بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0ffice.arasdotnet.tk يا http://bekhon.sabzonline.tk

فضای امنیتی در آستانه اجرای طرح هدفمند شدن یارانه‌ها

0 نظرات
تهدید اصناف و فعالان اقتصادی از سوی دولت و متحدانش در مجلس:
فضای امنیتی در آستانه اجرای طرح هدفمند شدن یارانه‌ها
. ادامه راه سبز(ارس): اخلال در اجرای قانون هدفمندکردن یارانه‌ها، اقدام علیه منافع ملی و امنیت ملی کشور است. | فتنه‌گران برای عقیم ماندن طرح هدفمندسازی یارانه‌ها دست به کار شده‌اند. | مسئولان در مقابل فتنه‌گران اقتصادی قدعلم کرده و به شدت با این زالو صفتان اقتصادی برخورد کنند. | بازار را رصد خواهیم کرد و هر جا احساس شود تخلفی در حال شکل گیری است با متخلفان برخورد تعزیراتی خواهد شد. | طرح بازرسی و نظارت بر اصناف، با حضور 100 خودرو گشتی، تشدید شده است.
بگزارش گروه اقتصاد كلمه؛ با آنکه رئیس سازمان تعزیرات حکومتی ادعا می‌کند که قصد ایجاد فضای امنیتی و پلیسی در بازار را نداریم، اظهارات تهدیدآمیز مدیران دولتی و نمایندگان حامی دولت چیز دیگری را نشان می‌دهد.

رسول مژدهی پور رئیس سازمان تعزیرات حکومتی امروز اعلام کرد که تصمیم نداریم در سطح بازار شرایط امنیتی و پلیسی ایجاد کنیم بلکه باید اجازه داد بازار و تولیدکنندگان کار خود را به طور طبیعی انجام دهند؛ اما وی در عین حال تصریح کرد: آنچه مسلم است بازار را رصد خواهیم کرد و هر جا احساس شود تخلفی در حال شکل گیری است با متخلفان برخورد تعزیراتی خواهد شد.

وی همچنین از آغاز به کار رسمی ستاد کشوری بازرسی و نظارت اصناف، به عنوان آخرین مرجع در جهت مقابله با تخلفات احتمالی خبر داد و افزود: این ستاد در حوزه های مختلف از جمله حمل و نقل، قاچاق کالا و احتکار فعال شده است اما یقینا برای اجرای بهتر قانون هدفمند کردن یارانه ها هماهنگی و همراهی کاملی را با دیگر بخش های مختلف اقتصادی کشورخواهد داشت چرا که اگر این همکاری شکل نگیرد قطعا در زمان اجرا لنگ خواهیم ماند.

همزمان، حسن رادمرد رئیس مرکز امور اصناف و بازرگانان وزارت بازرگانی هم از آغاز طرح تشدید بازرسی و نظارت بر اصناف خبر داد و گفت: مانور آمادگی با حضور ۱۰۰ خودرو گشتی به همراه نیروهای آموزش‌دیده در سطح شهر تهران برگزار می‌شود. بازرسان در این طرح اقدام به نظارت و بازرسی از واحدهای صنفی خرده‌فروشی خواهند کرد.

به گفته وی، بازرسان با همکاری سازمان تعزیرات حکومتی، سازمان حمایت مصرف‌کنندگان تولیدکنندگان و سازمان‌های بازرگانی استان‌ها با افراد خاطی و متخلف برخورد قانونی خواهند کرد.

همچنین، وزیر بازرگانی نیز مانور اصناف را با هدف مقابله با سوءاستفاده احتمالی در بازار کالا همزمان با هدفمندی یارانه‌ها توجیه کرد و مدعی شد: این‌گونه مانورها موجب می‌شود تا افزایش قیمتی در بازار رخ ندهد و در حق مردم نیز اجحاف نشود.

غضنفری همچنین با تاکید بر اینکه اصناف خود کاملا به شرایط آگاه هستند و قول داده‌اند که قیمت کالاها را کنترل کنند، تصریح کرد: از این بابت هیچ گونه نگرانی نداریم.

در این حال، دو نماینده حامی دولت در مجلس نیز به تهدید کسانی که با طرح هدفمندی یارانه‌ها همکاری نکنند، پرداختند.

رضا رحمانی نماینده تبریز، اخلال در اجرای قانون هدفمندکردن یارانه‌ها را اقدام علیه منافع ملی و امنیت ملی کشور! توصیف کرد و هنوز طرح هدفمندی آغاز نشده، خواستار اقدام قوه قضائیه در برخورد با مخالفان آن شد.

علی‌محمد بزرگواری نماینده کهگیلویه هم به مدیران اقتصادی هشدار داد که مواظب باشند که فتنه‌گران برای عقیم ماندن طرح هدفمندسازی یارانه‌ها دست به کار شده‌اند!

وی ادعا کرد: فتنه‌گران اقتصادی که رد پای فتنه اخیر را دنبال می‌کنند، قصد دارند با اخلال در اقتصاد و ایجاد آشفته بازار طرح مهم هدفمندسازی یارانه‌ها را ناکام کرده و به اهداف شوم خود دست یابند.

بزرگواری همچنین خواستار آن شد که مسئولان در این زمینه هوشیار بوده و با قدرت و به دور از سهل‌انگاری در مقابل فتنه‌گران اقتصادی قدعلم کرده و به شدت با این زالو صفتان اقتصادی! برخورد کنند.

با این اوصاف، و با لحن تهدیدآمیز که اینچنین آشکارا از سوی دولت و متحدانش در مجلس به کار می‌رود، مشخص نیست رئیس سازمان تعزیرات، کدام فضای پلیسی و امنیتی را انکار می‌کند.

ادامه مطلب ...

تشکر چاوز از ده هزار آپارتمان اهدایی ایران

0 نظرات
تشکر چاوز از ده هزار آپارتمان اهدایی ایران

. ادامه راه سبز(ارس): هوگو چاوز رییس جمهوری ونزوئلا که از سفر دوره ای به چند کشور متحد ونزوئلا به کشورش بازگشته در گزارشی که از تلویزیون دولتی این کشور درباره دستاوردهای سفر منطقه ای خود ارایه کرد گفت که ایران به همراه روسیه، بلاروس و پرتغال بیش از ۳۷ هزار خانه در ونزوئلا خواهند ساخت.

به گزارش عصر ایران؛ چاوز با اشاره به دستاوردهای سفرش گفت: ساخت خانه شرکت های این چهار کشور برای ما به صرفه تر از ساخت خانه از سوی شرکت های داخلی ما است.

چاوز که مدعی بود انعقاد قرار داد ساخت این واحدهای مسکونی یکی از مهم ترین دستاوردهای سفر منطقه ای خود به کشورهای روسیه، بلاروس، اوکراین، ایران، سوریه، لیبی و پرتغال بوده است، افزود: روسیه قرار شده ۱۰ هزار واحد مسکونی در زمین های متعلق به ارتش در کاراکاس بسازد، شرکت های ایرانی نیز قرار است در ساخت ۱۰ هزار واحد مسکونی یاری مان دهند، پرتغال ۱۲ هزار و ۵۱۲ واحد مسکونی خواهد ساخت و بلاروس نیز تعهد داده تا ۵ هزار واحد مسکونی برایمان بسازد.

چاوز به شهروندان آسیب دیده از طوفان و رانش زمین اخیر در کاراکاس وعده داد که ۵۲۰ واحد از این خانه ها به شهروندانی تحویل خواهد شد که خانه هایشان در اثر رانش زمین اخیز در کاراکاس از بین رفته است.

به گفته چاوز آپارتمان ها ۳ خواب، دو حمام، یک هال و یک آشپرخانه خواهند داشت.

یکی از تکنیک های تبلیغی چاوز در ۱۰ سال گذشته اختصاص زمین و واحدهای مسکونی به بی خانمان ها و فقرای ونزوئلایی بوده است و حامیان اصلی چاوز در ونزوئلا نیز از میان همین طبقه هستند.

ادامه مطلب ...

فتنـــه نامی هزار فتنه از او

0 نظرات
فتنـــه نامی هزار فتنه از او
. ادامه راه سبز(ارس): تعابیر مولوی در خصوصِ «فتنه‌ی قدرت»، شنیدنی‌تر و امروزی‌ترند که در حقیقت، مولوی از فتنه‌ای می‌گوید که ناشی از قدرت یافتنِ جاهلان و بی‌اقتداریِ حاکمان و بی‌سیاستی والیان است.

او می‌گوید: در این فتنه؛ مقام و منصب، جاهلان را به فضاحت می‌کشاند و مال و ثروت ناکسان را به رسوایی می‌کشاند. ناکسی که صاحب ثروت می‌شود با صاحبانِ اصلی، بخل می‌ورزد و آن را به غریبه‌ها می‌بخشد. گمراهی که صاحب ِحکم می‌شود، جاه و شوکتِ حکومت و قضاوت را به چاه نابودی می‌کشاند و جانِ زشتش، جهان‌سوزی می‌کند.

در این شطرنجِ احمقانه، معلوم است که شاه هم در خانه‌ی بیدق قرار می‌گیرد و احمقان سرور می‌شوند و عاقلان هم سر در گلیم.
مولوی، در دفتر سومِ مثنوی، ماجرای مارگیری را روایت می‌کند که برای گرفتن مار به کوهستانی سرد و پر برف می‌رود و در جستجوی مار، اژدهای مرده‌ای را می‌بیند و وسوسه می‌شود تا به قصدِ «چشم‌بندیِ مردم» و «نمایش‌های پهلوانی!» آن را به بغداد ببرد، و چون مارگیر به بغداد می‌رسد، اژدها را از کیسه بیرون آورده و مردم را به تماشای شاهکار خود فرا می‌خواند. اژدها در مقابل گرمای خورشید عراق قرار می‌گیرد و به تدریج رخوتِ ناشی از سرما از تن او خارج می‌شود و به میان جماعت می‌افتد و از کشته پشته می‌سازد و مارگیر گیج را هم یک لقمه ی چرب می‌کند.

مولوی در در دفتر چهارم مثنوی، به اشارتی کوتاه از این داستان یادی کرده و «عیب‌های ناکسان و نادانیِ جاهلان» را به مار خفته‌ای تشبیه می‌کند که به «گرمایِ قدرت» بیدار می‌شوند. مولوی در اینجا می‌گوید : هرگاه یکی از ادواتِ قدرت در اختیار کسی قرار گیرد که ظرفیت استفاده از آن را ندارد و یا می‌خواهد از آن سوء استفاده کنند، می‌تواند منشأ «فتنه» شود. علم، ثروت، منصب، مقام و اعتبار، نمونه‌هایی از ادوات قدرت‌اند که مولوی از آن‌ها نام می‌برد و فلسفه‌ی غزای مومنان را ستاندنِ این ابزار قدرت از دست بدگوهران و زشت‌خوها می‌داند و می‌گوید در غیر این صورت فتنه‌ای که از آنان برمی‌خیزد، خودِ آنان را نیز هلاک می‌کند:

علم و مال و منصب و جاه و قران … فتنـــه آمــد در کف بدگوهران

پس غـزا زین فرض شد بر مؤمنان … تا ستانند از کـف مجنـون سنان

جان او مجنون، تنش شمشیر او … واستان شمشیر را ! زان زشت‌خو

عیبِ او مخفیست، چون آلت بیافت … مارش از سوراخ بر صحرا شتافت

جمله صحرا مــار و کزدم پر شود … چونـک جاهل شاه حکم مـر شود

سایر تعابیر مولوی در خصوصِ «فتنه ی قدرت»، شنیدنی‌تر و امروزی‌ترند که در حقیقت، مولوی از فتنه‌ای می‌گوید که ناشی از قدرت یافتنِ جاهلان و بی‌اقتداریِ حاکمان و بی‌سیاستی والیان است. او می‌گوید: در این فتنه؛ مقام و منصب، جاهلان را به فضاحت می‌کشاند و مال و ثروت ناکسان را به رسوایی می‌کشاند. ناکسی که صاحب ثروت می‌شود با صاحبانِ اصلی، بخل می‌ورزد و آن را به غریبه‌ها می‌بخشد. گمراهی که صاحب ِحکم می‌شود، جاه و شوکتِ حکومت و قضاوت را به چاه نابودی می‌کشاند و جانِ زشتش، جهان‌سوزی می‌کند. در این شطرنجِ احمقانه، معلوم است که شاه هم در خانه‌ی بیدق قرار می‌گیرد و احمقان سرور می‌شوند و عاقلان هم سر در گلیم:

آنچ منصب می‌کند با جاهلان … از فضیحت کی کند صد ارسلان

مال و منصب ناکسی که آرد به دست … طالب رسوایی خویش او شدست

یا کند بخل و عطاها کم دهد … یا سخا آرد به نـاموضـع نهد

شاه را در خانه ی بیذق نهد … این چنین باشد عطا که احمق دهد

حُــکم چون در دست گمراهی فتاد … جاه پندارید در چاهی فتاد

راه نمی‌داند، قــلاووزی کند … جان زشت او جهــان‌سوزی کند

احمقـان سرور شدستند و ز بیم … عاقــلان سرها کشیده در گلیم

القصه؛ مولوی در دفتر سوم، ماجرای مارگیر و اژدهای خفته را «یک حکایت تاریخی» می‌داند و شاید همین کافی است تا متولیان بودجه‌های فرهنگی و سرداران جنگ نرم، از این پس، انتشار مثنوی معنوی را تعطیل کنند و ابیات مثنوی معنوی را ممنوع و مولوی را هم به اتهام جنگ نرم محاکمه کنند. وقتی اربابِ این جماعت مدعی است که «سابقه‌ی جنگ نرم به آدم و حوا برمی‌گردد!» لاجرم مولوی هم باید فتنه‌گر باشد و از این جماعت هیچ چیز بعید نیست، یعنی:

هر خسی را این تمنی کی رسد … موسیی باید که اژدرها کشد

کلمه – آل طاها
ادامه مطلب ...

سيد محمد خاتمي: فقدان آزادی و غصب آن غیرعادلانه ترین اقدام یک حکومت است

0 نظرات
سخنرانی ارسالی سید محمد خاتمی به سمپوزیوم بین المللی دین و صلح جهانی:
بی عدالتی مخل زندگی سالم اجتماعی است
. ادامه راه سبز(ارس): به گزارش پايگاه اطلاع رساني رييس جمهور سابق كشورمان، سید محمد خاتمی که نتوانست دعوت برگزارکنندگان سمپوزیوم بین المللی دین و صلح جهانی در اسنابروک آلمان را اجابت نموده و به عنوان سخنران اختتامیه در این نشست حضور یابد!، لذا متن سخنرانی خود را برای قرائت در آیین اختتامیه اجلاس در اختیار میزبانان این نشست فرهنگی قرار داد.

در بخشهايي از متن اين سخنراني آمده است: «اگر عدالت بدون آزادی چیزی جز ظلم نیست، آزادی بدون عدالت نیز آزادی تجاوز و غارت و اشاعه فقر و فساد و ظلم است. آنچه در زبان جامعه شناسان به «همبستگی»(Solidarity) اجتماعی تعبیر شده است تنها در صورت تلائم و حضور توأمان عدالت و آزادی است که متحقق می شود و هرچه همبستگی، دوام و قوام بیشتری داشته باشد صلح ثبات و استحکام بیشتری دارد.» | «باری، صلح واقعی هنگامی پدید خواهد آمد که بر زندگی انسان ها عدالت،‌ آزادی و محبت حاکم گردد. صلح در سطح یک ملت و میان مردم یک کشور هنگامی برقرار می شود و نظم اجتماعی وقتی شایسته صلح است که مبتنی بر آزادی و عدالت و محبت باشد وگرنه هر ثبات نسبی و هر سکون گورستانی دور از شأن و کرامت و فضیلت انسانی را نمی توان وضعیت صلح آمیز خواند.» متن کامل این سخنرانی در ادامه مي خوانيد:
سخنرانی ارسالی سید محمد خاتمی به سمپوزیوم بین المللی دین و صلح جهانی
Adress to the International Symposium on Religions and World Peace

اسنابروک آلمان
28 مهر تا 1 آبان 1389
20 تا 23 اکتبر 2010
Osnabrueck, Germany
October 20th - 23th 2010

بسم الله الرحمن الرحیم


اگر صلح را به معنی نفی و رفع جنگ بدانیم، هم به لحاظ مفهوم و هم از نظر تحقق خارجی از جنگ متأخر است. تاریخ نیز این امر را تأیید می کند. در اسطوره های ملل و اقوام نیز از جنگ و جنگاوری ستایش شده است، چنانکه سلحشوری و دلاوری دست کم برای آنان که وظیفه دفاع از قبیله و افراد و شهر و شهروند در برابر تجاوز را دارند یک فضیلت به حساب آمده و ستوده شده است.

«صلح» نزد یونانیان دوره «هومر» جایگاهی ندارد. «هکتور» به هنگام وداع با همسرش بر بیدادگری و زشتی جنگ «تروا» افسوس می خورد و پسرش را در آغوش می گیرد و برای او نه زندگی صلح آمیز، بلکه زندگی جنگاوران را آرزو می کند تا پسرش دل مادر خویش را با به غنیمت آوردن سلاح های خونین دشمنان خود به خانه شاد کند. چنانکه «اورپید» تراژدی نویس و «اریستوفان» کمدی نویس هر دو سخنانی در مخالفت با جنگ می گویند. و چرا راه دور می رویم؟ در دنیای مدرن نیز نظریه «تنازع بقاء» از مؤثرترین نظریاتی بوده است که در صدد تبیین تحول زیستی در تاریخ بوده است؛ امری که در عرصه حیات اجتماعی به صورت جنگ هایی ویرانگر که در آن قوی، پیروز می شود و عملا حق با کسی است که قوی تر است بروز و ظهور کرده است.

در دوره ای نزدیک به خودمان از «نیچه» می شنویم که: «جنگ قانون ابدی زندگی است و صلح راحت باش میان دو جنگ است» و پیش از او فیلسوف بلند آوازه ای چون «لایبنیتس» طرح صلح دائمی میان زمامداران مسیحی را که در سال ۱۷۱۳ مطرح شده بود مسخره کرد و گفت: «صلح دائمی (Pax Pertua) او را به یاد نوشته ای بر سر در گورستان می اندازد. اما چندی نگذشت که فیلسوف نام آور و انسان دوستی چون «کانت» عنوان «صلح دائمی» را از سردر گورستان برگرفت و بر پیشانی طرح های سیاسی و اخلاقی خود (Zum ewigen Frieden) برافراشت و کوشید تا ثابت کند که صلح از جهات اخلاقی الزام آور و از جهت تجربی تحقق پذیر است.

آنچه باعث امیدواری است اینکه علی رغم سرگذشت تلخ انسان و آسیب های فراوانی که از جنگ و بی عدالتی دیده است امروز هیچ جان فرهیخته و انسان خیرخواهی نیست که فضیلت و رجحان گفت و گو و صلح را بر ستیز و جنگ مورد تأکید قرار ندهد و این امر فرخنده نشانه سیر تکاملی تاریخ بشری با همه فراز و نشیب هایش و دلیل تحول خرد آدمی با گذشت زمان از راه آزمون و خطا است. گویا می بایست قرن ها زمین با خون انسان های بی شماری آبیاری شود تا این رجحان و فضیلت پذیرفته شود. گرچه به روشنی در می یابیم که میان پذیرش ذهنی موضوعی چون صلح تا تحقق خارجی و واقعی آن در مناسبات سیاسی و بین المللی فاصله ای بسیار طولانی وجود دارد. همانگونه که امروز غلبه جنگ و ستیز را بر صلح و همزیستی کم و بیش در همه جای این کره خاکی می بیینیم و اگر احیانا صلحی نیز هست، در پناه سهمناک ترین سلاح های ویرانگر و زرادخانه هایی است که می تواند به چشم بر هم زدنی زمین را به جهنمی سوزان برای ساکنان آن مبدل کند. و عدالت نیز که همراه صلح واقعی است چنین سرنوشتی داشته و دارد و مگر نه این است که از این مطلوب زیبای انسان در همیشه و همه جا در واقعیت تاریخ کمتر نشان می بینیم و همین جا بیفزایم که اگر واقعا خواستار صلح هستیم باید بدانیم که جز در سایه عدالت تحقق نمی یابد. صلح و عدالت گرچه مفهوماً متغایرند ولی در عمل یکی بدون دیگری تحقق نخواهد یافت و این هر دو با «محبت» که اکسیر زندگی درخور انسان است همراه و هم عنان اند، چرا که محبت آفریننده صلح و عدالت است و نفرت و کین پدید آورنده جنگ و بیداد.

در ورای همه بحثهای تاریخی و فلسفی و جامعه شناختی در باب صلح باید گفت که بیش و پیش از همه دینهای بزرگ بخصوص اسلام و مسیحیت به صلح و عدالت فراخوانده اند و این دو موضوع می تواند مهم ترین موضوع گفت و گوی تمدنها و فرهنگ ها و بخصوص گفت و گوی ادیان باشد.

کلمه عربی «سلام» هم به معنی «صلح» است و همه به معنی «درود». بهشت جاویدان از نظر قرآن مجید «خانه صلح» و دارالسلام است و در آنجا هیچ شری وجود ندارد و خداوند در قرآن کریم همه مردمان را به خانه صلح دعوت می کند: «والله یدعوا الی دارالسلام»
سلام به معنی عدم آلودگی به آفات ظاهری و باطنی و از اسماء الهی در قرآن است، زیرا ذات متعال خداوند نفس خیری است که در او هیچ شری راه ندارد.

و اگر عدالت پایه صلح واقعی است قرآن به صراحت اعلام می دارد که «خداوند پیامبران را فرستاده است و با آنان کتاب و میزان برای داوری درباره خیر و شر فرو فرستاده است تا مردمان به قسط برخیزند» و نکته جالب اینکه فاعل «قیام» خود مردم اند نه پیامبران، یعنی این مردم هستند که اصیل اند و در اثر آگاهی و بیداری، عدالت و صلح را می شناسند و با اراده تقویت شده با ایمان، آن را بر پا می دارند و از آن پاسداری می کنند.

از نظر متفکران مسیحی قرون وسطی نیز صلح جاویدان که مطلوب خداوند و در خور شأن انسان است در هفتمین دوره تاریخ نوع بشر پدید خواهد آمد، دوره ای که به هفتمین روز آفرینش شباهت دارد.

این دوره ای است که مدینه زمینی مطابق «مدینه الله» در آسمان خواهد شد و مهم ترین دستاورد آن دوره فرجامین، «صلح» است و مقصد نهایی فیلسوفان مسیحی تمهید مقدمات استقرار «مدینه خدا» و استقرار صلح بیان شده است، زیرا فلسفه از نظر آنان معلم عدالت و راهگشای محبت است.

طبق اعتقاد ما مسلمانان (همانگونه که مسیحیان و یهودیان به نحوی همین اعتقاد را دارند) جهان در انتظار منجی آخر الزمان است تا با ظهور او مدینه زمینی به اصل آسمانی خود یعنی «مدینه الله» نزدیک شود و در آن زمان عدالت و صلح واقعی بر جامعه بشری حاکم می گردد.

اگر خواستار صلح هستیم باید بدانیم که میان صلح و عدالت از یک سو و صلح و حیات مدنی و اجتماعی از سوی دیگر ارتباط محکمی وجود دارد. بی عدالتی مخل زندگی سالم اجتماعی است.

همچنین عدالت با آزادی هم عنان است. تعارض مشهوری که میان عدالت و آزادی در فلسفه متأخر غرب ادعا شده است در حقیقت تعارض نیست بلکه ناشی از عدم تأمل کافی در فهم نسبت میان این دو است. چگونه می توان سهم هر یک از شهروندان را از آزادی مصادره کرد و ادعای عدالت داشت؟ عدالت مستلزم پرداخت سهم هر صاحب حقی به او است. فقدان آزادی و غصب آن غیرعادلانه ترین اقدام یک حکومت است. حکومتی عادل است که در گام اول زنجیز از پای مردمان برگیرد و آنان را چون زنان و مردان آزادی بداند که در پی ایجاد عادلانه ترین مناسبات اجتماعی کوشش می کنند.

تعبیر «زنجیر از پای برگرفتن» تعبیر قرآنی است و یکی از وظایف مهمی است که قرآن برای پیامبر بر می شمرد و چون در جای دیگر الگوی لازم الاتباع مؤمنان را پیامبر می داند و در واقع فرمان آزادی و برگرفتن غل و زنجیرهای مختلفی که خود معلول نظامهای ظالمانه تاریخی و اجتماعی است فرمان قرآنی خطاب به همه انسان ها است.

اگر عدالت بدون آزادی چیزی جز ظلم نیست، آزادی بدون عدالت نیز آزادی تجاوز و غارت و اشاعه فقر و فساد و ظلم است. آنچه در زبان جامعه شناسان به «همبستگی»(Solidarity) اجتماعی تعبیر شده است تنها در صورت تلائم و حضور توأمان عدالت و آزادی است که متحقق می شود و هرچه همبستگی، دوام و قوام بیشتری داشته باشد صلح ثبات و استحکام بیشتری دارد.

باری، صلح واقعی هنگامی پدید خواهد آمد که بر زندگی انسان ها عدالت،‌ آزادی و محبت حاکم گردد. صلح در سطح یک ملت و میان مردم یک کشور هنگامی برقرار می شود و نظم اجتماعی وقتی شایسته صلح است که مبتنی بر آزادی و عدالت و محبت باشد وگرنه هر ثبات نسبی و هر سکون گورستانی دور از شأن و کرامت و فضیلت انسانی را نمی توان وضعیت صلح آمیز خواند.

صلح میان ملل نیز از این حیث کاملا شبیه صلح میان مردمان یک کشور است.

تسلسل بی انتهای جنگها،‌ ناشی از فقدان صلح واقعی است و در زمان ما بخصوص ناشی از نظامهای بین المللی غیرعادلانه ای است که با کمال تأسف بیشتر تأمین کننده منافع قدرتهایی است که به غلط منافع خود را منافع کل بشریت می دانند و به خاطر و به بهانه تأمین و حفظ آن حاضراند بدترین ستیزها و جنگ ها را بر ملتها و جهان تحمیل کنند و بر میزان فقر و جهل و بیماری و تبعیض بیفزایند و حتی منشاء پیدایش خشونت متقابل و تروریسم ویرانگر شوند.

استقرار صلح علاوه بر لوازم و زمینه های اجتماعی نیازمند جانهای صلح طلب نیز هست و جان صلح طلب جانی است که در گرو محبت و زیبایی مطلق باشد.

اکسیر اعظم که کیمیاگران در پی آن بودند «محبت خداوند» است و با نام پر لطف و آرام بخش او است که بر جنگ پیروز خواهیم شد. نام خداوند به هر زبان که باشد نام همه کمالات و خیرات و زیبایی ها و حقایق است و نمی توان آن را سرلوحه جنگ و قدرت قرار داد و جاهلانه سخن از جنگ های صلیبی گفت یا به نام خدا به ترور و کشتار دست زد و چه دردآور است که به نام خدای لطیف و مهربان بر انسان ستم شده است و در دوران جدید نیز نام خدا و فرمان او یا مورد انکار قرار گرفته یا از صحنه زندگی انسانی حذف شده است یا به گونه ای مورد تحریف قرار گرفته است که توجیه کننده تجاوز به حقوق انسان ها و کشتار و بیداد باشد.

و کلام آخر اینکه: صلح بی درد و عشق حاصل نمی شود. مولانای بزرگ ما که شاید بتوان او را شاعرترین شاعر جهان نامید وقتی می خواهد توجه ما را به اهمیت بی مثال «درد» در کسب فضائل جلب کند با زیبایی تمام داستان مریم عذرا را به نقل از قرآن کریم باز می گوید تا نشان دهد که حضرت عیسی علیه السلام این ثمره شیرین خلقت، بی درد به مریم عطا نمی شود:

«درد مریم را به خرما بن کشید» که اشاره به آیه قرآن است که «فاجاء المخاص الی جذع النخله». نشستن در سایه سار نخل و چیدن خرمای شیرین، بی درد برای مریم حاصل نشد، چنانکه محبت ازلی بی تاجی از خار و بی تازیانه و درد بر معلم جاودانه عشق و صلح حضرت عیسی علیه السلام ممکن نشد.

در روایات اسلامی از قول پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم نقل شده است که ایشان از عیسی به عنوان برادر خود نام می برد. به پیامبر ما، آموزگار بزرگ محبت و صلح و عدالت و خردمندی، داستان عیسی و مریم یعنی داستان درد و عشق با بلاغت و زیبایی تمام وحی شده است.

آیا بشر امروز گوش شنیدن آن زیباترین سرود را دارد؟ و هنگامی انسان به صلح واقعی می رسد که در این باب گوش شنوا پیدا کند و به فرمان و خطاب الهی که پیامبران بزرگوارش برای ما خوانده ند گوش فرا دهیم. و این واقعه چندان دور نیست.

ادامه مطلب ...

به خاطر افطاری دادن مقابل اوین حکم به تبانی علیه نظام دادند!

0 نظرات
همسر علی جمالی درگفت و گو با کلمه:
به خاطر افطاری دادن مقابل اوین حکم به تبانی علیه نظام دادند!

. ادامه راه سبز(ارس): علی جمالی ، عضو شورای مرکزی و مسوول کمیته سیاسی سازمان دانش‌آموختگان ایران از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه، به چهار سال حبس تعزیری محکوم شد. براساس این حکم علی جمالی، که به اتهام توهین به رهبری، توهین به رییس جمهور، تبلیغ علیه نظام و همچنین تجمع و تبانی برای بر هم زدن امنیت داخلی، محاکمه شده بود، در مجموع به چهار سال حبس تعزیری محکوم شده است. همه اینها پس از ملاقات جمالی از منزل مومنی رخ داد. سمیرا صدری همسر این زندانی سیاسی که یک معلم است در گفتگو با کلمه درباره فشار هایی که بر خود او آورده اند می گوید: من را تهدید کردند که از کار اخراج میشوم و متوجه شدم دو هفته بعد نیروی جایگزین آوردند و حراست آموزش و پروش گفت که وزارت اطلاعات نامه زده است شما صلاحیت تدریس ندارید. هرچه من اصرار کردم که لااقل این را کتبی بنویسید قبول نکردند . هیچ نامه یا دستور کتبی به من ندادند و به صورت شفاهی من را اخراج کردند و من ننتوانستم پیگیری کنم و بعد از ۶ سال سابقه کار به راحتی من رو اخراج کردند بدون اینکه بتوانم اعتراضی کنم.

گفت و گوی کلمه را همسر جمالی می خوانید.

علت دستگیری و محاکمه آقای جمالی چه بود؟

علی جمالی دبیر کمیته سیاسی سازمان تحکیم هستند و حدود ۶۸ روز پیش یعنی ۳۱ مرداد ماه نزدیک محل کارش بازداشت شد. یک هفته قبل از آن من و ایشان به بازجویی احضار شدیم . و به ما گفته اند که اگر هر فعالیتی انجام بدهید منجر به دستگیری علی می شود. و ما در پاسخ گفتیم که ما در قالب سازمان که از وزارت کشور مجوز دارد فعالیت می کنیم و تنها الان به جهت دوستی و نزدیکی از خانواده های زندانیان ادوار دیدار و دلجویی میکنیم.

آیا همسرتان در طول یکسال گذشته هم بازجویی یا بازداشت شده بودند؟

سال گذشته بارها از طریق تلفن تهیدید شده بودند ولی بازداشت نشدند اما چندباری هم من و هم ایشان برای بازجویی احضار شده بودیم.

در طول دو ماه گذشته وضعیت ایشان در زندان چگونه بود؟

۳۱ مرداد ماه زمانی که به اتفاق دوستان ادوار تحکیم قرار بود برای دیدار و دلجویی از خانواده آقای زیدآبادی به منزل ایشان برویم . آقای جمالی را بازداشت کردند و ما بی اطلاع از وضعیت ایشان بودیم. یک ماه در انفرادی بود و وقتی بازجویی هایش تمام شد به بند ۳۵۰ انتقال پیدا کرد و در این دو ماه درخواست ملاقات حضوری به دادستان دادیم اما جوابی به ما ندادند . دو هفته پیش که به دادگاه انقلاب رفتیم به ما گفتند که ۱۶ آذر تاریخ دادگاهش هست اما به یکباره به ما خبر دادند که ۲۵ مهرماه دادگاهش را تشکبل میدهند. در آن تاریخ دادگاهی به ریاست قاضی مقیسه به مدت ۲۰ دقیقه تشکیل شد و همسرم به اتهامات بسیار سنگینی چون اقدام علیه امنیت ملی و اجتماع و تبانی علیه نظام و توهین به رهبری و رئیس جمهور محاکمه شد.

مصادیق اتهامات همسرتان چه بود؟ آیا آقای جمالی به جز عضویت در کمیته سیاسی ادوار تحکیم فعالیت سیاسی دیگری هم داشت؟

خیر . ایشان تنها در چهارچوب سازمان دانشجویی تحکیم وحدت فعالیت میکردند و در واقع در خارج از این چهارچوب فعالیتی نداشتند. البته مثل بسیاری از مردم و دیگر اعضای تحکیم نسیت به دستگیری ها و حوادث یکسال گذشته اعتراض کرده بودند. مصادیق اتهامات خیلی مبهم بود و اصلا ارتباطی با موضوع اتهامی نداشت . مثلا مصداق اجتماع و تبانی علیه نظام را دادن افطاری جلوی زندان اوین عنوان کرده بودند که وکیل پرونده هم به شذت نسبت به عدم تناسب مضوعات اتهامی و موارد جرم اعتراض کرد اما توجهی نشد.

آیا فکر میکنید حکم ۴ سال زندان برای همسرتان ، نسبتی با دیگر احکام اعضای سازمان ادوار تحکیم دارد؟

بله . به نظر میرسد که این حکم ۴ سال مشابه احکام دیگر زندانیان ادوار هست. من احساس میکنم برای کسانی که عضو شورای مرکزی ادوار بودند بین ۴ تا ۶ سال تعیین کردند و همه اتهامات هم مشابه هست. این حکم های سنگین را برای همگی صادر کردند. اینکه گفته بشود آقای جمالی فعالیت دیگری غیر از ادوار داشته نبوده و تنها به قید حضور و عضویت اش در ادوار این حکم را به ایشان دادند.

الان شما درخواست تجدیدنظر داده اید؟ آیا امیدوار هستید که تاثیری در حکم صادره داشته باشد؟

امیدواریم که رای شکسته بشود. در عین حال کسانی هستند که همین حکم برایشان قطعی شده و الان نگران هستیم که تجدیدنظر تایید نظر بشود. تا زمانی که حکم تجدیدنظر صادر بشود امیدوار بودیم که ایشان را با وثیقه آزاد کنیم. امروز که به دادگاه انقلاب مراجعه کردم با برخورد بسیار بد و بهانه جویی ماموران مواجه شدم که حاضر به پذیرفتن قرار وثیقه نشد و به من گفتند، باید شما درخواست حکم تجدیدنظر کنید تا حکم قطعی اش بیاد و دوران محکومیتش شروع که شد شاید بهش مرخصی دادیم. در این هفته که حکم صادر کردند به ما گفتند سریع ببرید تجدیدنظر که حکم قطعی صادر بشود . در حالیکه من بقیه ی زندانیان را میبینم که دو ماه با بیشتر طول میکشه که تجدیدنظر بیاد . اما الان به من میگویند سریع درخواست بده که تا ده روز دیگه حکم قطعی اش بیاد.

برخورد قاضی و دادستان در جریان مراجعاتتون به دادگاه انقلاب چطور بود؟

قاضی های دادگاه انقلاب برای وکیل اعتباری قائل نیستند . وضعیتی که در دادگاه انقلاب میگذرد و بحث عدم استقلال قضات، عدالت دیگر بی معنا شده است. متاسفانه علیرغم تلاش فراوان نتوانستم دادستان را ببینم و قاضی پرونده هم برخورد خوبی نداشت. عضویت در یک سازمان به نام ادوار را بهانه کردند تا سنگین ترین احکام را صادر کنند. اتهامات و حکم ها همگی از پیش تعیین شده بوده است.

الان خود شما هم عضو سازمان هستید. آیا شما را هم تهدید کردند؟

من عضو شورای سیاستگذاری ادوار هستم . من در این ۶۸ روز نه تهدید نشدم . اما آخرین بار یعنی هفته قبل از بازداشت علی ، به من هم نلفنی تاکید کردند که باید همراه همسرم و پسرم نیکان برای بازجویی به اداره اطلا عات بروم . و خواستند حتما نوزاد پنج ماهه ام را بیاوریم. و ما سه نفری به دفتر پیگیری مراجعه کردیم.

چرا چنین موضوعی را از شما خواستند؟

بعد از مراجعه گفتند که ما میخواهیم اتمام حجت کنیم که اگر فعالیتتان را ادامه بدهید باهاتون برخورد می شود و بیشتر هم تاکید داشتند به برخورد به آقای جمالی .

آیا به تازگی با همسرتان ملاقات داشتید. واکنش ایشان نسبت به حکم صادره چه بود؟

بله . فقط در دوره یکماه انفرادی ممنوع الملاقات شدند ولی در یکماه اخیر ملاقات کابینی داشتند . ایشان نسبت به حکم اعتراض کردند و گفتند که موارد اتهامی را قبول ندارند و دیروز هم که بهشون ابلاغ شد اعتراض را نوشتند . این مصادیقی را که به کار رفته با عنوانین اتهامی تناقض دارد.

آیا شما هم شاغل هستید؟ بعد از به زندان افتادن همسرتان منبع درآمد شما کجاست؟

تا آبان سال گذشته حق التدریس آموزش و پرورش بودم ولی ۲۰ آبان بازجویی شدم و من را تهدید کردند که از کار اخراج میشوم و متوجه شدم دو هفته بعد نیروی جایگزین آوردند و حراست آموزش و پروش گفت که وزارت اطلاعات نامه زده است شما صلاحیت تدریس ندارید. هرچه من اصرار کردم که لااقل این را کتبی بنویسید قبول نکردند . هیچ نامه یا دستور کتبی به من ندادند و به صورت شفاهی من را اخراج کردند و من ننتوانستم پیگیری کنم و بعد از ۶ سال سابقه کار به راحتی من رو اخراج کردند بدون اینکه بتوانم اعتراضی کنم. همسرم هم کارمند یک شرکت خصوصی بودند که طبیعتا الان که سرکار نمی روند درامدی هم ندارند.

ادامه مطلب ...

عليخاني در مجلس: كداميك از نمايندگان مجلس از چنين پرداخت هايي اطلاع دارند؟

0 نظرات
نطق انتقادی قدرت الله علیخانی در خصوص کمک به افغانستان:
چرا جوانان كشور كه جوياي كار هستند بايد از اين نعمت سرمايه گذاري و ايجاد اشتغال بي نصيب بمانند؟
. ادامه راه سبز(ارس): قدرت الله عليخاني نماينده مردم قزوين در مجلس شوراي اسلامي در نطق ميان دستور خود در جلسه امروز مجلس گفت: دولت تا كنون يك روي سكه اجراي قانون هدفمند كردن يارانه ها را مرتب تبليغ مي كند و آن پرداخت مستقيم پول به مردم است ، اما روي ديگر سكه كه اصل ماجراست تا كنون در سخن هيچكدام از مسئولين اشاره اي به آن نشده است.

به گزارش پارلمان نيوز ارگان رسمي فراكسيون خط امام ،عضو شوراي مركزي فراكسيون خط امام مجلس شوراي اسلامي در بخش ديگري از سخنان خود به پرداخت كمكهاي نقدي به رييس دفتر رييس جمهور افغانستان اشاره كرد و گفت: طبق اصل هشتادم قانون اساسي هر گونه كمك به دولتها وكشورهاي ديگر بايد با تصويب مجلس باشد، كداميك از نمايندگان مجلس از چنين پرداخت هايي اطلاع دارند ؟ چرا رئيس جمهور كه بايد سوگند قانون اساسي را پاس بدارد اينچنين خلاف قانون اساسي عمل مي كند، كل بودجه عمراني دولت در يكسال چقدر است كه سفير ما در سوريه اعلام كرده است كه ايران پنج ميليارد دلار در حال سرمايه گذاري و هزينه كردن در سوريه هست!. چرا جوانان كشور كه جوياي كار هستند بايد از اين نعمت سرمايه گذاري و ايجاد اشتغال بي نصيب بمانند؟ اين در حالي است كه گزارش هاي نگران كننده اي از بيكاري دو رقمي در كشور به مجلس مي رسد.

متن كامل اين نطق را در ادامه مي‌آيد:

بسم الله الرحمن الرحيم

ابتدا لازم مي دانم از مقام معظم معظم رهبري بخاطر سفر به استان قم تشكر وقدرداني نمايم و از حضور گسترده و استقبال گرم و صميمانه مردم استان از معظم له نهايت تشكر و قدرداني را داشته باشم .

همچنين لازم مي دانم از دو وزير كابينه سركار خانم وحيد دستجردي و آقاي نيكزاد به خاطر فراهم كردن مقدمات راه اندازي بيمارستان مينودر قزوين تشكر نمايم .

يك جمله هم راجع به تربيت بدني بگويم كه متاسفانه بعد از سي سال از پيروزي انقلاب اسلامي شاهد ايستادن ورزشكار ايراني در كنار ورزشكار رژيم غاصب صهيونيستي بوديم و پرچم كشورمان ايران به همراه پرچم رژيم صهيونيستي بالا برده شد و اين با شعارهاي دولت سازگاري ندارد و قطعاً مسئول حاضر در صحنه جرات شكستن قبح اين كار را نداشت مگر با دستور ، و هر كسي و مقامي كه اين دستور را داده است بايد عزل گردد. بعيد نيست روزي كه گفته شد ملت ايران دوست اسرائيل است اين عمل در راستاي همان حركت باشد .

اما در اين فرصت كوتاه به دو نكته مهم و ملي ميخواهم اشاره كنم ؛

1- مدتهاست كه در بين مردم ، خصوصاً اقشارتحصيل كرده اين بحث بطور جدي مطرح است كه دولت منابع زيادي به برخي از كشورها كمك مي كند . اينكه شركتهاي دولتي و يا خصوصي براي سرمايه گذاري و صادرات كالا و خدمات اقداماتي را انجام مي دهند جاي تشكر و حمايت دارد ولي سخن فراتر از اين است و در برخي موارد نگران كننده است . در رسانه ها شنيديم كه رئيس جمهور افغانستان رسماً اعلام كرد از ايران مبالغي توسط رئيس دفترش دريافت كرده است . طبق اصل هشتادم قانون اساسي هر گونه كمك به دولتها وكشورهاي ديگر بايد با تصويب مجلس باشد . ما مخالف كمك به مردم افغانستان نيستيم ، اما بايد اين كمك در قالب بودجه سنواتي و بصورت رسمي و علني صورت گيرد و نه نقدي و غير رسمي . به همين جهت سفير ما ناچاراً تكذيب مي كند و رئيس جمهور افغانستان آن را تائيد مي كند . كداميك از نمايندگان مجلس از چنين پرداخت هايي اطلاع دارند ؟ چرا رئيس جمهور كه بايد سوگند قانون اساسي را پاس بدارد اينچنين خلاف قانون اساسي عمل مي كند ؟ يا در مواردي آنقدر اعداد و ارقام بزرگ و زياد اعلام مي شود كه براي مردم نگران كننده است ، مثلاً سفير جمهوري اسلامي در كشور سوريه اعلام كرده است كه ما پنج ميليارد دلار در حال سرمايه گذاري و هزينه كردن در سوريه هستيم . واقعاً اين اعداد درست است ؟ اين حجم اعتبار از چه محل سرمايه گذاري مي شود ؟ كل بودجه عمراني دولت در يكسال چقدر مي باشد ؟ اين در حالي است كه متاسفانه با گذشت بيش از 7 ماه از سال هنوز دولت رديف هاي ملي متفرقه را به دستگاه هاي اجرايي ابلاع نكرده است !! و اين در حالي است كه بودجه عمراني هزينه شده در سال جاري تا كنون از اين مبلغ بيشتر نيست . چرا جوانان كشور كه جوياي كار هستند بايد از اين نعمت سرمايه گذاري و ايجاد اشتغال بي نصيب بمانند ؟ اين در حالي است كه گزارش هاي نگران كننده اي از بيكاري دو رقمي در كشور به مجلس مي رسد .

2- طرح هدفمند كردن يارانه ها به عنوان مهم ترين طرحي كه در دولت نهم وعده اجرايي آن داده شده است و تا كنون نيز تبليغات وسيع و گسترده اي از سوي دولتيان در ارتباط با آن انجام شده است ، بطوريكه شخص آقاي احمدي نژاد در ارديبهشت ماه 1388 يعني چند هفته مانده به انتخابات رياست جمهوري در سخنراني مهم در جمع مردم اسلامشهر چنين گفتند : « با اجراي طرح هدفمند كردن يارانه ها به هر نفر بين 50 تا 70 هزار تومان در ماه پرداخت مي كنيم ، اگر متوسط را 60 هزار تومان در نظر بگيريم يك خانواده پنج نفره ماهيانه 300 هزار تومان يارانه دريافت خواهد كرد » .

اكنون به زمان اجراي طرح نزديك مي شويم در رسانه ها گفته شد كه در برخي از استانها به ازاي هر نفر 81 هزار تومان به حساب مردم واريز شده است . با اينكه طبق مصوبه مجلس امكان اجراي طرح از اوايل سال جاري وجود داشت ولي بنا به دلايلي كه هيچ گاه دولت آنها را توضيح نداد تا كنون اجراي طرح عقب افتاده است . ولي نكته مهم اينجاست كه در مصوبه مجلس شوراي اسلامي درآمد دولت در سال نخست اجراي طرح يعني سال 1389 حدود 000/20 ميليارد تومان پيش بيني شده بود از طرفي در همان قانون تصويب شده است كه 50 درصد درآمد حاصل از طرح بين مردم توزيع شود و پنجاه درصد ديگر به بخشهاي اقتصادي و بودجه دولت اختصاص يابد . متاسفانه طرحي كه به عنوان مهمترين طرح اقتصادي دولت لقب گرفته است از حداقل اطلاع رساني بي بهره است و به همين دليل آثار منفي كه از عدم اطلاع رساني بوجود آمده بسيار زياد مي باشد . زيرا در چنين فضاي مبهم و تاريك زمينه هر گونه شايعه اي وجود دارد . اينكه دولت در برخي از استانها مبلغ 81 هزار تومان واريز نموده است مابقي استانها تا چه زماني واريز مي شود و از آن مهمتر اين مبلغ براي چه مدت است ؟ يك ماه است ؟ چهار ماه است ؟ تا پايان سال است ؟ نمي دانم .
از سخن رئيس جمهور در سال 1388 كه معتقد بودند حدود 60 هزار تومان به هر نفر در ماه پرداخت مي شود ميتوان استنباط نمود كه اين مبلغ براي يك ماه است در اين صورت منبع در آمد آن از كجاست ؟

نمايندگان محترم مردم بزرگ ايران

طرح هدفمندي يارانه ها طرحي مهم و مورد قبول بوده است ، اشكالات عمدتاً به نحوه اجرا بر مي گردد ، دولت تا كنون يك روي اين سكه را مرتب تبليغ مي كند و آن پرداخت مستقيم پول به مردم است ، روي ديگر سكه كه اصل ماجراست تا كنون در سخن هيچكدام از مسئولين اشاره اي به آن نشده است روي ديگر سكه اين است : كه قيمت نفت ، گاز بنزين ، گازوئيل ، آب ، برق ، نان ، دارو و ... كه فعلاً با يارانه عرضه مي شوند به چه ميزان افزايش خواهد يافت ؟ اگر همين 81 هزار تومان را ملاك قرار دهيم و بر 61 ميليون نفر كه قرار است اين يارانه ها را دريافت كنند حدود 5000 ميليارد تومان خواهد شد با توجه به اينكه اين مبلغ 50 درصد درآمد است پس كل درآمد كه حدود 000/10 هزار ميليارد تومان مي شود .

اگر اين رقم براي يكماه باشد قيمت ها بايد بطور وحشتناك افزايش يابد تا اين ميزان درآمد حاصل شود . اگر براي چهار ماه باشد با هم بيش از مصوبه مجلس خواهد بود .

روز دوشنبه كارشناسي در برنامه راديو صحبت مي كرد كه فعلاً قيمت آرد كيلويي 5/7 تومان است ولي با اجراي طرح 300 تومان مي شود . از اين حرف ها اين روزها در كوچه ، شهر و روستا زياد شنيده مي شود .

به نظر اكثر صاحب نظران اين طرح براي موفقيت نيازمند عزم ملي برنامه ريزي دقيق و مديريت قوي است و شما بهتر مي دانيد در حال حاضر چقدر اين شرايط فراهم است .

دولت مسئول همه چيز اين طرح است اگر موفق بود كار دولت است اگر هم ناموفق بود كار دولت است . اينكه هنوز عملاً اجرا شروع نشده دولت با فرافكني ، گروهي را متهم مي كند كه مي خواهند دولت ناموفق شود و كارشكني مي كنند به نظر من حرف بي معني است ، امروز همه قواي كشور با اختيارات كامل در اختيار دولتيهاست . اينكه كارشناسي در يك روزنامه اي با تيتراژ محدود نقدي به طرح مطرح مي كند را هم تحمل نداريد و به حساب كارشكني بگذاريد بيانگر قدرت و توانايي مديريت شماست .

انتظار ما از دولت اين است كه مردم را از نگراني درآورد ، امروز ما به هر جا سفر مي كنيم مردم از اين طرح و آثار آن در زندگي خودشان مي پرسند ، ما نه قادر هستيم دروغ بگوييم و نه اطلاع دقيقي داريم كه آنها را در جريان بگذاريم . لذا اطلاع رساني شفاف و دقيق از نيازهاي اساسي جامعه است براي اجراي طرح هدفمند كردن يارانه ها .

ادامه مطلب ...

پانزدهمين شماره روزنامه کلـــمــــه» زمين گرد نيست!

0 نظرات
روزنامه کلـــمــــه پيش شماره پانزدهم؛
وزير اطلاعات: منافقين به مجلس ششم خط ميدادند، سندش هم موجود است!

. ادامه راه سبز(ارس): پانزدهمين شماره روزنامه كلمه مورخه چهارشنبه 5 آبان ماه 89 جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت كلمه قرار گرفت و اكنون همت يكايك ما را براي رساندن حتي يك نسخه از آن به دست مشتاقان طلب ميكند. دانستن حق مردم است:


براي دریافت فايل pdf روي تصوير زير كليك كنيد
پی دی اف (186 کیلو بایت)

لينك كمكي دانلود مستقيم pdf: "اينجا"
لينك دانلود مستقيم فايل تصويري jpg: "اينجا" حجم 477 كيلوبايت
ادامه مطلب ...

بیکاری همچنان رو به گسترش است؛ پس از ۳۳ روز، هنوز نرخ بیکاری تابستان اعلام نشده است

1 نظرات
بیکاری همچنان رو به گسترش است؛
پس از ۳۳ روز، هنوز نرخ بیکاری تابستان اعلام نشده است

. ادامه راه سبز(ارس): خبرگزاری ایسنا گزارش داد: اگر چه در سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۶، نرخ بیکاری تابستان نسبت به بهار روندی کاهشی داشته است، اما در دو سال اخیر این روند معکوس شده ‌است.

بررسی آمار نرخ بیکاری نشان می‌دهد در سال ۱۳۸۴ نرخ بیکاری تابستان نسبت به بهار یک درصد، در سال ۸۵ معادل ۰٫۷ درصد و در سال ۸۶ معادل ۰٫۸ درصد کاهش یافته است.

اما در دو سال بعد این روند معکوس شده، به طوری که در تابستان سال ۱۳۸۷ نرخ بیکاری نسبت به فصل قبل ۰٫۶ درصد و در تابستان سال ۱۳۸۸ این رقم ۰٫۲ درصد نسبت به بهار افزایش یافته ‌است.

با وجود این که وزیر کار و امور اجتماعی پیش بینی کرده نرخ بیکاری تابستان امسال نسبت به بهار کاهشی خواهد بود، اما رییس هیات مدیره کانون انجمن‌های صنفی کاریابی‌های سراسر کشور چندی پیش تاکید کرد که به طور قطع نرخ بیکاری در تابستان نسبت به بهار افزایش خواهد داشت.

بابک هاشمی‌پور در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد:‌ تعداد مراجعات کارجویان به کاریابی‌ها نشان می‌دهد که تعداد آنها افزایش داشته، اما پس از بروز مشکلاتی در سازمان تامین اجتماعی که در ارائه تسهیلات به کارفرما برای جذب کارجویان اختلال ایجاد کرد، میزان جذب کارجو کاهش یافته است.

او ادامه داد: آمار ما نشان می‌دهد که در سه ماهه اول امسال دست کم ۳۰ درصد میزان به کارگیری کارجو از طریق کاریابی‌ها کاهش یافته است.

وی با انتقاد دوباره از عدم اجرای تسهیلات ماده ۱۰۳ برای کارفرمایان گفت: با این وجود کارفرمایان رغبت چندانی برای جذب نیروی کار جدید ندارند و پیش بینی من این است که با این روند نرخ بیکاری در تابستان نسبت به بهار افزایش یافته است.

این در حالی است که نرخ بیکاری بهار امسال به رقم بی سابقه ۱۴٫۶ درصد رسید. این عدد چنان ناخوشایند بود که وزیر کار ترجیح داد اصل آن را زیر سوال ببرد و نسبت به صحت آن ابراز تردید کند. با این وجود مرکز آمار ایران به عنوان مرجع اصلی محاسبه کننده نرخ بیکاری، بر درستی محاسبات خود تاکید و هر گونه تشکیک در آن را بلاوجه خواند.

امروز با این که ۳۳ روز از پایان تابستان می‌گذرد، هنوز نرخ بیکاری این فصل اعلام نشده‌ است. بنابراین باید برای ارائه تحلیلی درست درباره روند تغییر نرخ بیکاری همچنان منتظر اعلام این عدد از سوی مرکز آمار ایران باشیم.

ادامه مطلب ...

نماینده ولی فقیه در سپاه: ارتش نباید در سیاست دخالت کند، ولی سپاه باید دخالت کند!

7 نظرات
نماینده ولی فقیه در سپاه:
ارتش نباید در سیاست دخالت کند، ولی سپاه باید دخالت کند!

. ادامه راه سبز(ارس): نماینده ولی فقیه در سپاه، در گردهمایی مشترک مسوولان و هادیان سیاسی نیروهای مسلح، از ضرورت دخالت سپاه و عدم دخالت ارتش در مسائل سیاسی سخن گفت.

به گزارش ایسنا، علی سعیدی با اشاره به نسبت نیروهای مسلح کشور با فعالیت‌های سیاسی، مدعی شد: این مساله بر حسب نوع نیروی مسلح، متفاوت است و برای نمونه فعالیت سیاسی سپاه در برخی جاها اشکال ندارد.

سعیدی که خود عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز است، با این توجیه که “سپاه، پاسدار انقلاب است”، اظهار عقیده کرد: در حوادثی ممکن است لازم باشد که سپاه موضع‌گیری کند و حتی بعضا اگر موضع‌گیری نکند، اشکال دارد، ولی شاید لازم نباشد که مثلا ارتش این کار را انجام دهد.

این اظهارنظر نماینده رهبری در سپاه، در تناقض آشکار با وصیتنامه امام خمینی (ره) است که در آن بر ضرورت پرهیز آحاد نیروهای مسلح از ورود به مسائل سیاسی تاکید می‌شود.

سعیدی در بخش دیگری از سخنان خود، با بیان اینکه سپاه بازوی ولایت است، گفت: ما را متهم می‌کنند که در انتخابات دخالت کرده‌ایم، ولی ما دخالت نکرده‌ایم(!)، بلکه ما فقط شاخص‌ها و اصول را بیان می‌کنیم و این دخالت در انتخابات محسوب نمی‌شود(!).

وی افزود: یک فرد در نیروهای مسلح اگر به کسی رای دهد که در مسیر تقویت ولایت نباشد، برخلاف اصول ولایت‌مداری عمل کرده است.
ادامه مطلب ...

تاثیر هدفمندی یارانه ها بر بودجه‌ خانوار: خانوارها بدهکارتر می‌شوند

0 نظرات
تاثیر هدفمندی یارانه ها بر بودجه‌ خانوارها:
خانوارها بدهکارتر می‌شوند

. ادامه راه سبز«ارس»: در هفته گذشته رئیس مرکز آمار ایران طی مصاحبه ای از کسری بودجه خانوارهای ایرانی طی سال 88 و 87 خبر داد. بر اساس اظهارات عادل آذر میزان کسری بودجه خانوارهای شهر نشین ایرانی سالانه معادل 558 هزار تومان رسیده است. آمار منتشره از سوی بانک مرکزی البته تفاوت فاحشی با این ارقام دارد، بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی بانک مرکزی میزان کسری بودجه خانوارهای شهر نشین ایرانی در سال 88 معادل390 هزار تومان بوده است رقمی که در مقایسه با سال 87معادل 40 درصد رشد داشته است.
اگر مصرف خانوارهای ایرانی بر خلاف محاسبات قبلی، مصرف غیرضروری نباشد و با آزادسازی قیمت‌ها، در الگوی مصرف مردم تغییری صورت نگیرد تراز بودجه منفی‌تر و خانواده‌های ایرانی بدهکارتر خواهند شد.

به گزارش فرارو، باز هم ناهم‌خوانی آمار بانک مرکزی و مرکز آمار البته این بار با یک تفاوت اساسی، این آمار ناهم‌خوان کم و بیش مشکل یکسانی را نشان می‌دهند: «دخل و خرج ناهم‌خوان خانوارهای ایرانی». بر اساس آمار منتشره مراکز رسمی تنها در سه استان خراسان رضوی، مازندران و سیستان و بلوچستان دخل مردم از خرج آن‌ها پیشی می‌گیرد. امری که تحلیل‌های گوناگونی را در پی داشته است.

در هفته گذشته رئیس مرکز آمار ایران طی مصاحبه ای از کسری بودجه خانوارهای ایرانی طی سال ۸۸ و ۸۷ خبر داد. بر اساس اظهارات عادل آذر میزان کسری بودجه خانوارهای شهر نشین ایرانی سالانه معادل ۵۵۸ هزار تومان رسیده است. آمار منتشره از سوی بانک مرکزی البته تفاوت فاحشی با این ارقام دارد، بر اساس آمارهای منتشر شده از سوی بانک مرکزی میزان کسری بودجه خانوارهای شهر نشین ایرانی در سال ۸۸ معادل۳۹۰ هزار تومان بوده است رقمی که در مقایسه با سال ۸۷معادل ۴۰ درصد رشد داشته است.

کارشناسان اعتقاد دارند دو روش متفاوت از ارزیابی هزینه و درآمد خانوارهای ایرانی از سوی مرکز امار ایران به دو نتیجه متفاوت از نظر میزان درآمد و هزینه ها منجر شده است و به این ترتیب میزان کسری بودجه خانوارهای ایرانی به طور متوسط سالانه بین ۳۹۰ تا ۵۵۸ هزار تومان است ولی آنچه در نهایت هر دو گزارش بر آن تاکید شده است رشد کسری بودجه خانوارها در سال‌های اخیر است.

اعلام این خبر در حالی صورت می‌گیرد که عادل آذر، رئیس مرکز آمار ایران در نماز جمعه هفته گذشته با بیان این که درآمد سرانه هر ایرانی ۵ میلیون تومان است، با یادآوری رشد برخی شاخص‌ها بر این امر تاکید نموده بود که «از این آمار می‌توان نتیجه گرفت که سطح رفاه زندگی در کشور بیش از پیش افزایش یافته است».

در حالی که آذر اعتقاد دارد سطح رفاه مردم افزایش یافته، آمارها حکایت از آن دارد که تراز بودجه خانوارهای ایرانی از سال ۱۳۶۱ تا کنون منفی بوده است. کارشناسان درباره این وضعیت نظرهای گوناگونی دارند. مهدی تقوی، استاد دانشگاه علامه از این وضعیت تعبیر به پس‌انداز منفی می‌کند و در توضیح آن به خبر می‌گوید: «طی سال‌های گذشته آن‌چه در اقتصاد ایران باعث جلوگیری از ورشکستگی اقتصادی مردم شده است درآمدهای نفتی است که توسط دولت به اقتصاد تزریق شده است و این امارها نشان می دهد در عمل بخش عمده ای از خانوارهای ایرانی هیچ نقش واقعی در ایجاد ثروت در کشورنداشته اند».

وی می‌افزاید: «خانوارهای ایرانی برای آن‌که بتوانند تراز خود را متعادل کنند مجبور به هزینه کردن دارایی‌های خود بوده و می توان گفت در این سال‌ها فقیرتر شده اند و از سوی دیگر برای جبران هزینه‌های خود مجبور به قروضی شده اند که به امید افزایش درآمد در سالهای آتی گرفته اند و در عمل هیچ نقش واقعی در انباشت سرمایه در کشور بازی نکرده اند».

اما برخی از کارشناسان نظرات متفاوتی دارند و اصل صحت داده‌های آماری را زیر سوال می‌برند. به اعتقاد ابراهیم رزاقی منفی بودن تراز بودجه خانوارها طی این همه سال امری طبیعی به نظر نمی‌رسد و احتمالا یا مردم بدون این که درک صحیحی از مفاهیم اقتصادی داشته باشند، اطلاعات خود را ارائه می‌دهند یا جمع‌آوری اطلاعات غلط است.

وی اعتقاد دارد: «مثلاً برخی از مردم با استفاده از وام اقدام به خرید خانه می کنند و اقساط این وام در واقع نوعی سرمایه گذاری و پس انداز است در حالی که وقتی از انها سئوال می کنید این ارقام را در جمع هزینه های خود وارد می کنند و این اشتباه می تواند نتیجه جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوارها را تحت تاثیر قرار دهد».

این استاد بازنشسته دانشگاه تهران معضل آمار ارائه‌شده را فرهنگی می‌داند و معتقد است: «بسیاری از ما عادت داریم در مورد هزینه های خو د اغراق کنیم و در عوض درمورد درامدهای خود انرا پایین نشان بدهیم و همین مسئله باعث می شود برآوردهای انجام شده نیز به خطا برود که البته من نمی توانم در مورد این مسئله اظهار نظر قطعی کنم زیرا باید یک کارشناس امار در این مورد نظر بدهد ولی انچه مسلم است امکان ادامه وضعیت نشان داده شده در امارهای سی سال گذشت از نظر اقتصادی غیر ممکن به نظر می رسد».

البته وی به بالا رفتن اشتهای مصرف خانوارهای ایرانی نیز اشاره کرده بود. وجه دیگر این آمار را نیز نباید نادیده گرفت که بر اساس آن اگرچه خانوارهای شهری طی دهه‌های گذشته فقیرتر شده اند، اما وضعیت خانوارهای روستایی بهبود یافته است. اینک که هدفمندسازی در پیش است، این اتفاق چه تاثیری بر منفی بودن تراز بودجه خانوارهای ایرانی خواهد گذاشت؟

مسئولین معتقدند با اجرای هدفمندسازی مردم باید الگوی مصرف خود را اصلاح کنند، تا بتوانند از پس افزایش هزینه‌ها برآیند. کارشناسان اقتصادی نیز اصلاح الگوی مصرف مردم با آزاد شدن قیمت‌ها را یک رفتار اقتصادی ناگزیر می‌دانند. هر دو معتقدند این افزایش هزینه‌ها نهایتاً کیفیت زندگی را کاهش می‌دهد.

اما می‌توان این نکته را طرح نمود که اگر مصرف خانوارهای ایرانی بر خلاف محاسبات قبلی، مصرف غیرضروری نباشد و با آزادسازی قیمت‌ها، در الگوی مصرف مردم تغییری صورت نگیرد تراز بودجه منفی‌تر و خانواده‌های ایرانی بدهکارتر خواهند شد.

ادامه مطلب ...

به گفته بازپرس پرونده، دکتر شکوری راد امشب آزاد می‌شود

0 نظرات
به گفته بازپرس پرونده، دکتر شکوری راد امشب آزاد می‌شود
. ادامه راه سبز(ارس): همسر علی شکوری راد از تودیع وثیقه برای آزادی وی خبر داد و خاطرنشان کرد که بر اساس دستور بازپرس شعبه ۴ دادسرای مستقر در زندان اوین، دکتر شکوری راد امشب آزاد می‌شود.

به گزارش نوروز، دکتر صدیقه خدمت، همسر شکوری راد ضمن بیان این مطلب، از تماس دادسرا با خانواده خبر داد که در آن اعلام شد در صورت تودیع وثیقه، امکان آزادی دکتر شکوری راد در روز سه شنبه وجود دارد.

وی از مراجعه خانواده و وکیل وی به دادسرا و تهیه و ارائه سند خبر داد و خاطرنشان کرد: بازپرس شعبه ۴، نامه ای را به اداره ثبت برای بازداشت سند صادر کردند که قبل از ساعت ۱۳ پس از بازداشت ملک توسط اداره ثبت، پاسخ لازم به شعبه ۴ بازپرس تحویل شد. وی تاکید کرد که با توجه به طی کلیه مراحل قانونی لازم و طبق گفته مقامات قضایی، دکتر شکوری راد امشب قرار است آزاد شود.

گفتنی است که امروز ۲۲ تن از پزشکان تیمهای اضطراری دفاع مقدس با امضای بیانیه‌ای خواستار آزادی هرچه سریعتر شکوری راد شدند.

همچنین ۱۴۴ پزشک و استاد دانشگاه کشور نیز در نامه جداگانه‌ای خطاب به رییس قوه قضاییه، آزادی دکتر شکوری راد را خواستار شدند. در این نامه خطاب به رئیس دستگاه قضایی آمده است: دستگیری جناب آقای دکتر علی شکوری راد استاد محترم دانشگاه علوم پزشکی تهران، رئیس بخش رادیولوژی بیمارستان سینا، رزمنده دوران دفاع مقدس و نماینده سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی موجی از اعتراضات و نارضایتی در جامعه دانشگاهی و مجموعه پزشکان ایجاد کرده است.

در بخش دیگری از این نامه، امضاکنندگان تصریح کرده‌اند: صداقت، خدمات بی شائبه و ارزشمند ایشان همیشه در ذهن همکاران دانشگاهی و جامعه پزشکی ماندگار می‌باشد. بدون شک ادامه بازداشت ایشان موجب تأثر و تأسف جامعه پزشکی کشور و مردم خواهد بود. اینجانبان پزشکان و اعضای هیئت علمی دانشگاهها خواستار آزادی سریع ایشان هستیم.

پزشکان تیمهای اضطراری دفاع مقدس:
دستگیـری اشخاص به دلیل اظهار عقیده را محکوم می کنیم

پزشکان تیمهای اضطراری دفاع مقدس طی نامه ای دستگیـری دکتر علی شکوری راد و اشخاص به دلیل اعلام مواضع و اظهار عقیده را محکوم کردند. به گزارش پارلمان نیوز متن این به شرح زیر است:

«بسم الله الرحمن الرحیم»

دکتر علی شکوری راد استاد دانشگاه، پزشک متخصص و رزمنده دفاع مقدس که سالها سابقه خدمت صادقانه به نظام جمهوری اسلامی دارد و بعنوان عضو هیئت علمی به آموزش دانشجویان و ارائه خدمات درمانی به بیماران محروم در بیمارستان سینا مشغول می‌باشد بازداشت شده است. ما پـزشکان تیم‌های اضطراری دوران دفاع مقدس دستگیـری اشخاص به دلیل اعلام مواضع و اظهار عقیده را محکوم می‌نمائیم و خواهان آزادی هر چه سریعتر ایشان می‌باشیم.

اسامی ۲۲ تن از پزشکان تیمهای اضطراری دفاع مقدس که این نامه را امضا کرده اند به این شرح است:

دکتر محمدعلی صدیقی گیلانی - دکتر علی غفوری - دکتر نصرت اله عشقیار - دکتر محمدرضا ظفرقندی - دکتر ایرج حریرچی - دکتر مجتبی سالاریفر - دکتر نصیری کاشانی - دکتر حسن رزمی - دکتر محمدصادق آخوندی - دکتر کاظم آشفته - دکتر محمدسعید شیخ رضائی - دکتر احمد سوداگر - دکتر امیر رضا رکن - دکتر قاسم میقانی - دکتر فرزاد پیروزمند - دکتر مهدی قندهاری - دکتر حسین افشار - دکتر مسعود فلاحی نژاد - دکتر سیدجلال پورهاشمی - دکتر حبیب حاجی میرآقا - دکتر بهمن سراج - دکتر مهدی شهرابی
ادامه مطلب ...

متهم مفاسد اقتصادی دیروز، پشت صحنه وایمكس و فیلترینگ امروز!

0 نظرات
یكبار دیگر «هواوی» وارد صنعت كشور شد:
متهم مفاسد اقتصادی دیروز، پشت صحنه وایمكس و فیلترینگ امروز!
. ادامه راه سبز(ارس): چشم مسئولان عدلت محور روشن. بازگشت غول چینی كلاهبردار، متهم اصلی شانزدهمین پرونده قطعی مفاسد اقتصادی به كشور و همكاری با بزرگترین شركت های مخابراتی.

این هم می تواند یك سیاست باشد. رقابت نفس گیر دو واسطه، كه هر دو از یك منبع اصلی تغذیه می شوند. سیاست و بازی، كه در آن كاربر بیچاره ایرانی قربانی بازاریابی شركتی 100 درصد خارجی از سرزمین كشور دوست و برادر«چین» شده است. واسطه های ایرانی كه مدام چماق دستاورد ملی را بر سر كاربر ایرانی می كوبند، اما حتی توانایی رفع مشكلات فنی را خود ندارند.

وایمكس (اعم از ایرانسل و مبین نت و..) در حال همه گیر شدن است و بار دیگر دردی كهنه دهن باز می كند. وایمكس از كجا آمده و به كجا می خواهد برود. پس پرده این اینترنت پر سرعت كه تلاش می شود هدیه ای نو و دستاوردی ملی به كاربران معرفی شود، چه كسانی ایستادند؟

صفحات كهنه تاریخ كشورمان ورق می خورد، تا به زمستان سال 1384 میرسد. آن روزها احمدی نژاد تازه وارد بود و هیاهوی مبارزه با مفاسد اقتصادی همه جا بلند بود.

ماجرا یك كلاهبرداری ملی بود؛ كلاه گشادی كه «چینی ها» سر ملت ایران گذاشته بودند. «تقلب»، «جعل سند» و.. برای بالا كشیدن سرمایه های ملی كشورمان. آنها میخواستند به مخابرات ایران برسند، به جایی پر از «اطلاعات» و البته «پول»، اگرچه 5 سال قبل نتوانستند، اما ظاهرا الان با راه اندازی سرویس وایمكس، توفیقاتی حاصل كردند.

مخابرات هنوز خصوصی نشده بود و شركتی دولتی و طبیعتا ملی به حساب می آمد.

به جا نیست مسئولان امنیتی، خیال مردم را بابت اطلاعاتی كه ممكن است(تنها ممكن است) توسط ارایه سرویس وایمكس به ده ها هزار نفر ایرانی به دست تبعه های خارجی بیافتد اطلاع رسانی داشته باشند!؟

پرونده مفاسد اقتصادی؛ جزئیات كلاهبرداری چینی

دوم بهمن ماه 1384، سرانجام پس از مدت ها انتظار، دادگاهی كه وعده داده شده بود با سر و صدای كم، برگزار شد. شانزدهمین پرونده مفاسد اقتصادی؛دستگاه قضایی جزئیات شانزدهمین پرونده قطعی شده كه در آن یك شركت چینی به همراه دو تبعه آن و دو شهروند ایرانی به اتهام جعل آرم شركت مخابرات به مجازات قانونی محكوم شده‌اند را اعلام كرد.

در این پرونده كه با گزارش شركت مخابرات ایران و گزارش‌های مردمی در دستور كار قضایی قرار گرفته بود متهمان چینی و ایرانی آن به اتهام جعل آرم و علامت شركت مخابرات ایران، استفاده از سند مجعول و اعطای امتیاز من غیر حق در جریان یكی از مناقصات شركت مخابرات ایران،محاكمه و پس از رسیدگی‌های قضایی علاوه بر جزای نقدی به تحمل حبس نیز محكوم شده‌اند.

متهمان این پرونده،دوژانگ (du zhung) معروف به جف(jeff) تبعه چین مهندس كامپیوتر و بازاریاب شركت چینی هواوی( huawei)، سان ای(Sun Yi) تبعه چین مهندس كامپیوتر و كارمند شركت چینی هواوی ( huawei)، آرش فطوره چی فرزند غلامرضا فوق لیسانس الكترونیك و مهندس بخش فنی شركت چینی هواوی( huawei)و رضا رشیدی مهر آبادی فرزند محمد معاون وقت توسعه و مهندسی شركت مخابرات ایران هستند.

موارد اتهامی، اعطای امتیاز من غیر حق و جعل آرم و علامت شركت مخابرات ایران T.C.Iو استفاده از سند مجعول تهیه شده می باشد.

بر پایه این گزارش، موضوع این پرونده رسیدگی به نحوه برگزاری مناقصه شماره 10/82 شركت مخابرات ایران و رسیدگی به جرائم و تخلفات اداری در انجام مناقصه و موضوع مناقصه نیز خرید تجهیزات شبكه انتقال و بخش زیر ساخت مخابراتی كشور S.D.Hبه ارزش 35 میلیون دلار بوده است.

برنده اعلامی این پرونده، شركت چینی هواوی( huawei) كه عرضه كننده تجهیزات شركت چینی huawei بوده است.

خلاصه پرونده از این قرار بوده است كه برخی مسئولان شركت چینی huawei به منظور تمهید و به دست آوردن امتیازاتی جهت برنده شدن در مناقصه شركت مخابرات ایران،با اقدام به جعل آرم و علامت این شركت،گواهی رضایت بخش (8ژوئن 2003) را تنظیم و به محل برگزاری مناقصه در كشور بنگلادش ارائه می‌دهند و علاوه بر این،به دلیل عدم رعایت كلیه مقررات و ضوابط مناقصه از سوی برخی روسا و مدیران شركت مخابرات، نهایتا شركت چینی CNTIC برنده مناقصه می‌شود كه عرضه كننده محصولات و تجهیزات مخابراتی شركت Huaweiبوده است كه این تجهیزات با توجه به شرایط موجود و حاكم بر مناقصه ، دارای میفیت مرغوبی نبوده است.

شعبه و كلاسه پرونده،82/1050/124و 119 شعبه 1050 دادگاه بدوی و كلاسه 83/1191/81 شعبه 1191 دادگاه بدوی و كلاسه 83/34/331 شعبه 34 تجدید نظر استان تهران و كلاسه 83/34/331 شعبه 13 تشخیص دیوان عالی كشور و شماره دادنامه 16،48،47دادگاه بدوی و 1411 دادگاه تجدید نظر و دادنامه شماره 13/3447 شعبه 13 تشخیص دیوان عالی كشور است.


اشتباه شده، رشیدی مجرم نیست

رضا رشیدی مهر آبادی، یكی از چهار متهم پرونده مزبور همان روز مشمول عفو می شود! قوه قضاییه طی نامه ای به امضای عبدالرضا ایزدپناه رییس دفتر آیت ا... شاهرودی همان روز كه خبر حكم قطعی دادگاه مربوط منتشر شده بود، اعلام كرد كه رضا رشیدی جرمی مرتكب نشده است.

متن كامل نامه عبدالرضا ایزدپناه رییس حوزه ریاست قوه قضاییه خطاب به موحدی رییس مجتمع قضایی ویژه اقتصادی كه از طریق روابط عمومی شركت مخابرات ایران در اختیار جراید قرار گرفت به این شرح است :

"با سلام، ریاست محترم قوه قضاییه پس از ملاحظه درخواست مورخ 2/11/84 آقای رضا رشیدی مهرآبادی، چنین مرقوم فرمودند:
"بسمه تعالی جناب آقای موحدی رییس مجتمع قضایی ویژه اقتصادی این مورد از پرونده مفاسد كه نبوده، اصلاً جرمی واقع نشده است و تخلفی كه بوده است نیز منجر به درخواست عفو شده است.لهذا به این شخص (رضا رشیدی) ظلم و اجحاف شده است و تكذیبیه نسبت به این شخص شایسته است اعلان كنید تا حقوق شهروندی تضییع نشود"
لذا تصویر در خواست فوق جهت ملاحظه و صدور دستور لازم به پیوست ارسال می گردد.

- رونوشت جناب آقای رضا رشیدی مهرآبادی

رد پای او در همه مراكز مهم تصمیم گیری در زمینه آی تی كشور به چشم می خورد. بیش از همه، نام او با كلید واژگانی همچون: «Huawei »، «مخابرات»، «اینترنت» و البته «فیلترینگ» پیوند خورده است.

حدودا چهار سال قبل، بحث رفتن رشیدی مهرآبادی به تركیب هیات مدیره شركت ایرانسل مطرح شد. گفته می شد، او كه سابقه فعالیت در بنیاد مستضعفان(از سهام داران اصلی شركت ایرانسل) را در كارنامه خود دارد، قرار است به این شركت برود. بعدا این خبر تكذیب شد.

در تماس خبرنگار آینده با مدیر روابط عمومی شركت ایرانسل، این شركت رفتن رشیدی مهرآبادی به شركت ایرانسل را تنها رسانه ای عنوان و اضافه می كند: تنها حرف آمدن رشیدی به ایرانسل آنهم در رسانه ها مطرح شد و هیچ اقدام عملی در ایرانسل به این منظور اتفاق نیافته بود.

رضا رشیدی مهرآبادی از پیشگامان «صنعت فیلترینگ» به شمار می رود. وی در مصاحبه ای مورخ 26 تیرماه 1384، در كسوت مدیر عامل شركت ارتباطات داده ها گفت: یك "بانك اطلاعات ملی" ( (Data base به منظور بومی سازی و هماهنگی بهتر و بیشتر در امر فیلترینگ تا سه هفته آینده راه اندازی می شود .

حتما كاربران اینترنت به خاطر دارند كه در گذشته، هر آی اس پی، خود لیستی از سایت ها را فیلتر می كرد، ممكن بود سایتی در یك آی اس پی فیلتر و در دیگری فیلتر نباشد. صفحات فیلترشده نیز تفاوت های زیادی داشتند. اما امروزه و به خصوص پس از انتخابات سال 88، این صفهات همگی همگون شدند و فیلترینگ نظام مند شده است.

چهار سال قبل، رشیدی مهرآبادی هدف و چشم انداز راه اندازی بانك اطلاعاتی مزبور را چنین ارزیابی توصیف كرده بود: با راه اندازی بانك اطلاعات ملی فیلترینگ و اتصال تمام مراكز ارایه دهنده خدمات اینترنتی به آن، دیگر با مشكل ناهماهنگی در فیلترینگ سایتهای غیراخلاقی و معاند با اسلام و نظام، مواجه نخواهیم شد .

رد پای رشیدی مهرآبادی در صنایع ارتباطی، مخابرات و... هر جا كه سخن از ارتباطات باشد به چشم می خورد. البته رشیدی مهرآبادی ها، فامیل بزرگی هستند كه حضورشان در روزنامه جوان و مجله گزارش جامعه(میثم رشیدی مهرآبادی و فاطمه رشیدی مهر آبادی به عنوان سردبیر مجله، عضور رونامه جوان، مدیر مسئول هفته نامه گزارش جامعه)، مهدی رشیدی مهرآبادی در تركیب هیات موسس (شورای مركزی جامعه جوانان متحد اسلامی) و... نیز به چشم می خورند.


جلسه مسئولان یكی از شركت های شاخص ارایه دهنده سرویس وایمكس با مسئولان Huawei برای بررسی وضعیت بازار ایران یكشنبه دهم آبانماه 1388 (برابر اول نوامبر 2009) اندكی پیش از راه اندازی وسیع رویس وایمكس در ایران.

وایمكس ایرانسل و مبین نت؟

شركت Huawei، شركتی بین المللی است كه بازار خود را عموما از بین كشورهای توسعه نیافته یا در حال توسعه میابد و سابقه خوبی هم در این كشورها ندارد. برای این شركت كجا بهتر از ایران؟

در واقعه مبین نت و ایرانسل، واسطه هایی هستند كه كاربران ایرانی را به شركتی 100 درصد خارجی وصل می كنند. شركتی كه در تهران چندین دفتر بدون تابلو و آرم خاصی دایر كرده است و كارمندان آن شاید بتوانند به حجم عظیمی از اطلاعات كاربران ایرانی دسترسی داشته باشند.

پس از آنكه اواخر تابستان امسال، مساله كندی، عدم سرویس دهی مناسب، محاسبه تعرفه و هزینه اشتراك، خدمات پشتیبانی ضعیف و... وایمكس ایرانسل توسط رسانه ها مورد سوال قرار گرفت. وایمكس مبین نت به صحنه وارد شد، چنانكه این وایمكس از نوع دیگر است!


حضور برخی از مسئولان ایرانی مرتبط با صنعت مخابرات در نشست مربوط به كشورهای طرف قرارداد شركت Huawei در خاورمیانه ، یازدهم و دوازدهم اسفند 1388 (برابر دوم و سوم مارچ 2010) دبی.

جالب است بدانید پشت صحنه وایمكس ایرانسل و وایمكس مبین نت، این هر دو شركت چینی Huawei قرار دارد. برای اطمینان از این ماجرا، به بخش روتر مودم های خود( از هر نوع) وارد شوید، مودم را بررسی كنید، حتما این آرم را كه تصویرش در اینجا درج شده است خواهید یافت.

بسیاری از همكاران(!) در مواجهه با انتقاد به عملكرد ضعیف شركت ظاهرا ایرانی ایرانسل، تلاش می كنند وایمكس ایرانسل را دستاوردی ملی وابسته به بخش خصوصی تلقی كنند.


نمایی از صفحه روتر یا كنسول مودم وایمكس یكی از شركت های ارایه دهنده سرویس هواوی. آرم شركت هواوی به خوبی قابل مشاهده است.

حال آنكه، اولا شركت ایرانسل 49 درصد سهام خارجی و 51 درصد سهام صا ایران و بنیاد مستضعفان را دارد.

از طرفی، وقتی مودم های این دو شركت به مشكل بر خورند، خواهید دید كه شركت های مزبور برای رفع مشكل به همان شركت قدیمی Huawei متوسل می شوند. كاربران به بخش دسترسی یا آنچه بین مسئولان خود شركت از آن تحت عنوان بخش تكنیكال یاد می كنند دسترسی ندارند، برای آنكه اصولا بخش تكنیكال در شركت ایرانسل یا مبین مستقر نیست.

كارمندان بخش تكنیكال Huawei با واسطه ایرانسل یا مبین نت به مشتركان وصل می شوند، به همین دلیل است كه كاربران این دو شركت به هیچ وجه امكان دسترسی به بخش های تكنیكال ندارند و تماس تنها یك طرفه برقرار می شود.

اگر مودم شما از هر نوعی دچار مشكل شود، شركت های واسطه، حتی توانایی تعمیر مودم را هم ندارند و باید مودم با شماره سریال اختصاصی به طرف چینی تحویل و مودمی نو گرفته شود.

به جاست مسئولان این دو شركت توضیح دهند، كه با توجه به حضور كارمندان این شركت خارجی با سابقه سیاه در بخش تكنیكال هر دو شركت، آیا تضمینی برای حفظ اطلاعات چند ده هزار نفر كاربر وایمكس وجود دارد.

آينده نيوز
ادامه مطلب ...

کیهان 18+: گاف خبرسازی و گاه رسوایی شریعتمداری و دوستان

2 نظرات
کیهان ۱۸+!
گاف خبرسازی و گاه رسوایی شریعتمداری و دوستان

. ادامه راه سبز(ارس): روزنامه کیهان که مدت‌هاست از بی‌توجهی‌های افکار عمومی به اخبار و مطالب دروغین خود رنج می‌برد، اخیرا به شیوه‌های جدیدی برای جلب توجه دست می‌زند. یکی از این شیوه‌ها، انتشار نظرات مخاطبان و کامنتهای سایتهای شبکه اجتماعی و … به نام منتقدان دولت و سبزهاست، و یکی دیگر، انتشار مستقیم و بی‌شرمانه فحش‌ها و اصطلاحات چارواداری است که اگر کسی آنها را با صدای بلند در خیابان بخواند، پلیس به اتهام هنجارشکنی بازداشتش می‌کند.

کیهان دیروز این دو شیوه را با هم به کار گرفت تا مگر به این شکل بتواند برای جا انداختن ادعایی که یک سال است مطرح شده و کسی به آن اهمیت نمی‌دهد، جلب توجه کند. این ادعا، سبز نامیدن چند سایت اینترنتی است که هر کاربر تازه‌کاری با مراجعه به آنها می‌فهمد این سایتها، شبکه‌های اجتماعی بی‌محدودیتی هستند که هر کسی می‌تواند ولو با نام مستعار، در آنها به ثبت نام، اظهار نظر و انتشار خبر بپردازد.

کیهانیان که متوجه نمی‌شوند – یا لااقل که اینطور نشان می‌دهند که نمی‌فهمند – شبکه‌های اجتماعی بی‌مرکز چیستند و محتوای آنها چگونه ایجاد می‌شود، تاکنون شاید بیش از هزار بار سایتهایی از این دست را به سبزها نسبت داده‌اند. ظاهر امر این است که به دلیل گرایش اغلب – و نه همه – فعالان فضای مجازی به جنبش سبز، فضای غالب – و نه مطلق – اینگونه سایتها نیز تحت تاثیر چالش سبزها با دولت دهم قرار دارد. اما نویسندگان کیهان، خود را به آن راه می‌زنند و این سایتها را سبز معرفی می‌کنند تا بتوانند برخی مخالفت‌ها و انتقادهایی را که به دلیل فضای باز و بی‌محدودیت شبکه‌های اجتماعی درباره سبزها مطرح می‌شود، به حساب شکاف در سبزها بگذارند و اینطور القا کنند که در جنبش سبز، اختلاف ایجاد شده است؛ همان تلاشی که یک سال است با خبرسازی و دروغ‌پردازی در جهت القای اختلاف بین موسوی، کروبی و خاتمی به کار می‌بندند و مدام هم تکرار می‌کنند، اما کسی باور نمی‌کند، حتی از هواداران خودشان.

اما کیهانیان که از این بی‌توجهی‌ها و بی‌اثر ماندن دروغ‌هایشان عصبانی‌اند، دیروز دست به کاری زدند که دستشان به بد شکلی رو شد و نشان دادند که اگر پای جلب توجه و عقده‌گشایی به میان بیاید، حاضرند با پول دولت، حتی فحش ناموسی هم چاپ کنند.

روزنامه مدعی اصولگرایی حامی پر و پا قرص احمدی نژاد که متاسفانه مدیرمسئول آن، نماینده رهبری هم هست، دست به انتشار کامنتهای یک سایت همگانی زد که هر کسی – حتی خبرسازان کیهان – در آن امکان ابراز نظر دارند. جالب است که خبرسازان خوش‌سلیقه کیهان، از میان صدها دیدگاه مندرج در این سایت درباره موضوع خبرپردازی خود، منحصرا نظراتی را گزینش و چاپ کردند که در آنها از الفاظ رکیک استفاده شده بود. نظرات مخاطبان یک سایت، که کیهان به نام سبزها چاپ کرد؛ نظراتی که بعید نیست ساخته و پرداخته خود کیهانیان باشد.

الفاظی که در این روزنامه حامی احمدی نژاد – و البته در ادبیات، پیرو او – به کار رفته، به هیچ صورت قابل انتشار نیست و کلمه تنها با عرض پوزش و اظهار شرمندگی از ادبیات کیهان، لینک مطلب سراسر فحش و بی‌ادبی این روزنامه را می‌گذارد تا خوانندگان در صورت تمایل، بدانند که کار کیهان به کجا کشیده شده است. مخاطبان می‌توانند در صفحه دوم روزنامه کیهان سوم آبان، پاراگرافی را که با کلمات «زیر این تحلیل» آغاز می‌شود، پیدا کنند و بر سقوط این روزنامه ، تاسف بخورند.

البته روزنامه کیهان پیش از این هم بارها به نقض اخلاق، قانون، شرع و حتی اولین آداب معاشرت که کودکان هم به کار می‌گیرند، دست زده است و حتی کار را به تمسخر آیات قرآن کریم هم کشانده است؛ و صد البته هیچ‌گاه از این بابت، نه تنها مورد توقیف و محاکمه قرار نگرفته، بلکه حتی یک تذکر ساده هم دریافت نکرده است. چرا که همه می‌دانند، کیهان مصونیت آهنین دارد.

جالب است که هنوز یک ماه از توقیف هفته نامه بهار زنجان به بهانه انتشار مطالب خلاف عفت عمومی که در واقع سخنان بی‌ادبانه یک مداح همفکر کیهان و احمدی نژاد بود، نمی‌گذرد. حال از مسئولان نظارتی و همه مدعیان امروزی اصولگرایی باید پرسید، آیا این مطلب منتشر شده در کیهان، در جهت خدمت به عفت عمومی است؟

ادامه مطلب ...

مادر سهراب اعرابي: بچه ۱۹ ساله را کشته اند، سناریو هم می نویسند

3 نظرات
مادر سهراب اعرابی در مصاحبه با روز:
بچه ۱۹ ساله را کشته اند، سناریو هم می نویسند

. ادامه راه سبز(ارس): خانواده سهرابی اعرابی در مصاحبه با "روز" به ادعاهای روز گذشته رسانه های حکومتی واکنش نشان دادند و اعلام کردند این دروغ ها و فشارها آنها را از پی گیری پرونده قتل فرزندشان منصرف نخواهد کرد.

در حالیکه با گذشت یک سال و 4 ماه از جان باختن سهراب اعرابی، عاملان و آمران قتل او معرفی نشده و شکایت خانواده او مسکوت مانده است، رسانه های حکومتی با طرح ادعاهایی تلاش دارند خانواده اعرابی را به سازمان مجاهدین خلق وصل کنند.

سهراب اعرابی، جوان 19 ساله ای بود که در راهپیمایی 25 خرداد ناپدید شد و در حالیکه مادر وی در 16 تیرماه با گذاشتن کفالت در دادگاه انقلاب در انتظار آزادی فرزندش بود، در تماسی به خانواده اعرابی گفته شد فرزندشان جان باخته و برای تحویل جسد به پزشکی قانونی کهریزک مراجعه کنند.

رسانه های حکومتی دیروز به صورت هماهنگ و تحت عنوان "انتشار اطلاعات مهم در مورد خانواده یکی از کشته شدگان حوادث بعد از انتخابات" مدعی شدند که "مادر سهراب در گذشته هوادار گروهك تروريستي منافقين بوده است و دايي او هم اكنون دراردوگاه ضد ايراني منافقين در اشرف مستقر است، دايي ديگر سهراب اعرابي در داخل كشور سابقه همكاري با اين گروهك تروريستي را دارد".

پروین فهیمی، مادر سهراب اعرابی در مصاحبه با "روز" ضمن تکذیب ادعاهای فوق می گوید: "میخواهند سناریوی جدیدی بسازند و خون یک بچه 19 ساله را پایمال کنند برای همین متوسل به این دروغ ها شده اند اما من اجازه نمی دهم. بچه من از جنبش سبز بود و من همه جا این را می گویم و خواهم گفت. هر گروهی هم بخواهد سهراب را به خودش بچسباند من اجازه نخواهم داد."

او سپس می پرسد: "اگر برادر من عضو دسته ای بوده به من و سهراب چه ارتباطی دارد؟ مگر برادر را به جای برادر مجازات می کنند؟"

رسانه های حکومتی در ادامه ادعای خود نوشته اند: "برادر سهراب هم اكنون يكي از عناصر مهم منافقين در ارتباط با داخل كشور مي‌باشد، همچنين پسر عموي مادرش نيز طي ‌سالهاي گذشته به جرم همكاري با گروهك نفاق دستگير شده است و منافقين براي سهراب مراسم شب هفت برگزار كرده‌اند و متن وصيت نامه‌ اعرابي بار‌ها از تلويزيون‌ منافقين پخش شده است اين گروهك تروريستي همچنين پس از كشته شدن سهراب براي خانوادۀ او پيام تسليت فرستاده است".

مادر سهراب اعرابی که عضو گروه مادران صلح است، در پاسخ به این ادعا می گوید: "وصیت نامه کجا بود؟ کدام وصیت نامه؟ بچه من اصلا وصیت نامه ای نداشت. یک بچه 19 ساله برای یک اعتراض مدنی بیرون رفته و او را کشته اند حالا میخواهند خون او را پایمال کنند اما خوب میدانند که با این سناریو سازی ها و دروغ پراکنی ها من ساکت نمی شوم و دست از پی گیری بر نمیدارم و اجازه نخواهم داد خون بچه ام را پایمال کنند."

خانم فهیمی می افزاید: "اینکارها نشان میدهد که واقعا دین و ایمان و وجدان و همه چیز را زیر پا گذاشته اند. من رای دادم، پسرم رای داد؛ ما فقط برای یک اعتراض مسالمت آمیز بیرون رفته بودیم؛ نه اسلحه ای داشتیم و نه کاری کردیم. سهراب را کشتند و حال دروغ می گویند اما عیبی ندارد. طلا که پاک است، چه منتش به خاک است. هیچ ترس و واهمه ای نداریم هر سناریویی میخواهند بسازند. ما در این مدت از این چیزها زیاد دیدیم اینقدر بگویند و بنویسند تا خسته شوند ما هم به خدا واگذارشان کرده ایم."

رسانه های حکومتی در بخش دیگری از ادعاهای خود به دیدار میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی با مادر سهراب اعرابی اشاره کرده اند. خانم فهیمی با بیان اینکه "از نظر آقایان همه مردم ایران یا اغتشاشگرهستند یا وابستگی سیاسی دارند" می افزاید: "گویا هر کاری بخواهیم بکنیم یا با هر کسی بخواهیم دیداری داشته باشیم باید از آقایان اجازه بگیریم. خب این چه کاریست بروند یک قانونی تصویب کنند و بگویند که مردم حق دیدار با کسی را ندارند و باید در خانه هایشان بنشینند. آخر این چه وضعیتی است؟ رسما اینجا را تبدیل به زندان کرده اند و در این مملکت ما زندانی هستیم که برای هر کاری باید اجازه بگیریم در غیر این صورت نقشه ای برایمان می چینند."

از مادر سهراب اعرابی درباره سرنوشت شکایت شان می پرسم. می گوید: "هنوز دادگاه نرفته ایم. اخیرا برگه ای برای دادگاه فرستاده بودند که من مسافرت بودم و از طرفی برگه نیز دیر به منزل ما فرستاده شده بود. نمیدانیم قضیه چی است و چه کرده اند. برگشتیم برگه را دیدیم و هنوز نمیدانیم دادگاه برگزار شده یا نشده."

ادامه مطلب ...

گزارش ویژه رسا: بررسی ابهامات اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها

1 نظرات
گزارش ویژه رسا- سوم آبانماه 1388:
بررسی ابهامات اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها
. ادامه راه سبز(ارس): گزارش ويژه سوم آبانماه شبكه تلويزيوني رسا به بررسی ابهامات اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها و وعده های بهبودی که دولتی ها از اجرای آن می دهند پرداخته است و اين در حالیست كه کارشناسان اقتصادی نگران تبعات تورمی و پیامدهای منفی اجرای این قانون برروی طبقات محروم و متوسط جامعه هستند و آنرا انجام جراحی با چشمان بسته نام می نهند.



جهت دانلود با فرمت 3gp بر روي تصوير بالا كليك كنيد

فرمت شنيداري گزارش ويژه رسا
جهت كاربران اينترنت كم سرعت


ادامه مطلب ...

«روزِ مــــــــــردم» 25 خرداد 1388

0 نظرات
25 خرداد 1388:
«روزِ مــــردم»
. ادامه راه سبز(ارس): برای آنکه گامی برای رهایی از استبداد برداریم ، کافی است « از خود آغاز کنیم » . آن گاه که جا تنگ و وقت درنگ و زمانِ رفتن است ، به جای آن که دیگران را در برداشتن ِ گام هایشان ناامید کنیم و به گام برداشتن آن ها خرده بگیریم و گام هایشان را بشماریم و راه و چاه را به دیگران نشان دهیم ؛ بهتر است ، لازم است ، باید ! از ابوسعید ابوالخیر بیاموزیم و از منبر پایین بیاییم و موعظه را بگذاریم و با مردم همراه شویم .« اگر همه به برداشتن همین یک گام پای بند شویم » و « کنشگری های بی خشونت » را از 25 خرداد و « گامی به پیش » را از ابوسعید ابوالخیر بیاموزیم ، آن گاه کسی نمی تواند 25خرداد را ندیده بگیرد و هیچ کس را یارای آن نخواهد بود - ولو به غلط - از مرگِ جنبش سبز سخن بگوید.
می گویند؛ یک بار که شیخ ابوسعید ابوالخیر برای ارشاد مردم و موعظه ی خلق در مسجدی حاضر شده بود ؛ هنگامی که می خواهد از منبر بالا برود ، یک از حاضران که جا را بر مردم تنگ می بیند و مجال را برای سخنرانی کوتاه می داند با صدای بلند می گوید «خدا رحمت کند کسی را که برخیزد و از همان جا که ایستاده است قدمی پیش نهد». مردم دعوت او را لبیک می گویند و هر کدام گامی برمی دارند و بدین طریق جا برای دیگران هم باز می شود . اما شیخ در میان تعجب حاضران از منبر پایین آمده و از سخنرانی منصرف می شود و وقتی مریدان از او دلیل انصرافش را می پرسند می گوید «هر آنچه من می خواستم بگویم ، در همین یک سخن آمده بود».

این رفتار ِحکیمانه ی شیخ ، به نوعی یادآور « راهپیمایی سکوت در روز ۲۵ خرداد » است. روزی که بارزترین و مشهورترین تجلی گاه اعتراض مردم به «نتایج انتخابات و رفتار حاکمیت» در برگزاری انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ بود. آن روز کسی در خانه نماند، هیچ کس به موعظه برنخاست و کسی هم موعظه نخواست. همه برخاستند و «گامی پیش نهادند» و در خیابان های تهران «سبز شدند» تا به ظلمی که برآنان رفته بود اعتراض کنند . آن روز را تحلیلگران سیاسی پیش بینی نکرده بودند و جامعه شناسان انتظار نداشتند، چرا که « روز ۲۵ خرداد ۸۸، روزِ مردم بود».

روزِ مردم، خاستگاه جنبشی شد که کسی را توان انکار آن نبود و دیری نگذشت که دوست و دشمن و مخالف و موافق مقهور آن شدند و به عظمتِ آن اقرار کردند و از عظیم ترین جنبش مردمی در آغاز سده ی بیست و یکم گفتند و شنیدند. یعنی شنیدن و گفتن از جنبش سبز، بی آنچه در ۲۵ خرداد ۸۸ گذشت چیزی کم دارد و ندیدنِ آن رفتارِ جمعی، اگر پریشانی ِ خاطر نباشد، بی انصافی است.

از طرفی، خیزش مردم در ۲۵ خرداد و به نام جنبش سبز، یعنی برای آنکه گامی برای رهایی از استبداد برداریم، کافی است «از خود آغاز کنیم». آن گاه که جا تنگ و وقت درنگ و زمانِ رفتن است، به جای آن که دیگران را در برداشتن ِ گام هایشان ناامید کنیم و به گام برداشتن آن ها خرده بگیریم و گام هایشان را بشماریم و راه و چاه را به دیگران نشان دهیم؛ بهتر است ، لازم است ، باید ! از ابوسعید ابوالخیر بیاموزیم و از منبر پایین بیاییم و موعظه را بگذاریم و با مردم همراه شویم.

و لازم نیست ۲۵ خردادِ ما، همیشه در کفِ خیابان ها باشد. «اگر همه به برداشتن همین یک گام پای بند شویم» و «کنشگری های بی خشونت» و اعتراض های آرام را از ۲۵ خرداد و «گامی به پیش» را از ابوسعید ابوالخیر بیاموزیم، آن گاه کسی نمی تواند ۲۵خرداد را ندیده بگیرد و هیچ کس را یارای آن نخواهد بود – ولو به غلط - از مرگِ جنبش سبز سخن بگوید. چنین باد.

آل طاها
ادامه مطلب ...

جنگ نرم «پهلوان پنبه ها» علیه سفره خالی مردم

0 نظرات
جنگ نرم «پهلوان پنبه ها» علیه سفره خالی مردم

. ادامه راه سبز(ارس): استاد، شیطان را بنیان گذار و مبتکر ِجنگ نرم تفسیر می کند و شاگرد خلف او علوم انسانی را منشاء جنگ نرم می خواند. یکی «در غذاخوردن مردم هم جنگ نرم را می بیند» و دیگری «اجتهاد فلان مجتهد را مصداق جنگ نرم» می داند و سومی می گوید «یکی از اهداف جنگ نرم می‌تواند هدفمند کردن یارانه‌ها باشد». یا للعجب!! سرداران جنگ نرم! چرا دمی نمی اندیشند؟ مگر جنگ نرم جنگ اندیشه ها نیست؟ مگر پهلوان پنبه ها نمی دانند از سفره های خالی « شورش نان » می خیزد نه جنگ نرم؟ پهلوان پنبه های جنگ نرم، نرمکی بیاندیشند و پاسخ دهند: آیا این همه بصیرت از فرط ِ سیری نیست؟
«پهلوان پنبه» در فرهنگ ایرانی اصطلاح شناخته شده ای است. لغت نامه ی دهخدا در معرفی این اصطلاح آورده است: مسخره ای که تمام تن خود را به پنبه گیرد. «او» با حلاجی که کمان در دست دارد برقص آید و حلاج در میان رقص کم کم پهلوان را با زدن کمان عور و برهنه کند، یعنی تمام پنبه های تن او را بر باد دهد. در اصطلاح پهلوان پنبه مردی درشت اندام و قوی هیکل بی زور و قوت را گویند که ظاهری دلیر و دلی جبان دارد. بظاهر پردل و بباطن ترسو. یالانچی پهلوان.

در دانش منطق هم، یک از مغالطات شناخته شده و مشهور به نام «مغالطه ی پهلوان پنبه» نام گذاری شده است. این مغالطه نوعی واکنش به مدعایی است که نمی توان آن را رد کرد و نادرستی آن را نشان داد. در مغالطه ی پهلوان پنبه، هیچ برهانی علیه اصل مدعا ارائه نمی شود بلکه شخص مغلطه گر، مدعای جدید را مطرح می کند که به ظاهر شباهتی با مدعای اصلی دارد، اما در حقیقت نسخه ای پوشالی و یا بدلی از آن است که تنها در ظاهر به آن شباهت دارد و مغلطه جو می کوشد تا با استدلال علیه این نسخه ی بدلی و ردِ آن، مدعای اصلی را گم کند و از اعتبار مدعی بکاهد. نمونه ای از این مغالطه در گفتگوی زیر آمده است:

احمد:
در انتخابات ریاست جمهوری نوبت دهم تقلب شده است.

محمود: در کدام انتخابات تقلب نشده است؟ مگر ساز و کار انتخابات با انتخابات قبلی یکی نبوده است ؟ این چه ادعایی است که شما دارید؟ شما که می دانستید !!! در انتخابات تقلب می شود، چرا در آن شرکت کردید؟!

در این گفتگو، محمود چون نتوانسته است در خصوص اصل مدعا استدلال کند، موضوع را به انتخابات دیگر و مفهوم تقلب و سازو کار انتخابات کشانده است. در حالی که مدعایِ اصلی تنها یک گزاره ی ساده و روشن است و اصولا در خصوصِ مواردی چون: انتخابات پیشین، دانسته های کاندیدها، انگیزه ی آنها و مسائل قبل از انتخابات و… کاملاً مستقل و بی طرف است. محمود با استفاده از این مغالطه، «اعتبارِ مدعی» خود را هدف قرار می دهد و او را به فتنه گری متهم می کند و «گفتمانِ فتنه» را بنا می نهد!

***

از مغالطه ی پهلوان پنبه، با نام «نبرد با مبارز پوشالی : Attacking a Straw Man » هم یاد شده است، اما به نظر می رسد اصطلاحِ پهلوان پنبه – بخصوص در زبان پارسی – برای آن رساتر است؛ زیرا در این مغالطه هم فردی که مغلطه می کند و هم «مدعای پوشالی» هر دو به نوعی در نقشِ پهلوان پنبه ظاهر می شوند. یعنی از طرفی مدعایِ پوشالی، پهلوان پنبه ای است که به دستِ فرد، حلاجی می شود و ابهت و درستی او فرو می ریزد و نادرستی او نمایان می شود و از طرفی فرد با این مغلطه، خود در نقش پهلوان پنبه ای ظاهر می شود که توانسته است در مبارزه با یک حریفِ بدلی، پیروز میدان باشد.

مغالطه ی پهلوان پنبه، هنگامی که آگاهانه مورد استفاده قرار گیرد نوعی ترفند غیر اخلاقی است که در مقابلِ حقیقت، جا خالی می دهد و می کوشد به جای پذیرشِ حقیقت، از اعتبار و تاثیرِ آن بکاهد تا منافع خود را حفظ کند و یا اعتقادات خود را موجه جلوه دهد. این مغالطه هم چنین نوعی پاک کردن صورت مسئله و جایگزینی آن با یک مسئله ی مبتذل و پوشالی و ساده تر است و در نظام ها و ساختار های فراگیر و توتالیتر رایج است. نظام های توتالیتر – به رسم فراگیری – جواب های مهیای خود را دارند و در مواجهه با هر حقیقتی که مطلوب آنها نباشد، به مسائل ساده تر پناه می برند تا خود را موجهه جلوه دهند. نمونه ای از این مواجهه را می توان در رفتار دولتمردان با طرح هدفمند کردن یارانه ها دید و مشاهده کرد که چگونه پرسش ها و ایرادهای اقتصاددانان و صاحب نظران را به نام «فتنه ی اقتصادی» پوشش می دهند.

***

گاهی فرد، از فرط استفاده از مغالطه ی پهلوان پنبه، خود در عالم واقع به پهلوان پنبه مبدل می شود و پهلوانی خود را باور می کند. این پهلوان پنبه ی واقعی! از هر فرصتی برای پهلوانی خود استفاده می کند و هر میدانی را به عرصه ی مبارزه با دشمنان پوشالی تبدیل می کند تا موجودیت خود را در آن نشان دهد. دن کیشوت، نمونه ی مشهود و نمادینی از این دست پهلوان پنبه هاست که سرانجام از فرط فریبِ همراه ابله خود ، به مبارزه با آسیاب هاب بادی رفت و خود را به نابودی کشاند.

آقای محمود احمدی نژاد و یاران او، مدت هاست از فرط تکرار واژگانی چون جنگ نرم، آن چنان به آن باور کرده اند و آن چنان پهلوانان این نبرد خیالی شده اند که هر آن می رود تمام سرمایه های فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی کشور را به باد دهند. افراط در بهره گیری از واژگانی چون جنگ نرم، ذهن این پهلوانان را جنگزده کرده است و آن ها به جایی کشانده است که هر آنچه محصول تغییر و کشف دانش بشری است، در آئینه ی جنگ نرم می بینند و چیزی نمانده است گردی زمین را هم مصداق جنگ نرم علیه کلیسا بخوانند و گالیله را از نو محاکمه کنند.

استاد، شیطان را بنیان گذار و مبتکر ِجنگ نرم تفسیر می کند و شاگرد خلف او علوم انسانی را منشاء جنگ نرم می خواند و دمی هم نمی اندیشند که این “جنگِ نرم” خود محصول و مخلوق همان علومی است که آنها به ستیز آن می روند و برساخته ی همان مغربی است که خود را در جنگ با آن سردار و پهلوان می خوانند.

یکی «در غذاخوردن مردم هم جنگ نرم را می بیند» و دیگری «اجتهاد فلان مجتهد را مصداق جنگ نرم» می داند و سومی می گوید «یکی از اهداف جنگ نرم می‌تواند هدفمند کردن یارانه‌ها باشد». یا للعجب!! سرداران جنگ نرم! چرا دمی نمی اندیشند؟ مگر جنگ نرم جنگ اندیشه ها نیست؟ مگر پهلوان پنبه ها نمی دانند از سفره های خالی « شورش نان » می خیزد نه جنگ نرم ؟ مگر دولتمردان پول نفت را بر سفره ها آورده اند که برغذا خوردن مردم می تازند و به نام جنگِ نرم ! لقمه می گیرند؟ بر سفره ای که نان نیست، مجال قاشق و چنگال کجاست تا کار به نفوذ فرهنگ و جنگ نرم بکشد؟ پهلوان پنبه های جنگ نرم، نرمکی بیاندیشند و پاسخ دهند: آیا این همه بصیرت از فرط ِ سیری نیست؟

و کاشکی فقط تقلب در انتخابات بود و همه چیز با پهلوانان ِ فتنه ی سیاسی و فتنه ی اقتصادی تمام می شد. سوگمندانه ماجرا ادامه دارد. پهلوان پنبه ها، جنگ نرم را سمینارها برگزار می کنند و سرمایه های ملی را در آن به باد می دهند و دمی هم از ماجرای آسیاب های بادی و دن کیشوت یاد نمی کنند. صاحب نظری گفته بود هر انسانی اندکی دن کیشوت است؛ از شوربختی ماست شاید، که «پهلوان پنبه های وطنی» روی دن کیشوت را هم اندکی سفید کرده اند.

کلمه - داریوش محمدی
ادامه مطلب ...

چهاردهمين شماره روزنامه کلـــمــــه» احمدي نژاد: آماري كه احساس بدبختي ميدهد منتشر نشود!

5 نظرات
روزنامه کلـــمــــه پيش شماره چهاردهم؛
فشار تازه بر زندانیان سیاسی: بیانیه های خود را تکذیب کنید

. ادامه راه سبز(ارس): چهاردهمين شماره روزنامه كلمه مورخه دوشنبه 3 آبان ماه 89 جهت چاپ و تكثير بر روي پيشخوان سايت كلمه قرار گرفت و اكنون همت تك تك ما را براي رساندن حتي يك نسخه از آن به دست مشتاقان طلب ميكند. دانستن حق مردم است:


براي دریافت فايل pdf روي تصوير زير كليك كنيد
پی دی اف (178 کیلو بایت)

لينك كمكي دانلود مستقيم pdf: "اينجا"
لينك دانلود مستقيم فايل تصويري jpg: "اينجا" حجم 819 كيلوبايت
ادامه مطلب ...

صدا و سیمایی برای فرانسوی‌ها و بلژیکی‌ها!

5 نظرات
صدا و سیمایی برای فرانسوی‌ها و بلژیکی‌ها!
. ادامه راه سبز(ارس): معترضانی که اگر فرانسوی باشند مسئولان تلویزیون به اوج‌شان می‌برند و اگر ایرانی باشند در گفتار رسمی «اغتشاشگر» خوانده می‌شوند؛ مارکسیست‌ها و کمونیست‌هایی که قصد مقابله با عاشورا و امام حسین و دین و مذهب دارند. فتنه‌گرانی که به جان و مال مردم افتاده‌اند. تصاویر آن‌ها قابل بازنمایی نیست. شعارهای آن‌ها قابلیت شنیدن ندارد. چرا که آن‌ها فرانسوی نیستند تا بتوان از اعتراض‌شان بهره‌برداری تبلیغاتی و سیاسی کرد. آن‌ها ایرانی‌هایی‌اند که پرسیده‌اند رأی‌شان چه شد. بنابراین نمی‌توانند به صدا و سیمای به اصطلاح ملی راه یابند. چرا که صدا و سیمای ملی متعلق است به فرانسوی‌ها، بلژیکی‌ها، انگلیسی‌ها، آمریکایی‌ها، و هر آن ملت‌هایی که در هر کشور صرفاً «غربی» اعتراضی کنند، بدون آن‌که خاستگاه این اعتراض‌ها مشخص شودفرانسه بار دیگر به صدر اخبار صدا و سیما بازگشته است. ماشین‌های آتش‌گرفته، پمپ‌بنزین‌های بسته‌شده، فروشگاه‌های تعطیل، مردم خشمگین و ناراضی که حاضر به عقب‌نشینی نیستند. حتی یکی از این موارد نیز سوژه مناسبی برای صدا و سیما به نظر می‌رسد، چه رسد به این‌که همه این‌ها با هم یک‌جا جمع شود.
فرانسویان معترض‌اند. به چه چیز؟ ظاهراً افزایش سن بازنشستگی از ۶۰ سال به ۶۲ سال. این اما همه ماجرا نیست. خشم تلنبار‌شده فرانسویان از سیاست‌های سارکوزی به این بهانه سر باز کرده. معترضان خواهان آنند که حقوق‌شان به رسمیت شناخته شود. خواهان این‌که دولت عقب‌نشینی کند. اما سارکوزی اعلام کرده به هیچ‌وجه کوتاه نمی‌آید و دستور تشدید برخورد با تظاهرکنندگان را صادر کرده است. ظاهرا همه چیز به یک بحران بدل شده است. دولت مجبور است از ذخیره سوخت خود استفاده کند تا لااقل جوابگوی بخشی از صف‌های طویل بنزین باشد. کارگران و کارمندان در اعتصاب بسر می‌برند. روزی یک اتحادیه به صف اعتصاب‌کنندگان می‌پیوندد. سارکوزی که می خواهد با اعتصاب کنندگان مقابله کند جرات ندارد حق شهروندان برای تظاهرات و اعتصاب را نادیده بگیرد و مکرر تاکید می کند اعتصاب و تظاهرات از حقوق بنیادین شهروندان است و ما مخالفتی با آن نداریم. همه کس حتی کارمندان دولت و پلیس حق اعتصاب دارند . در برخی مناطق دانش‌آموزان و دانشجویان نیز به اعتصاب‌کنندگان پیوسته‌اند. آیا واقعاً افزایش دو ساله سن بازنشستگی این‌قدر مهم است؟ یا در حکم جرقه‌ای است که بر انبار باروتِ نارضایتی مردم فرانسه زده شده؟ باید به عقب برگشت.

بیش از چهارسال پیش فرانسه یک بار به آتش کشیده شد. البته هیچ کس برای این کار اعدام و یا مجازات سنگین نشد و همه آنهایی که دستگیر شدند پس از چندی آزاد شدند. هیچ کس برای سنگ پرانی مفسد فی الارض اعلام نشد و اعدام نشد. هیچ مامور پلیسی به خانه شهروندان حمله نکرد و یا ماشین آنها را تخریب نکرد. هیچ خبرنگاری از هیچ کجای دنیا حتی خبر نگار دولتی ایران بازداشت نشد. اعتراض آنان به قانونی بود که در آن زمان با عنوان «قانون استخدام اول» (cpe) تصویب شد. قانونی که به تمام کارفرمایانی که زیر ۲۰ نفر کارمند یا شاغل داشتند اجازه می‌داد در دو سال نخست استخدام بدون این‌که مجبور باشند دلیل قانع‌کننده‌ای بیاورند کارگران زیر ۲۵ سال خود را اخراج کنند. از سوی دیگر فرانسویان به کاهش مقررات حفاظت از تحصیل رایگان برای دانش‌آموزان زیر ۱۴ سال و همچنین کاهش سن مجاز کار شبانه از ۱۶ سالگی به ۱۵ سالگی اعتراض داشتند. بحران بالا گرفت. حاشیه‌نشینان و مهاجران نیز از تبعیض‌های موجود به تنگ آمده بودند. ژاک شیراک رئیس‌جمهور وقت معترضین و اتحادیه‌های کارگری را به قصد رفع اختلاف به مذاکره و گفت‌و‌گو دعوت کرد. در مقابل نیکلا سارکوزی، وزیر کشور آن زمان، سیاست سرکوب را در پیش گرفت و نیروهای پلیس بیشتری را بر ضد تظاهرکنندگان ارسال داشت. نیروهای پلیس یک جوان فقیر را با شلیک گلوله کشتند و همین امر موجب تشدید اعتراضات شد. سارکوزی جوانان حاشیه‌‌نشین را مشتی «کثافت» [خس و خاشاک] نامید. تا چندین هفته فرانسه تمامی اخبار کانال‌های تلویزیونی جهان را به خود اختصاص داد. صد البته صدا و سیمای ما نیز با شوقی وصف‌ناپذیر جزء‌به‌جزء تظاهرات و اتفاقات رخ‌داده را بازگو کرد. چهارسال بعد؛ فرانسوی‌ها باز هم اعتراض دارند، باز هم به سارکوزی و سیاست‌های او. صدا و سیما نیز بار دیگر دست به کار شده. گزارش‌گر تلویزیون به میان جمعیت می‌رود. پشت سر او دود غلیظی دیده می‌شود. با لحن تعجب‌برانگیزی می‌پرسد: «به چه چیز اعتراض دارید؟» آن طرفِ تصویر، عکاسان و خبرنگاران دیگری هم مشغول تهیه عکس و خبرند، درست در فاصله چند قدمی نیروهای پلیس و مأموران انتظامی. اما کسی کاری با آن‌ها ندارد. گزارشگر اخبار تمایز آمارهای رسمی و غیر‌رسمی را به رخ می‌کشد: «دولت می‌گوید یک میلیون نفر اما بیش از ۳ میلیون در خیابان‌ها هستند». از زبان او می‌شنویم: «. . . اتحادیه کامیون‌رانی نیز اعتصاب کرده. کامیون‌‌ها در سطح شهر آهسته می‌روند تا بر حجم ترافیک بیفزایند. شبکه حمل و نقل مختل شده، نیمی از پروازهای داخلی لغو گردیده. سیاست‌های سارکوزی به چالش کشیده می‌شود. ناظران داخلی و خارجی معتقدند دولت وی حتی اگر بتواند این بحران را پشت‌سر بگذارد برای کسب رأی در انتخابات بعدی با مشکل روبرو خواهد بود» . . .

این همه در حالی صورت می‌گیرد که بزرگ‌ترین راهپیمایی مسالمت‌آمیز در سی‌سال اخیر کوچک‌ترین رد‌پایی در تلویزیون از خود به‌جا نمی‌گذارد. در بازنماییِ دولتی ما تظاهرات سکوت ۲۵ خرداد کوچکترین جایی ندارد. اثری از انبوه مردم ناراضی دیده نمی‌شود. آن‌ها که به خیابان آمده‌اند مشتی اراذل و اوباش، خس و خاشاک، گوساله و بزغاله، میکروب و انگل، غیره و غیره خوانده می‌شوند که قصد براندازی دارند. در بهترین حالت جوانان شکم‌سیری هستند که خوشی زیر دل‌شان زده. معترضانی که اگر فرانسوی باشند مسئولان تلویزیون به اوج‌شان می‌برند و اگر ایرانی باشند در گفتار رسمی «اغتشاشگر» خوانده می‌شوند؛ مارکسیست‌ها و کمونیست‌هایی که قصد مقابله با عاشورا و امام حسین و دین و مذهب دارند. فتنه‌گرانی که به جان و مال مردم افتاده‌اند. تصاویر آن‌ها قابل بازنمایی نیست. شعارهای آن‌ها قابلیت شنیدن ندارد. چرا که آن‌ها فرانسوی نیستند تا بتوان از اعتراض‌شان بهره‌برداری تبلیغاتی و سیاسی کرد. آن‌ها ایرانی‌هایی‌اند که پرسیده‌اند رأی‌شان چه شد. بنابراین نمی‌توانند به صدا و سیمای به اصطلاح ملی راه یابند. چرا که صدا و سیمای ملی متعلق است به فرانسوی‌ها، بلژیکی‌ها، انگلیسی‌ها، آمریکایی‌ها، و هر آن ملت‌هایی که در هر کشور صرفاً «غربی» اعتراضی کنند، بدون آن‌که خاستگاه این اعتراض‌ها مشخص شود. بدون این‌که معلوم شود بالاخره فرانسوی‌ها به چیز معترض‌اند؟

فرانسوی‌ها به چه چیز معترض‌اند؟ آیا افزایش دوساله سن بازنشستگی ارزش این همه خسارت و تخریب و اعتصاب و تظاهرات را دارد؟ حدود چهارسال پیش، پس از اعتراضات علیه قانون استخدام اول (cpe)، سازمان جوانان جنبش همدردی بورژوازی در فرانسه اعلامیه‌ای صادر کرد مبنی بر این‌که مسأله صرفاً قانون استخدام اول نیست: «مسأله اصلی قانون cpe به تنهایی نیست، بلکه ساختار جامعه کاری جدیدی است که این قانون و قوانین جانبی آن می‌خواهند بر ضد کارگر و کارمند تحمیل کنند». امروز نیز مسأله تنها رسیدن سن بازنشستگی به ۶۲ سال نیست.

خلاصه کنیم: آنها به افزایش بیکاری، فقر، بحران اقتصادی، کاهش سن کار، عدم توانایی خانواده‌ها در گذران زندگی، سیاست‌های تبعیض‌آمیز نسبت به اقلیت‌ها، مهاجران، حومه‌نشینان و امثال اینها معترض‌اند. به گفتار رئیس‌جمهورشان اعتراض دارند، به نحوه برخورد او با اعتراضات، به تشدید سرکوب، به سیاست‌های اصلاحات اقتصادی که لقب «ریاضتی» بر خود گرفته. افزایش سن بازنشستگی جرقه این اعتراض را زده است. جرقه‌ای برای آن‌که تمامی این اعتراضات به سطح بیاید و خودی نشان دهد. اعتراضات آن‌ها دقیقاً و عیناً به همان چیزهایی است که در گوشه دیگری از جهان توسط همان تلویزیون و همان مسئولین «سیاه‌نمایی» و «فتنه» (سیاسی، اقتصادی، فرهنگی) نامید می‌شود: بالارفتن قیمت‌ها، افزایش بیکاری، فقر، محرومیت، فساد اداری، رواج دروغ، تبعیض‌های قومی، جنسیتی، فرهنگی، آزادسازی قیمت‌ها، هدفدمندیِ شبه‌ریاضتی، سرکوب مخالفان و معترضان، زندانیان سیاسی.

سردار جزایری معاون فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح درباره اعتراضات کنونی فرانسوی‌ها می‌گوید: «مشکلات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی و امنیتی فرانسه هر روز که می‌گذرد بیشتر می‌شود و دولت سارکوزی توان مهار این سقوط و سراشیبی را ندارد و یکی از راه‌های کند کردن این حرکت ساقط‌کردن سارکوزی است. مردم فرانسه و به‌خصوص دانشگاهیان و نخبگان اجازه ندهند آوازه فرانسه با دلال‌بازی‌های امثال سارکوزی بیش از این تخریب شود». بد نیست یاد آور شویم که اگر مقامات فرانسوی در مورد ایران چنین اظهار نظری کنند دخالت در امور داخلی کش.ر و حمایت از فتنه و … تلقی می شود ولی اظهارات سردار جزایری دفاع از مظلومان فرانسوی تلقی می شود. اگر آقای جزایری چنین حقی را برای مردم خود می شناخت حق داشت برای مردم فرانسه هم نسخه تجویز کند.

آیا مردم و به‌خصوص دانشگاهیان و نخبگان ایران نیز حق دارند اجازه ندهند آبروی ایران با رانت‌خواری و عوام‌فریبی بیش از این به بازی گرفته نشود؟ آیا حق دارند اجازه ندهند اقتصاد کشور از بی‌برنامگی و بی‌سامانی رنج نبرد، زندگی مردم بازیچه جاه‌طلبی و تمامیت‌خواهی عده‌ای نشود، سیاست خارجی و دیپلماسی با «هل من مزید»‌طلبی اشتباه گرفته نشود، ماجراجویی و سهم‌خواهی بین‌المللی کنار گذاشته شود، مداخله‌جویی در امور خاورمیانه، کشورهای دیگر، روند صلح در فلسطین و نظایر آن متوقف شود، ادبیات چاله میدانی از صحنه سیاسی حذف شود، دست نظامیان در امور سیاسی و اقتصادی کوتاه شود، مطبوعات آزاد و منتقد به رسمیت شناخته شوند، زندانیان سیاسی آزاد شوند، مهم‌تر از همه، دروغ و وارونه‌نمایی برچیده شود. و آیاها و اگرهای دیگری که بیش از یک‌سال است مردم ایران از خود می‌پرسند.

دولتمردان فرانسه نمی‌توانند آمارهای اقتصادی را کم و زیاد کنند، نمودارها را تغییر دهند، نرخ بیکاری را پس و پیش کنند. فرانسوی‌ها لااقل از این شانس برخوردارند که رسانه‌ها و مطبوعات آزاد داشته باشند، اتحادیه‌های کارگری تشکیل دهند، تحصن و اعتصاب کنند، داد بزنند، فریاد بکشند، شعار بدهند، اعتراض کنند، مخالفت کنند. بد نیست در میان گزارش‌های رنگارنگ صدا و سیما از این اعتراضات بپرسیم ما کجای کاریم. آیا همان‌گونه که خبرنگاران ایرانی از پاریس و بروکسل و لندن و در بحبوحة تظاهرات و شانه به شانة نیروهای ضد شورش مشغول تهیه عکس و گزارش و مصاحبه‌اند، خبرنگاران ایرانی خودمان (گزارشگران خارجی پیشکش) اجازه دارند کوچک‌ترین اشاره‌ای به اعتراض‌ها و مخالفت‌های موجود کنند، آیا روزنامه‌های ما حق دارند نامی از سران جنبش سبز ببرند؟ نگاهی به آمار روزنامه‌نگاران، خبرنگاران، عکاسان، و نویسندگان مطبوعات ایران که پشت میله‌های اوین شب را سحر می‌کنند و دم بر نمی‌آورند تناقضات موجود را بر ملا می‌کند.

فرانسوی‌ها احمدی‌نژاد خود را دارند و می‌دانند چگونه مخالفت خود را با او علنی کنند، کما اینکه چهارسال پیش کردند. احمدی نژاد آنها حق ندارد حق اعتصاب و تظاهرات مردم را انکار کند و هر روز بابت کوچکترین اعمال پلیسی و امنیتی در مقابل مردم پاسخگوست. آیا ما نیز حق داریم اعتراض داشته باشیم، یا به محض این‌که حرفی از اعتراض و انتقاد به میان می‌آید «فتنه‌گر» (سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی) نامیده می‌شویم؟
مسعود شریف
ادامه مطلب ...

آخرين اخبار ارس