسرت دیدار مهربان خواهرش را به گور خواهد برد و چه سخت است دیدار این عزیزان و تقسیم شادی ها در نگاه هایی که که غم از دست دادن بهترین جوانان برومند وطن و نیز دوری دیگر یاران دربند در آن موج می زند. و گفتگو با مادر اشکان که از مزار فرزند تماس گرفته تا سلام خودش وخانواده اش و اشکانش را به تاجزاده برساند و به ما که این روزها همه لحظاتمان را وقف او کرده ایم که تنها متعلق به ما نیست اما باید خوب امانت داری کنیم.

مادر سهراب هم که در آستانه سفرش زنگ زده و تمنای آزادی همسرجان و همه بی گناهان دربند را کرده است و اگر بود حتما در اولین فرصت به دیدار می آمد.

تماس های تلفنی لاینقطع ادامه دارد برای عرض تبریک و برای گرفتن آدرس منزل و برای تعذیر از عدم امکان حضور و پیام های محبت آمیز که از برخی اصولگرایان معتدل و منتقد سیاست های دولت و معترض به دستگیری های فله ای و بی حساب به ما می رسد و برای ما تسلای بزرگی است و مایه امید که دایره دوستان حق طلب روز به روز گسترده تر می شود. آیة الله طاهری، آیة الله بیات زنجانی و آیة الله موسوی تبریزی هم تماس می گیرند و پیام های ملاطفت آمیزشان را می رسانند و ما چقدر دلمان تنگ است برای صفا و صداقت و محبت آیة الله منتظری که ما را هرگز در روزهای سخت تنها نگذاشتند و هماره نسبت به مصطفی محبت داشته و برای آزادیش دعا می کردند.

ما این روزها میزبان بهترین هاییم : حجاریان بزرگ و لطف الله میثمی مردان اسطوره ای مقاوم که همسرجان همیشه این دو بزرگوار را سرمشق ایستادگی دانسته و به آنان ارادت ورزیده و می ورزد و ما همه آنان را تحسین کرده ایم. مردان و زنان بزرگ از شورای شهر چون دکتر ابتکار و آقای مسجدجامعی که طی این ماه ها، مسئولیت شهروندی را به واقع در این نهاد مردمی معنا بخشیدند . از نهادهای مدنی چون مجمع روحانیون مبارز، مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ،انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها، ادوار تحکیم، انجمن های اسلامی دانشگاه ها، نهضت آزادی و گروه ملی مذهبی ، جبهه مشارکت ایران اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، کارگزاران، جنبش مسلمانان مبارز، مجمع زنان اصلاح طلب، مادران صلح و مدرسه فمینیستی ، ان جی اوهایی که در زمینه های اجتماعی فعالند و روزنامه نگاران و بزرگوارانی چون دکتر معین و خانواده، استاد ملکیان، دکتر مهدوی، دکتر سروش دباغ و اعظم طالقانی خانواده ارجمند مرحوم طالقانی، دکتر صدیقه وسمقی که ما را به یکی از جدیدترین و زیباترین سروده هایش میهمان کرد وهمسرش، دکتر فاطمه راکعی که سروده هایش در این مدت هجران، مرهمی بر دردهایمان بوده است، دکتر الهه کولایی، خواهر و معلمم زهرا شجاعی که در بستر بیماری هم ما را فراموش نکرده و دلش را در میان دسته گل زیبایی توسط دوست مهربان مشترکی از خطه فارس روانه خانه گرممان کرده است و خانواده های زندانیان سیاسی، میردامادی، عرب، نوری زاد، زیدآبادی، باقی، محمد نورانی نژاد و دیگر عزیزان که با حضورشان ما را یادآور شدند که غصه هایمان تا آزادی همه زندانیان بی گناه در دل تلنبار شده خواهد ماند.و صدای حزن آلود مهدیه و مهسا که همسرانشان نام زندان رجایی شهر را اعتبار بخشیدند و آخرین ملاقات را به آنان داده اند تا زندان بان ها با خیال راحت بروند مرخصی و صدای غمگین همسر سحرخیز و ژیلا و فرزندان بدرالسادات مفیدی که فرستاده اندش به انفرادی تا به حرف بیاید و فرزندان منصوری و صمیمی و همسر باستانی نژاد و مادر و خواهر هنگامه شهیدی که نگران حال اویند.

حالا نوبت رها شده از بند است که یکی یکی بیایند برای تجدید دیدار و یادآوری آن روزهای سختِ سخت. همه می آیند: پس از حجاریان،طباطبایی و امین زاده و رمضانزاده و صفایی فراهانی و ابطحی وجواد امام و نوروزی، قدیانی ، محمدرضا جلایی پور،فریدی و تاجرنیا و خدایاری و شیرکوند و خانجانی و مظفر و کاظمیان و شریعتی و کیانوش راد و دکتر عرب وخرمی و محمد معین و حجت شریفی و روشنک سیاسی و شایسته امیری و منصوره شجاعی و نفیسه زارع کهن و محبوبه حقیقی و دیگران از کمیلیون سبز و برخی کهریزکی های جان سالم به در برده که در انتظار صدور احکام عادلانه برای مجرمین و قاتلان هم بندهای خود هستند و همه صاحبان نام های درخشان و روح های بزرگ که چه بسا در خاطر شلوغ این روزهای ما نمانده باشد و از این بابت عذرخواهی می کنم.همسر جان در تحیر از حجم انبوه زندانیان مانده است.و می پرسد چه خبر بوده است این مدت؟؟؟می گوییم : جانا شما زندان نرفته ها را شماره کنید آسان تر است!!!

درب خانه ما تا پاسی از شب رفته باز می ماند و همسایه های طفلکی باید ما را تحمل کنند و شریک شوند در شادی های ما، شادی های مردم. و آنان سخاوتمندانه از حقوق خود می گذرند و می گویند این تنها کاری است که می توانیم برای پاسداشت این «مرد» انجام دهیم و خانواده هایمان و همه دوستان همراه که فراموش کرده اند شب عید است و هنوز هزار کار ناتمام دارند. محبت دوستان ما را به غایت شرمنده کرده است. دلشان می خواهد همه نذرها و عهدها را یکجا ادا کنند و خانه ما می شود یک انبار بزرگ هدایایی که به سرعت رهسپار موسسات خیریه می شود تا شب عیدی به دست اهلش برسد.

و ما در این میان، حتی لحظه ای وقت برای مرور اخبار نداریم اما چندان هم بی خبر نمی مانیم از گفته ها و کرده های اصحاب قدرت. آخرین خبرها بعد از دستگیری های اخیر که سخت آزار دهنده است و خاطرمان را مکدر می کند، این است که سخنگوی شورای نگهبان هرگونه شکایتی علیه آقای جنتی را تکذیب کرده است. و نیز به نقل از شخصی که خود را بازجوی بهزاد نبوی معرفی کرده است، اتهامات بی اساس گذشته علیه همسرجان تکرار شده است. تکلیف جنتی که روشن است و نامه شکایت از او در وزارت کشور و قوه قضائیه موجود است و البته حق با سخنگوی شورای نگهبان است که شکایت به دست ایشان نرسیده چون اساسا به جریان نیفتاده است و همه نقد تاجزاده برای به جریان نیفتادن این شکایت است.

پاسخ آقای بازجو را هم همسرم بعد از تعطیلات خواهد داد تا کامشان عجالتا در میان کانون گرم خانواده تلخ نشود.

ادامه مطلب ...

نمآهنگ "بهار غم انگيز" به ياد تمامي شهداي جنبش سبز مردمي

0 نظرات
نمآهنگ "بهار غم انگيز" با صداي بامداد فلاحتي
(به ياد تمامي شهداي جنبش سبز مردمي)

"پخش و دريافت نماهنگ بهار غم انگيز با صداي بامداد فلاحتي"


جهت دانلود نمآهنگ در فرمت mp4 بر روي تصوير كوچك كليك كنيد

"پخش و دانلود آهنگ بهار غم انگيز با صداي بامداد فلاحتي"

جهت دانلود آهنگ در فرمت mp3 "اينجا" كليك كنيد

شهدایی که هیچ گاه تعدادشان اعلام نشد...


. ادامه راه سبز «ارس»: به گزارش منابع رسمی ایران در حوادث بعد از انتخابات تا شهریور ماه 29 نفر کشته شده اند . اما علیرضا حسینى بهشتى، عضو كمیته پیگیرى امور زندانیان و کشته شدگان حوادث پس از انتخابات، اعلام كرد كه شمار كشته شدگان اعتراض هاى خیابانى به ۷۲ نفر رسید .این آمار بدون در نظر گرفتن کشته شدگانی است که خانواده های آنان به جایی اعلام نکرده اند .

روز عاشورا ،13 آبان و 16 آذرهم کشته شدگانی داشتند که اختلاف بر سر تعداد آن ها میان منابع رسمی ایران و منابع خبری مردمی بسیار است

"بکشید ما را ملت ما آگاه تر می شوند " شاید این جمله آیت الله خمینی شاه بیت کسانی بود که جان خود از دست دادند تا جامعه آگاه تر شود.

کسانی که رفته اند و خانواده هایشان اجازه ندارند صدای گریه خود را در غم نبودن عزیزانشان بلند کنند.

عزاداری در سکوت

25 خرداد ماه اولین گردهمایی خیابانی معترضین بود .هرچند که از این روز تصویر ندا آقا سلطان در جهان ماندگار شد اما او تنها قربانی نبود .

گزارشگران بدون مرز روز 7 مرداد ماه خبر کشته شدن علیرضا افتخاری خبرنگار سابق روزنامه ابرار اقتصادی را تائید کرد. این روزنامه نگار ٢٩ ساله در اثر ضربات باتوم بر سرش و خونریزی مغزی در ٢٥ خرداد ماه کشته شد. اما پیکرش ٢٢ تیر ماه به خانواده اش تحویل داده شد.

محرم چگينى 34 ساله نیزاز قربانيان 25 خرداد است. او در روز تجمع سكوت مقابل پايگاه بسيج مقداد در خيابان آزادى با شليك گلوله کشته شد و در بى خبرى دفن شد .پس از هفت ماه ، برادر وی خبر کشته شدنش را منتشر کرد .

او دو روز بعد ازاین حادثه فیلم کشته شدن برادرش را می بیند. به گفته وی برادرش وقتى داشت به سمتى كه گلوله ها از پايگاه بسيج شليك مى شد نگاه مى كرده یک گلوله به گونه او برخورد مى كند و از پشت سرش خارج مى شود.

على چگينى مى گويد: " در روز مراسم خاكسپارى از طرف معاونت سياسى استاندارى تهران به سراغ ما آمدند كه ما درباره مرگ محرم شلوغ نكنيم و اطلاع رسانى هم نكنيم. "

مهدی کرمی 20 ساله از دیگر کشته شدگان این روز است که بی هیچ مراسمی در قطعه 256 بهشت زهرا به خاک سپرده شد .

داود صدر 25 ساله نیز در این روز در پی شلیک گلوله از بام پایگاه بسیج مقداد، جان خویش را از دست داد.

پیکر نیمه جان وی به همراه 17 مضروب و مجروح دیگر به بیمارستان رسول اکرم تهران منتقل گردید و ساعاتی بعد بر اثر شدت جراحات وارده ناشی از اصابت گلوله به قلب و طحال وی درگذشت.

خانواده وی در همان ساعات اولیه به جستجوی فرزند خود پرداختند ولی تا 5 روز پس از آن تنها با اظهار نظرهای ضد و نقیض مسئولین امر در خصوص نحوه کشته شدن، ضاربان و محل نگهداری جنازه وی مواجه شدند.

محمود رئیسی نجفی یکی دیگر از کسانی است که در جریان حمله ماموران دولتی به معترضان جان خود را از دست داد.

شغل این فرد کارگری بود و هنگامی که روز 25 خرداد پس از چند ساعت تاخیر از کار به خانه بازگشت، به شدت زخمی شده بود.

محمود نجفی به اعضای خانواده خود گفت که هنگام عبور از محلی در نزدیکی میدان آزادی تهران که گروهی از تظاهرکنندگان در آن شعار می دادند، ماموران امنیتی او را گرفتند و به شدت از ناحیه سر و سایر نقاط بدن هدف ضرب و جرح قرار دادند . او مدتی در بیهوش به سر برده است.

ماموران او را در حالت بیهوشی داخل اتومبیلی که ظاهرا حامل تعدادی افراد زخمی یا اجساد کشته شدگان بود انداختند اما او پس از به هوش آمدن، به سروصدا و التماس پرداخت و سرانجام یکی از ماموران، او را از این خودرو به پایین انداخت

خانواده نجفی گفته اند که از بیم واکنش مقامات دولتی، محمود را به بیمارستان منتقل نکردند اما پس از ده روز بستری بودن در خانه، وضع جسمی او رو به وخامت گذاشت و خانواده را ناگزیر به مراجعه به بیمارستان طرفه کرد.در بیمارستان تشخیص داده شد که محمود هدف اصابت گلوله هم قرار گرفته بود و پزشکان از خانواده خواستند تا روز بعد برای بستری کردن او مراجعه کنند ولی محمود رئیسی نجفی قبل از بستری شدن در بیمارستان درگذشت.

ماموران دولتی جنازه او را به پزشکی قانونی کهریزک انتقال دادند و برای چند روز، با وجود پیگیری خانواده، از تحویل آن برای تدفین خودداری کردند.

سرانجام جنازه تحویل و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد اما اعضای خانواده از بیم مشکلاتی که ممکن بود برای آنان ایجاد شود، در اطلاعیه های مجلس ترحیم از علت درگذشت محمود سخنی نگفتند.

کيانوش آسا دانشجوی كارشناسی ارشد رشته‌ی پتروشيمی و از نخبگان دانشگاه علم و صنعت ،در ميدان آزادي بر اثر اصابت گلوله توسط افراد لباس شخصی به شهادت رسيد. پيكر وي روز سوم تیرماه در سردخانه پزشکی قانونی شناسایی شد.

دانشجویان بی جان

حمله به کوی دانشگاه در شب 25 خرداد ماه نیز کشته شدگانی به جا گذاشت .حکومت ایران البته نپذیرفت که در این حملات کسی کشته شده است. اما دفتر تحکیم وحدت خبر از کشته شدن 7 نفر داد .شاهدان عینی آن روز می گفتند که تعداد بیشتری کشته شده اند و جنازه هایشان همان شب توسط نیروهای امنیتی به جایی نا معلوم منتقل شده است.

بعد ها نیز خبر و عکس هایی منتشر شد از خانواده های دانشجویانی که جسد فرزندانشان را به شرط سکوت تحویل گرفته بودند.بیشتر آنها در بهشت زهرا دفن هستند.

مصطفی غنیان دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دركوي دانشگاه، تهران در حمله نيروهاي امنيتي و نظامي به كوي کشته شد . پیکر وي روز 28 خرداد تحت تدابیر شدید امنیتی در حرم امام رضا به خاک سپرده شده است.

مبینا احترامی ، فاطمه براتی ،کامبیز شعاعی ،کسری شرقی و محسن ایمانی در كوي دانشگاه، تهران کشته شد ند و پیکرشان بدون اطلاع خانواده ها به صورت مخفیانه به خاك سپرده شد.

ایمان نمازی دانشجوی رشته عمران دانشگاه تهران نیز از جمله کشته شدگان در حوادث كوي دانشگاه، تهران بود.

خیابان های خونبار

اما آن روزها خیابان ها از هر جای دیگری نا امن تر بود .بسیاری از کشته شدگان کسانی بودند که در خیابان و بر اثر گلوله یا ضربه باتوم و حتی در مواردی بدون اینکه در گرد همایی شرکت کرده باشند کشته شدند.

بهزاد مهاجر 47 ساله بر اثر اصابت گلوله به سينه کشته شد و پيكر وي در سردخانه كهريزك بوده است.

ناصر امیر‌نژاد دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در رشته هوا-فضا در خیابان محمد علی جناح، تهران بر اثر تیراندازی نیروهای بسیج کشته شد پيكر وي در سردخانه بیمارستان پیامبر واقع در بلوار اشرفی اصفهانی بوده و در یکی از روستاهای یاسوج به خاک سپرده شده است.

فاطمه رجب پور38 ساله و سرور برومند 58 ساله در خیاابان محمدعلی جناح، تهران کشته شدند .

فهيمه سلحشور 25 درميدان ولي عصر، تهران بر اثر اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي کشته شد .

مسعود هاشم زاده، ۲۷ ساله در ناآرامی های ۳۰ خرداد ماه در محدوده خیابان شادمان و نصرت در تهران به ضرب گلوله کشته شد.خانواده او اجازه نیافتند برای او مراسم بگیرند.ندا صالحی شانزده ساله بر اثر اصابت گلوله جان باخت .اشکان سهرابی دانشجوی رشته آی تی دانشگاه قزوین18 ساله در تقاطع رودکی وسرسبیل، تهران بر اثر اصابت 3 گلوله از سوی نیروهای امنیتی و بسیج کشته شد .امير حسين طوفانپور 32ساله بر اثر تیرخوردگی ساق دست، پهلو وکمر و نیز آثار کبودی در پشت گردن و زخمی عمیق در پشت سر بوده که داخل آن را با پنبه پرکرده بودند و شکستگی کامل بازویی که تیرخورده بود ، کشته شد .

سعید عباسی فر گلچینی 24 ساله بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی کشته شد .علی فتحعلیان روبروی مسجد لولاگر کشته شد .نادر ناصری در خیابان خوش، تهران کشته شد.واحد اكبري در خيابان ونك، تهران بر اثر اصابت گلوله به پهلو کشته شد . حامد بشارتی ، فرزاد جشني ،بابک و تينا سودي نیز بر اثر اصابت گلوله در خیابان انقلاب کشته شدند .

خانواده هیچ کدام ازاین کشته شدگان اجازه نیافتند که برای از دست رفتگانشان مراسم بگیرند.

تکذیب می کنیم

با این همه حکومت ایران این تعداد کشته شده در در گیری های خیابانی را قبول نداشت .به گفته محمد علی جعفری 29 نفر در این حوادث کشته شدند که 20 نفر انها نیروی بسیج بوده اند و 9 نفر را معترضان تشکیل می دادند .این خبر را وی شهریور ماه در حالی اعلام کرد که کشته شدگان مرداد ماه و 18 تیر نیز به این لیست اضافه شده بودند و 20 مرداد ماه نماینده میرحسین موسوی اعلام کرده بود که لیست 60 نفره از کشته شدگان را به مجلس ارائه کرده است .

تا این زمان پرده از کهریزک هم برداشته شده بود و مقامات رسمی ایران خبر از کشته شدن 3 نفر محسن روح الامینی ،امیر جوادی فر و محمد کامرانی داده بودند .سه نفری که بعدا یک نفر دیگر نیز به آنها اضافه شد.

عاشورایی که دوباره خونین شد

روز عاشورا به گفته مقام های رسمی 15 نفر کشته شدند. اما تصاویری که در روزهای بعد در اینترنت منتشر شد، نشان از کشته شدگان بیشتری داشت .

سرشناس ترین چهره در میان کشته شدگان خواهر زاده میر حسین موسوی بود .اما تصویری که از کشتار عاشورا در جهان منتشر شد و بسیار صدا کرد ،زیر گرفتن یک نفر توسط پاترول نیروی انتظامی بود .

ایران عزادار

اما این کشتار به تهران ختم نشد . در روزهای بعد از انتخابات شهرستان ها هم صحنه تظاهرات و در گیری میان مردم و نیروهای انتظامی و لباس شخصی بود .

اميد مداح شورچه فعال در ستاد مرکزی ميرحسين موسوی در مشهد چند روز بعد از آزادی به دليل شدت جراحات وارده جان باخت. پزشکی قانونی علت شهادت وی را خونريزی مغزی اعلام کرده است.

حسين طهماسبی 25 ساله در خيابان نوبهار، كرمانشاه مورد حمله‌ی مأموران مسلح وابسته به دولت قرار گرفته و در اثر ضربات وارده کشته شد.

حسام حنیفه، 19 ساله، ساکن کیان‌مهر کرج، در روز ۲۵ خرداد در میدان آزادی از ناحیه چانه هدف تیراندازی قرار گرفت و کشته شد. خانواده وی پس از چند روز در پی تماس نیروهای امنیتی جسدش را تحويل گرفته و در امامزاده عبدالله كرج به خاک سپردند.

مهرداد حیدری، روزنامه‌نگار روز 21 تیرماه در مشهد کشته شد. وی پیش از مرگ در آخرین یادداشت خود ضمن انتقاد از وزارت اطلاعات در کسب اطلاعاتی ساختگی ، این وزرات خانه را محکوم به نداشتن اطلاعاتی کرد که با فشار بر جوانان قصد به دست آوردن آن را دارد. حیدری که پیشتر در روزنامه خراسان فعالیت داشت به هفته نامه نسیم مشهد رفت و در این نشریه محلی به فعالیت پرداخت.

حسین اخترزند ٣۲ ساله ، در اصفهان و به وسیله افراد منسوب به نیروی بسیج از روی یک ساختمان سه طبقه به پایین پرت شده و در اثر جراحات وارده در گذشته است. مقامات امنیتی در استان اصفهان سقوط وی را ناشی از سهل‌انگاری شخصی دانستند در حالی که طبق گفته شاهدان بر روی جسد وی آثاری از ضرب و شتم قبل از سقوط مشاهده ه است.

مشتی از خروار

آنچه ازاسامی کشته شدگان در ایران بر روی اینترنت منتشر شد تنها نام و تصویر کسانی بود که یا مرگ بستگانش را اطلاع داده بودند و یا کسی با دوربین شاهد مرگ آن ها بوده است .

اما این آمار به هیچ وجه تمام واقعیت را نشان نمی دهد و گویای وضعیت کشته شدگان ماههای پس از انتخابات در ایران نیست. چرا که بسیاری از خانواده ها تحت فشار ، نامی از عزیزانشان را نبردند و مراسم بستگان خود را در سکوتی تلخ برگزار کردند .

همه می دانند

"مردم می دانند چه کسانی خوابگاه دانشجویان را ویران کردند و دانشجویان پسر و دختر را کتک زدند یا در شمال میدان آزادی مردم را به شهادت رساندند. راهی که ملت برای رسیدن به پیروزی و احقاق حقوق نقض شده اش انتخاب کرده است، استفاده از روش های صلح آمیز و دوری از خشونت است."

این ها سخنان میر حسین موسوی بود بعد از آنکه پس از تظاهرات سکوت خرداد ماه برای تسلیت گویی راهی خانه کسانی شد که فرزندانشان در راه آزادی کشته شده بودند .
ادامه مطلب ...

عجبا بعداز هزاران سال، اكنون آيين و رسوم ملی و سنتی ایرانیان بايد مجوز شرعي بگيرد!

0 نظرات
عجبا كه بعداز هزاران سال،
اكنون اجراي آيين و رسوم ملی و سنتی ایرانیان بايد مجوز شرعي بگيرد!



. ادامه راه سبز«ارس»: آیت الله خامنه ای اعلام کرد که مراسم چهارشنبه سوری مبنای شرعی ندارد و "مستلزم ضرر و فساد زیادی" است. اظهار نظر رهبر جمهوری اسلامی پس از آن منتشر شده که مقامات امنیتی و انتظامی از روزهای پیش نسبت به امکان حضور معترضان در مراسم چهارشنبه سوری و ادامه اعتراضات مردمی در این روز ابراز نگرانی کرده بودند.

مراسم چهارشنبه سوری یکی از آیین های ملی و سنتی ایرانیان است که پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی، تریبون های رسمی حکومتی به عنوان خرافه آتش پرستی از آن یاد کردند و در صدد حذف این آیین دیرینه برآمدند. آیینی که از 1700 سال قبل از میلاد، ایرانیان طی آن با بر افروختن آتش و پريدن از روي آن به استقبال نوروز مي روند.

طی سالهای گذشته حکومت که از حذف این سنت ایرانی ناامید شده بود ترفند جدیدی به کار گرفت و در حالیکه این مراسم در آخرین شب چهارشنبه هر سال برگزار می شود، یک هفته قبل را به عنوان چهارشنبه سوری اعلام کرد و از مردم خواست در این روزبه برگزاری مراسم بپردازند؛ امری که با استقبال مردم ایران مواجه نشد و جوانان با دولتی خواندن این روز، هر سال دو مراسم چهارشنبه سوری برگزار کردند. یکی در حلقه حکومتی ها و براساس ضوابط و مقررات دولتی و دیگری آیین کهن ایرانی در آخرین شب چهارشنبه هر سال.و اکنون آیت الله خامنه ای در حالی مراسم چهارشنبه سوری را مغایر با شرع دانسته و خواهان اجتناب از برگزاری آن شده که سال گذشته این آیین با حضور مسئولان و كارشناسان ميراث فرهنگي در زمره ميراث معنوي ايرانيان به ثبت ملي رسيد.

آیین سنتی در سالی متفاوت

از سوی دیگر مراسم چهارشنبه سوری هر ساله به مراسمی برای نشان دادن اعتراضات جوانان به سرکوب های اجتماعی از سوی حکومت تبدیل شده است؛ اعتراضاتی که به علت ایجاد محدودیت های بسیار برای برگزاری آیین هایی از این دست، باعث شده تا جوانان برای برگزاری آن به روش های خطرناکی روی بیاورند. به همین جهت طی سالیان گذشته هم چهارشنبه سوری همواره با تقابل پلیس و بازداشت عده ای از جوانان از یک سو و از سوی دیگر انفجار بمب های دستی و ترقه و مجروح شدن عده ای از مردم... منجر شده است.

اما امسال با توجه به حوادث پس از انتخابات و سرکوب اعتراضات مردمی، چهارشنبه سوری هم رنگ و بوی دیگری به خود گرفته و مسئولین دولتی ـ امنیتی نگران آن شده اند که مردم از این فرصت نیز برای ابراز اعتراضات خود استفاده کنند.

سخنان آیت الله خامنه ای که به فاصله دو روز مانده به چهارشنبه سوری از سوی پایگاه اطلاع رسانی دولت منتشر شده، نمونه ای از این نگرانی ها است که در پس فتوایی شرعی و تهدید نهفته است.

رهبر جمهوری اسلامی پیشتر هم گفته بود که "چهارشنبه سوری و سیزده به در مبنای عقلایی ندارد".

همزمان، این پایگاه اطلاع رسانی به انتشار برخی استفتا ها از برخی اعضای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم پرداخته که محتوای پاسخ آنها تفاوت چندانی با نظر رهبر جمهوری اسلامی ندارد.

جعفر سبحانی، سید هاشم حسینی بوشهری و محمود رجبی، سه چهره نه چندان شناخته شده جامعه روحانیت نیز گفته اند که "مراسم چهارشنبه آخر سال، علاوه بر اینکه مبنای شرعی ندارد، نوعی آتش پرستی است و خواندن اشعاری مانند «زردی من از تو و سرخی تو از من» مصداق حاجت خواستن از آتش است."

هفته گذشته نیز، سایت تابناک، متعلق به محسن رضایی، نظرات چند سال پیش تعدادی از مراجع تقلید شیعه درباره چهارشنبه سوری و سیزده به در را منتشر کرد. فاضل لنکرانی، بهجت، تبریزی، صافی گلپایگانی، مکارم شیرازی و سیستانی در آن زمان آیین چهارشنبه سوری را دارای اشکال دانسته و گفته بودند برگزاری این مراسم "مشروعیت ندارد و شایسته مسلمانان نیست".

چهارشنبه سوری بدون سطل زباله!

اما ابراز مخالفت با آیین چهارشنبه سوری به همین جا ختم نمی شود. مقامات نظامی و امنیتی ایران طی روزها و هفته های گذشته بارها با هشدار و تهدیدهای فراوان تلاش کردند مردم را از برگزاری این آیین و تبدیل آن به بیان اعتراضات مردمی منصرف کنند.

مدیرعامل سازمان آتش نشانی شهر تهران،اولین کسی بود که در این مورد به ابراز نظر پرداخت و در جمع خبرنگاران گفت که "برای چهارشنبه سوری امسال قطعا مشکل داریم و باید برنامه های ویژه ای پیش بینی کنیم."

در خبری دیگر، مديرعامل سازمان آتش‌نشاني و خدمات ايمني از شهرداري تهران خواست تا مخازن زباله پلاستيكي شهر را در ساعات عصرگاهي روز سه شنبه آخر سال از خيابان‌ها جمع‌آوري کند.

محمد رضا حاجی بیگی علت این امر را به صراحت چنین بیان کرده است: "اخلالگران نتوانند با استفاده از ضايعات، اقدام به آشوبگري کنند".

او البته توضیحی درباره برنامه ویژه ای که گفته نداده اما احمدرضا رادان، جانشين فرمانده نيروي انتظامي از توقيف و بازداشت افرادي كه اقدام به مزاحمت در چهارشنبه سوري امسال كنند تا پايان تعطيلات نوروزي خبر داده است.

حسن نوروزی، عضو کمیسیون شوراها و امور داخلی مجلس نیز اعلام کرده که کنترل نامحسوس از مراسم شب چهارشنبه سوری امسال انجام می گیرد و اغتشاشگران باقی مانده از جنبش فتنه انگیز سبز نمی توانند در این شب مرتکب عمل خلاف قانون شوند.

وی با بیان اینکه "سران فتنه نباید سعی کنند ترقه های این شب را به پرتاب ترقه توسط هواداران خودشان نسبت دهند"،به خبرگزاری برنا گفته: با توجه به اینکه کلان شهر تهران زیر پوشش 400 تا 500دوربین مدار بسته است، هر تحرک خلاف نظام توسط زیر مجموعه میر حسین موسوی و سران فتنه در روز چهارشنبه سوری کنترل می شود.

مديرعامل سازمان آتش‌نشاني و خدمات ايمني هم از شهرداري تهران خواسته تا مخازن زباله پلاستيكي شهر را در ساعات عصرگاهي روز سه شنبه آخر سال از خيابان‌ها جمع‌آوري کند.از سوی دیگر به کسبه مناطق مختلف تهران دستور داده شده که در این روز مغازه های خود را قبل از ساعت 14 تعطیل کنند.

اما با همه این تهدیدها و هشدارها، مراسم چهارشنبه سوری امسال، بحث داغ سایت ها، وبلاگ ها و وب سایت های ایرانی است و مردم ایران از یکدیگر برای حضوری پررنگ تر در این مراسم دعوت می کنند. البته همگان هم تاکید بر عدم خشونت دارند و در عوض از ایجاد خشونت از سوی حکومت نگران اند تا بدانجا که زهرا رهنورد، همسر میرحسین موسوی که چهارشنبه سوری را روز شادی ها دانسته، اعلام کرده است که : "جنبش سبز جنبش مهربانی مقاومت و ‏آرامش است و هیچ گونه تندی و خشونتی نخواهد ورزید.‏ بنابراین اگر خشونتی باشد بدانید از سوی ‏حاکمیت است".

نمآهنگ "چهارشنبه سوری جشنواره نور علیه تاریکی"



فرشته قاضی
ادامه مطلب ...

ميرحسين موسوي: سال آینده را باید "سال صبر و استقامت" بدانیم و بنامیم

0 نظرات
دیدار اعضای شواری مرکزی، دفتر سیاسی و جوان جبهه مشارکت با مهندس موسوی:
سال آینده را باید "سال صبر و استقامت" بدانیم

. ادامه راه سبز«ارس»: در پی ممانعت دولت دهم از برگزاری کنگره دوازدهم جبهه مشارکت اعضای شورای مرکزی و دفتر سیاسی و تعدادی از جوانان جبهه مشارکت ایران اسلامی دیدار و تبادل نظر کردند.

متن کامل سخنان مهندس موسوی در این دیدار به شرح زیر است:


بسم الله الرحمن الرحیم

تشکر می کنم از حضور دوستان . شرایط ویژه و خاصی در کشور حکمفرماست . خیلی خوشحال می شدم که دوستان دیگر به ویژه دوستانی که در بند هستند امثال آقای میردامادی در این جمع بودند و از محضرشان استفاده میکردیم .شرایط کشور را شما که یک حزب سیاسی هستید بهتر می دانید . محدودیت هایی که برای حزب مشارکت است خودتان می دانید . معمولا درکشورها باید از فعالیت احزاب و تشکیلات استقبال شودتا مشکلات کشور را از طریق آنها پیگیری و با تکیه بر خرد جمعی حل و فصل کنند . در واقع تشکل های غیر دولتی و احزاب رابط مردم و دولت هستند و به این طریق از هیبت دولت در برابر مردم می کاهند علاوه بر اینکه بسیاری از فعالیت های اقتصادی – اجتماعی و... از این طریق انجام می شود.ویکی از نشانه ها و شاخص های توسعه یافتگی و پیشترفت کشورها وجود همین تشکیلات و نهادهای مدنی غیردولتی است ، حتی در کشورهایی که نظم و نسقی دارند وجود اینها ضروری است چون بسیاری از فعالیت های سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی از طریق این نهادهای مدنی انجام می گیرد در واقع وجود تشکل ها در بین مردم باعث پیشرفت مردم می شود، و جامعه توده وار هرگز رشد مناسبی ندارد .

این مساله در کشور ما هم بی ریشه نیست و از قدیم مشابه اینگونه نهادها در جامعه ما وجود داشته و تشکل های کوچک محله ای داشته ایم و همین ها جامعه ما را حفظ کرده است . بطور نمونه می توان به بافت و ساختار شهر کاشان اشاره کرد که در درون محلاتش نهادهایی اینگونه وجود داشته و همین ها موجبات حفظ و رشد این شهر را فراهم آورده و این نهادها از طریق صدقات جاریه تامین مالی می شده است یا وجود هیئت ها نمونه دیگری است ، در جامعه مدرن وجود این نهاد ها به لحاظ شکل و محتوا گسترده تر شده و اهمیت ویژه ای پیدا کرده تا به تشکیلات سیاسی رسیده است . قانون اساسی ما در مورد حق تشکیل اجتماعات و احزاب وتشکل ها صراحت و تاکید دارد .

غفلتی که هست اینکه برخی فکر می کنند اینگونه تشکیلات تحفه ای است که از طرف دولت به مردم داده شده است . اشکال کار این است که فکر می کنیم این تشکلات باید توسط دولت ساخته و به مردم تحویل داده شود، در حالی که این یک خواست اجتماعی است و مردمی بودن آن باعث سلامت جامعه می شود، و دولت نباید مانع فعالیت آنها شود. مردم اگر تحت فشار نباشند و این تشکلات مردمی امکان فعالیت داشته باشند لازم نیست مردم به خیابان ها بیایند و اگر در خیابان ها هم حق انها پایمال نشود و خشونت اعمال نشود مردم آرامش خود را حفظ می کنند. متاسفانه در این نه ماه تمام این مسائل زیر پا گذاشته شده و بیشترین خسارت متوجه مردم شده است به خاطر خشونت بسیار زیاد خیابانی. این وضعیتی که با آن روبرو هستیم و وضعیتی که حزب مشارکت دارد خود دلیل اعتراض مردم است و اگر به خواست و حقوق مردم شود دلیلی وجود ندارد که مردم به خیابانها بیایند یا به سمت شعارهای تند بروند . مردم بدنبال استیفای حقوق خودشان هستند و آنچه در این نه ماه اتفاق افتاده است ناشی از هجمه و هجوم نیروهای دولتی به مردم بوده و آنها از این ناحیه خسارت بسیار دیده اند . بر راهپیمایی 25 خرداد که در آن راهپیمایی مردم مراقب شعارهای خود و مراقب همدیگر بودند، هرچند متاسفانه حادثه تلخ آخر آن پیش آمد. اوج حضور مردم راهپیمایی در روز 25 خرداد بود که باید تاکید و تکرار زیادی روی آن کرد و نگذاشت به فراموشی سپرده شود، نوع اجتماع و حرکت مردم در آنروز نشانگر نظم و نشاط و مراقبت بود و مردم مراقب شعارهای خود و مواطی همدیگر بودند و متاسفانه آن حادثه تلخی که در انتها رخ داد آنروز پرشکوه را تلخ کرد اما باید بیش از این به این واقعه و روز پرداخت تا ماهیت مردمی و سبز این جنبش برای همگان و آیندگان روشن شود .

نوشتن مقالات متعدد در مورد 25 خرداد می تواند باعث شود که ماهیت جنبش و سرچشمه های آن شناسایی و بر آنها تاکید شود. خوشبختانه این تفکر همچنان در بین مردم باقی مانده و مردم در سطوح مختلف به آن عمق داده اند.و به رغم اتفاقات تلخی که در این نه ماه رخداده است روحیه مردم همانند آنروز حفظ و وجه مسالمت آمیز و مدنی جنبش برجسته شده و عمق گرفته است . البته این جنبش فراز و نشیب هایی داشته اما همه لازمه جریان است و باید هوشیارانه با آنها روبرو شویم،مخالفان این جریان با اتهامات و برچسب زدن ها تلاش کردند سران و متفکران این جریان و از جمله اعضای مشارکت را به جاهایی بچسبانند که مردم نمی پسندند،البته در این مسیر جنبش افت و خیزها و فشارهایی بوده ، که ازجمله حزب مشارکت در معرض بیشترین فشارها بوده و نسبت هایی به آن داده شده که نادرست و ناروا بوده است و ملت هم آنرا نمی پذیرد ،و ما نباید در مقابل این تهمت ها و بی اخلاقی ها حالت انفعالی بگیریم و باید تعادل خودمان را در هرلحظه و نقطه ای در مقابل فشارها حفظ کنیم .

بنده در یکی از مصاحبه ها اینرا مطرح کردم که گروهی می گفتند مشروطه باعث خوشحالی انگلیس بوده، واز قول مرحوم آخوند خراسانی گفتم که هرکاری ما بکنیم ممکن است روس ها یا انگلیسی ها اظهار خوشحالی کنند و اگر اینطور باشد پس ما نباید کاری بکنیم؟ نه ، ما باید رفتار خود را بگونه ای تنظیم کنیم که درست باشد و به این اتهامات توجه نکنیم . ما نباید بر اساس خوش حالی و بد حالی بقیه کارها و برنامه های خود را تنظیم کنیم، ما باید کار خود را بکنیم . بخشی ار این تخریب ها برای این است که ما را به انفعال دچار کنند و بخشی برای اینکه بین ما و مردم فاصله ایجاد کنند و نسبت به ما بد بینشان کنند. ما نباید نسبت به اینگونه مسائل و تهمت ها و تحلیل ها منفعل باشیم .

اخیرا نشریه ای در نوشته ای حزب مشارکت و آقای خاتمی و...را با اوباما و ریگی بهم وصل کرده و نتایجی گرفته است عجیب و لابد اینگونه می خواهند برخی ها را توجیه کنند که اینها ریشه در خارج دارند و...اما ما باید روی اصول خودمان حرکت کنیم و در دام اینها نیفتیم و در عین حال که روی حفظ اصول و استقلال خود پافشاری می کنیم، نباید تعادل خود را از دست دهیم و دچار افراط و تفریط شویم. ما می خواهیم روابط خارجی را با توجه به مصالح خویش پیش ببریم، نه اینکه در هر سخنرانی برای خود کلی دشمن بتراشیم و یک دوست برای خود باقی نگذاریم. نباید این همه ماجراجویی کرد.یکی از نعمت هایی که انقلاب اسلامی برای ما آورده است استقلال ماست و ما نباید اینرا از دست بدهیم . البته ما مسائلی با جهان خارج داریم ، با آمریکا و اروپا ، اما روابط خارجی مان را باید بگونه ای شکل دهیم که در جهت تامین منافع و امنیت ملی و حفظ تمامیت ارضی و رشد و توسعه کشور باشد و سیاست خارجی ما نباید ماجراجویانه و تنش زا باشد و ما دوستان قابل اطمینان و همراهی در شرایط سخت نداشته باشیم .ما نباید این حالت تعادل را چون زیر فشار هستیم از دست بدهیم . حقیقت این است که در چند سال اخیر مدام از حربه ارتباط با بیگانه برای انفعال و سرکوب مردم و نیروهای متفکر جامعه استفاده شده و این باید روشن شود .

اطلاعات رسیده بما می گوید که مخالفان راجع به وقایع و جریانات پس از انتخابات یک افسانه ساخته اند و ظاهرا خودشان هم این افسانه را باور کرده اند و افراد و احزاب را با قلب اطلاعات در جایگاه هایی که می خواهند می نشانند، در این داستان برای هرکس و هر حزب یک نقش قائلند، یک تصویری از حرکت های مردمی و جنبش می سازند اما همه ابعاد این افسانه باید باز و شکافته شود . تصویری از ماهیت جنبش سبز و حرکت مردم ساخته اند که نادرست است و البته می خواهند از این تصویر ساخته شده برای توجیه مراجع و روحانیون و متدینین و...استفاده کنند و در این تصویر نقشی هم برای احزاب و گروهها قائلندکه اینها را وابسته به خارج نشان دهند . در برگه های تبلیغاتی که روز 22 بهمن توزیع می شد تحلیلی برهمین مضمون ارائه شده بود و این نشان می دهد که اینگونه تحلیل ها پشتوانه در برخی جاها دارد ! این کارها و رفتار ها مبتنی بر تحلیل هایی است که در پس پرده انجام می دهند و علاوه بر این یک باور نسبت به دورغ هایی که گفته اند و داستان هایی که گفته اند در ذهنشان به وجود آمده است.

آنچه ما باید انجام دهیم اینکه تلاش کنیم نشان دهیم که این حرکت و جنبش یقینا وابسته به بیگانه نیست، منافاتی با دین ندارد، در راستای زنده کردن قانون اساسی و احیا اسلام رحمانی است. ما باید ریشه های حرکت مردم و جنبش سبز را نشان دهیم و اینکه ریشه این حرکت در انقلاب اسلامی و حتی قبل از آن در جنبش مشروطیت است و این حرکت مخالف با اسلام نیست و برآمده از باورهای دینی مردم و ظلم ستیزی آنهاست . برآمده از قانون اساسی ماست که میراث گرانسنگ انقلاب و خونبهای هزاران هزار شهید است . این میثاق ملی مجموعه و منظومه ای بهم پیوسته از اصول است که با هم معنا دارد و مردم به این مجموعه رای داده اند و همه آنها باید با هم اجرا شود نه اینکه بخشی از آن را برداریم و سوء استفاده کنیم و به بخش های دیگر هیچ توجهی نکنیم . مردم به همه این اصول رای داده اند و همه آن را میثاق می دانند و هر نوع کم رنگ کردن بخشی از اصول لطمه های بزرگی را در پی دارد. جلوگیری از برگزاری کنگره یک حزب قانونی قطعا لطمه به این قانون و میثاق است، خراشی براین میثاق ملی و صورت نظام است و همه اینها باید برای مردم توضیح داده شود . در این شرایط همه ما باید باید از تکیه بر نخبه ها فراتر رویم و به گروههای مرجع دیگر و تاثیر گذارجامعه متوجه شویم ، باید به سمت معلمان ، کارگران و اقشار مختلف برویم و مسائل را برای آنها توضیح دهیم و اگر فراگیری هرچه بیشتر امواج حق خواهی رامی خواهیم باید این ندا به گوش همه اقشار جامعه برسد .

نکته دیگر استفاده از روحیه مذهبی مردم است و باید به گرایش مذهبی مردم توجه تام داشت . ما همه مذهبی هستیم، اما صرف اینکه مذهبی هستیم کافی نیست، تبلیغات پر شدتی که در جامعه براه انداخته اند برخی ها را دچار تردید کرده است به طوری که گاهی من با برخی افراد روحانی و مذهبی که به خوبی من را می شناسند صحبت می کنم گمان می کنند که پشت پرده اتفاقاتی افتاده و ماتغییر کرده ایم، اما وقتی با آنها صحبت می کنم و توضیح می دهم آرام می شوند . ما باید مردم را توجیه کنیم که اینگونه نیست و اینها دروغ و تهمت هایی بیش نیست . ارتباط با مراجع و روحانیت باید بیشتر و قوی تر شود، حداقل با ان بخشی که آمادگی ذهنی داردو دلسوز است. باید آنها را با اهداف جنبش آشناتر و نزدیک تر کرد، در راهپیمایی ها هم بعضی از روحانیون شرکت می کنند ولی باز هم لازم است که این ارتباطات بیشتر شود. این می تواند خنثی کننده افسانه آنها باشد. در ذهن مردمی که اطلاعاتی ندارند بعضا این افسانه می نشیند. اگر جنبش بخواهد پیش برود و عقبگرد نداشته باشد باید دامنه اهدافش را در بین مردم توسعه داد، هم در میان اقشار مختلف مردم و هم در شهر های مختلف، باید مسائل اقتصادی را برا ی مردم توضیح داد، باید به مردم نشان دهیم که برای کم شدن فشار اقتصادی، برای ثبات زندگی، برای کاهش طلاق و بسیاری مشکلات دیگرو کاهش اسیب های اجتماعی باید به اصول قانون اساسی برگشت. این را مردم باید حس کنند. نباید حس کنند این جنبش فقط در رای مردم خلاصه شده است و تنها خشم ناشی از پایمال شدن رای شان است. باید ایران پیشرفته و سعادتمند را با اهداف جنبش پیوند دهیم و یکی کنیم و به مردم نشان دهیم.

سال آینده سال صبر و استقامت ماست و نبودن دوستانی امثال آقای میردامادی در میان ما خسارت است اما در بند بودن همین ها اثراتی دارد که قابل مشاهده است . بنظرم زندان دیگر خاصیت و اثر خود را در مقابله با جنبش سبز از دست داده است . بارها در این هشت نه ماه گذشته فرصت هایی پیدا شده که دعا می کردم اینها زندانی ها را آزاد کنند ، روزنامه ها را آزاد کنند ، اما اینگونه نشد و مدیریت این تحولات انجام نشد . قطعا اگر روزنامه ها و رسانه های کشور محدود نبودند اقبال مردم به رسانه های خارجی کمتر می شد . اگر اینها تدبیر داشته باشند راه حل مسائل و مشکلات کشور از لشکر کشی و پادگانی کردن جامعه نمی گذرد ، راه حل در آزادی های قانونی است . اگر روزنامه ها رانبسته بودند، اگر محدودیت ایجاد نکرده بودند، اگر فضا را کمی باز گذاشته بودند، مردم خیابان ها را خالی می کردند، اگر این آزادی های حداقلی را داده بودند هم دولت قوی تر بود هم مجلس و در مجموع ارکان قوی تری داشتیم. البته این آزادیها برای صاحبان قدرت محدودیت ایجاد می کند اما این بنفع نظام و کشور است و ارکان نظام هم در سطح ملی و بین المللی قدرتمندتر می شوند . این ناراحت کننده است که قوه قضاییه که قرار بود مستقل باشد و هیچ کس نتواند برآن اعمال نظر کند، اکنون چنین وضعی داشته باشد که اطلاعات و سپاه به او دستور دهند که کی را بگیر، کی را ازاد کن، فلان حکم را بده... در اوایل انقلاب شورای عالی قضایی برای همین تشکیل شد که کسی نتواند به قوه قضائیه دستور دهد و متاسفانه این وضعیت تغییر کرد . نه اینکه قاضی دلسوز نداشته باشیم و اتفاقا همان قاضی های دلسوز و شریف بیشتر این ظلم را لمس می کنند و رنج می برند. قضات شریف و دلسوز زیادی در این قوه وجود دارند اما بازتاب بیرونی اینگونه نیست .

به هرحال امیدواریم چرخشی در راستای اهداف جمهوری اسلامی در مجموعه حاکم ایجاد شود. و در خود نظام و حکومت چرخشی متناسب با قانون اساسی در اداره امور ایجاد شود و فضای آزادی بوجود آید تا در سایه آن مسائل و مشکلات کشور و بحران حادث حل شود . احساس من نسبت به آینده این است که حرکتی که آغاز شده برگشت ناپذیر است، ما هیچ وقت به یکسال گذشته بر نخواهیم گشت، این تغییر ایده ها را باید غنیمت شمرد. من به آینده بسیار امیدوارم، باید به مردم صبر و امید را منتقل کرد، صبر در معنای ایمانی آن، این جنبش چیزی برای خود نمی خواهد، آزادی و بهروزی و سعادت و پیشرفت مردم را می خواهد وقطعا به آن دست خواهد یافت . حرکت بعد از انتخابات و خود انتخابات مردم را به حقوقشان آگاه کرد، باید مردم را به صبر و استقامت دعوت کرد، سال آینده را باید سال صبر و استقامت بدانیم و بنامیم. سال استقامت بر اهداف جنبش سبز تا به نتیجه رسیدن .

در ابتدای این دیدار آقای کاشفی مسئول ستاد برگزاری کنگره مشارکت گزارشی از اقدامات انجام شده برای برپایی این کنگره و ممانعتی که از سوی وزارت کشور و اطلاعات در این باره به عمل آمد ،داد و با یادبودی از اعضای در بند مشارکت و دیگرافرادی که بدلیل همراهی با جنبش سبز در زندان بسر می برند و آرزوی آزادی همگی آنها در آستانه نوروز و سال جدید ، از مهندس موسوی بواسطه پایداری و همراهی اش با جنبش سبز تشکر و قدردانی کرد و از او خواست همچون گذشته در نیروبخشی و خط دهی یاریگر افراد و گروههای جنبش باشد . پس از سخنان مهندس موسوی نیز افراد حاضر به بیان نظرات و دیدگاههای خود در باره شرایط حادث و اینکه برای پیشبرد و موفقیت هرچه بیشتر جنبش سبز چه باید کرد به بحث و تبادل نطر با مهندس پرداختند و همگی براین موضوع توافق داشتند که سال آینده بدلیل مسائل سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و بین المللی سالی سرنوشت ساز برای کشور به شمار می رود و باید آنرا سال صبر و استقامت برای پیروزی جنبش سبز قلمداد داد .
ادامه مطلب ...

كروبي: جمهوری اسلامی دچار استبداد زدگی شده است

0 نظرات
مهدي كروبي در جمع دانشجويان و جوانان شاخه حزب اعتماد ملي:
جمهوری اسلامی دچار استبداد زدگی شده است

. ادامه راه سبز«ارس»: به گزارش خبرنگار سحام نیوز، حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی در دیدار با جمعی دانشجویان و جوانان شاخه حزب اعتماد ملی استان اصفهان و گیلان به ایراد سخنرانی پرداخت. مهدی کروبی در این دیدار ضمن خوش آمد گویی به میهمانان ضمن تبریک عید باستانی نوروز به تمام ایرانیان و فارسی زبانان کفت: سالی که گذشت و آن ماجرای انتخابات و پیامدهایی که داشت توام با مشکلاتی بود که خداوند را شاکرم برای اینکه در عبور از این تلخی ها یاریمان کرد. مهدی کروبی افزود: واقعیت این بود که ما برای تغییر در اوضاع فعلی کشور وارد این انتخابات شدیم و چون متاسفانه جمهوری اسلامی از مسیر خود منحرف شده بود تلاش کردیم و میکنیم تا جمهوریت به معنای واقعی خود یعنی متکی بر رای مردم و اسلامیت که دین اصلی مردم این سرزمین است به صورت درست اجرا شود. همان جمهوری اسلامی که در ابتدای انقلاب امام فرمودند، اما متاسفانه جمهوریتی که از درون نظام برخاسته دچار استبداد زدگی شده است و انتخابات اینچنین بی خاصیت شده و فقط اسم و تشریفاتی از آن باقی مانده آنهم با دخالت های متعدد و اعمال نفوذ های فراوان از جانب برخی افراد. لذا میخواهم بگویم که من از همان انتخابات مجلس هشتم متوجه شدم که با ادامه این روند دیگر در ایران انتخابات به معنای واقعی برگزار نخواهد شد.

دبیرکل حزب اعتماد ملی در ادامه افزود: من همیشه در برای خوب برگزار شدن انتخابات تلاش کردم ، همچنین برای گرفتن صلاحیت افرادی که واقعاً به ناحق رد صلاحیت شده بودند.من احساس کردم که انتخابات مجلس هشتم دیگر از آن قماش نیست؛ هرچه تلاش میکنیم کمتر به نتیجه میرسیم و اینکه در شورای نگهبان به جز یکنفر و آنهم دبیر شورا کسی کاره ای نیست و برخی پرونده ها در شورا اصلاً مطرح نمیگردد و برای اولین بار بود که شنیدم یک گروه پرونده افراد را کارشناسی و تعیین میکنند ؛ حالا این گروه چه کسانی هستند نمیدانم!؟ تا اینکه بعد از انتخابات مجلس هشتم از دوست محترممان، جناب آقای امامی جمارانی خواستم تا جلسه ای را ترتیب دهند و از بزرگان مجمع روحانیون مبارز و دوستان دعوت کردند و من گزارشی در آن جلسه ارائه کردم که بسیار برایشان تازگی داشت. به آنها گفتم”انتخابات سالم دیگر برگزار نخواهد شد،اگر این موضوع حل نشود ماجرای مشروطه و انتخابات بی خاصیت را در پی خواهد داشت”. لذا این اندیشه و فکر من صرفاً بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری نیست و این انفجار و اعتراضات مردمی فقط برای این انتخابات نبود چراکه از مجالس هفتم و ریاست جمهوری نهم به بعد و رد صلاحیت های کشترده باعث این انفجار و حوادث این چنینی شد.

بحث ما اینست که باید علت ریشه یابی شود؛ حاکمیت که از بررسی آن سر باز میزند و بجای حل مشکل، آن را به بیگانگان ارتباط میدهد و ما شاهد گرفتاری عده ای از مدیران عالی رتبه کشور با سابقه مدیریتی بالا و حمله به مطبوعات و بازداشت شدن روزنامه نگاران و دانشجویان به این گستردگی هستیم که قطعاً بی سابقه بوده. در همین سال جاری بیش از ۱۰ روزنامه و نشریه توقیف شد؛ به مراکز علمی حمله و بسیاری از دانشجویان را دستگیر و محاکمه کردند، آنهم در سطحی وسیع!

کروبی افزود: آقایان میگویند ۸۵% مردم بر سر صندوق های رای رفتند و رئیس جمهورشان را با رای بسیار بالایی رقبای خود را شکست داد. در صورتی که سه رئیس جمهور قبلی کشور در ۲۴ سال و هرکدام دو دوره پیاپی؛ رئیس جمهور این کشور بودند. دوتن از این بزرگان در انتخابات دوره دومشان با آراء کمتر و فاحش و قابل تاملی نسبت به دور اول پیروز شدند و تنها نفر سوم توانست با آراء نسبتا بیشتری یعنی ۱میلیون و نیم رای بیشتر نسبت به دور اول در انتخابات پیروز شود، در عین حال که شرکت کننده کمتر بود. حال چگونه باید باور کرد که دولت فعلی با اینهمه تورم و اعتراضات و بیکاری و روابط بین الملل ضعیف اینبار از طرفی ۷ میلیون(نتایج دور دوم سال ۸۴) و از طرف دیگر ۱۷ میلیون(نتایج دور اول سال ۸۴) رای بیشتر کسب کند!! مگر در دوره اول چه معجزه و شق القمری کرده که مردم بخواهند دوباره ریاست ایشان بر قوه مجریه تکرار شود؟ دولتی که بیشترین اعتراضات و جابجایی مدیران و البته لطایف زیادی را نیز به همراه داشت. آیا تعداد زیاد شرکت کننده در انتخابات و آراء خاموشی که اینبار به پای صندوق رای آمدند برای تغییر رئیس جمهوری که میخواست جهان را مدیریت کند نبود؟چرا که روسای جمهور قبلی مدعی نشده بودند برای ۶۰ کشور الگو هستند و در سازمان ملل هاله نور آنها را فرا گرفته باشد!! آیا شرایط سخت اقتصادی انگیزه برای حضور مردم در پای صندوق رای نشد و یا نمیخواستند که مسافتی را تا محل سکونت ایشان بروند و گوجه فرنگی تهیه کنند؟

شاید مردم از اینکه خس خاشاک خطاب شوند و به پای صندوق رای آمدند؟

مهدی کروبی در ادامه این دیدار گفت: من همچنان تاکید میکنم انتخابات غیر طبیعی را داشتیم و این دولت متکی بر رای مردم نیست که نتیجه اش همین انفجار مردمی بود.

مهدی کروبی افزود: البته مثالهای کوچکی زدم که عدله و اسناد فراوانی من جمله دخالت مدیران-توزیع پول-دخالت نیروهای مسلح-تصرف صندوق و تعرفه ها و گزارش تخلفات بسیاری قبل،حین و بعد از انتخابات دوستان از ۲ستاد انتخاباتی معترض در گزارش ۳۷۰ صفحه ای جمع آوری و ارائه دادند که آقایان عنایت و توجه نمیکنند و مکرر میگویند که آنها بدون سند و ارائه هیچ مدرکی صحبت میکنند و یا اصرار بر این دارند مه با ستون پنجم و عامل بیگانه همکاری میکنند.

خودشان هم خوب میدانند که ما نه جاسوسیم و نه از بیگانه خط میگیریم.تنها دلسوز این نظام هستیم و برای حفظ آن تلاش میکنیم و فقط معترضیم.مهدی کروبی در پایان این دیدار از دانشجویان خواست: هیچ گاه مایوس نشوند و مصمم و با اراده به فعالیت خود ادامه دهند. و در راه ایران و امام و شهدا همیشه کوشا باشند.
ادامه مطلب ...

مصادیق محاربه از نظر آیت الله دستغیب

0 نظرات
مصادیق محاربه از نظر آیت الله دستغیب

. ادامه راه سيز«ارس»: آیت الله دستغیب در پاسخ به سوال یکی از مقلدان در باره حکم محاربه جوان معترض اظهار داشته است که کسی که در مقام دفاع از خودش برآید و از خود دفاع کند، این را نباید جز محارب محسوب کرد. ايشان همچنين فرموده اند: «افرادی که به تجمّعات حمله و شرکت کنندگان را مورد ضرب و شتم قرار دهند مصداق محارب می‌باشند» - ايشان بيان داشته اند: «مردم حق دارند به طور مسالمت‌آمیز و با حفظ آرامش و بدون این که مخل به مبانی اسلام باشد، راهپیمایی و اعتراض نمایند و هیچ کس حقّ منع مردم از این حقّ قانونی‌شان را ندارد.چنانچه افرادی به صورت غیر قانونی به این گونه تجمّعات حمله کنند و شرکت کنندگان را مورد ضرب و شتم قرار دهند و یا برای مردم ایجاد رعب و وحشت نمایند، مصداق محارب می‌باشند و مردم می‌توانند برای حفظ جان، از خود دفاع نمایند.»

متن این پرسش را به همراه پاسخ آن، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله دستغیب می خوانید:


پرسش:

با توجه به اینکه در اخبار نقل شده که برای جوانی به جرم پرتاب سنگ، حکم محاربه و اعدام صادر شده، بفرمایید آیا این فعل ایشان می تواند از مصادیق محاربه بوده و موجب صدور حکم اعدام شود؟

پاسخ:

اولاً: همانگونه که در متن «محارب کیست و جزای او چیست؟» آمده است؛ بطور کلی باید گفت: اگر کسی به عنوان اعتراض به حق از دست رفته خود(ولو به حساب خودش) اعتراض کند، نه در مقام اینکه بخواهد مثلاً کسی را بکشد یا مال کسی را ببرد و یا براندازی کند؛ در مقام دفاع از خودش برآید و از خود دفاع کند این را نباید گفت جزء محارب است. محارب از حَرب به معنای جنگ است. و کسی را گویند که با مردم ستیز دارد و روبروی مردم بایستد؛ نه در مقام دفاع از حق خودش، بلکه می خواهد یک چیزی را به مردم تحمیل کند؛ می خواهد با ظلم، آزادی مردم را سلب کند و با اسلحه و چوب و… با ملت در گیر شود مانند منافقین اوائل انقلاب.

ثانیاً: بر فرض اینکه به نظر بعضی این شخص از مصادیق محارب باشد، ولی أصحّ این است که این عقوباتی که در قرآن است به حساب ترتیب است. در این مسائل شرعی باید دقت شود در جاهایی که شبهه است باید احتیاط کرد(تدرء الحدود بالشبهات)؛ خصوصاً در موقعیتی که حکومت در دست روحانیون است که مردم از ایشان توقّع لطافت و مهربانی دارند؛ خوب اینها باید لحاظ شود نه اینکه با خشونت با مردم برخورد شود. آن افرادی که اعتراض داشته اند یک نفر و دو نفر که نیستند؛ شاید هزاران نفر باشند که ممکن است اعتراضی داشته باشند و اینکه همه آنها را محارب نامید به نظر بنده درست نمی باشد.

پاسخ تفصیلی در خصوص محاربه

محضر مرجع عالیقدر حضرت آیت‌الله سیّد علی محمّد دستغیب (مدّ ظلّه العالی)

احتراماً با توجّه به این که این روزها لفظ «محارب» در کلام خطباء و سخنرانان، زیاد مطرح می‌شود، لطفاً بفرمایید از نظر حضرتعالی «محارب» کیست و جزای او چیست؟ و آیا شرکت در راهپیمایی‌ها و تجمّعات و انتقاد از مسئولین نظام، محاربه شمرده می‌شود؟ و حمله‌ی افراد خودسر به این اجتماعات و مضروب نمودن ایشان چه حکمی دارد؟

بررسی محارب در قرآن، سنّت و فتوای فقهاء:

محارب از نظر قرآن: قال الله تعالی: «انَّما جَزاؤ الذین یُحارِبونَ الله و رَسولَه و یَسعَونَ فی الارضِ فَساداً أن یُقَتَّلوا أو یُصَلَّبوا أو تُقَطَّعَ أیدیهم و أرجُلهم من خِلافٍ أو یُنفَوا مِنَ الارض ذلک لهم خِزیٌ فی الدنیا و لهم فی الاخرة عَذابٌ عَظیمٌ الّا الذین تابوا مِن قَبل أن تَقدِروا عَلَیهِم فَاعلَموا أنّ الله غَفورٌ رَحیم». (سوره مائده آیات ۳۳ و ۳۴)

ترجمه: کیفر آنها که با خدا و پیامبر به جنگ برمی‌خیزند و در روی زمین دست به فساد می‌زنند (و با تهدید به اسلحه به جان و مال و ناموس مردم حمله می‌برند) این است که اعدام شوند یا به دار آویخته گردند، یا (چهار انگشت از) دست راست و پای چپ آنها بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند، این رسوایی آنها در دنیا است و در آخرت مجازات بزرگی دارند مگر آنها که قبل از دست یافتن شما به آنان توبه کنند؛ بدانید خداوند آمرزنده و مهربان است (و توبه آنها را می‌پذیرد).

در مورد شأن نزول آیه در وسائل الشیعة از ابوصالح روایتی را که از جهت سند ضعف ندارد و به اصطلاح موثّقه است از امام صادق علیه السلام نقل کرده که عده‌ای از طایفه بنی ضبّه بر پیغمبر صلی الله علیه و آله وارد شدند در حالی که مریض بودند؛ رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به آنها فرمود: در نزد من باشید تا هنگامی که صحّت یافتید شما را به همراه عدّه‌ای از مسلمانان برای جهاد می‌فرستم. آنها گفتند: ما را از مدینه بیرون فرست. حضرت آنها را به خارج از مدینه در مکانی که شترهای صدقه و زکات محافظت می‌شدند فرستاد تا از آنها استفاده کرده و از شیرهای آنها بخورند. هنگامی که سلامتی را یافتند و قوی شدند به سه نفر از نگهبانان و محافظین شترها حمله کردند و آنها را به قتل رساندند. این خبر به رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) رسید، پس علی(علیه السلام) را به سوی آنها فرستاد، در حالی که در یک دره‌ای مانده بودند و راه خروج نداشتند ـ نزدیکی زمینهای یمن ـ پس علی(علیه السلام) آنها را اسیر کرده و به نزد رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) آورد، در این هنگام این آیه نازل شد. پس رسول خدا(صلّی الله علیه و آله) قطع را اختیار کرد، و دستور داد دست راست و پای چپ آنها را قطع کردند. (وسائل الشیعة ج ۲۸ باب ۱ از ابواب حد محارب حدیث ۷)

از این آیه با در نظر گرفتن شأن نزول استفاده می‌شود که اگر کسی یا کسانی ناگهانی بر افرادی که از یاران و دوستان خدا و رسول(صلّی الله علیه و آله) هستند حمله کنند و آنها را یا بعضی از آنها را بکشند محارب بوده و مفسد فی الارض هستند.

حال ببینیم روایات در این باره چه می گویند و مصداق محارب کیست؟

محمد بن مسلم در روایت صحیحه از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمود: کسی که سلاح بر مردم بکشد در شهری از شهرها، پس آنها را زخمی کند، قصاص می‌شود و تبعید می‌گردد و کسی که سلاح بر مردم بکشد در شهری از شهرها، بزند و زخمی کند و مال مردم را ببرد، امّا کسی را نکشد پس او محارب است و جزایش جزای محارب است و امرش به نظر امام است اگر خواست او را بکشد و دار بزند و اگر خواست دست و پایش را قطع کند. فرمود: و اگر زد و کشت و مال برد پس بر امام است که ید راست او را بخاطر دزدی قطع کند؛ سپس او را به اولیای مقتول تحویل دهد که مال را از او بگیرند و سپس او را بکشند. محمد بن مسلم می گوید: ابوعبیده سوال کرد: اگر اولیای مقتول او را عفو کردند چه می‌فرمایید؟ حضرت باقر(علیه السلام) فرمود: اگر از او عفو کردند بر امام است که او ر ابکشد؛ چون محارب است و قتل کرده و سارق هم هست. محمد بن مسلم می گوید: ابوعبیده پرسید: اگر اولیای مقتول خواستند که از او دیه بگیرند و رهایش کنند می توانند؟ فرمود: نه باید کشته شود. ( وسائل الشیعة ج ۲۸ باب ۱ از ابواب حد محارب حدیث۱)

و در صحیحه برید بن معاویه آمده است که می‌گوید از امام صادق(علیه السلام) سؤال کردم درباره قول خدای تعالی: انَّما جَزاؤ الذین یُحارِبونَ الله و رَسولَه»؟ فرمود: این به نظر امام است که هر چه خواست انجام می‌دهد. راوی می گوید گفتم: آیا کاملا در اختیار او است؟ فرمود: نه و لکن به اندازه جنایتی که انجام داده. (همان مأخذ حدیث۲)

و عبید الله بن اسحاق مدائنی در روایتی از امام رضا(علیه السلام) نقل کرده که از حضرت درباره قول خدای تعالی: «انَّما جَزاؤ الذین یُحارِبونَ الله و رَسولَه و یَسعَونَ فی الارضِ فسادا» سؤال شد که مورد هر کدام از چهار جزایی که در آیه ذکر شده را بیان فرمائید. فرمود: زمانی که با خدا و رسول محاربه کند و فساد در زمین نماید پس بکشد، کشته می‌شود؛ و اگر بکشد و مال ببرد، کشته می‌شود و دار زده می‌شود؛ و اگر مال مردم را بگیرد و برباید امّا کسی را نکشد، دست راست و پای چپش قطع می‌شود؛ و اگر شمشیر بکشد و با خدا و رسولش محاربه کند و فساد در زمین کند و نکشد و مال کسی را نبرد تبعید می‌گردد. (همان مأخذ حدیث۴)

روایات دیگری نیز هست که هر چند از جهت سند ضعیف می‌باشند اما همانند همین چند روایتی است که ذکر شد. هنگامی که در این روایات که در مقام بیان آیه محاربه است نظر می کنیم به سه مطلب می‌رسیم: ۱ ـ محارب به کسانی گفته می‌شود که به ناحق به مردم حمله می‌کنند، می‌کشند یا می‌زنند یا می‌ترسانند. ۲ ـ منظور از امام در این روایات امام معصوم(علیه السلام) است در زمان حضور یا نائب عام او که همان مرجع تقلید عادل و یا قاضی که مجتهد عادل باشد در زمان غیبت. ۳ ـ امام یا حاکم بر طبق جنایتی که محارب انجام داده حکم کند؛ چون اطلاق روایت محمد بن مسلم به وسیله روایت برید بن معاویه و عبیدالله بن اسحاق مقیّد می‌شود.

حال فتوای فقها را هم ببینید تا بعد مطالب دیگری عرض شود.

نظری به فتاوای علما از قدیم الایام تا به حال

شیخ طوسی(رحمه الله) در کتاب النهایه می‌فرماید: محارب کسی است که سلاح بر مردم بکشد و از اشقیا باشد؛ در شهر باشد یا در خارج از شهر، در شهرهای کفار باشد یا مسلمانان، شب باشد یا روز، پس هرگاه چنین کرد محارب بوده، چنانچه کسی را بکشد کشته می‌شود و اگر بکشد و مال مردم را هم ببرد واجب است که مال را از او بگیرند و بخاطر دزدی قطع دست و پا کنند و بعد او را بکشند و به دار آویزند. (النهایة ص۷۲۰)

و شیخ مفید(رحمه الله) در کتاب مقنعه می‌فرماید: کسی که برروی مردم سلاح بکشد و آنها را بکشد و به عنوان یاغی قلمداد شود، کشته می‌شود یا به دار آویخته می‌گردد. (المقنعة ص ۸۰۵)

و ابن حمزه در کتاب وسیله می‌گوید: کسی که به طور علن با سلاح مال مردم را ببرد محارب است. (الوسیلة ص۴۲۳)

و قاضی ابن برّاج در کتاب المهذّب البارع همانند شیخ طوسی فرموده. (مهذب البارع ج۲ ص ۵۵۴)

و ابن ادریس در کتاب سرائر پس از ذکر آیه می‌فرماید: بین فقها خلافی نیست که مراد از آیه قطّاع الطریق و دزدهای سرگردنه هستند و در نزد ما شیعه هر کس بر مردم سلاح بکشد تا آنها را بترساند در خشکی باشد یا دریا، در آبادیها باشد یا شهرها، یا صحراها و در هر حال هر گاه ثابت شود، امام مخیّر است بین یکی از چهار جزایی که قرآن فرموده. (کتاب سرائر ج۳ ص۵۰۵)

اینها فقها تا قرن ششم هجری می باشند.

محقّق حلّی صاحب شرایع (متوفّی ۶۷۶) می‌فرماید: محارب کسی است که برای ترساندن مردم سلاح بکشد در هر جا و هر زمان. (شرایع ج۴ ص۱۸۰)

و شهید اول (متوفّی ۷۸۶) و شهید ثانی (متوفّی ۹۶۵) در کتاب لمعه و شرح آن می‌فرمایند: محارب کسی است که بر مردم سلاح بکشد تا مردم را بترساند در هر مکان و یا زمان. و اگر مردم را سنگباران کند و یا عصا و چوب بزند و یا آنها را با قدرت بگیرد، محارب است. (لمعه و شرح آن ج۹ ص ۲۹۰ تا ۲۹۲)

و در جواهر (متوفّی ۱۲۶۶) می فرماید: محارب کسی است که برای ترساندن مردم سلاح می‌کشد یا سلاح حمل می کند برای ترساندن هر کس که ترساندن او حرام است. و کشیدن عصا و چوب و سنگ هم برای ترساندن مردم مشمول محارب است و همچنین هر چیزی که موجب ترساندن مردم و فساد در زمین باشد. (جواهر الکلام در شرح شرایع ج ۴۱ ص۵۶۴ تا ۵۶۶)

و مرحوم امام خمینی(رحمه الله) در تحریر الوسیله می‌فرماید: در مسأله ۱: محارب کسی است که برای ترساندن مردم سلاح می‌کشد یا آماده می‌کند و اراده فساد دارد. و در مساله ۵ می‌فرماید: جزای محارب یکی از چهار چیز است : قتل یا دار زدن یا قطع دست و پا و یا تبعید. و بعید نیست که به ترتیب جنایت باشد. که بر عهده حاکم است که با اثبات موضوع حکم کند. (تحریر الوسیلة ج۲ ص ۴۹۲)

امّا پاسخ به سؤال

همچنان که از آیات و روایات و فتاوای فقهاء ظاهر است و در اصل ۲۷ قانون اساسی نیز تصریح شده است: «تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است».

مردم حق دارند به طور مسالمت‌آمیز و با حفظ آرامش و بدون این که مخل به مبانی اسلام باشد، راهپیمایی و اعتراض نمایند و هیچ کس حقّ منع مردم از این حقّ قانونی‌شان را ندارد.

و چنانچه افرادی به صورت غیر قانونی به این گونه تجمّعات حمله کنند و شرکت کنندگان را مورد ضرب و شتم قرار دهند و یا برای مردم ایجاد رعب و وحشت نمایند، مصداق محارب می‌باشند و مردم می‌توانند برای حفظ جان، از خود دفاع نمایند.

صرف توهین به مسئولین، صدق محاربه نمی‌کند. البته توهین کننده استحقاق تعزیر دارد و منحصراً سبّ و دشنام دادن به پیامبر اکرم(ص) و ائمّه‌ی اطهار(ع) حکم قتل دارد
ادامه مطلب ...

چرا کیهان تریبون ضد انقلاب است؟

0 نظرات
چرا کیهان تریبون ضد انقلاب است؟
توافق نانوشته اپوزیسیون ضد انقلاب و حلقه محفلی قتل های زنجیره ای


. ادامه راه سبز«ارس» به نقل از سرويس سياسي كلمه: در حالی که هسته مرکزی و بدنه ی عظیم جنبش سبز همواره بر مواضع اصلاحی و اصولی خود در راستای بازگشت به ارزش های انقلاب ۵۷ تاکید و ایجاد شرایطی برای تحقق قانون اساسی جمهوری اسلامی را یکی از آرمان های خود اعلام کرده است اپوزیسیون ضد انقلاب همچون خانواده معدوم شاه و حلقه محفلی قتل های زنجیره ای با پوشش رسانه ای و تبلیغات در رسانه های آلت دست خود همچون کیهان اصرار عجیبی بر براندازمعرفی کردن جنبش دارند.

اپوزیسیون ضد انقلاب خصوصا سلطنت طلبان و خانواده شاه مخلوع ونیز حلقه در ظاهر خودسر کیهان درماههای اخیر با هماهنگی احتمالا ناخواسته همواره القا کرده اند که جنبش سبز در مسیر خلاف آرمان های انقلاب حرکت می کند. این القاء مشترک با اهدافی متفاوت اما در نهایت یکی در راستای کسب قدرت و دیگری در جهت حفظ قدرت صورت می گیرد. از یک سو اپوزیسیون ضد انقلاب که مطرود ملت می باشد هدف مطلوب خود را در براندازی کامل جمهوری اسلامی می داند.

بنابراین هر گونه حرکت اصلاحی برای تحول و بهبود وضعیت ناگوار کنونی را مغایر اهداف براندازانه خود می داند. چرا که هر حرکت اصلاحی ضرورتا باعث مستحکم تر شدن اسکلت و ساختارهای مبنایی جامعه می شود و این در تعارض با نیات ساختار شکنانه است.

در نظر ضد انقلاب مخالفت علنی با جنبش سبز که با شرکت در انتخابات ماهیت اصلاح طلبانه خود را بروز داده است و قدرت عظیم مردمی که دقیقا اعتراض اصلی آنان به بی احترامی و بی اعتنایی مجریان و ناظران انتخابات به قوانین جمهوری اسلامی بود راه چاره مناسبی برای گریز از استیصال نیست و از همین منظر است که برخی از آنان با ادعای همراه دانستن خود با جنبش سبز قصد سوء استفاده از اعتراضات مدنی و به حق جنبش اصیل مردم را داشته و دارند چرا که برای موجه نشان دادن خود چاره ای جز همراهی ظاهری با اکثریت مردم ایران ندارند تا آنجا که به طور مثال فرزند شاه مخلوع علیرغم آگاهی از نفرت مردم سبز اندیش به خیانت های خاندان پهلوی ناچار است خود را حامی جنبش سبز معرفی کند وآن را جنبشی رادیکال برای برگشت به دوران قبل از انقلاب معرفی کند.

وی چون از بیزاری مردم نسبت به خانواده خود خبر دارد حتی در پاسخ به سوال خبرنگار خارجی که پرسیده بود آیا او با سران سبزها هم ارتباط دارد؟” در کمال خونسردی این دروغ بزرگ و به غایت ناشیانه را گفت که آری با برخی از اطرافیان موسوی ارتباط دارد. وی البته تحریم انتخابات حمله شدید به طرفداران شرکت در انتخابات و کینه ای که به خاطر انقلاب و دهه اول آن نسبت به یاران امام دارد را نیز به روی خود نیاورد. البته رسانه های آلت دست محفل قتل های زنجیره ای همچون کیهان طبیعتا تریبون مناسبی برای این اظهارات بودند.

در یکی دو روز اخیر نیز فرح که او نیز با دیدن موج تحول خواهی و اصلاح طلبی ملت ایران آرزو های ساختار شکنانه ی خود را بر باد رفته می بیند آخرین تلاش های خود را برای براندازانه خواندن جریان اصیل جنبش سبز انجام می دهد و از جانب مردمی که جواهرات و سرمایه های به غارت رفته ی کشور را از او و فرزندش مطالبه می کنند سخن می گوید و البته آنان باز هم تریبونی برای اشاعه سخنان خود دارند؛ کیهان. البته هم کیهان لندن و هم کیهان شریعتمدار!.

بدون آنکه بخواهیم به سبک متوهمانه و بیمار گونه کیهان، این محفل را به همدستی و همکاری و هماهنگی با ضد انقلاب متهم کنیم در تحلیلی خوشبینانه عامل اصلی تبدیل شدن کیهان و برخی بخش های خبری صدا و سیما به تریبون ضد انقلاب، نفع مشترک این دو گروه در ضد انقلابی خواندن جنبش سبز است.

روزنامه افراطی کیهان هم داستان با این اپوزوسیون خارج از کشور حاضر می شود برای برخورد و زمینه سازی سرکوب جنبش سبز به خانواده شاه رسمیت بخشیده و در داخل تریبون آنها شود.

در واقع ضد انقلاب از این منظر که حرکت اصلاحی سبب بهبود نسبی اوضاع در طی یک فرایند است و آن را منافی آرمان های رادیکال و براندازانه خود می بیند ناچار است حجم عظیم مردمی که اجرای بدون تنازل قانون اساسی جمهوری اسلامی را مطالبه می کنند برانداز بنامد و رسانه های مجری برخی سیاست ها در داخل کشور همچون کیهان نیز با این تحلیل که اصلاح طلبی و تحول خواهی جنبش سبز سبب ترمیم و اصلاح وضعیت نکبت باری می شود که آنان به آن خو گرفته اند قصد دارند با برانداز و خشونت طلب و معاند خواندن آن زمینه سرکوب بیشتر و پرونده سازی برای بدنه جنبش (از نوع پرونده هایی که برای قربانیان قتل های زنجیره ای ساخته شد) را فراهم کنند.

سانسور شدید رسانه های اصلاح طلب و خط امامی، دستگیری های گسترده روزنامه نگاران مسلمان و متعهد و صد ها نویسنده حق جو و انقلابی که محمد نوری زاد تنها یک نمونه از آنهاست، به انزوا کشاندن شخصیت های مومن و معترض، تهدید گسترده فعالان سیاسی که تریبونی هر چند کوچک برای بیان انتقاد دارند و در چارچوب قانون اساسی فعالیت می کنند و در عوض تریبون دادن به امثال علیرضا نوری زاده و خاندان خائن پهلوی در تلوزیون ضد ملی صدا و سیما و رسانه منافق و منافق پرور کیهان و دهها دلیل و گواه دیگر حکایت از توافق نانوشته(و انشا الله ناخواسته و صرفا از روی حماقت و جهل) این دسته ی متحجر داخلی با ضد انقلاب بی ریشه خارجی برای سرکوب و نیز انحرافی نشان دادن جنبش “ما اکثریت مردم ایران” دارد.
ادامه مطلب ...

اشک درچشم و خشم در دل و آه بر لب در برابر این سی سال نشسته ام

0 نظرات
اشک درچشم و خشم در دل و آه بر لب در برابر این سی سال نشسته ام


. ادامه راه سبز«ارس»: ادوارنیوزنوشت، جواد ملیحی، پدر علی ملیحی روزنامه نگار و عضو شورای سیاستگذاری سازمان دانش آموختگان ایران که بیش از یک ماه را در انفرادی بند 240 اوین در بازداشت است در نامه ای به دادستان تهران از تحت فشار بودن، ضرب و شتم شدید و اعتصاب غذای فرزندش در روزهای نخست بازجویی خبر داده و خواستار آزادی فوری وی تا پیش از سال نو شده است.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:


جناب آقای جعفری دولت آبادی
دادستان محترم تهران

با سلام و تحیات

شاید اگر به روزهای جوانیمان بازگردیم هردوی ما روزهایی را به خاطر بیاوریم که یا برای بدرقه و یا استقبال دوستانمان در برابر دیوارهای سترگ و درب سنگین اوین جمع می شدیم. هرگاه در آن زمان از برابر آن دیوار سرد و سخت می گذشتیم آرزویمان بود که روزی را شاهد باشیم تا آوار شوند و فرو ریزند بر سر استبداد و آزادی از پس آن پدیدار گردد و پایدار.

شاید یادتان باشد که با چه شور و نشاطی آزادی همرزمانمان را جشن می گرفتیم و با چه خشم و عصیانی شکنجه و شهادت یارانمان را دادخواهی می کردیم. نمی دانم به یاد دارید روزهایی را رژیم شاهنشاهی در اوج اقتدار دسته دسته بهترین فرزندان این مرز و بوم را به همین زندان اوین می برد و با هر ستمی که به ملت روا می داشت ضربه ای کاری به ریشه های استبدادیش فرو می آورد.

اگر این همه و بسیاری دیگر را به یاد ندارید که می دانم بهتر از من در خاطرتان موج می زند این را حتما می دانید که آن دیوارهای سترگ و نام مخوف اوین هیچگاه نتوانست بقای رژیم شاهنشاهی را تضمین نماید. اگر چه ویرانی این زندان مخوف هیچگاه محقق نشد اما نتوانست خللی در اراده انقلابی بنده و شما و میلیونها نفر دیگر وارد کند.

جناب آقای جعفری دولت آبادی

خوب به یاد دارید روزی را که در اندیشه بودیم اوین را تماشاگه همه مستبدین کنیم و استبداد کریه را در آن به نمایش گذاریم و به جهانیان نشان دهیم این است سزا و سرانجام دیکتاتوری.

با خود می اندیشیدیم که روزی به همراهفرزندانمان از میان راهروها و بندها و سلولهای تاریک و نمور اوین عبور کنیم و از پس این دیوارهای پوسیده به ظاهر استوار ارزش آزادی و آزادگی را به رخ فرزندانمان بکشیم.
اکنون که بنده و حضرتعالی سی زمستان از آن روزها را از سر گذرانده ایم در دو جایگاه متفاوت هستیم که بی شک در آن روزها هیچکدام فکرش را نیز نمی کردیم در این دو جای قرار بگیریم.

شما در پس همه این سالها دادستان باشید و من دادخواه، با حکم شما فرزندم در همان اوین باشد و من برای آزادیش در پای همان دیوارهای سرد و بی روح. هیچ نمی دانستم که پس از سی سال باز هم باید در پای همان دیوارها و همان در باشم، روزی برای آزادی همرزم امروز برای آزادی فرزندم.

جناب آقای دولت آبادی

اگر شما فقط چند بار نام فرزندم علی ملیحی فرزند جواد ساکن بند 240 سلول انفرادی را شنیده اید من 27 سال است که او را می شناسم اندیشه اش در دامان مادری آموزگار و پدری شاید انقلابی پرورده شده است اندیشه ای که نه من و نه شما نمی توانیم بر رد آن حتی واژه ای بیان نمایم. 27 سال است که نظام جمهوری اسلامی تربیت فرزندم را بر عهده داشته است او میراث دار اندیشه های نسل بنده و شماست. گواهی می دهم دغدغه های او همان است که بسیاری از دوستان و خویشانمان را در آن سالها در پس همین دیوارها و دری که اکنون با حکم شما باز و بسته می شود را به سبب آن چشم در راه بودیم. گواهی می دهم دغدغه های فرزندم علی همان است که بسیاری را مردانه در سالهای کودکی فرزندم مفتخر به نام شهید و جانباز و رزمنده و آزاده و ایثارگر کرد و خوشا آنکه حضرتعالی نیز در این رهگذر در راه اعتلای وطن و صیانت از آزادی ملت به صفت جانبازی مفتخر گشتید.

دادستان محترم تهران

سی سال پیش قرارمان این نبود که در چنین روزی فرزندانمان را به بند بکشیم و زیر ضربات مشت و لگد بازجو ببریم و پدران و مادران کهنسال را گریان و نالان در پای دیوارهای لرزان اوین به نظاره نشینیم، دسته دسته دانشجویان را از سر کلاس درس به سلول انفرادی ببریم و وکلای ایشان را از پشت در زندان برانیم و بازجو آن کند که می خواهد آن گوید که دیوار از شرم فرو ریزد و برای فرزندانمان که دربند وامانده اند راهی نماند جز اعتصاب غذا. و خود نیک می دانید این نیست همه آنچه که هست و نباید باشد.

و اگر نمی دانید قاطعانه می گویم بیش از یک ماه فرزندم علی در انفرادی بند 240 در بند است در روزهای نخست بازجویی در برابر اصرار غیرقانونی بازجو جهت قبول اتهامات واهی قانونا مقاومت می کند و به همین علت توسط بازجویش به شدت ضرب و شتم می شود و در جهت تظلم و اعتراض چهار روز را دست به اعتصاب غذا می زند. ناباورانه می بینیم همه آنچه را که نبایست ببینیم. حالیه اشک در چشم و خشم در دل و آه بر لب در برابر این سی سال نشسته ام و سرانجام کار را می نگرم. نمی دانم آنگاه که بر حسب وظیفه انسانی خود با فرزند دربندم ملاقات نمودید در وجود نحیف و چشمان کم سوی او چه دیدید؟ مجرمی خطرناک و جانی بالفطره که شرارت سرتاپای او را فراگرفته و دهها و صدها نفر را به خاک سیاه نشانده و یا اینکه مادران بسیاری را داغدار کرده و پدران بیشماری را سیاه پوش، و یا اینکه صدها قبضه سلاح سرد و گرم و اسناد طبقه بندی شده و محرمانه و اسناد جعلی از او کشف شده و زخم خوردگان از ترس او شهامت شکایت ندارند؟ و این چنین است که می بایست او در سلول نمور انفرادی بماند تا شاکیانش شهامت شکایت یابند و جرایمش یکی پس از دیگری کشف و افشا شوند.

اما آنچه را که خود شما به ایشان تفهیم کردید غیر از این همه است. علی دانشجویی است با جسمی رنجور و اندیشه ایی سترگ و آرمانی پویا به زیبایی آزادی، سلاح و ادوات جرمش همین یک قلم است که امروز از آن دور افتاده است و آثار جرمش همه در صفحات روزنامه ها و تارنماها با نام زیبایش هویدا که نه پنهان شدنی است و نه اراده ایی برای پنهان ماندن آن وجود دارد. از قرار معلوم بازجویی اش نیز تمام شده است، چشمان خانواده اکنون در آستانه نوروز حضور او را مشتاقانه انتظار می کشد، حال که با درایت و سیاست جنابعالی بسیاری از همبندان و هم وندان علی یا آزاد شده اند و یا در شرف آزادی هستند از شما نه به عنوان یک همرزم که به عنوان یک دادخواه و از باب تظلم تقاضا دارم همه چشمان نگران درپای دیوارهای اوین را شاد نموده و آنچه را که حقمان است به ما برگردانید. بی شک خود بهتر از هر کس دیگری می دانید مطالبه آزادی فرزندانمان حقی است که دیر یا زود ستانده می شود چه نیکوست که این امر به ید حضرتعالی و در آستانه نوروز باشد.

جناب آقای جعفری دولت آبادی

در پایان لازم می دانم در کمال صحت عقل و آزادی و اختیار اقرار کنم که به قول مشهور اقرار العقلاء علی انفسهم جایز بل نافذ اینجانب جواد ملیحی پدر علی ملیحی اقرار می کنم من نیز در جرم فرزندم شریک هستم و همان را می اندیشم که او می اندیشد و اگر او را به این جرم بازداشت نموده اید شایسته و بایسته است به استناد وظیفه شرعی و قانونی مستندا به این اقرار من را نیز همراه او به بند بکشید. باشد تا راه سی سال پیش رفته را دوباره روم با این تفاوت که اینبار من در همان راهم و شما .... .

با تجدید احترام
جواد ملیحی
24/12/88
پای دیوار زندان اوین
ادامه مطلب ...

حمله جديد ارازل و اوباش تخریب گر به منزل کروبی + عكس و فيلم

0 نظرات
جديد ارازل و اوباش تخریب گر به منزل کروبی از زبان فاطمه کروبی:
نیروی انتظامی نظاره گر تخریب و سرقت از ساختمان بود

. ادامه راه سبز«ارس»: برای دومین بار در ماه جاری، تعدادي از اوباش مواجب بگير حكومتي با تجمع در برابر منزل مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي، اقدام به تخريب و ايجاد رعب و وحشت در ميان ساكنان آن محل كردند.

بنابر عکسهای منتشر شده، این افراد بر دیوار ساختمان محل زندگی کروبی شعارنویسی کردند و به این ساختمان چند طبقه رنگ قرمز پاشیدند.کروبی که پیش از این نیز در تظاهرات ۲۲ بهمن، سفر به قزوین، تظاهرات روز قدس و … مورد تهاجم گروههای تندرو قرار گرفته بود، بارها اعلام کرده که چنین اقداماتی نمی تواند او را از مسیر خود بازدارد.پیش از این خانواده کروبی اعلام کرده بودند که تجمع کنندگان از لباس شخصی ها و بسیجیان هستند و هیچ ربطی به خانواده شهدا ندارند.

هیچ گزارشی مبنی بر برخورد نیروهای انتظامی با تجمع غیرقانونی این افراد که منجر به ایجاد آزار و اذیت برای همسایگان شده است، مخابره نشده است.

به دنبال حمله عده ای از اوباش به منزل آقای کروبی، سحام نیوز مصاحبه ای با خانم کروبی درباره چگونگی و علت اینگونه رفتارهای غیرمعقول از سوی حکومت انجام داده است که مشروح آن بشرح زیر می باشد:
1. فيلم حملهء مواجب بگيران حكومت به خانه كروبي 23-اسفند | 2. نماي ساختمان پس از حلمه مزدوران حكومتي به منزل كروبي
|
حمله کاملا خود جوش! مردمی به منزل کروبی

خانم کروبی دیروز عده ای در مقابل منزل شما تجمع کردند، شعارها و خواسته آنان چه بود؟

بله. دیروز از ساعت ۱۶:۳۰ عده ای قریب ۵۰ نفر که در میان آنان ۴ یا ۵ خانم دیده می شد در حمایت نیروهای امنیتی و انتظامی در مقابل آپارتمان مسکونی ما تجمع کرده و ضمن ایجاد رعب و وحشت برای همسایگان شعارهای علیه آقای کروبی، موسوی و خاتمی و در حمایت از رهبری و آقای احمدی نژاد سردادند و سپس اقدام به تخریب و سرقت از ساختمان کردند. ما اخیرا در یک واحد از این مجتمع ساکن شدیم و تخریبهای انجام گرفته متاسفانه نسبت به اموال دیگر مالکان این مجتمع نیز صورت گرفته که از این امر بسیار متاسفیم. من ضمن عذرخواهی از آنان به مزاح گفتم هزینه افشای جنایات فراموش نشدنی در کهریزک و سایر بازداشتگاهها را نه تنها ما بلکه شما نیز باید بپردازید.



در عکسها نیروی انتظامی دیده می شود، چطور این نیرو در مقابل تخریب و سرقت عکس العملی نشان ندادند؟

نیروی انتظامی همانگونه که در فیلم ما موجود است در صحنه حضور داشت اما با صحبتی که سرکرده اوباش با وی می کند این نیرو صحنه را ترک و به عنوان تماشاچی نظاره گر وحشی گری آنان می شود.



آیا این تجمع دارای مجوز فانونی بوده است ؟

سوال عجیبی می کنید. اینها اراذل و اوباش مواجب بگیری هستند که نیازی به مجوز ندارند. به همین دلیل نه تنها نیروی انتظامی بلکه هیچکس جلودار و پاسخگوی اعمال آنان نیست. مجوز برای مردم است که در قانون آمده و آنهم که اصلا صادر نمی شود.




بعضی از سایتهای دولتی ادعا کردند آنان دانشجوی دانشگاه تهران و خانواده های شهدا بودند. نظر شما چیست؟


من قبلا نیز گفته ام. استفاده از نام خانواده شهدا و بدنام کردن آنان، ظلمی نابخشودنی است که عده ای از افراد فاسد دولت برای پنهان کردن فساد خود و غارت اموال بیت المال در چند سال اخیر به آن متوسل شده اند. اینکه خانواده شهدا دارای تفکر و علایق سیاسی متفاوت هستند برکسی پوشیده نیست. بسیاری از خانواده های محترم شهدا از حامیان پر و پا قرص یاران واقعی امام هستند که هم اکنون بخشی از آنان در زندان بسر می برند و عده ای نیز طرفدار گروهی دیگر هستند. تفکر آنان هر آنچه که باشد برای همه قابل احترام است. اتفاقا برخلاف استفاده ابزاری از خانواده های شهدا و ادعای بسیاری از آنان، من و آقای کروبی به تناسب کارمان بیشترین ارتباط را در میان مسئولین نظام از بدو انقلاب تاکنون با خانواده شهدا و جانبازان داشته و داریم. نسبت اعمال خلاف شرع، قانون و اخلاق از قبیل فحاشی ، سرقت و تخریب به خانواده های محترم شهدا بزرگترین خیانت به خون شهدایی است که برای دفاع از این کشور بدون هیچ ادعایی فداکاری نمودند.




علت اصلی این همه فشار به آقای کروبی چیست؟


به عقیده من آقای کروبی به دلیل افشای جنایات کثیفی که علیه مردم و جوانان این مملکت پس ازانتخابات صورت گرفت تحت فشار، ظلم و تهدید قرار گرفته است. به همین خاطر است که دفتر آقای کروبی پلمب می شود، به سمت وی در قزوین تیراندازی می شود، در راهپیمایی سیزده آبان و بیست و دوم بهمن هدف گلوله اشک آور قرار می گیرد، علی را تا سرحد مرگ می زنند و شکنجه می کنند، محمد تقی که استاد دانشگاه و جانباز این جنگ است دیگر برای انجام کار علمی و کتب تحقیقی مجاز به خروج از کشور نیست، حسین ممنوع الخروج است و مسائل متعدد دیگری که هیچکس در این حکومت نسبت به آن پاسخگو نیست.



خانم کروبی با توجه به شرایط بوجود آمده برای خود و خانواده از انتخاب این راه پشیمان نیستید؟

شخصا ابدا. من از ابتدای ازدواجم با آقای کروبی در سال ۱۳۴۱ وارد مبارزه و تحمل سختیهای دوران مبارزه شدم. این نو کیسه ها که از انقلاب و مبارزه چیزی نمی دانند. خوب است از آنان که سابقه ای دارند بپرسند فاطمه کروبی چگونه به خانواده های زندانیان روحیه می داد.در شرایط کنونی برای رضای خدا و تلاش در جهت احقاق حقوق مردم ستم دیده این مصائب به هیچ وجه تاثیری در روحیه من ندارد.

اما از سوی دیگر هم خشنودم هم متاسف. خشنودم که در شرایط نابسامان اقتصادی کنونی دولت مجبور به اجیر کردن مزدورانی شده که با مواجب دادن به آنها مقاصد خود را دنبال می کند و کمی اشتغال زایی کرده است. کمترین سود این عمل مشغول شدن اراذل و اوباش به تخریب و فحاشی یاران انقلاب است که موجب دورماندن دست آنان از نوامیس مردم و آزار جوانان می شود. و متاسفم از اینکه کسانی که مدعی مدیریت جهان در همه امور هستند به جای پاسخگویی به ابتدایی ترین مشکلات مردم، به عقده گشایی آنهم به روشهای بدوی اینچنینی مبادرت می ورزند که نشانگرشگردهای مدیریتی آقایان است.

آیا پیش از این نیز به منزل شما حمله شده بود؟

اخیرا جلوی منزل قبلی، تعدادی تجمع کرده بودند. دو هفته پیش نیز عده ای در پوشش ماموران امنیتی و بطور غیرقانونی با ارعاب نگهبان وارد منزل شده که خدا عالم است چه منظوری داشتند و برای نصب چه ادواتی. البته این موضوع را طی نامه ای به اطلاع وزیر اطلاعات رساندم که منتظر پاسخ مناسب می باشم و در صورت عدم پاسخگویی نامه را برای اطلاع عموم منتشر خواهم کرد.



خانم کروبی، از آینده و اتفاقات پیش رو نمی ترسید؟

به هیچ وجه. از معدود نصایح خداوند در قران به بشر گفتن حق هست که البته باری تعالی بلافاصله به هزینه های آن اشاره کرده و می گوید حق را بگویید حتی اگر برای شما ضررهایی به همراه داشته باشد. تاریخ ثابت کرده است هیچ انسان والایی با اهانت معدودی جاهل و مزد بگیر نزد مردم تنزل پیدا نکرده است. مهم بودن در مسیر حق است و بالاترین مقام، شهادت در مسیر حق طلبی. فاطمه و مهدی کروبی برای اعده حقوق مردم و رضایت حق تعالی آماده پرداخت هر هزینه ای هستند. به عقلای جریان حاکم توصیه می کنم دست از این روشهای بدوی برداشته و اوضاع را از اینکه هست وخیم تر نکنند و مطمئن باشند در صورت تداوم این امور جاهلانه، نکات گفتنی بیشماری برای محرمان اصلی انقلاب که مردم هستند خواهم داشت.
ادامه مطلب ...

اظهارنظر مردم درباره تورم "مستندتر" از آمارهای دولت است!

0 نظرات
اظهارنظر مردم درباره تورم "مستندتر" از آمارهای دولت است!

. ادامه راه سبز«ارس»: عضو فراکسیون خط امام گفت: «تأخیر دولت در ارائه لایحه بودجه امکان بررسی کارشناسانه را از مجلسیان سلب کرد.»

محمدرضا خباز در گفتگو با ایسنا، در خصوص تأخیر در ارائه لایحه بودجه از سوی دولت به مجلس گفت:«متأسفانه تأخیر ۵۰ روزه دولت در ارائه لایحه بودجه به مجلس موجب شده مجلسیان نتوانند کار کارشناسی شده روی لایحه انجام داده و تمام نمایندگان نظرات خود را اعلام کنند.»

وی با بیان این‌که دولت باید حداکثر تا ۱۵ آذرماه بودجه را تقدیم مجلس می‌کرد، افزود:«متأسفانه به دلیل تأخیر در ارائه لایحه بودجه از سوی دولت نمی‌توان گفت زمان لازم صرف بررسی این لایحه شده است.»

خباز هم‌چنین در خصوص حذف یارانه‌ها و یا افزایش قیمت‌ها در سال آینده، گفت:«از سال‌آینده یارانه‌ها به مرور حذف خواهد شد و شاهد افزایش قیمت‌های بنزین، گازوئیل، نفت سفید، آب، گاز و برق خواهیم بود.»

وی تصریح کرد:« امکان دارد قیمت نان نیز افزایش داشته باشد.»

خباز گفت:«اگرچه دولت هنوز جدول افزایش قیمت‌ها را به مجلس ارائه نداده اما درصدد است از مجلسیان رأی موافق درخصوص افزایش قیمت‌ها بگیرد.»

عضو کمیسیون اقتصادی مجلس با اشاره به این‌که در بحث یارانه‌ها در بودجه سال ۸۹، مجلس پیش‌بینی کرده ۲۰ هزار میلیارد تومان از افزایش قیمت‌ها را از مردم به دست آورد، ولی دولت در دوجلسه غیرعلنی و غیررسمی که برگزار شده اصرار داشت ۴۰ هزار میلیارد تومان به صورت خالص از مردم دریافت کند، اظهار داشت:«دولت درصدد است ۲ ساله کار را تمام کند که اگر این کار انجام می‌شد در سال آینده با جهش بیشتری در تورم روبر می‌شدیم، ولی مجلس معتقد است این کار باید طی مدت ۵ سال انجام شود.»

وی گفت:«دولت برداشتی دارد که اگر یکدفعه این کار انجام شود، تورم را دو سال بیشتر نخواهیم داشت، ولی اگر ۵ سال زمان ببرد در هر ۵ سال تورم خواهیم داشت برای همین می‌گوید اجازه دهید ۴۰ هزار میلیارد تومان خالص از افزایش بنزین، نفت، گازوئیل و … را از مردم بگیریم، ولی این فقط یک حرف و ادعاست و اصلأ استدلال علمی ندارد و اقتصاددانان در مجلس با استدلال ثابت کردند که این روش با جهش تورمی روبرو خواهد شد که به مصلحت کشور نیست.»

خباز در ادامه به وضعیت تورم سال جاری و سال آینده اشاره و تاکید کرد:«درخصوص وضعیت تورم سال جاری بهترین اظهارنظر را خود مردم می‌توانند انجام دهند، چون دولت ادعا می‌کند در حال حاضر تورم نزدیک به ۱۲ درصد می‌باشد در صورتی که بسیار بیشتر از این رقم است چون کارگرها و افراد ضعیف جامعه به خوبی درک کردند که تورم واقعی چقدر است.»
نماینده مردم کاشمر در مجلس، در خصوص تورم سال آینده نیز خاطر نشان کررد:«تورم موجود ۲۰ درصد است که پیش‌بینی می‌کنیم برای سال آینده با افزایش قیمت‌ها ۳۰ درصد بر تورم موجود اضافه شود.» (20+30=50% تورم)

ادامه مطلب ...

حسام‌الدین سراج: اگر امروز هم صدای اعتراضی نشنوید، هنرمند کار خودش را می‏کند

0 نظرات
حسام‌الدین سراج:
اگر امروز هم صدای اعتراضی نشنوید، هنرمند کار خودش را می‏کند

. ادامه راه سبز«ارس»: دومین نشست فرهنگی کافه خبر دیروز (۱شنبه؛ ۲۳ اسفند) با حضور حسام‌الدین سراج در کافه خبر برگزار شد و این موسیقیدان نسبت به غیبت موسیقیدانان برجسته در عرصه کنسرت‌ها انتقاد کرد.

این خواننده موسیقی ایرانی در این نشست و در پاسخ این سئوال که چرا گروه‌های موسیقی سنتی ایرانی در سال اخیر حضور بسیار کمتری در عرصه موسیقی و اجرای برنامه داشتند؛ گفت: متاسفانه موسیقیدان‌های ما امسال بسیار کم کار بودند. من نماینده گروه‌های موسیقی سنتی نیستم، اما فکر می‌کنم یک دلیل این باشد که یک برنامه‌ریزی کلی برای حضور موسیقی پاپ در کشور از طرف وزارت ارشاد انجام شده باشد و همین موضوع به مرور موجب حضور کمرنگ موسیقی جدی شده است. دلیل دیگر ممکن است این باشد که به دلیل مسائل اجتماعی پیش آمده؛ مردم روحیه استقبال از کنسرت‌ها را نداشتند.

وی مشکلات دریافت مجوز کنسرت را یکی از دلایل دلسردی موسیقیدانان برای برگزاری کنسرت‌ها دانست و افزود: شما زمانی که برای گرفتن مجوز مراجعه می‌کنید به شما گفته می‌شود که مثلا ۲۰ روز دیگر مراجعه کنید و همین موضوع باعث می‌شود که یک سد دربرابر برگزاری کنسرت ایجاد شود، حال ارشاد چه این سد را خودخواسته به وجود آورده باشد و چه ناخواسته، فکر می‌کنم این مساله مهمی است که دوستان موسیقیدان باید آن را ریشه‌یابی کنند.

این خواننده باسابقه موسیقی سنتی اضافه کرد: یادم هست در زمان آقای خاتمی به این مجوزها احتیاجی نبود. یک فهرست تقریبا ۷۲ نفره از هنرمندان تهیه شده بود که اگر اسم شما در آن فهرست وجود داشت، فقط با ارشاد تماس می‌گرفتید و زمان و محل برنامه‌تان را اعلام می‌کردید. درواقع هنرمندانی که پایبندی‌شان به قانون و اصول اخلاقی مشخص و شفاف بود، نیازی به دریافت مجوز نداشتند. اگر شما آمار دوره ایشان را با زمان حاضر مقایسه کنید. متوجه این موضوع می‌شوید. نمی‌گویم درحال حاضر کنسرت موسیقی سنتی برگزار نمی‌شود، اما نه به لحاظ تعداد و نه کیفیت؛ آن دوره با امروز قابل مقایسه نیست. فکر می‌کنم در آن زمان این نگرش وجود داشت که هنر موسیقی؛ هنر ارزشمندی است چراکه در دوره وزارت آقایان خاتمی، مسجدجامعی و حتی مهاجرانی مشکلات صدور مجوز به این شکل وجود نداشت.

خواننده موسیقیدان اضافه کرد: در حاضر اگر قصد برگزاری کنسرت یا انتشار آلبوم داشته باشید؛ تمام مشخصات نوازنده‌ها اعم از شماره کارت ملی تا شماره تماس وی هم باید ارائه شود. اما من نمی‌دانم جمع‌آوری این اطلاعات برای ارشاد چه فایده‌ای دارد؟!

وی در پاسخ به این سوال که آیا حمایت‌های مدیریت ارشاد از موسیقی پاپ ناشی از خاستگاه‌های اجتماعی آنهاست یا خیر؛ عنوان کرد: باید از هنر حمایت شود و زمینه‌های برگزاری کنسرت برای هنرمند فراهم شود و مردم آن را انتخاب کنند. در زمینه حمایتی هم که در زمینه موسیقی پاپ وجود دارد، فکر می‌کنم زمانی این مساله خطرناک است که تبدیل به یک استراتژی دولت شود. حیات هنرمند به برگزاری کنسرت وابسته است. باید حساسیت‌های هنرمندان موسیقی سنتی را شناخت. وقتی می‌گوییم حمایت منظورمان این نیست که هر ماه ۱۰ هزار تومان به این هنرمندان پرداخت شود.

سراج اظهار داشت: فکر می‌کنم هرکس براساس دریافت‌های شخصی خودش نسبت به مسائل مختلف موضع‌گیری می‌کند. وقتی یک فرد فرهنگی در موقعیت وزیر ارشاد قرار می‌گیرد، موضع‌گیری‌هایش هم فرهنگی است. تفاوتی هم ندارد که آن موقعیت چیست مهم آن است که نسبت به کاری که انجام می‌دهد، آگاهی داشته باشد.

سراج با بیان اینکه نمی‌توان از حرکت فرهنگ جلوگیری کرد، ادامه داد: فرهنگ همیشه کار خود را می‌کند. ممکن است شما امروز صدای اعتراضی نشنوید، اما آن شاعر، آهنگساز یا هنرمند کار خودش را می‌کند و یک هفته دیگر یا ۱۰ سال آن را منتشر می‌کند. من امروز واقعا نگران آینده هنرمندان جوانی هستم که در عرصه موسیقی وارد می‌شوند، چون در بهترین حالت یا باید در استودیوها به اجرا و ضبط موسیقی پاپ بپردازد یا درنهایت در ارکستر سمفونیک استخدام شوند
ادامه مطلب ...

تاملاتی درباره هدفمند کردن یارانه ها

0 نظرات
تاملاتی درباره هدفمند کردن یارانه ها

. دکتر حسین عبده تبریزی: عمده اقتصاددانان کشور با برنامه هدفمندکردن یارانه‌ها به مثابه بخشی از سیاست‌های تعدیل اقتصادی موافق‌اند. در واقع، اجرای این برنامه اکنون دو دهه به تأخیر افتاده است. دولت آقای احمدی‌نژاد مدعی است که می‌خواهد این مهم را در قالب قانون مستقل ونیز لایحه بودجه ۱۳۸۹ به اجرا درآورد.

هدف از اجرای چنین برنامه‌ای بیشتر ایجاد فضای رقابتی در کشور و تکیه افزون‌تر بر سازوکارهای بازار است. این برنامه به طور خلاصه به دنبال آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی است، و می‌خواهد ۵۰% از عواید حاصل از آزادسازی را بین خانوارها تقسیم کند؛ ۳۰% عواید را به بنگاه‌ها بدهد، و ۲۰% آن نیز عاید دولت شود.

ضرورت آزادسازی را از دیدگاه‌های مختلف می‌توان مورد بررسی قرارداد. از منظر اقتصاد خرد، مشکل آن است که در شرایط فعلی، تولیدکنندگان مصرف انرژی را جایگزین نوسازی ماشین‌آلات تولیدی می‌کنند. یعنی، انرژی بیشتر جایگزین سرمایه می‌شود. خانوارها نیز به دلیل ارزانی انرژی خودروهای فرسوده و لوازم منزل فرسوده و پرمصرف را حفظ می‌کنند. نتیجه کار کاهش بهره‌وری عوامل تولید، افزایش ضایعات و افزایش بی‌رویه مصرف انرژی است.

از این دیدگاه، بنگاه‌های تولیدکننده انرژی نیز به دلیل قیمت‌های نازل حامل‌های انرژی، منابع مالی کافی کسب نمی‌کنند، برای نوسازی و بازسازی امکانات تولیدی خود سرمایه‌گذاری نمی‌کنند و با تجهیزات فرسوده به تولید ادامه می‌دهند. حاصل کار کمیت و کیفیت نامناسب تولیدات آن‌هاست: با تکنولوژی قدیمی، راندمان کم، و آلایندگی زیاد مشغول به کاراند.

ضرورت آزادسازی قیمت‌ها را از منظر اقتصاد کلان نیز می‌توان توضیح داد. قیمت پایین حامل‌های انرژی به مصرف روزافزون انرژی می‌انجامد. بنابراین، میزان خالص صادرات نفت خام کشور کاهش می‌یابد، و درآمد ارزی دولت دچار مشکل می‌شود. از طرف دیگر، با کاهش سود شرکت‌های تولیدکننده انرژی، امکان نوسازی و توسعه ظرفیت صنعت از بین می‌رود، و به ناچار دولت از بودجه عمومی، تولید بیشتر انرژی را تأمین مالی می‌کند و در عین حال، مالیات کمتری را از این شرکت‌ها دریافت می‌کند. بدین‌ترتیب، هزینه‌های دولت افزایش و درآمد مالیاتی آن کاهش می‌یابد. عدم توازن بودجه وآثار تورمی بروز می‌کند.

از منظر اقتصاد سیاسی، اعطای یارانه‌ها قیمت حامل‌های انرژی را پایین نگاه می‌دارد، و طبقه اجتماعیِ به لحاظ اقتصادی قوی‌تر را که در شهرهای بزرگ زندگی می‌کنند، منتفع می‌سازد. طبقات ضعیف‌تر شهرهای کوچک و روستاها، از این یارانه‌ها کمتر استفاده می‌کنند. بدین‌ترتیب، برعکس آن‌چه انتظار می‌رود، هزینه‌های بیکاری و تورم بیشتر بر طبقه‌های ضعیف‌تر اجتماعی تحمیل می‌شود.

از منظر محیط‌زیست نیز آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی قابل تبیین است. انرژی یکی از مهم‌ترین آلاینده‌هاست. زمانی که مصرف افزایش می‌یابد، محیط‌زیست بیشتر آلوده می‌شود. این مسئله بر سلامتی مردم تأثیر می‌گذارد، ‌و زیربناهای طبیعی کشور را تخریب می‌کند. به لحاظ این آثار است که در اروپا بر مصرف انرژی مالیات بسته‌اند، چرا که مصرف‌کنندگان انرژی لازم است برای تخریب محیط‌زیست جریمه شوند. (۱)

به عدم تعادل کلی به وجودآمده، در هیچ رویکردی به جز رویکرد اقتصاد خرد، پاسخ داده نمی‌شود. ایجاد تعادل‌های جزئی در سایر رویکردها، عدم تعادل کلی را به تعادل کامل نمی‌کشاند. بیشتر اقتصاددانان اصلاح قیمت انرژی در چارچوب اقتصاد خرد را دنبال می‌کنند، چرا که معتقدند تنها در این روش است که از متن نردبان به سوی بام می‌رویم: مصرف تصحیح، تولید ترغیب و اقتصاد کارا می‌شود.

آن‌چه ما از سیاست‌های دولت در می‌یابیم آن است که بیشتر به رویکرد اقتصاد سیاسی مایل است. این شائبه که قبل از انتخابات دولت علاقه‌مند بود وجوهی را بین مردم توزیع کند، قانون نباید وجود داشته باشد. اما چانه‌زنی دولت با مجلس که به جای سقف ۰۰۰ر۲۰ میلیارد تومان قانون هدفمندکردن یارانه‌ها، ۰۰۰ر۴۰ میلیارد تومان وجوه بین مردم توزیع کند، دوباره بیانگر آن است که تمامی مساعی دولت معطوف به توزیع درآمدهای حاصل از آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی است.

مشکل دولت آن است که پارادایم اقتصادی روشنی ندارد. دولتی که به دنبال اجرای برنامه هدفمندکردن یارانه‌هاست، علی‌الاصول می‌باید به اقتصاد رقابتی و مبانی اقتصاد بازار معتقد باشد. دولت فعلی با صراحت اعلام می‌کند که چنین باوری ندارد. می‌باید در همه زمینه‌ها به سمت آزادسازی حرکت کند، اما شاهدیم که وزیر بازرگانی آن از چند میلیون مراجعه مأموران دولت برای کنترل قیمت‌ها سخن به میان می‌آورد. آزادسازی قیمت‌ها به مثابه بخشی از برنامه تعدیل نیازمند به رسمیت شناختن حقوق و آزادی‌های فردی است، لیکن حرکتی مبتنی بر این سیاست در عملکرد دولت مشاهده نمی‌شود.

به نظر می‌رسد که رویکرد برتر در برنامه آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی، رویکرد اقتصاد خرد است. در این رویکرد، منابع حاصل از فروش حامل‌های انرژی دراختیار شرکت‌های تولیدکننده آن قرار می‌گیرد. تولید انرژی تقویت می‌شود: قسمتی از این انرژی صرف ارضای تقاضای داخلی و بقیه صرف پاسخگویی به تقاضای خارجی می‌شود. با اخذ مالیات از تولیدکنندگان پردرآمد انرژی، به رفع مشکل کسری بودجه کمک می‌شود. مازاد منابعی باقی نمی‌ماند که گروه‌های هدف برای دریافت آن صف بکشند. مصرف تصحیح، تولید ترغیب و اقتصاد کارا می‌شود.

در رویکرد اقتصاد کلان، منابع حاصل از فروش حامل‌های انرژی از بازار انرژی خارج می‌شود، و وارد بودجه دولت می‌شود. بودجه متوازن‌تر به کاهش تورم هم کمک می‌کند. چون مصرف انرژی کم می‌شود، از واردات آن نیز کاسته می‌شود، و فشار بر تراز پرداخت‌ها نیز کاهش می‌یابد. به رغم همه این نکات مثبت، چون تولید انرژی تقویت نمی‌شود، این رویکرد محرک رشد اقتصادی نخواهد شد.

در رویکرد اقتصاد سیاسی که به نظر می‌رسد رویکرد دولت جاری ایران به مسئله است، منابع جدیدی از فروش حامل‌های انرژی ایجاد می‌شود. اما، سیاست‌گذار روی بازگشت منابع به شرکت‌های تولیدکننده انرژی، برخلاف رویکرد اقتصاد خرد، اصراری ندارد، و هم‌چنین دولت نسبت به عدم تعادل‌های اقتصاد کلان نیز حساسیت از خود نشان نمی‌دهد. تمام منابع در اختیار دولت قرار می‌گیرد، و از این پس مردم می‌باید در صف بایستند تا روشن شود که دولت به کدام یک از گروه‌ها پول خواهد داد. همه توجه متوجه برنامه‌ریزی برای توزیع منابع جدید است. دیگر بازتوزیع درآمدهاست که اهمیت دارد.

چنین است که دکتر مسعود نیلی، در مقاله ۱۲ آذر ۱۳۸۸ می‌پرسد، «سؤال اساسی این است که چرا دولتی که بارها مخالفت خود را با اقتصاد آزاد اعلام کرده است، و اقتصاد آزاد را با برچسب غربی و سرمایه‌داری به بی‌عدالتی متهم می‌کند، می‌خواهد در پروژه‌ای تاریخی به آزادسازی یکی از حساس‌ترین قیمت‌ها، یعنی قیمت حامل‌های انرژی بپردازد. اقدامی که بیشتر در مسیر آزادسازی اقتصاد و در چارچوب اقتصاد آزاد معنا و مفهوم دارد.»

تنها طرح این مسئله که دولت فعلی فقط از چارچوب اقتصاد سیاسی به مسئله می‌پردازد، می‌تواند پاسخی ناقص به پرسش این اقتصاددان برجسته باشد.

البته، آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی تنها عامل عدم تعادل در اقتصاد ایران نیست. در کنار این آزادسازی، قیمت پول و نیز قیمت ارز هم باید آزاد شود. افزایش قیمت حامل‌های انرژی به افزایش تورم می‌انجامد، و فشار برای افزایش قیمت پول، فشار برای افزایش قیمت ارز را به دنبال دارد. توضیح این مسئله چندان دشوار نیست که این سه آزادسازی لازم و ملزوم یکدیگرند. اصرار دولت بر تثبیت قیمت ریال ونیز ارز به تعدیل اقتصادی نمی‌انجامد، و اقتصاد را تخریب می‌کند. این اصرار مشکل را جفت و جلا می‌دهد، ریش و گیس را به هم می‌بافد، و چاره درد نیست.

همه می‌دانند که قیمت ارز سال‌های طولانی است که به طور تصنعی پایین است، و با تورم ریال تعدیل نشده است. با چنین نرخ نازل دلار، کاهش بیشتر صادرات و افزایش روزافزون واردات که به تضیف تراز تجاری می‌انجامد، ‌در راه است. سهم ۷ درصدی صادرات غیرنفتی از تولید ناخالص داخلی (وزیر بازرگانی، ۲۷/۷/۸۸) کاهش بیشتری خواهد یافت.

با این قیمت ارز، صادرکننده‌ای که ۸ سال قبل ۶۰% سود می‌کرده است، حتی اگر سالانه ۵/۲ درصد رشد در مقدار فروش داشته باشد، به دلیل افزایش هزینه های ریالی، و بالانرفتن متناسب قیمت دلار، امروز با زیان مواجه می‌شود.

با این دلار ارزان، آب بطری‌شده، سینک، دیوار پیش‌ساخته، تیرآهن، مبلمان و لوازم اداری هم وارد می‌شود. حتی دور از ذهن نیست که در سال ۱۳۸۹، با دلار حدود ۰۰۰ر۱ تومان، مواد پتروشیمی نیز وارد کشور شود. نرخ پایین ارز شرکت‌ها نه تنها ما را به واردکنندگان محصولات کشاورزی از قبیل سیب، سیر، مرکبات، و برنج تبدیل کرده است، بلکه حتی محصولات صنعتی‌ای که ۶۰ سال قبل در کشور تولید می‌شد، اکنون به محصولات وارداتی تبدیل شده است. با این قیمت دلار، نه تنها صرف می‌کند که کارگر افغانی در ایران کار کند، بلکه اگر اوضاع سیاسی اجازه می‌داد، حتی کارگران آلمانی و امریکایی نیز آماده بودند تا در کشور ما کار کنند. در واقع، با این قیمت دلار، تولید آن‌قدر غیررقابتی شده که صرف نمی‌کند کالایی در داخل کشور از صفر تولید شود، و به همین دلیل هم تولیدکنندگان به نوعی مونتاژکار بدل شده‌اند (پویا دبیری مهر، رئیس خانه صنعت و معدن کشور، ۱۵ آذر ۱۳۸۸).

سابقه جهانی بیانگر آن است که واقعی‌کردن قیمت‌ها در ایران نیازمند عوامل چندگانه‌ای است: (۱) توجیه گسترده افکار عمومی؛ (۲) هماهنگی ارگان‌ها و نهادهای دولتی؛ (۳) بهبود مناسبات بین‌المللی و (۴) پیاده‌سازی برنامه فقرزدایی.

هیچ یک از این پیش‌زمینه‌ها، آماده نیست. توجیه گسترده افکار عمومی انجام نشده است. رسانه ملی و روزنامه‌های دولتی و ملی به تشریح ضرورت‌های واقعی‌کردن قیمت‌ها نپرداخته‌اند. در شرایط جاری که سرمایه اجتماعی بسیار پایین است، حتی توضیح گسترده رسانه‌ها نیز در میان مردم ضرورت امر را به باور عمومی بدل نمی‌کند.

در شرایط دشوار سیاسی جاری، همه ارگان‌ها و نهادهای حکومت برای اجرای این برنامه هماهنگ نیستند؛ حتی می‌توان گفت که بسیار ناهماهنگ‌اند. فراموش نکنیم در کشورهایی که همه عناصر حکومت با صدای واحد از چنین برنامه‌های دشواری حمایت کرده‌اند، باز هم آزادسازی قیمت‌ها به شورش‌های خیابانی انجامیده است. بنابراین، این زمینه نیز برای اجرای برنامه واقعی‌کردن قیمت‌ها فراهم نیست.

اجرای آزادسازی قیمت‌ها، به ویژه اگر بخواهیم بسته کامل آن را به اجرا درآوریم، و آزادسازی قیمت حامل‌های انرژی را با آزادسازی قیمت ریال و ارز همراه کنیم، نیازمند پیاده‌سازی برنامه فقرزدایی است. چنین اقدامی برای به‌ویژه طبقات کم‌درآمد قابل‌تحمل نخواهد بود. توزیع درآمدها از طریق توزیع یارانه‌ها و روش‌های دیگر کفایت نمی‌کند. باید خط فقر را در نظر داشت و به شدت از کسانی که زیر آن خط قرار می‌گیرند، حمایت کرد. می‌باید برنامه فقرزدایی گسترده‌ای را به مرحله اجرا درآورد. چنین پیش‌زمینه‌ای نیز آماده نشده است.

و بالاخره، زهر آزادسازی و واقعی‌کردن قیمت‌ها را که در کوتاه‌مدت فشار طاقت‌فرسایی بر مردم وارد می‌کند، می‌توان تا حدودی با سرمایه‌گذاری خارجی گرفت، و این نیازمند بهبود مناسبات بین‌المللی ایران است. در شرایطی که دنیا بر ایران سخت گرفته است، اجرای سیاست‌های تعدیل اقتصادی بر مردم سخت خواهد گرفت. بنابراین، روشن است که پیش‌زمینه دیگری هم برای اجرای طرح واقعی‌کردن قیمت‌ها غایب است: مناسبات جاری بین‌المللی ایران برای این اقدام مناسب نیست.

عمده اقتصاددانان ایران ضرورت واقعی‌کردن قیمت‌ها را دریافته‌اند. می‌دانند که این امر به اصلاح قیمت‌های نسبی، علامت‌دهی بهتر قیمت‌ها، و شفافیت بیشتر قیمت‌ها در بازار می‌انجامد که نهایتاً باعث کارایی تخصیص منابع می‌شوند. می‌دانند که رقابت و کارایی بیشتر حاصل کار است. اما، در شرایطی که پارادایم اقتصادی دولت روشن نیست، هماهنگی ارگان‌های دولتی زیر سؤال است، مناسبات بین‌المللی خدشه‌دار است، سرمایه اجتماعی به سطح نازلی سقوط کرده است، تنش‌های بعد از انتخاب فضای سیاسی را آلوده است، افکار عمومی آمادگی ندارد، و طبقه ضعیف تحمل ندارد، چه اصرار به اجرای برنامه‌های تعدیل اقتصادی و از جمله هدفمندکردن یارانه‌هاست. خانه پرشیشه را سنگی بس است.

شاید اصرار دولت به اجرای این برنامه در این مقطع و بدون ایجاد پیش‌زمینه‌های ضروری یادشده به شرایط فعلی نظام یارانه‌ها برمی‌گردد که در آن تداوم وضعیت جاری غیرممکن شده است.

اصلاح قیمت‌ها می‌باید در طی ۲۰ سال گذشته انجام می‌شد تا اجرای آن امروز چنین فوریت نمی‌یافت. اگر این اصلاح ۱۰ سال قبل انجام می‌شد، هزینه‌های آن به مراتب کمتر می‌شد. به نظر می‌رسد که دولت فعلی مصمم است این برنامه را به اجرا درآورد، زیرا دیگر منابعی برای تداوم پرداخت یارانه‌ها وجود ندارد. همان‌طور که شکل‌گیری مدارس غیرانتفاعی در زمانی که ۲۸۰ نوزاد در ساعت متولد می‌شود، و دولت توان ساخت یک مدرسه در هر ساعت را نداشت، به دولت‌های قبلی تحمیل شد، و هم‌چنین در زمانی که در پایان جنگ دولت دیگر ارزی نداشت که عرضه‌کند، قیمت ارز از ۸۰ ریال به ناچار به ۸۰۰ ریال افزایش داده شد، و این افزایش به دولت تحمیل شد، به نظر می‌رسد که آزادسازی قیمت یارانه‌ها نیز به دولت فعلی در این برهه زمانی تحمیل می‌شود، و دولت دیگر منابعی برای پرداخت یارانه‌ها ندارد. یعنی، این اقدام حاصل بررسی جامعی از موضوع نیست، بلکه از روی ناچاری و کسری بودجه به دولت تحمیل شده است.

با این همه، و با توجه به حساسیت شرایط جاری، دولت مجبور نیست به آزادسازی در این روزها اقدام کند. هرچند همه می‌دانیم هر روز که واقعی‌سازی قیمت‌ها به تأخیر افتد، هزینه‌های بیشتری به کشور تحمیل می‌شود، اما به نظر می‌رسد اجرای آن در این روزها، همراه با هزینه‌های مکان و ریسک‌های غیرقابل پیش‌بینی است که تعویق حداقل چند ماهه را قابل‌توجیه می‌کند.

فارغ از موضع آنان در قبال دولت فعلی، کم نیستند کارشناسانی که معتقدند اکنون که به هر دلیل دولت در پی اجرای برنامه هدف‌مندکردن یارانه‌هاست، و مجلس نیز از این طرح حمایت می‌کند، و اراده سیاسی نیز برای اجرا پشت طرح است، می‌باید از آن حمایت کرد تا هزینه‌های بیشتری از مجرای پرداخت یارانه‌ها به کشور تحمیل نشود. موضع نویسنده این سطور چنین نیست، چرا که پیش‌بینی این جانب آن است که برنامه هدفمندکردن یارانه‌ها در شرایط فعلی به اجرا در نمی‌آید. اگر این برنامه به هر قیمت اجرایی می‌شد، بازهم مصائب اجرای آن قابل‌تحمل می‌بود. اما، پیش‌بینی این است که این برنامه اجرا نشود. یعنی، با اولین مخالفت‌ها با اجرای آن، برای دولتی که ناچار نیست این تعدیل را امروز انجام دهد، و هنوز حدود ۱۰۰ میلیارد دلار ارز نزد بانک مرکزی دارد که می‌تواند آن وجوه را قرض گیرد و نیز حدود ۷۰ میلیارد دلار در سال ۱۳۸۹ درآمد ارزی حاصل از نفت خواهد داشت که به اتکای آن‌ها به سیاست‌های ناکارآمد گذشته ادامه دهد، اجرای طرح متوقف می‌شود. نگاهی به موضع عقب‌نشینی دولت در امر ساده خوشه‌بندی خانوارها خود گویای این مسئله است.

واقعیت این است که دولت فعلی هیچ برنامه استراتژیک برای هدفمندکردن یارانه‌ها ندارد. در مورد جزئیات نیز برنامه‌ای تفصیلی ندارد. معلوم نیست چگونه می‌خواهد وجوه درآمدی را توزیع کند. در لایحه بودجه فقط می‌گوید که به جای ۰۰۰ر۲۰ میلیارد تومان، به دنبال کسب ۰۰۰ر۴۰ میلیارد تومان درآمد است. بحث دیگری در بودجه از این مقوله نمی‌کند.

دولت صرفاً از دیدگاه توزیع این وجوه به موضوع علاقه‌مند است. تمام عواقب اجرای برنامه هدفمندکردن یارانه‌ها را نمی‌داند. به همان سادگی که به مشکل سیاسی فعلی کشور دامن زده شده، از مجرای اقتصاد، با اجرای برنامه هدفمندکردن یارانه‌ها، مشکلات بزرگ‌تر اجتماعی و سیاسی می‌تواند ایجاد شود. چنین دولتی که فاقد نیروهای کارشناسی در بدنه دیوانسالاری خود نیز هست، به محض بروز اولین مقاومت‌های اجتماعی، عقب‌گرد خواهد کرد، و آن زمان است که ممکن است برنامه ضروری هدفمندکردن یارانه‌ها به جای چند ماه یا یک‌سال، ده‌سال به عقب بیفتد و اقتصاد ایران در مدار تخریب و ناکارآمدی عظیم‌تری قرار گیرد.

بنابراین، کسی که بیش از دو دهه است، به پیروی از نقطه‌نظر اقتصادانان ایران، مخالف فاصله‌گرفتن قیمت‌های کنترل‌شده از قیمت‌های واقعی بوده است، و بر ضرورت اصلاح این شکاف‌های قیمت اصرار داشته است، نمی‌تواند مخالف واقعی‌سازی نظام قیمتی کشور باشد. ترس از عقب‌نشینی دولت و به فراموشی سپرده‌شدن برنامه هدف‌مندکردن یارانه‌هاست که صاحب این قلم را ناچار کرده است خطر اجرای طرح در این شرایط نامتعادل را گوشزد کند.

واقعی‌سازی قیمت‌ها نباید به اصلاح قیمت حامل‌های انرژی محدود شود. همراه این تعدیل، آزادسازی قیمت ارز و ریال ضرورت دارد. البته، در شرایط فعلی که کشور حتی برای اصلاح یکی از این قیمت‌ها بسترسازی نکرده است، صحبت از تعدیل همه قیمت‌ها نمی‌تواند برنامه روز باشد. برای آن جراحی بزرگ، می‌باید مناسبات بین‌المللی ایران بهبود یابد، و برنامه فقرزدایی عمده‌ای که معطوف به یاری‌رساندن به اقشار کم‌درآمد کشور است همزمان اجرایی شود. چنین بسته جامعی طی برنامه‌ای جامع و با آماده‌سازی بسترهای یادشده می‌باید در فرصت مناسب به اجرا درآید.

با این همه، اگر مقرر باشد به هر دلیل رفع عدم‌تعادل کلی مدنظر نباشد، و صرفاً واقعی‌سازی یکی از سه قیمت یادشده در کانون توجه باشد، فازبندی صحیح موضوع ایجاب می‌کند که تعیین قیمت مناسب برای نرخ ارز مقدم بر آزادسازی نرخ حامل‌های انرژی باشد. افزایش قیمت ارز متناسب با نرخ‌های تورمی (یک سال اخیر) اقتصاد ایران را به حرکت درمی‌آورد، و صنایع داخلی را زنده می‌کند. تولید بسیاری از کالاها دیگر صرف خواهد کرد (به ویژه این‌که قیمت حامل‌های انرژی پایین است)، ادامه کار برای کارگران خارجی کمتر به صرفه خواهد بود، صادرات رونق خواهد گرفت، از شدت واردات کاسته خواهد شد، و اشتغال بیشتر در دسترس خواهد بود. بی‌شک تورم پاشنه آشیل چنین جراحی‌ای از اقتصاد است. اما در مجموع، چنین فازبندی‌ای صحیح‌تر از آزادسازی قیمت حامل‌های ارزی خواهد بود. این موضوعی است که در مقاله‌ای مستقل به آن خواهیم پرداخت.

اعتقاد این‌جانب از حدود چهار سال قبل که دولت نهم مدعی اجرای برنامه هدف‌مندکردن یارانه‌ها شد، آن بوده که دولت چنین کاری را نخواهد کرد. امروز نیز که برای چنین تعدیلی قانون داریم، و مجلس و دولت و اراده سیاسی دایر بر اجرای آن است، پیش‌بینی این‌جانب آن است که برنامه هدف‌مندکردن یارانه‌ها که ضرورتی قانونی هم هست، به اجرا درنخواهد آمد.

در این زمینه، دولت هرگز تلاش نکرد طرح‌های بدیل و از جمله طرح تشکیل صندوق نفت و گاز را که توسط پاره‌ای از اقتصاددانان قبل ازانتخابات مطرح شد، مورد بررسی قرار دهد.

==

۱٫ چهار رویکرد بالا عیناً برگرفته از مقاله استاد دکتر مسعود نیلی است. ر.ک. به مقاله زیر:

« بررسی یارانه نقدی در گفت‌وگو با دکتر مسعود نیلی،» چهارشنبه ۱۲ آذرماه ۱۳۸۸، صنعت و توسعه

*این متن از نوار سخنرانی آقای دکتر عبده‌تبریزی که در سالن الغدیر دانشکده مدیریت دانشگاه تهران در سمینار «فرصت‌ها و چالش‌های بازار سرمایه پس از اجرای طرح هدفمندکردن یارانه‌ها» در تاریخ ۱۲/۱۲/۱۳۸۸ ایراد شده است، پیاده و توسط سخنران ویرایش شده است.

ادامه مطلب ...

آخرين اخبار ارس