بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0ffice.arasdotnet.tk يا http://bekhon.sabzonline.tk

بسیج مدرسه عشق بود

1 نظرات
بسیج مدرسه عشق بود
. ادامه راه سبز(ارس): چند روزی بود سعی میکردم خودم را قانع کنم تا مطلبی در باره دوران جنگ بنویسم اما دستم به قلم نمی رفت . مرور آن روزها تداعی لحظات و ساعاتی را میکند که وقتی با یاد آنها به امروزم نگاه میکنم دردی کشنده سراسر وجودم را میگیرد .

پس از اخراجم از دانشگاه در اوایل سال ۵۷ ایران را برای ادامه تحصیل ترک کردم و به آمریکا رفتم و مشغول تحصیل و در عین حال فعالیت در انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا شدم . کار میکردم و درس میخواندم و خوشبختانه در درس بسیار موفق بودم . جنگ آغاز شد و دیگر مرا تاب و تحمل ماندن در خارج از ایران وجود نداشت . چند روزی پس از آغاز جنگ تحصیل را ناتمام گذاشتم و آمریکا را با همه جاذبه هایش برای جوانی مانند من ، که تمام آرزویش در آن زمان تحصیل بود رها کردم و به وطن بازگشتم . بلافاصله پس از بازگشت به عضویت بسیج در آمدم البته در آن زمان بسیج ملی بود . من از کسانی بودم که اولین دوره آموزش های عقیدتی و نظامی را گذراندم و سپس خود مربی این آموزش ها شدم . یادش به خیر مربی نظامی ما شهید منصور غفاری بود که از افسران شهربانی زمان شاه بود و با عشق و علاقه ای خاص به ما آموزش میداد و در همان اوایل جنگ به شهادت رسید . از اولین پایه گذاران بسیج بودم و ستاد ناحیه سه بسیج از منطقه پنج تهران توسط من و چند نفر دیگر از دوستانم در مسجد النبی نارمک تاسیس شد .

آنچه آن روزها به چشم میخورد صفا و صداقت و عشقی بود که در بچه های بسیج وجود داشت . از رده سنی نوجوان تا پیر مرد های ۷۰ و ۸۰ ساله . هدف از بسیجی شدن ، خودسازی ، خدمت و یاری رساندن به مردم ستم کشیده و سختی دیده ایران بود و نیز آماده شدن برای نبرد با دشمن بیرونی . یادم می آید در اوایل جنگ شایع شده بود که آمریکا قرار است با هواپیما و هلی کوپتر به تهران حمله کند . بچه های بسیج همه در حال آماده باش بودند . دو برادر بودند به نام های محمد رضا و حمید رضا سوری . اولی ۱۷ ساله و دومی نوزده ساله . یکی از این دو برادر یعنی محمد رضا چند روز متوالی اسلحه در دست صبح اول وقت به بالای مناره مسجدالنبی نارمک میرفت و تا آخر شب منتظر هواپیماهای آمریکایی می نشست تا آنها را در صورت رویت هدف قرار دهد آن هم با یک سلاح ساده معمولی . تنها برای اقامه نماز پایین می آمد و حتی یک تکه نان بربری با خود می برد تا لازم نباشد برای خوردن غذا محل خود را ترک کند .

یادشان گرامی ، هر دو به فاصله یک روز در عملیات فتح المبین شهید شدند و پیکر پاکشان به فاصله چند روز در تهران تشییع شد . محمد رضا آر پی جی زن بود و هنگام شلیک به سمت تانک دشمن سرش مورد اصابت گلوله تانک قرار گرفت و همچون مولایش حسین ابن علی (ع) بدون سر به خاک سپرده شد .

شب ها برای ورزش و آماده گی جسمی در اطراف مسجد راهپیمایی میکردیم و میدویدیم و رجز خوانی میکردیم . مردم تقریبا بدون استثنا در مقابل منازل جمع میشدند و به تحسین ما مشغول بودند . یکی آب میاورد ، یکی شربت و مادران دست به سوی آسمان برایمان دعا میکردند . بسیجی یک جوان نمونه بود . یک یار و یاور برای مردم . موجودی قابل احترام که همه او را دوست داشتند و بسیج برای ما عبادتگاه بود . شاید این جمله مهندس میر حسین موسوی زیباترین توصیف برای بسیج در آن زمان بود که بسیج مدرسه عشق است.

بسیجی های آن موقع اگر هم لباس شخصی بر تن داشتند نه برای مخفی کاری و رد گم کردن بود به این دلیل بود که میخواستند بگویند ما از جنس مردمیم و با مردم . نه حقوقی میگرفتند و نه پاداشی بلکه در بسیاری از موارد از جیب خود هزینه میکردند . هیچ پذیرایی خاصی از ایشان نمیشد و حضورشان به حکم وظیفه ای بود که احساس میکردند و آن چیزی نبود جز خدمت به مردم .

باور کنید هیچ انگیزه ای جز انگیزه های معنوی برای حضور بسیجیان وجود نداشت . آن زمان نه سهمیه دانشگاه برای بسیجی وجود داشت و نه تسهیلات استخدامی در دوایر دولتی . خیلی از کسانی که در بسیج فعال بودند از کار و زندگی شخصی خودشان گذشته بودند و ضررهای مادی زیادی نیز از این جهت متحمل شدند . بسیجی خود را از خواص نمیدانست ، خود را شهروند درجه یک به حساب نمی آورد و همواره عرق شرم بر پیشانی داشت ، شرم از اینکه نتوانسته بیشتر خدمت کند . تنها چیزی که انتظارشان را میکشید شهادت بود و بس و البته این نهایت آمال و آرزوهایشان بود . اسلحه در دست داشتیم ولی به هیچ عنوان در مقابل مردم احساس قدرت و برتری نمیکردیم . خود را خدمتگزار واقعی مردم میدانستیم . بسیجیان سالهای اول جنگ به جرأت میگویم دانش آموزان مدرسه عشق بودند . من کاری ندارم که آیا از همان بسیجی های مخلص در زمان جنگ درست بهره برداری شد یا نه و اصلا نمیخواهم در این مورد بحث کنم که مدیریت غلط در زمان جنگ و بویژه بعد از آن چه بلایی بر سر بسیج و بسیجی آورد اما این را با صداقت تمام میگویم که بسیج زمان جنگ چیزی جز عشق و شجاعت و ایمان و ایثار نبود .

ای کاش بسیج را به پای میز معامله نمی کشاندیم. ای کاش برایش قیمت نمیگذاشتیم. ای کاش از سازمان مردم جدایش نمیکردیم. ای کاش خواسته او را از بهشت به دانشگاه و کار و وام با بهره کم تقلیل نمیدادیم و ای کاش بسیج هنوز مدرسه عشق بود ولی افسوس …

وب‌سایت شخصی حسین زمان
ادامه مطلب ...

دكتر رهنورد در دیدار با خانواده شهید باکری: ظلم ریشه کن خواهد شد

1 نظرات
دكتر زهرا رهنورد در دیدار با خانواده شهید باکری:
ظلم ریشه کن خواهد شد

. ادامه راه سبز(ارس): به گزارش کلمه، دکتر زهرا رهنورد، نویسنده و استاد دانشگاه در دیدار با خانواده شهید باکری گفت که شهدایی همچون شهید باکری خورشید جامعه هستند و ایران به خاطر شهدایی که از مشروطه تا انقلاب اسلامی و از انقلاب اسلامی تا جنبش سبز تقدیم کرده، هرگز درتاریکی نمی ماند و ظلم و ستم ریشه کن خواهد شد.

در این دیدار ;i خانواده های زندانیان سیاسی و زنان اصلاح طلب نيز زهرا رهنورد را همراهی می کردند، خانم رهنورد ضمن اظهار تاسف به خاطر بی حرمتی هایی که در هفته های اخیر نسبت به خانواده های شهید باکری و همت از سوی اقتدارگرایان انجام شده، گفت: حق طلبی و استقامت خانواده های باکری و همت موجب عصبانیت اقتدارگرایان شده و به همین دلیل چنین واکنش های غیرمنطقی و خشم آلودی را نسبت به این خانواده ها انجام می دهند.

خانواده‌های شهیدان همت و باکری در هفته دفاع مقدس از دیدار با میرحسین موسوی ،نخست وزیر دفاع مقدس و زهرا رهنورد منع شدند و چند روز بعد نیز هنگامی که خانواده های زندانیان سیاسی به دیدار خانواده باکری رفته بودند ،نیروهای امنیتی بدون اجازه وارد خانه باکری شدند و مهمانان را مورد بازجویی قرار دادند.




ادامه مطلب ...

مصطفی تاجزاده: به جای تهمت زدن سعی کنید طالبانی نباشید

0 نظرات
سید مصطفی تاجزاده در ملاقات کابینی مطرح کرد
وضعیت کنونی آن چیزی نیست که مردم برایش انقلاب کرده اند
. ادامه راه سبز(ارس): سید مصطفی تاجزاده شاکی از دخالت نظامیان در انتخابات ریاست جمهوری که پنجاهمین روز اسارتش را در قرنطینه اوین پشت سر گذاشت، در ملاقات روز چهارشنبه با همسرش نسبت اتفاقات پیش آمده در چند روز اخیر اظهار نظر کرد.

تاجزاده در اين ملاقات خطاب به مردم و بخصوص جوانان متذكر شده: «به شما عرض می کنم که سیاست بگیر و ببند جناح حاکم از جمله توقیف مطبوعات، انحلال احزاب، فیلترینگ سایت ها و بازداشت منتقدان و مخالفان نشانه تأثیرگذار بودن جنبش سبز است و اقدامات حزب پادگانی علیه بزرگوارانی چون آقایان صانعی، دستغیب شیرازی، طاهری اصفهانی، بیات زنجانی و حمله و هجمه به آنان و نیز حمله به بیت آیة الله منتظری و بیوت دیگر آقایان و حتی بیت امام و با کمال تأسف توهین و هتک حرمت خانواده شهدا، تبلیغات سوء خودشان را درباره ماهیت جنبش سبز و نسبت آن با دین و اعتقادات مردم، خنثی می کند.»

وي همچنين يادآور شده است: «بارها متذکر شده ام که رفتار جنگ طلبان آمریکایی با جنگ طلبان ایرانی یکی است. افراطیون آمریکایی به بهانه جنایت یازده سپتامبر فضای جهان را نظامی و جنگی کرده اند تا به این ترتیب بتوانند مخالفان خود را سرکوب کرده و اهداف نامشروعشان را تأمین کنند. طرفداران اسلام پادگانی- طالبانی در ایران نیز به بهای مقابله با آمریکا و اسرائیل فضای کشور را پلیسی و امنیتی کرده اند و به همین بهانه مخالفان و منتقدان را با اعمال خشونت بسیار سرکوب می کنند.»
به گزارش کلمه او در این دیدار با ابراز تأسف از بازداشت حیرت آور اعضای نهضت آزادی گفت: دکتر یزدی یک دهم انتقادات مهندس بازرگان به رهبر جمهوری اسلامی را در دوره جنگ، به رهبری در دوره صلح نداشته است و مهندس بازرگان با وجود این که تندترین انتقادها را در مورد عدم توقف جنگ کرده بود در آن زمان هرگز دستگیر نشد و حالا دکتر یزدی و دوستانش به جرم سفر بدون اجازه و شرکت در مراسم ترحیم و برپایی نماز جماعت بدون مجوز بازداشت شده اند! همین مسئله به تنهایی انحراف بزرگی را که بعد از امام در جمهوری اسلامی پیش آمد، نشان می دهد. باوجود این به ما اعتراض می کنند که چرا می گویید جمهوری اسلامی دچار استحاله شده و وضعیت کنونی آن چیزی نیست که مردم برایش انقلاب کرده اند و اصول آن در قانون اساسی متجلی شد!

تحریم آمریکایی نشانه استیصال و تحریم ایرانی نشانه اعصاب آرام و اعتماد به نفس است؟!

وی همچنین در واکنش به فیلترینگ سایت های مراجع تقلید آیات عظام صانعی و بیات زنجانی گفت: من از جناح حاکم می پرسم اگر معتقدند تحریم مقامات ایرانی نشانه استیصال دولت ایالات متحده و نشانگر به هم ریختن اعصاب دولت مردان آمریکایی است، آیا تحریم سایت های دو مرجع تقلید آگاه و آزاده نشانه اعتماد به نفس و اعصاب آرام مقامات ایرانی است؟! یا نشانگر استیصال و اعصاب آشفته ستاد کودتا؟ اگر حزب پادگانی مدعی است تحریم اساسا در عصر حاضر پدیده ای شکست خورده است به چه دلیل و با کدام منطق فیلترینگ سایت مخالفان خود را اقدامی موفق ارزیابی می کند؟ مگر آنان تحریم مقامات ایرانی را بازی کودکانه و یا اقدامی از سرعصبانیت و ناقض حقوق بشر از جانب دولت آمریکا نمی خوانند؟ آیا براساس منطق آقایان فیلترینگ اقدامی حساب شده و سازگار با حقوق بشر است که اعمال می شود و یا این که اساسا برای شهروندان بلکه مراجع و بزرگان مخالف و منتقد خود، هیچ گونه حقی قائل نیستند؟ به اعتقاد من آقایان در محافل خصوصی خود، تحریم های بین المللی علیه ایران را مؤثر و موفق ارزیابی می کنند و به همین دلیل درباره مخالفانشان به این روش متمسک می شوند. در غیراین صورت این روش ها را عینا تکرار نمی کردند.

جنگ طلبان آمریکایی و ایرانی دو روی یک سکه اند

بارها متذکر شده ام که رفتار جنگ طلبان آمریکایی با جنگ طلبان ایرانی یکی است. افراطیون آمریکایی به بهانه جنایت یازده سپتامبر فضای جهان را نظامی و جنگی کرده اند تا به این ترتیب بتوانند مخالفان خود را سرکوب کرده و اهداف نامشروعشان را تأمین کنند. طرفداران اسلام پادگانی- طالبانی در ایران نیز به بهای مقابله با آمریکا و اسرائیل فضای کشور را پلیسی و امنیتی کرده اند و به همین بهانه مخالفان و منتقدان را با اعمال خشونت بسیار سرکوب می کنند.

ایجاد محدودیت برای مراجع تقلید اگر قرار بود جواب بدهد رژیم پهلوی هنوز بر سر کار بود

عضو شورای مرکزی مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب هم چنین خطاب به جوانان گفت: به شما عرض می کنم که سیاست بگیر و ببند جناح حاکم از جمله توقیف مطبوعات، انحلال احزاب، فیلترینگ سایت ها و بازداشت منتقدان و مخالفان نشانه تأثیرگذار بودن جنبش سبز است. دوم آن که اقدامات حزب پادگانی علیه بزرگوارانی چون آقایان صانعی، دستغیب شیرازی، طاهری اصفهانی، بیات زنجانی و حمله و هجمه به آنان و نیز حمله به بیت آیة الله منتظری و بیوت دیگر آقایان و حتی بیت امام و با کمال تأسف توهین و هتک حرمت خانواده شهدا، تبلیغات سوء خودشان را درباره ماهیت جنبش سبز و نسبت آن با دین و اعتقادات مردم، خنثی می کند. ضمن آن که ایجاد ممنوعیت ها و محرومیت های فوق الذکر باعث افزایش اعتبار و جایگاه این عزیزان در میان مردم می شود. در خاتمه باید تأکید کنم اگر قرار بود ایجاد محدودیت برای مراجع تقلید اقدامی موفقیت آمیز باشد رژیم پهلوی سرنگون نشده و هنوز به حیاتش ادامه می داد و باعث حیرت است که چرا آقایان از گذشته عبرت نمی گیرند!

به جای تهمت زدن سعی کنید طالبانی نباشید

تاجزاده همچنین عصبانیت کیهان نشینان و کیهان نویسان را از علنی شدن مشابهت هایشان با طالبانیسم طبیعی دانست و گفت: خوب است ایشان به جای عصبانیت و زدن اتهامات تکراری به این و آن بیایند موارد اختلافشان با طالبان را بشمارند و تأیید کنند که جای نظامیان در پادگان هاست تا ما حرفمان را پس بگیریم. و البته این گفتگوها در قالب مناظره برای نسل جوان بسیار مفید است که متأسفانه اعتماد به نفس و جرأت کافی برای پذیرش آن در آقای شریعتمداری و دوستانش وجود ندارد و همین یک طرفه به قاضی رفتن و شادمان بازگشتن را ترجیح می دهند در حالی که باید بدانند داوران واقعی مردم هستند که با دقت فراوان و با سکوت و آرامش اقدامات و سخنان ایشان را که در کیهان مستند می شود، رصد و ارزش گذاری می کنند و حکم نهایی هم که با دادار عالمیان است.

استفاده اصطلاح «فتنه» از طرف کودتاگران مترادف بگیر و ببند و کشتار است

عضو شورای امنیت دوره اصلاحات در ارتباط با طرح فتنه اقتصادی از جانب نظامیان نیز این مسئله را گامی به پیش از جانب آنان دانست و گفت مردم باید هوشیار باشند که استفاده اصطلاح «فتنه» از طرف کودتاگران مترادف بگیر و ببند و کشتار است. آقایان با همان شیوه های ناموفق و شکست خورده گذشته شان به جای این که به مردم که به تعبیر امام راحل ولی نعمت بودند، آرامش بدهند و عواملی که موجب ایجاد سوال و نقد و اعتراض می شود برطرف کنند، به دنبال این هستند که پیشاپیش منتقدان و معترضان را تهدید به سرکوب کنند. و به این ترتیب فتنه واقعی را خود به وجود می آورند و گسترش می دهند.

وی در این ملاقات از همسرش خواست از جانب او از برخی نمایندگان واقعی مردم به خاطر نطق های شجاعانه شان و از برخی نویسندگان جراید برای نوشتارهای علمی و عمیق شان تشکر کند.

لازم به ذکر است خانواده های آقایان تاجزاده و نوری زاد که امروز به دلیل بی نظمی های موجود، برای یک ملاقات کابینی بیش از ۵ ساعت در سالن ملاقات معطل مانده اند، طی نزدیک به دو ماه حبس مجدد عزیزانشان موفق به ملاقات حضوری با آنان نشده اند و حضور طولانی مدت زندانی سیاسی در قرنطینه را بدعتی می دانند که در دوره جدید و در زمان ادعای عمل به مرّ قانون توسط قوه قضائیه اعمال شده است.
ادامه مطلب ...

سید محمد خاتمی: شریعت با همه اهمیتی که دارد در طول اخلاق قرار می‌گیرد

0 نظرات
سید محمد خاتمی در دیدار با جمعی از زنان اصلاح‌طلب، همسران محکومان سیاسی:
بدون وادادگی، یاس و انفعال باید با تدبیر راه را ادامه داد

. ادامه راه سبز(ارس): رئیس‌جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه « زیر پاگذاشتن معیارهای اخلاقی، شرعی، انسانی و قانونی به نام دفاع از ارزشها و انقلاب مصداق فتنه است»، ضمن هشدار نسبت به توطئه‌ها علیه نظام و ملت، اظهار داشت: «دلسوزان واقعی کشور برای جلوگیری از خشن و ضد حقوق بشر نشان دادن نظام در افکار عمومی که از طریق دشمن دنبال می‌شود، چاره‌جویی کنند.»

«باید در برابر توطئه‌ها علیه نظام و ملت هوشیار باشیم... صبر یعنی مقاومت و مایوس نشدن... شریعت با همه اهمیتی که دارد در طول اخلاق قرار می‌گیرد... نباید به هیچ وجه جلوی آزادی‌های مصرح و مشروع گرفته شود... ما در همه حال و بخصوص امروز نیاز به صبر و شکیبایی داریم... تقاضای فضای آزاد و گذر از حالت امنیتی و فشارها، نشانه علاقه به نظام است... رسیدگی به اتهامات احزاب و فعالان سیاسی باید در دادگاه صالح و با حضور هیات منصفه انجام شود..... اخلاقی بودن یك حكومت را با میزان موفقیت در مبارزه با فقر و رهایی جامعه از بند اسارت می‌توانیم بسنجیم»
به گزارش پارلمان‌نیوز، حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی در دیدار با جمعی از زنان اصلاح‌طلب، همسران زندانیان و محکومان سیاسی، ضمن همدردی با آنان و دعوتشان به صبر و مقاومت و متانت گفت: «در این جمع می‌خواهم کمی درباره "اخلاق" و الزامات آن برای جامعه و بخصوص حکومت و نظام صحبت کنم. هرچند حق مطلب در این باب با بحثی درازدامن ادا می‌شود که نیاز به مجالی دیگر دارد.»

وی افزود:«در اینجا بخصوص لازم است در باره "صبر" که مسلما از فضائل اخلاقی است و همه ما در این موقعیت حساس به آن نیاز داریم سخن کوتاهی بگویم.»

رئیس بنیاد باران یادآور شد:« ممکن است كسانی به این نتیجه برسند با وجود "شریعت" که فقه متکفل بیان آن است و همه زوایا و جهات فردی و اجتماعی را در بر می‌گیرد دیگر اخلاق جایی ندارد.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:« در شریعت روا و ناروا باید و نباید و خوب و بد مشخص می‌شود یا با بیان ملاکهای کلی زمینه استنباط آنها فراهم می‌شود و اخلاق هم كه معطوف به بایدها و نبایدها است دیگر موضوعیت ندارد، ولی این سخن درست نیست.»

وی در بیان علت نادرست بودن این سخن اظهار داشت:« زیرا اولا، اخلاق بسیار گسترده‌تر از بایدها و نبایدهاست.ثانیا به نظر می‌رسد که شریعت با همه اهمیتی که دارد در طول اخلاق قرار می‌گیرد بخصوص با توجه به حدیث معتبری که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است که:"بعثتت لاتمم مكارم الاخلاق" كه هدف بعثت را استقرار اخلاق نیكو معرفی می كند.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان یادآور شد:« استاد شهید آیت الله مطهری در باب عدالت و نسبت آن با دین و شریعت تعبیر جالب و درستی دارند. به عقیده ایشان و بسیاری از بزرگان شیعه و اسلام و طرفداران "عدل"، عدالت حقیقی است که آسمان و زمین بر اساس آن بنا شده و گردش روزگار بر محور آن است و همچنین ملاک و معیاری است که باید بر رفتار فردی و پیوند اجتماعی نیز حاکم باشد.»

خاتمی افزود:«به نظر این استاد بزرگوار "عدل" در سلسله علل احکام قرار می‌گیرد یعنی خداوند متعال به آنچه عدل است امر و از آنچه ظلم است نهی می‌کند . بنابراین اگر چیزی مصداق ظلم بود نمی تواند از طرف خداوند مورد تائید قرارا گیرد و اگر سند نقلی در این باب بود یا باید حکم به بطلان و بی‌اعتباری آن کرد یا به نحوی باید تاویل و توجیه شود که با عدل سازگار افتد.»

رئیس دولت اصلاحات ادامه داد:« من می‌خواهد این نظر مبارک را تعمیم بدهم و بگویم"اخلاق" هم در سلسله علل احکام قرار می‌گیرداصلا خود عدل و عدالت زیر مجموعه اخلاق است. حاصل سخن اینکه شریعت علاوه بر اینکه باید طبق میزان عدل باشد باید اخلاقی هم باشد.»

وی آنگاه این پرسش را مطرح کرد که " اخلاق" که چنین اهمیت والایی دارد چیست و گفت:«سخن در این باب بسیار طولانی و پیچیده است و فیسلوفان و عالمان اخلاق در این زمینه بحث‌های فراوان دارند و متكلمان و معلمان فكر و معرفت اسلامی هم در این باب گفتارهای زیادی دارند.»

رئیس بنیاد باران ادامه داد:«من در اینجا به آیه‌ای از قرآن کریم اشاره می‌کنم و سعی می‌کنم دامنه بحث را خیلی گسترده نكنم."لیس البر"ان تولوا وجوهكم قبل المشرق و المغرب لكن البر من آمن بالله و الیوم الاخر و الملائكه و الكتاب و والنبیین و آتی المال علی حبه ذوی القربی و الیتامی و المساكین و ابن السبیل و فی الرقاب و اقام الصلوه و آتی الزکوه و الموفون بعهدهم اذا عاهدوا و الصابرین فی البأساء و الضراء و حین البأس اولئک الذین صدقوا و اولئک هم المتقون (177 بقره)»

به گفته سیدمحمد خاتمی این آیه محتوی مطالبی است که در شناخت اخلاق اسلامی و پاره ای از حدود و لوازم آن می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد البته دلیل، منحصر به این آیه نیست.

رئیس موسسه بین‌المللی گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها تاکید کرد:«آنچه مسلم است محور و مدار و موضوع اصلی اخلاق از ارسطو تا كانت و ازعالمان و فیلسوفان بزرگ اسلامی و غیراسلامی "خیر" و "نیكی" است و بایدها و نبایدها معطوف به خیر و شر است.و باید توجه داشت که اخلاق هم به اخلاق نیکو و اخلاق بد قابل تقسیم است ولی وقتی به صورت مطلق بیان می‌شود نوعا مراد همان اخلاق نیکو است.»

وی ادامه داد:«در این آیه کلمه "بر" بكار رفته است در قرآن کلمه "خیر" هم آمده است گرچه گاهی به معنی مال و گاهی به صورت صفتی كه تفضیل و رجحان را بیان می كند و به معنی "بهتر" استعمال شده است ولی به معنی نیكوئی و خوبی هم هست و نیز مشتقات "حسن" چون احسان و محسن هم در قرآن هست ولی در این آیه "بر" مورد توجه است كه همان نیكی و خوبی و خیر است.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان یادآور شد:«آیه می فرماید: برّ (نیكی) آن نیست كه رو به سوی خاور و باختر بچرخانیید و بگردانید به عبارت دیگر ظواهر كار هر چند مهم است ولی هدف نیست و به صرف رعایت آنها "برّ" تحقق نمی یابد بلكه این ظواهر معطوف به محتوای مهمی است كه اگر نبود "برّ"هم نیست و این نكته بخصوص برای جوامعی كه نسبتی با دین دارند و در معرض آفت ظاهر پرستی قرار می گیرند بسیار در خور توجه است.»

وی همچنین اظهار داشت:«"برّ" و "خیر" در نظر قرآن عبارت است از "ایمان به خداوند و جاودانگی انسان و وجود روز بازپسین ونیز باور به نیروهای ماورای مادی فرشتگان و ایمان به كتاب كه میزان پندار و گفتار و كردار نیك را بیان می كند و هم آغوش با حق و حقیقت است و نیز پذیرش واسطه های فیض و پیام الهی و رهبران جامعه بشری به سوی رستگاری و كمال یعنی پیامبران و بعد به پاره ای از خصلت ها و رفتارها می پردازد.»

خاتمی ادامه داد:« جالب است در اینجا به نكته ای اشاره كنم و آن اینکه "كانت" فیلسوف بلند آوازه آلمانی كه در عالم جدید جایگاهی بی بدیل دارد در "نقد عقل نظری" خود بر این باور است كه عقل از رسیدن به ما بعد الطبیعه ناتوان است و "ما بعد الطبیعه نظری" ناممكن است ولی او در نقد عقل عملی و ما بعد الطبیعه اخلاق به این نتیجه می رسد كه وجدان اخلاقی به همان اندازه روشن و بدیهی است كه آسمان پر ستاره بالای سرمان و ضمن بیان ملاك های عقل عملی و اخلاق به دو امر مهم می رسد: یكی وجود خداوند است و دیگری جاودانگی جان آدمی كه بدون آن دو همه نظام ستبر اخلاقی او از میان می رود.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان در ادامه بحث خود گفت:« در اینجا"بر" و "نیكویی" عبارتست از ایمان به خدا و معاد و فرشتگان و كتاب آسمانی و پیامبران و بعد به پاره ای از خصلت ها و رفتارهایی كه مصداق "خیر" و ”برّ“اند می پردازد.»

وی افزود:«دهش مال به فقیران و زمین گیران و گرفتاران و آزاد كردن بردگان و نیازمندان و ... برپاداشتن نماز (نه فقط نماز خواندن) و دادن افزونی مال (زكوه) و پای بندی به عهد و پیمانی كه برقرار می كنیم و شكیبایی در برابر نا ملایمات و مشكلاتی كه از بیرون به انسان می رسد (بأساء) و آنچه از درون می آید(ضراء) و نیز پایداری و مقاومت و شكیبایی در درگیری های خشنی كه بر جامعه تحمیل می شود مثل جنگ. و آیه با این كلام به پایان می رسد كه آنان كه چنین باشند و چنان كنند راست گویان درست كردار و پرهیزگار هستند.»

رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«درست است كه فرمان های اخلاقی متوجه فرد است ولی جمع و جامعه و شخصیت های حقوقی (به تعبیر امروز)هم مخاطبند.مثلا یك حكومت اخلاقی آنست كه وفای به عهد كند یعنی در چارچوب پیمانی كه با مردم جامعه خود یا جامعه بین المللی بسته لست حركت كند و بنا بر این خروج آن از ضوابط قانون اساسی یا كنواسیون‌ها و نهادهائی كه عضویت در آن را پذیرفته است نقض این ملاك اخلاقی و مردود است.»

وی افزود:« اگر سخن از بخشش و دهش و انفاق است وقتی به جامعه و حكومت می رسد مراد تمهید و اجرای ساز و كاری است برای براندازی فقر و بهبود وضع اقتصادی و معیشتی جامعه و افراد ...و بنابراین ما می‌توانیم اخلاقی بودن یك حكومت را به میزان موفقیت او در مبارزه با فقر و رهایی جامعه از بند اسارت و وابستگی و رقیت و رفع تنگناهای عقب ماندگی و تبعیض و نظایر آن بسنجیم.»

رئیس دولت اصلاحات ادامه داد:« صرف نظر از اینكه مقتضای عدالت كه خصلت حكومت مطلوب است نیز همین‌هاست؛ یا اخلاقی بودن یك جامعه دینی را نه به میزان پایبندی آن به ظواهر بلكه علاوه بر آن با رواج و ترویج محتوای دین یعنی اخلاق؛ عدالت؛ راستی و ... باید سنجیده شود.»

وی با اشاره به تاکیدات قرآن کریم به صبر و شکیبایی گفت:« ما در همه حال به صبر و شکیبایی نیازمندیم بخصوص در شرایط فعلی و از جمله برای شما و عزیزانتان که در تنگنای مضاعف هستند.»

سیدمحمدخاتمی تصریح کرد:« مراد از صبر، انفعال و بی تحركی نیست. مراد مقاومت است و اینكه در برابر مشكلات و سختی ها مایوس نشد و كارآئی را از دست نداد.باید مقاوم بود و در عین حال راه را گم نكرد اگر فردی یا جمعی هدف مقدس دارد باید مشقت‌های مسیر به سوی آن هدف را نیز تحمل كند و با توكل به خدا بی هیچ وادادگی و یاس و انفعال و با تدبیر راه خود را ادامه دهد.»

وی یادآور شد:«به هر حال خواستم اشاره‌ای بكنم به اخلاق و معنای اخلاقی بودن جامعه بخصوص جامعه‌ای كه نسبتی با دین دارد و نیز تاكید داشته باشیم بر صبر بخصوص برای ما كه به اخلاقی بودن دیینمان باور داریم و اینكه مبادا مشكلات ما را دچار یاس كند.»

خاتمی آنگاه با اشاره به مطالبی كه بانوام حاصر در جلسه بیان كردند گفت:« من، همسران شما و بسیاری از كسانی را كه امروز گرفتار و در تنگنا هستند می‌شناسم و باور مشترک ما و شما و ایشان، اسلام و ایران و حق و حرمت ایرانی و عزت انسان در همه جا و همه حال بوده است و درد مشتركمان از جمله اینكه شاهد رفتارها روش‌ها و سیاست‌هایی هستیم كه بیش از آنكه ضررش متوجه افراد و خانواده‌ها و جامعه باشد متوجه نظامی است كه به آن دلبسته‌ایم و برای استقرار آن هزینه هنگفتی پرداخت شده است و از جمله جان‌ها و خون‌های زیادی در راه آن نثار شده است و باید بگویم تنها تاسف از رواج دروغ و تهمت و ناسزاگویی و مظلوم واقع شدن كثیری از افراد نیست، علاوه بر آن تاسف بیشتر اینكه این رفتارها و گفتارها وقتی به نام نظام بیان می شود سبب می‌شود كه چهره نظام مخدوش و زشت نشان داده شود.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «امروز زیاد از فتنه دم می‌زنند و واقعاً هم در دوران فتنه به سر می‌بریم»، اظهار داشت:«من می‌گویم آیا از مصادیق فتنه این نیست که معیارهای اخلاقی، شرعی، انسانی و قانونی به نام دفاع از ارزشها و انقلاب زیر پا گذاشته شود؟ و در نتیجه آن علاوه بر ظلم و ستمی که می شود و هزینه‌هایی که جامعه می پردازد چهره نظام نیز زشت جلوه داده می شود.»

وی با ابراز تاسف شدید از هزینه داشتن نقد و انتقاد، تاکید کرد:« چرا باید آزادیهایی که در متن قانون اساسی بر آن تأکید شده است محدود شود و از طرف دیگر هر تهمت و ناسزا و ناروایی آزاد باشد یا برخورد مناسب با آن نشود؟ اگر اینها به نام نظام و انقلاب باشد جفا به نظام و انقلاب نیست؟»

رئیس بنیاد باران افزود:« علیه نظام و انقلاب و ملت و کشور ما توطئه‌های بزرگی وجود داشته و دارد و باید هم همه هوشیار باشیم و آیا نباید تأمل و اندیشه کرد که وقتی دشمنان نتوانستند از راه تهاجم نظامی و رواج امواج تروریسم و حمایت از تروریست‌ها و تحریم ها و فشارها به مقاصد خود برسند راههای دیگری را هم خواهند پیمود. از جمله اینکه در افکار عمومی جهان و حتی مسلمانان نظام ما را خشن، ضد حقوق بشر و نظائر آن نشان دهند؟»

وی هشدار داد:«اگر خدای ناخواسته در این مسیر شوم موفق شوند، ضربه زدن نهایی به نظام و کشور برایشان آسان تر و کم هزینه‌تر خواهد بود و اگر کسانی با هر نیتی در این مسیر حرکت کنند آیا در دام فتنه و توطئه نیفتاده‌اند؟ اینها از جمله اموری است که خیرخواهان و دلسوزان واقعی انقلاب و کشور باید به آن توجه و برای آن چاره‌جویی کنند.»

خاتمی تصریح کرد:«خواست ما پاس داشتن قانون اساسی و فعالیت در چارچوب آن و اجراء و جاری شدن این پیمان جمعی برای همه به صورت همه جانبه و جامع. بخصوص رعایت آن از جانب حکومت است.»

وی همچنین اظهار داشت:« نباید به هیچ وجه جلوی آزادی‌های مصرح و مشروع گرفته شود و هیچکس نباید برخلاف ضوابط قانون و بخصوص قانون اساسی بازداشت، بازجویی و محاکمه شود.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان در بخش دیگری از سخنانش اظهار داشت:«چگونه است که به سادگی اعلام می شود فلان حزب و به همان تشکل رسمی که مسؤولیت های خود ار آشکارا پذیرفته و در درون نظام فعالیت کرده و می کند منحل شده است؟ اگر رسیدگی به اتهامات احزاب و گروههای رسمی سیاسی مصداق امر سیاسی نیست پس چه چیز سیاسی است؟ حتی اگر متهم به فعالیت علیه امنیت ملی باشد و هر اتهام و جرم سیاسی باید در دادگاه صالح با حضور هیأت منصفه‌ای که واقعاً نماینده افکار عمومی باشد مورد بررسی قرار گیرد و متهم باید از همه حقوق و امکاناتی که قانون مقرر کرده است برخوردار گردد.»

سیدمحمدخاتمی خاطر نشان کرد:« با اگر کسی با هر اتهام و جرم ادعا کرد که مورد اتهام و برخورد نادرست بوده و شکایتی کرد وظیفه قانونی حکومت است که عادلانه به آن رسیدگی کند تا واقعیت مشخص گردد، نه اینکه به جرم اعمال حق قانونی (مثلا شکایت) مورد فشار قرار گیرند و دست کم در عرصه تبلیغات با انواع ناسزاها و ناروایی‌ها بدون اینکه امکان دفاع از خود داشته باشند مواجه باشند. طرح و نقد این مسائل و حتی اعتراض به آنها از سر دلسوزی است. تقاضای فضای آزاد و گذر از حالت امنیتی و فشارها، نشانه علاقه به نظام است و باید مورد تقدیر قرار گیرد نه نکوهش و برخوردهای ناروا.»

به گزارش روابط عمومی دفتر خاتمی ؛در آغاز این دیدار حاضران ضمن تاکید بر روحیه قوی همسران و بستگانشان چه آنان که اینک در زندان به سر می‌برند؛ چه کسانی که به طور موقت بیرون از زندان هستند؛ به مشکلاتی که برای بسیاری از خانواده‌های آنان پیش می‌آید اشاره کردند و افزودند که انچه بر چهره‌های ارزنده و خدوم انقلابی کشور می‌رود جفاست.

از عدم رعایت ضوابط قانونی و عدم امکان استفاده آنان و بستگانشان از حقوقی که قانون و شرع برایشان به رسمیت شناخته است و نیر عدم رسیدگی به شکایت‌ها و اعتراضاتشان گلایه داشتند.

ادامه مطلب ...

پیش شماره ششم کلــمـــه؛ کلمه را به کسانی برسانید که ماههاست صدای جنبش سبز را نشنیده اند

0 نظرات
پیش شماره ششم کلــمـــه؛
کلمه را به کسانی برسانید که ماههاست صدای جنبش سبز را نشنیده اند

. ادامه راه سبز(ارس): حالا دیگر از ماه و سال گذشته است که سهم کسانیکه فقط به وضع موجود انتقاد دارند از رسانه های ملی جز سرکوب وسانسورنیست . یا اگر هست جز تحریف مواضع توسط رسانه های رسمی و وارونه کردن خبر ها و تهمت بستن به آنها نیست. این سهم بخش عظیم مردم ایران عزیز از میلیاردها میلیارد هزینه از جیب من و شما برای دستگاه تبلیغات است. صدای همراهان جنبش سبز با همت مضاعف همین بی عدالتی ها در ماههای اخیر به گوش مردم نرسیده است و اگر رسیده جز با وارونه نمایی های دروغین کیهانی نرسیده است. آیا ما چاره ای داریم جز اینکه خود آستین همت بالا بزنیم و این جنبش آگاهی بخشی را با بودجه شخصی خودمان با چاپخانه هایی به وسعت چاپگر ها و دستگاههای کپی خانگی خودمان تکثیر کنیم؟ رساندن برگه های کوچک کلمه به خانواده و اقوام تنها نشر یک خبر نیست. ارسال یک علامت است برای همه ‍ آنهایی که روی ندانستن مردم ما حساب باز کرده اند.

روزنامه امروز کلمه اختصاص به مصاحبه میرحسین دارد. بسیاری از اعضای خانواده و اقوام خود را خواهید یافت که هنوز به این مصاحبه دسترسی پیدا نکرده اند.

براي دریافت فايل pdf روي تصوير زير كليك كنيد
پی دی اف (353 کیلو بایت)

لينك كمكي دانلود مستقيم pdf: "اينجا"
لينك دانلود مستقيم فايل تصويري jpg: "اينجا" حجم 504 كيلوبايت

ادامه مطلب ...

فرصت‌هایی‌ برای آفرینش اسطوره، براي آريا آرام نژاد

0 نظرات
برای آریا آرام نژاد:
فرصت‌هایی‌ برای آفرینش اسطوره

. ادامه راه سبز(ارس): یادش به خیر، سالهای پیش خروجی زندانهای جمهوری اسلامی تنها اعتراف بود و اظهار ندامت از کارهای نکرده و تصویر معترفانی با قامتی خمیده و اندکی‌ تکیده. هر چند حتا در آن سالها نیز زندان سیاسی رفتن حرمت داشت و زندانی سیاسی شدن احترام، ولی‌ به هر حال برگه‌ای بود که با صدایی لرزان در مقابل دوربین رسانه‌ها خوانده شود تا گروهی اندک از مردم را اقناع کند. ولی‌ داستان امروز حدیثی دیگر است که زندان‌های حاکمیت شده جایگاهی برای افرینش قهرمانان که سرافکندگی را حتا در بیدادگاه‌ها و در مقابل ناداورانی که لباس مقدس قاضیان را غصب کرده اند تاب ندارند، به جای دفاعیه بیانیه مینویسند و خطابه میدهند و حکم می‌پذیرند و بدین وسیله مرز می گسترند.

آریا آرام نژاد تنها یک جوان است، از خیلی‌ جوانانی که نه سیاسی اند و نه توشه‌ای برای آن دوخته اند، نه نامی‌ دارند و نه چشم داشتی بر این عرصه ، انتخاباتی شد و تقلبی صورت گرفت و مردمی که با مطالبه‌ای نه چندان بزرگ پا به میدان تغییر گذاشتند و حاکمیتی که فکر کرد میتواند با نشان دادن مشت آهنی و سرنیزه‌ای و صدای گلوله‌ای قائله را ختم به خیر خود و سکوت جامعه کند، تمامی‌ داستان قرار بود همین باشد که سرنوشت بازی دیگری رقم زد که ماه‌ها حدیث کشور خون بود و مردمی که با سلاح سکوت در برابر سفیر گلوله مقاومت کردند و ریزش‌هایی‌ که هر کدام تن قائد‌شان را میلرزاند، حدیث تشتّت بود و لرزه‌هایی‌ که هنوز تن حکومت‌شان از از خلاصی نیافته، مردمی از جنس پدران و ماداران و برادران و خواهران ما، دانشجو، کاسب ، کارمند یا حتا بیکار که چیزی که دور هم جمع‌شان کرده بود مطالبه یک حق بود، نه حتا انتخاب یک فرد!

آریا آرام نژاد یک فرد از خیل همین مردم بود که تنها انعکاسی بود از یک واقعه در قالب یک سرود، به زندان افکندنش و یک فرصت آفریدند تا قهرمانی جدید سر در بیاورد. فرصتی که پیش از آن محمود وحید نیا‌ها از آن استفاده کردند تا حنجره شوند برای سخن و مطالبه آنچه که مردم به دنبال آن پای در کارزار نهادند. آریا نه از جنس سحرخیز قهرمان است و نه از جنس تاج زاده‌ای که آوازه مردیش شهره کوی عاشقان است، آریا از جنس ما است، یک جوان از یک پهنه که نه سیاسی است و نه آرزوی ماندن در میانه این وادی!

آریا تنها یک نام است، یک نماد از خیل بزرگ قهرمانان که بسیاری حتا نام آنها را نمیدانند، نمادی برای مردمی که هر کدام یک قهرمان اند؛ به میانه میدانی پای نهادند که از فرجام تلخ آن با خبر بودند، میدانستند و آمدند و جنبشی آفریدند که برخلاف اسلاف خود پیروزی را بر خط خون نجست و به قانون حریف تن در نداد.
فرشاد توماج
ادامه مطلب ...

آری اینچنین شد برادر!

1 نظرات
آری اینچنین شد برادر!

. ادامه راه سبز(ارس): این ملت آنقدر به مشکلات عدیده مبتلا است که اگر نبود حق خود را گرفته بود. هر چند که در آیین مسلمانی و دنیای متمدن، حق دادنی است نه گرفتنی . آنقدر بر من تحمل این اوضاع و نا راستی ها گران آمد که گفتم من هم یک رسانه باشم تا آنچه را می دانم، از راستی و نا راستی این زمانه٬ به مناسبت سالگرد شروع جنگ به آگاهی این مردم برسانم. منی که با ایده آل هایم ابتدای جنګ و انقلاب اسیر شدم و با همان ایده آل هایم برگشتم. وقتی از اوضاع می پرسیدم٬ بستګانم می ګفتند: صبر کن ... بزودی خودت خواهی فهمید. فکر کنم تجربیات من هم خواندنی است.

1- بيست سال است كه از اسارت به وطن بازگشتيم. هر چه مي نگريم هي امروز و فردا مي كنند. بيست سال است كه مملكت را در وضعيت زرد نگه داشته اند! اوضاع نه سفيد است و نه قرمز يعني نه صلح و نه جنگ! هي مردم را از بيم دشمن مي ترسانند. اما براي در دست داشتن نبض مديريت كشور، اقتصاد، اوضاع را در وضعيت زرد نگه داشته اند تا تمام پست هاي كليدي را به عوض اجر جهاد في سبيل الله به برادران سپاهي خودي يا آقازاده ها و مجاهدان بعد از فتح مکه بدهند تا آنها هم با آزمون و خطا چوب لاي چرخ معيشت مردم بگذارند!

بيست سال است كه با باورهاي مردم بازي مي كنند و خود را در هاله ي تزوير پنهان. در ظاهر از تبعيض شكايت مي كنند اما در خلوت خودي و غير خودي را دسته بندي و خط كشي مي كنند! "انّ فرعون علا في الارض و جعل اهلها شيعا": فرعون بر روي زمين طغيان كرده و مردم را فرقه فرقه نمود. امام دائماً از نقش و ايثار مردم در جهت برپايي نظام اسلامي ياد مي كرد و آنان را ولي نعمت مسئولين مي ناميد، از پدران و مادران جوان از دست داده صحبت مي كرد، و مي گفت ما كجائيم و اينها كجايند؟!

اما در حال حاضر مردم بايد در لابلاي چرخ زندگي له شوند و در عوض رأ‌ي و نظرشان زينتي باشد بر كاخ جاه طلبيهاي آقايان. آيا انتظار داريد كه در دامان اين مادران و پدران زجركشيده جوانان شهادت طلب براي حفظ حدود و ثغور اين مملكت و ولايت شما تربيت يابند؟ شما با اين تبعيض آلوده به تزوير، فقط در داخل دشمن تراشيده ايد و نيازي به دشمن خارجي نداريد... شما خود، دشمن خود هستيد!

يكي بر سر شاخ بود و بن مي بريد – خداوند بستان چو او را بديد

بگفتا كه اين مرد بد مي كند – نه بر من كه بر نفس خود مي كند

شریعتی می ګفت: اګر در صحنه ی حق و باطل زمانه ی خود نیستی٬ خواه به نماز ایستاده باشی٬ و یا خواه به شراب نشسته باشی٬ فرقی ندارد. الآن میلیاردها به تزویر خرج می کنند تا تو را وارد یک صحنه ی دیګر کنند. در انقلاب و جنگ و اسارت در صحنه بودیم٬ اما نفهمیدیم چطور شد که از اسارت برگشتیم ما را حتی به عنوان یک کارمند ساده هم در وزارت خارجه استخدام نکردند. در اسارت بچه ها می ګفتند که امام ګفته: اسرای ما سفرای ما هستند٬ اما در زمان جناب آقای خامنه ای ما شدیم غیر خودی... و از ایشان هم صدایی در نیامد. بله مشاهده مي فرمائيد... اینچنین شد برادر!

2- در یکی از اردوګاهها یک دوست پاسداری بود که همیشه تلاش داشت تا با ګل آلود کردن آب یا همان آرامشی که حاج آقا ابوترابی الګوی آن را ترسیم کرده بود٬ بهره برداری دلخواه کرده تا ریاست کند. او با جریان سازی افراد را به جان هم مي انداخت، تا جایی که جان حاج آقا ابوترابی را آنقدر به لب رساند که در وصف او ګفته بود: اګر از کسی که مرا به عراقیها لو داد بګذرم از این فرد نخواهم ګذشت. حاجی پس از بازګشت تلاش کرد تا وزارت اطلاعات از سر خطای خطا کاران یا جاسوس هایی که از روی جوانی و نادانی کسی را لو داده بودند بګذرد٬ از جمله ایشان را خود قلباْ بخشید (که هر چند در نزد وزارت اطلاعات پرونده نداشت چون پاسدار بود).

او در حال حاضر پست فرمانده امنیت اجتماعی و اخلاقی را در نزاجا دارد و امنیت برای این ملت فراهم میکند! جالب است كه جای مهر نماز نیز بر پیشانی ایشان مشهود بود اما دل بسياري از اسرا را خون كرده بود. دوست دیګری هم بود به نام علي نجفي (يك گروهبان 2 ارتش) که به واسطه مقاومت هایی که در شکنجه های عراقیها کرده بود و حتی حسرت یک آخ را به دل عراقیها گذاشته بود٬ لقب فرعون را از بابت سخت جاني از عراقیها گرفته بود. هم عراقیها و هم ایرانیها از روی شوخی به او علی فرعون می ګفتند٬ او آدم بسیار شوخ و شجاعی بود.

او در سال یک ماه بيشتر نماز می خواند و آن هم در ماه رمضان... حاج آقا ابوترابی بسیار او را دوست داشت٬ به او احترام خاصی می ګذاشت و با او شوخی می کرد. او همواره به عنوان ارشد آسايشگاه سپر بلاي بچه هاي مذهبي بود و باعث شده بود كه عراقيها اصلاً به آسايشگاه او شك نكنند. شش ماه پس از بازګشت از اسارت در جمعی می ګفت: کاش در همان اسارت می ماندیم و بازنمی ګشتیم و این نابسامانیها را نمی دیدیم... دلم می خواهد برګردم و حاضرم با همان کاستیها در اسارت بسازم. متاسفانه او حدوداْ ۲ سال پس از آزادی در حادثه ای در یکی از رودخانه های اطراف کرمانشاه غرق شد و حتي جنازه اش پيدا نشد!!! جالب است كه بدانيم هر دوي اين دوستان يك سال قبل از شروع جنگ در كردستان اسير شده و به عراق آورده شده بودند. آنها هر وقت با هم شوخي مي كردند مي گفتند: تو را به جاي يك گوني گندم به عراقيها دادند و ديگري مي گفت: تو را با يك بز عوض كردند... انسانها را می بینید چګونه فرعون می شوند؟... راستي چګونه چنین می شود برادر؟!

3- حاجی ابوترابی کار بزرګی در اسارت کرده بود. اګر امروزی صحبت کرده باشم باید بګویم که کاری دموکراتیک کرده بود!!! بله اما نه... در واقع ایشان در ادب و اخلاق٬ ایمان و مسلمانی سرآمد بود٬ دموکراسی پیش او کم می آورد. و تا آنجایی که من یادم می آید حتی در ایران هم به ورطه ی تزویر نیفتاده بود. آب و آتش را در اسارت کنار هم نګه داشته بود. موافق٬ مخالف٬ جاسوس٬ منافق و حتی دشمن در کنار هم در آرامش بودند.

یک روز در آسایشگاهی به علت دعوایی که منجر به هتک آبروی یکی از اسرا شده بود٬ سخنرانی کرد و ګفت: اګر امر بر این قرار ګرفت که قرآن را بسوزانید یا آبروی فردی را ببرید٬ قرآن را بسوزانید اما آبروی آن فرد را نبرید!!! چرا که اګر قرآن کلام خداست٬ اما انسان اشرف مخلوقات خداست!!! حال شما مقایسه کنید با رویه ای که سربازان ګمنام ولایت زمان در زندانها به منظور حفظ نظام که اوجب واجبات است در بازجوییها به کار برده و در هتک آبرو و ناموس زندانیها از هیچ فرو ګذار نمی کنند... بله در آن مرام قرآن در خدمت انسان و انسان سازی است٬ اما در این مرام قرآن بر سر نیزه ها و دست آویزی برای اشک تمساح ریختن ها... آری...آری اینچنین شد برادر!

4- در اسارت شما به هیچ منبع خبری دسترسی نداشتید الا رادیو بغداد (بخش فارسی) که از میان فحش و ناسزا خود باید یک چیزهایی را استنتاج می کردید. بعد که عربی یا انګلیسی را یاد می گرفتید فقط روزنامه های عراقی بود که از میان اخبار ایران یک چیزهایی را باید خود تفسیر و استنباط می کردید. بعدها هم رادیو منافقین اضافه شد. مدتی بعد از فوت امام بود و ما هنوز در اسارت بودیم. یادم نیست که این خبر را در روزنامه خواندم یا رادیو اعلام کرد، مبنی بر اینکه رهبر جدید ایران (آقای خامنه ای) را با لفظ " مقام معظم رهبری " خطاب کنید. راستش برای من که سالیانی بود از ایران ابتدای انقلاب به دور بودم این مطلب عجیب بود و کمی چندش آور. به خود گفتم مگر سال 1357 کسی به مردم دیکته کرد که به امام بگویند امام؟! مردم خود با طیب خاطر این لفظ را به کار می بردند. در ضمن او خود اصرار داشت که به من خدمت گذار بگوئید نه رهبر... اما آری... اینچنین شد برادر!

5- گذشت و به ایران آمدیم... چیزی نگذشته بود که در تلویزیون به چشم دیدم که جناب آقای خامنه ای به ولايات تحت ولایت سرکشی و در مساجد بر سکویی نشسته تا رعایا صف کشیده٬ عریضه به دست٬ منتظر٬ تا آقا پس از بوسيده شدن دستش از ایشان رفع مشکلات کنند. آیاسیستم مملکت داری در نظر آقا همانند 1000سال پیش می نمود؟ یا غرض دیګری در کار بود؟ آیا رسالت جمهوری اسلامی به ذلت کشاندن و به خفت نشان دادن انسانها در برابر دوربینها و دیدګان سایر انسانها بود؟ و اينکه رییس جمهور پلیدش ۵ سال است این صحنه های زجرآور را با کمال خباثت در استانها به نمایش می ګذارد تا اربابش باورش شود که در این سرزمین ولایت دارد؟ آيا زنان و مردان بوسه زننده بر آن دستان زیر پوشش٬ پس از این همه جنایت دانسته اند که آن دستان چدنی بوده است!!! در این مرام تو باید بوسه زننده بر این دستان چدنی باشی٬ در غیر این صورت این دستان چدنی بر فرقت فرود خواهد آمد!

ابوترابی را دیده بودم هنګامی که دوستان شهرستانی به تهران می آمدند و قصد بوسیدن دستانش را داشتند٬ ممانعت می کرد و کار به کشتی ګرفتن می کشید!!! آيا آدم ندیده بودیم؟ بايد از آقاي خامنه اي سوال شود كه آقا شما مي خواهيد كدام علي فرعون باشي؟!! مانند علي فرعوني كه در اسارت آزاده بود، پاك و خدمتگذار، يا علي فرعوني كه در آزادی اسير دست بوسي و هواي نفس است؟!! علي فرعوني كه خود را به امام علي ابن ابيطالب تشبيه كرد اما نتوانست و هواي نفس به او اجازه نداد تا معيار و ميزاني براي همگان باشد تا به او راست شوند. {رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّـهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ ۙ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ ﴿ فصلت ٣٧﴾ پاکمردانی که هیچ کسب و تجارت آنان را از یاد خدا و به پا داشتن نماز و دادن زکات غافل نگرداند و از روزی که دل و دیده‌ها در آن روز حیران و مضطرب است ترسان و هراسانند.} ... بله مرداني كه زندگاني دو روزه ي اين دنيا آنان را غافل نكرده و نفريفت، چرا كه از آن روزي مي ترسند كه در آن روز با ديده و دل به حقايق اعمالشان بصيرت يابند... راستی چه شد که اینچنین شد برادر؟!

6- این روزها مثل آدمهای مات و مبهوت شده ام و دائم با خودم حرف میزنم. تلویزیون داشت به مناسبت هفته ی دفاع مقدس سرود خلبانان را پخش می کرد. همان سرودی که به دو زبان ترکی و فارسی خوانده شده و می ګوید: وروشولار ارتشیمیز هر یاندا ... رزمنده ی مسلمان زیر لوای قرآن پیروزیت مبارک ... آلآه سیز یار اولدی ٬ دشمن لریز خوار اولدی ... هامی دییب مبارک ... اینها را داشت می خواند و من رفته بودم توی فکر که چی می خواستیم و چی شد ... بغض ګلویم را ګرفته بود و دلم می خواست ګریه کنم که همسرم سرزده وارد اتاق شد و نګاهی به من کرد و ګفت چرا قیافه ات اینطور شده؟!!! ... که ... خودم را، یا همان قیافه ام را جمع و جور کردم و ګفتم هیچی ... چیزی نیست ... موضوع را عوض کردم. سرود غریبی می کرد ... من هم فیل ام یاد هندوستان کرده بود و غریبی می کردم... و زحمات نسل خود را برباد می دیدم ... بالآخره بله... اینچنین شده است برادر!!!

7- آقا برای بسیجیان سازندګی سخنرانی کرد. برای راه ګم کردن دم از امام خمینی زد اما از شور و امید و ایمان قوی و همت و بصیرت و توانایی امت خود (در مقایسه ای پنهانی با امت امام خمینی) داد سخن داد که بیشتر از آغاز انقلاب است (اینطور که از لحن ایشان برمی آید احتمالاْ از نظر ایشان اکثر امت امام ریزش شده اند و ایشان بدطوری امید به رویش امت خودساخته دارد!) . و اینکه جوانان غربی در دام افسردګی٬ ناامیدی٬ توهم و بی هدفی افتاده اند. اما همچون رییس جمهور که به مناسبت هفته ی دولت آمار دروغ تحویل مردم می داد و خود ناظر این همه دروغ بود و دم بر نمیزد٬ آګاهی نداد که پیشرفت و سازندګی ظاهر در این دنیا٬ ناشی از افسردګی٬ ناامیدی٬ توهم و بی هدفی است یا ناشی از شور و امید و ایمان قوی و همت و بصیرت به ولایت ایشان؟! و این که چرا ما با وجود شور و امید و ایمان قوی و همت و بصیرتمان به ولایت ایشان در مقایسه با جهان استکبار از نظر پیشرفت و سازندګی عقب تریم؟!

چينيها و كره ايها و تركها مگر ظرف چند صد سال به اين وضع رسيده اند؟ آيا بعد از انقلاب ما شروع نكردند؟ 20 سال براي شما كافي نبود تا يك امت صالح و سالم بسازيد؟ و همچنین مشخص نکرد که این بسیجیان غیر انتفاعی می بایست در خدمت مردم باشند یا بر ضد مردم؟! چماقشان را سر دشمن بيروني بكوبند يا مردم بدبخت؟ حال یکی نبود که سوال کند با این همه آدرس اشتباهی دادن٬ جعل اکاذیب٬ هندوانه زیر بغل امت ناداشته ګذاشتن و امید واهی دادن٬ آیا ایشان خود در بند اهداف حقیر مادی و اسیر وسوسه های ریاست و قدرت و از درون تهی شدن نمی باشد؟ بله... آن زمان که به توهم به شما لقب مقام عظمی را بخشنامه ای عطا کردند و آن زمان که مردم را به دستبوسی فرا خواندید٬ آن زمان که برادران سپاه لباس خدمت را از تن به در کرده و لباس تجار و سیاستمداران به تن کردند٬ و آن زمان که برادران بسیجی غیر انتفاعی پول ګرفتند و چماق بر سر مردم کوفتند٬ آن زمان انقلاب تمام شد٬ نشد؟! ...آه... بله... مشاهده میفرمایید که چه شده٬ برادر؟!

8- هنوز هم مي توان از فيلمهايي كه از سخنرانيهايي امام پخش مي شود در مقايسه با فيلمهايي كه از سخنرانيهاي آقاي خامنه اي پخش مي شود به رابطه ي واقعي امام واقعي با امت پي برد. فرق يك عارف واقعي با يك فقيه تقلبي كاملاً آشكار است... به چهره ي مردم و رفتار خالصانه ي مردم آن زمان دقت كنيد...

با مدعي نگوئيد اسرار عشق و مستي – تا بي خبر بميرد در درد خودپرستي

یکی از اسرای جنگ
ادامه مطلب ...

سخنی با سردار همداني: سردار!، سپاه اگر در سیاست وارد شود، سیاه می‌شود

2 نظرات
سخنی با سردار همدانی، فرمانده سپاه تهران:
سردار!، سپاه اگر در سیاست وارد شود، سیاه می‌شود
. ادامه راه سبز(ارس): مخاطب این نوشته ظاهراً سردار حسین همدانی است و بهانه‌ی آن مصاحبه‌ای است که با روزنامه‌ی خبر داشته است. مصاحبه‌ای که با‌یک بار خواندن آن، می‌شود پی برد که گروهی از سرداران سپاه چگونه پا را از قانون فراتر گذاشته و همه چیز را آن‌گونه که می‌خواهند، می‌بینند و تحلیل می‌کنند و در این راه به سپاه و بسیج و سیاست هم رحم نمی‌کنند.

اما مخاطب واقعی این نوشته، نه فقط حسین همدانی، که همه‌ی نظامیانی است که به پشتوانه‌ی قدرت نظامی، در عرصه‌ی سیاست و اقتصاد فعال شده‌اند و می‌خواهند به هر قیمتی این حضور خود را برای افکار عمومی‌ توجیه کنند و به زعم ِ خود روشنگری کنند. نظامیانی که کشور را درگیر جنگ نرم می‌خوانند و خود را سرداران جنگ نرم می‌خواهند. نظامیانی که در جنگی موهوم در حال شکست از دشمن فرضی‌اند.
سردار پاسدار حسین همدانی!

بیاید همین اول کار بی‌حساب شویم. شما زحمتِ بسیار کشیده‌اید، اجرتان باخدا. مرحبا به تمام سرداران جنگ و دفاع مقدس. پیش از همه به فرمانده‌ی کل قوا و به جانشین فرماندهی کل قوا ! مرحبا به فرماندهی سپاه و وزیر دفاع و نخست وزیر دفاع مقدس! مرحبا به شهیدان! مرحبا به جانبازان! مرحبا به سربازانی که گمنام ماندند و گمنام رفتند و پس مرحبا به شما هم! هزار مرحبا!

من هم معلمی‌ هستم در گوشه‌ای از این ایران بزرگ. خدا را چه دیدید؛ شاید معلم فرزندان شما هم بوده‌ام! بی‌تعارف بگویم، مرحبا نمی‌خواهم. من هم در حال انجام وظیفه‌ام، مثل شما. فرزندان شما هر روز بر کلاس درس من می‌نشیند. من به آنها خواندن و نوشتن‌ یاد می‌دهم و خوشحالم که نخسین کسی هستم که قلم دستشان می‌دهم و به به آنها‌یاد می‌دهم بنویسند: بابا نان داد.

از شما چه پنهان با این اوضاع بدِ اقتصادی، در کار ما ایثار و فداکاری هم برای پایبندی به وظیفه لازم است. می‌گویم ما، و منظورم همه کسانی است که علم و دانش را پاس می‌دارند و در سنگر علم و دانش مشغول‌اند.

منتی نیست سالهایی که شما در جبهه‌ی جنگ با لشکر صدام می‌جنگیدید و از خاک و ناموس وطن دفاع می‌کردید و مرز وطن را پاس می‌داشتید، ما هم با همه‌ی کاستی‌ها و کمبودهایی که می‌شناسید و می‌دانید ، به فرزندانمان درس وطن دوستی و ایمان می‌دادیم و برای آنها از شهامت‌ها و شجاعت‌های پاسداران وطن می‌گفتیم. ما هم بر اساس وظیفه و به پیروی از رسم علما و دانشمندان، فرزندانمان را پرورش دادیم تا بدانند چگونه ارزش‌ها را بشناسند و باورهای خود را چگونه بیابند؛ تا بتوانند خوب و بد را تشخیص دهند و نگذارند هر کسی به ارزش‌های آنها حمله کند و هر کسی خود را معیار خوب و بد بداند و خودش را صاحب و مالکِ ارزش و باور واقعی و اصیل بخواند. منتی نیست، درس می‌دادیم و درس می‌دهیم و به وظیفه می‌رسیم و وظیفه می‌خوریم. مثل شما. مثل نانواها، مثل کارمندهای آب و فاضلاب، مثل رفتگرها، مثل پزشکان، مثل پرستاران و خیلی‌های دیگر.
پس ، بی‌حساب سردار. کم و کسرها را هم قلم بکشیم و باقی را با خدا حساب کنیم. با هم چرا ؟ در مکتب ما، خدمت به محرومان که منتی ندارد آقا!

سردار حسین همدانی،

حالا که بی‌حساب شدیم، می‌خواهم ‌یک نکته‌ی مهم را به شما و به خودم و به همه‌ی کارگزاران جمهوری اسلامی‌ یادآوری کنم، مبادا فراموش شود، که گویی خیلی وقت است فراموش شده است!

من نباید فراموش کنم که «‌یک معلم» هستم وگرنه به معلم بودنم خیانت کرده‌ام و از وظیفه‌ام بازمانده‌ام. من‌ یکی حق ندارم – حتی به بهانه‌ی دفاع مقدس – وسط کلاس درس، بچه‌ی کلاس اول را صدا بزنم و برایش از توپ و تانک و مسلسل بگویم و از او بخواهم با چشمان بسته تفنگ را باز کند و ببندد. من که در تمام عمرم «خشم شب» را آموزش ندیده‌ام و ندیده‌ام ، همان بهتر و درست‌تر که از «مشق شب» بگویم، وگرنه فرزندانمان باسواد نمی‌شوند که هیچ، ندانسته و نیاموخته خودشان را هم به کشتن می‌دهند. این قانون آموزگاری است. این قانون من است. این قانونِ جمهوری اسلامی‌ایران است.

شما هم همین‌طور سردار! مبادا فراموش کنید، شما ‌یک سپاهی هستید و تا روزی که به این لباس مفتخرید، وظیفه دارید مطابق آنچه که قانون بر شما حکم کرده است، در خدمت مردم و ولی‌نعمتان خود باشید. مبادا خطر کنید و ‌یادتان برود که شما‌ یک نظامی‌ هستید و نظامی‌بودن پیشه‌ی شماست؛ که قانون اساسی گفته است «حدود وظایف و قلمرو مسوولیت این سپاه در رابطه با وظایف و قلمرو مسوولیت نیروهای مسلح دیگر با تأکید بر همکاری و هماهنگی برادرانه میان آنها به وسیله قانون تعیین می‌شود.»

اگر هم طاقت قانون را ندارید – که گویا ندارید – و اگر از انجام وظیفه خسته شده‌اید. بسم الله رخت درآورید و کفش بیاوزید و به کار دیگری مشغول شوید. می‌خواهید معلم شوید، مبارک است که معلمی‌ پیشه‌ی انبیاست. بسم الله! چندی شاگردی کنید و رخت مدرسه بپوشید. مشق بنویسید و خاک مکتب بخورید و جور استاد بکشید! تاریخ اندیشه‌ها را بیاموزید و اندیشه‌ورزی کنید.

سیاست را هم علاقه دارید بروید بیاموزید و بورزید. ما که حسود نیستیم. بروید و بیاموزید تا بدانید که سیاست، هنری برای پرهیز از جنگ است و جنگ بی‌سیاستی محض است. شاطر هم می‌خواهید بشوید، منعی نیست. نان برکت سفره است، اما شما را به خدا بارِ خاطر مشوید!

جناب همدانی،

اما، اگر طاقت قانون را ندارید و می‌خواهید قانون را دور بزنید و می‌خواهید صدایتان را از صدای قانون بلندتر کنید –که دارید می‌کنید– به الله ! که رسم بدی است و بد می‌بینید.

رسم بدی است که اگر نبود؛ من هم می‌توانستم و می‌توانم دور بزنم، حتی ساده‌تر از شما. کافی است چند صباحی تمارض کنم و به مدرسه نروم تا فرزندانمان جا بمانند و «بـابـا و آب و نان» نوشتن ‌یادشان برود.

رسم بدی است که اگر نبود، نانواها هم چند روزی به خود استراحت می‌دادند و شاید آنها هم هوس سرداری و معلمی‌ می‌کردند و آن روز من و شما هم گرسنگی می‌کشیدیم.

رسم بدی است که اگر نبود، ماشین شهرداری به مسابقات فرمول‌ یک می‌رفت و رفتگر محله، کوچه را جارو نمی‌کشید و مگس هم من و شما را برمی‌داشت سردار!

مرد سپاهی !

حرمت موی سفید شما واجب. اما این چه رسم سیاهی است که باب کرده‌اید؟ این چه تعریفی است که پس سی سال، از بسیج و سپاه و سیاست و جنگ نرم به آن پناه می‌برید؟

محض رضای خدا، ‌یک بار همین مصاحبه‌ی خود را با خبر ‌یک بار بخوانید. از طرفی می‌گویید تا الان بسیجی را بد تعریف کردهاند و «ما می‌گوییم همه‌ی مردم بسیجی هستند» و «بسیج همان مردم است» و بعد می‌گویید «ما بسیج را برای چه زمانی می‌خواهیم ؟» و «اگر قرار باشد نظام آسیب ببیند و بسیج آسیب نبیند، ما بسیج را نمی‌خواهیم.» از مغالطه‌ی بسیج و مردم بگذریم و به «ما» برسیم ؛ این «ما» کیست که بسیج و مردم را به میل خود می‌خواهد و به کیف خود نمی‌خواهد؟

این «ما» کیست که‌ یک جا می‌گوید «ما باید به نسخه امام عمل می‌کردیم» و بعد خودش نسخه غلط می‌پیچد که «سپاه اگر وارد عرصه‌ی سیاسی نشود اصلاً سپاهی نیست؟»

این «ما» کیست که وقتی در تامین امنیت مردم کم می‌آورد می‌گوید « ما که متولی همه کارها نیستیم و مسئول امنیت نیروی انتظامی‌است و آنها باید پاسخ بدهند » ؟

این «ما» کیست که می‌داند «در حوادث سال گذشته چهره‌ی بدی در عرصه‌ی بین المللی از ایران ثبت شد» و باز هم اصرار دارد که «بسیار خوب عمل کرده است و پرونده را بسته و انتظار فتنه را هم از پیش داشته است»؟

این «ما» کیست که سیاست جذب حداکثری را این‌گونه می‌فهمد که «فهم ما از جذب حداکثری این بود که روشنگری کنیم و لذا نهضت روشنگری راه انداختیم» و چهار هزار اساتید و محقق و روحانی – که لابد سردار مشفق‌ یکی از آنهاست – روانه‌ی مساجد و دانشگاهها و مدارس کردیم؟ و این «ما» کیست که بر اساس «برآورد اطلاعاتی» انتظار فتنه را دارد، اما خبری نمی‌دهد؟ جنگ نرم را صرف می‌کند و نمی‌داند چه صیغه‌ای است؟

و به راستی! این «ما» کیست که تمام تاریخ اندیشه و تضارب آرا را جنگ نرم می‌خواند و به هوای شرکت در این جنگ موهوم رخت جنگ می‌پوشد و سخت جنگ می‌کند و آدم می‌کشد و دن‌کیشوت‌وار به جنگ با آسیاب‌های بادی می‌رود؟! راستی رمانِ «دن کیشوت» را خوانده‌اید جناب همدانی؟ اگر نخوانده‌اید، پیشنهاد دلسوزانه‌ی من را بشنوید و هر چه زودتر بخوانید. باور بفرمایید برای مبارزه در جنگ نرم، «خواندن» از همه چیز واجب‌تر است.

آقای همدانی،

گیرم جنگ نرمی‌ هم بود؛ که نیست! گیرم اندیشه‌ای به ارزش‌ها خائن بود، که نمی‌تواند! گیرم غبار فتنه‌ای در اقیانوس اندیشه برخاست، که ممکن نیست؛ شما چرا در این عرصه سردار شده‌اید؟ مگر این عرصه میدان اندیشمندان و صاحب نظران و آموزگاران و دانشجویان و محصلان نیست؟ مگر این جنگ آداب خود را ندارد و ادبیات خود را نمی‌طلبد و صاحب ادب خود را ندارد که پا در کفش همه کرده‌اید؟ مگر تهدید دومی‌ هم وجود ندارد که خودتان گفته‌اید نظامی‌ است، چرا شما به «آن تهدید» نمی‌پردازید که در تخصص شماست؟ نکند انتظار دارید، من و کلاس اولی‌هایم به دومی‌ بپردازیم و سپاهی شویم؟ آخر این چه رسم ِ سیاهی است است که شما باب می‌کنید، مرد سپاهی!

دست نگه دارید سردار! قرار نیست چون تفنگ در دست شماست و فرمان شلیک با شماهاست، هرچه خواستید بگویید و همه چیز را همان طوری که می‌خواهید تعریف کنید و زمین و زمان را به هم بدوزید که نشان دهید مثلاً اشتباهی نبوده است و خطایی نرفته است و گردی بر دامنی ننشسته است. مبادا فراموش کنید، نیزه‌ای که در دست دارید‌، امانت این مردم است و هر لحظه که بخواهند، می‌توانند آن را پس بگیرند. اما من نماینده‌ی مردم نیستم و نمی‌گویم نیزه را زمین بگذارید و تسلیم شوید، می‌گو‌یم بر نیزه تکیه مکنید. نمی‌گویم با ما باشید و با ما بنشینید ، می‌گویم گفته‌اند که «بر نیزه نمی‌توان نشست»!

حرمت نگه دارید جناب همدانی! با ملت خویش، به زبان آتش سخن مگویید که به آتش قهر ملت خواهید سوخت.

مهستی شیرازی - كلمه
ادامه مطلب ...

رمزگشایی از شعبده بازی آقای رییس با نرخ تورم

2 نظرات
رمزگشایی از شعبده بازی آقای رییس با نرخ تورم

. ادامه راه سبز(ارس): در حالی كه محمود بهمنی، رییس كل بانك مركزی با شتابی فزاینده در حال پایین آوردن نرخ تورم در ایران است، گروهی از كارشناسان در یك بررسی جامع، بخشی از شگردهای تیم جدید بانك مركزی را برای پایین نشان دادن نرخ تورم افشا كردند.

به گزارش خبرنگار "آینده" شیوه بانك مركزی برای پایین نشان دادن نرخ تورم به شكل دستوری در حالی صورت می گیرد كه به دلیل كسری بودجه هنگفت دولت، عدم افزایش قیمت نفت در دو سال اخیر و تشدید تحریمها، سیر قیمتها در ماه های اخیر بویژه در سال جدید به شكل فزاینده ای افزایش یافته است.

بانك مركزی در حالی در آخرین گزارش تفصیلی خود از نرخ تورم، این عدد را برای مردادماه 9.6 درصد اعلام كرده و برای شهریور نیز بدون انتشار ارقام تفصیلی 8.8 درصد اعلام كرده است كه بررسی های كارشناسی نشان می دهد مسئولان بانك مركزی بار كاهش تورم را بر گروه مسكن، سوخت و انرژی استوار كرده اند و در این گروه نیز با استفاده از برخی ترفندهای پیش پا افتاده، اقدام به پایین نمایی نرخ تورم می كنند.

بر اساس بررسی ها، كاهش شدید سهمیه بنزین به 60 لیتر درماه مصرف بنزین آزاد را طی یك سال اخیر از 2 میلیون لیتر به 20 میلیون لیتر در روز رسانیده و عملا قیمت یك سوم بنزین مصرفی مردم را 300 درصد افزایش داده یا به عبارت دیگر متوسط قیمت بنزین را 100درصد افزایش داده است. همچنین بهای برق برخی نقاط نیز در تابستان به صورت غیر رسمی 300 درصد افزایش یافته است، اما بانك مركزی به دلیل عدم تغییر قیمت رسمی، شاخص قیمت سوخت و انرژی در مردادماه امسال نسبت به سال گذشته را صفر اعلام كرده است!

در گروه مسكن نیز با وجود آنكه مطابق با آمار رسمی وزارت مسكن و مركز آمار، اجاره بهای مسكن نسبت به سال گذشته 20 درصد افزایش یافته است و در شرایطی كه در سبد بانك مركزی در بخش مسكن، شاخص اجاره بهای ملك غیرشخصی قرار دارد، مسئولان بانك مركزی با تردستی و استفاده از ركود بازار مسكن، افزایش اجاره را تنها 6 درصد اعلام كرده اند.

در گروه مواد خوراكی نیز بانك مركزی در ادامه اعلام ارقام شگفت انگیز خود و با وجود افزایش قیمت برنج در دو ماه اخیر اعلام كرده است كه برنج ایرانی در مهرماه امسال نسبت به سال گذشته نه تنها گرانتر نشده، بلكه 3درصد ارزانتر نیز شده است.

در ارزیابی بانك مركزی حمل ونقل نیز با وجود افزایش قیمت بلیط مترو و كرایه تاكسی و سفرهای بین شهری كماكان بدون تغییر مانده و تنها سه درصد افزایش داشته است.

بانك مركزی با وجود اعتراف به افزایش 30 درصدی در قیمت گوشت، 27درصدی در قند و شكر و 31درصدی در سبزیجات معتقد است شاخص كل خوراكیها تنها ده درصد افزایش یافته و در این راه از دو روش نادیده گرفتن افزایش شدید نانوایی های آزادپز مانند بنزین آزاد برای ثابت نگه داشتن قیمت نان و همچنین ارزان اعلام كردن قیمت سس وادویه استفاده كرده است.به نحوی كه قیمت سس و ادویه جات از نظر بانك مركزی در طول یك سال گذشته نه تنها گران نشده، بلكه ارزان نیز شده است. در حالیكه تمامی شركتهای تولیدكننده، قیمت محصولات خود در امسال را نسبت به سال گذشته 10 تا20درصد افزایش داده اند.

به نظر می رسد مسئولان بانك مركزی به جای این فعالیت طاقت فرسا و بازی با اعداد برای نشان دادن ارزانی در كشور، بهتر است به مردم اعلام كنند از مغازه های منطقه مسكونی آنان كه احتمالا اجناس را هروز ارزانتر از دیروز می فروشند، خرید كنند. البته در صورتی كه آدرس محل سكونت آنان قابل اعلام باشد.

============
پيوندهاي مرتبط با اين مطلب
» جسارتا سر كوچه فلاني برق ارزان نمي فروشند؟!!!

ادامه مطلب ...

میرحسین موسوی: تبدیل دروغ بعنوان روش اداره کشور هم نشان خوف است و هم نشان زوال

4 نظرات
میرحسین موسوی در گفت و گو با کلمه:
سیاستهای ویرانگر کنونی را به رفراندوم بگذارید
. ادامه راه سبز(ارس): میرحسین موسوی، آخرین نخست وزیر ایران و یکی از همراهان جنبش سبز در گفت و گویی با کلمه، به تشریح ویژگی های جنبش سبز پرداخته و این جنبش را ما حصل مطالبات معطل مانده یکصد ساله اخیر و جنبشی سر زنده، آزادی خواه و رهائی بخش و معاصر با نگاه به سنت و گذشته توصیف کرده است که روز به روز ریشه های آن عمیق تر می شود.

موسوی در این مصاحبه که به تازگی انجام شده، خطاب به اقتدارگرایان گفته است که «فرض کنید ما همه دشمن و یا فریب خورده دشمن باشیم، شما با بازگشت به سمت مردم و قانون و دوری از استبداد خودتان پرچم سبز را بلند کنید.»

میرحسین در همین مصاحبه از دولتمداران پرسیده است که «چه کسی به شما اختیار داده است که با ماجراجوئی واستبداد رای کشور را در مقابل همه جهان قرار دهید واین شرایط وخیم را در وضع اقتصادی و سیاسی کشور ایجاد کنید؟ و در ادامه به آنها گفته که خودتان برای خودتان هورا نکشید! رفراندوم برگزار کنید تا ببینید آیا مردم این سیاستهای ویرانگر را قبول می کنند یا نه؟»

موسوی آبروی امروز نظام را در گرو عمل به قولها و قانون در مورد پرونده هایی چون فجایع کهریزک و یا جنایات حمله به کوی دانشگاه و پیگیری نامه های زندانی های مظلوم سیاسی از جمله عبدالله مومنی و حمزه کرمی و آریا آرام نژاد و فعالین مازندرانی دانسته است.

نخست وزیر دوران جنگ در این گفت و گو به مشکلات اقتصادی کشور نیز پرداخته و گفته است که گذشته از خطرات امنیتی و اقتصادی بیرونی که کشور در معرض آن قرار دارد، یک مشکل اساسی امروز«کوتاه شدن دست کشور در استفاده ازنیروهای کارآمد برای مدیریت بحران در سطح سیاسی و اقتصادی و احتماعی است.نیروهای کارآمدی که به عوض انکه مشغول حل مشکلات و از بین بردن اثرات خرابکاریهای اقایان باشند یا در زندانها هستند و یا در انزوا.»

مشروح مصاحبه کلمه با میرحسین موسوی را در ادامه می خوانید.

یکی از بحثهای حساس در فضای ملی وضعیت جنبش سبز در شرایظ کنونی است . تحلیل شما از وضعیت کنونی جنبش چیست و آینده انرا چگونه پیش بینی می کنید؟

جنبش سبز سر زنده است و روز به روز ریشه های آن عمیق تر می شود. جنبش سبز کلمه سبزی است که از دل پرمهر ملت ما جوشیده و ماحصل مطالبات بر زمین مانده یکصد سال اخیر بویژه مطالبات بر آمده از انقلاب اسلامی است . ازهمه مهمتر یک جنبش مدرن و متناسب با شرایط و ضروریات جهان امروزی است. اگر دقت کنید شعار ها و مطالبات در جنبش به گونه ای بیان شده است که مخالفت علنی با آن را برای اقتدار طلبان مشکل می کند.

دقیقتر بفرمایید که چه شعار و مطالبه ای است که مخالفت علنی با آن را برای جناح اقتدارگرا دشوار می کند ؟

چه کسی می تواند آشکارا با آزادیخواهی و عدالت طلبی و یا انتخابات غیر گزینشی آزاد و رقابتی مخالفت کند. یا چه کسی می تواندتکیه بر ارزشهای فرهنگهای متنوع قومی را رد کند و یا به به راحتی و باصدای بلند بگوید که کرامت ذاتی انساتها را قبول ندارد و یا نمی خواهد مردم حاکم بر سرنوشت خود باشند و یا بگوید باز تولید استبداد آن هم به قول مرحوم علامه نائینی بد ترین نوع استبداد امر مطلوبی است؟

ما می دانیم درضمیر و باطن انسانی هیچ کس حتی در میان نیروهای امنیتی، نظامی و بسیجیان سیاهپوش امروزی راضی به کشتن و سرکوب ومحبوس کردن فرهیختگان، معلمان، کارگران و زنان و مردان نیست، مگر یک عده بیمار و یا وابستگان به قدرت و سودبرندگان از غارت منابع ملی. به همین دلیل وقتی مخالفان جنبش نمی توانند با خواسته های جنبش مقابله کنند دشمن تراشی می کنند. دشمن تراشی هایی از جنس آنچه در نوار سردار مشفق بود. از این نظر نوار سردار مشفق به عنوان یک سند تاریخی دارای اهمیت هم هست.

برای چندمین بار است که شما به اهمیت نوار سخنان سردار سردار مشفق اشاره می کنید، همان سخنانی که موجب شکایت هفت اصلاح طلب علیه کودتای انتخاباتی نیز شد، اولا اهمیت آن سخنان در چیست ؟ ثانیا به نظر شما دلیل عصبانیت اقتدارگرایان از شکایتی که بر پایه سخنان سردار مشفق استوار بود، چیست؟

سخنان سردار مشفق علاوه برآنکه سندی برای اثبات تقلب و کودتای انتخاباتی است برای نشان دادن انحطاط فکری دشمنان مردم بسیار مهم است. دلیل عصبانیت اقتدار طلبان از شکایت بر پایه سخنرانی کذائی همین است.

اما ما در مقابل این عصبانیت می توانیم بگوییم که فرض کنید ما همه دشمن و یا فریب خورده دشمن باشیم شما بدون توجه به ما میثاق بین خود و مردم را که رعایت حقوق مردم و حفظ آزادی ها واجرای بدون تنازل قانون اساسی و حق حاکمیت مردم بر سر نوشت خودشان است، رعایت کنید.

شما با بازگشت به سمت مردم و قانون و دوری از استبداد خودتان پرچم سبز را بلند کنید. چه کسی به شما اختیار داده است که با ماجراجوئی واستبداد رای کشور را در مقابل همه جهان قرار دهید واین شرایط وخیم را در وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور ایجاد کنید. خودتان برای خودتان هورا نکشید! رفراندوم برگزار کنید ببینید آیا مردم این سیاستهای ویرانگر را قبول می کنند یا نه؟

مهم ترین ویژگی های جنیش سبز را در شرایط فعلی چگونه بیان می کنید؟

در خلاصه ترین حالت باید بگویم جنبش سبز یک جنبش آزادی خواه و رهائی بخش کاملا معاصر است و نگاه به سنت و گذشته درآن به شیوه ای است که دست و پای آنرا نبسته و امید به آینده هم به نوعی نیست که آنرا دچار خیالپردازی کرده باشد. سیاستهای ویرانگر دولتمداران هم البته نقش اساسی در توجه دادن مردم به شعارها جنبش داشته است و بتدریج انرا بصورت تنها بدیل برای وضعیت موجود در آورده است

می شنویم که آقایان در تبلیغات رسمی خود می گویند که جنبش سبز را جمع کرده اند البته برخی اوقات خیلی راحت هم از لفظ «سرکوب» استفاده می کنند؟ نظر شما در باره این ادعا چیست؟

امتحان این ادعاخیلی ساده است. بگذارند بدون پر کردن خیابانها از نیروهای سیاهپوش و مسلح در مراسمی مثل شانزده آذر و یا بیست پنچ خرداد مردم نظر خود را با استفاده از حقوقشان که در اصل بیست و هفت قانون اساسی آمده است، نشان بدهند.

با دلخوشی به تجمعاتی که با حاضر غایب کردن در ادارات و یا تشویق و ترساندن و با هدایت احزاب و تشکلهای پادگانی ترتیب داده می شود، مشکل حل نمی شود. همین تکبیرهای خودجوش روز دوشنبه آخر شهریور به تنهائی پاسخ آن همه تجمعات مهندسی شده را داد.

بنده به اختصار در پاسخ این ادعا بگویم که اثراتی که جنبش سبز تاکنون داشته جمع کردنی نیست. شما به ترک هائی که در بدنه آلوده به فساد و ظلم ایجاد شده نگاه کنید. این ترکها در جاهایی به شکافهای غیر قابل ترمیم تبدیل شده است. آنها برای پوشاندن این شکافها بطور مرتب به دروغگوئی وادار می شوند.

آبروی نظام امروز در گرو عمل به قولها و قانون در مورد پرونده هائی چون فجایع کهریزک و یا نامه های زندانی های مظلوم سیاسی و یا جنایات حمله به کوی دانشگاه درآمده است و کاملا مشهود است که دولتمداران راه حلی را در این زمینه ندارند و برای همین دروغ ها هر روز درحال افزایش است و هر روز بیشتر از روز پیش مشت اینان در مقابل مردم ایران و جهانیان باز می شود.

به نظر من تبدیل دروغ بعنوان روش اداره کشور هم نشان خوف است و هم نشان زوال. اینها نه تنها از تجمع ها و راهپیمایی های خیابان که حتی از مچ بند سبز هنرمندان و ورزشکاران و جوانان نیز می ترسند.

باید به یاد داشته باشیم که در نبود جنبش این فساد و ظلم ساختاری و خودرایی ممکن بود برای مدت طولانی پنهان بماند ودر آینده کشور را در معرض خطرهای علاج ناپذیر قرار دهد.

خلاصه بگویم اینکه ما در مقابل میلیاردها انسان در مقر سازمان ملل بگوییم در ایران زندانی سیاسی وجود ندارد و اینهائی که زندانی هستند می خواسته اند پلیسها را بکشند و یا ترس خود را از مچ بند سبز ورزشکاران و هنرمندان نتوانیم پنهان کنیم نشان می دهد که جنبش در همه حال و همه جای ایران و جهان حضور دارد و اینان را راحت نمی گذارد و عرصه را آن چنان برای ظالمان تنگ کرده است که تصدیق بدیهیات از سوی اینان مساوی رها کردن قدرت خواهد بود وبه همین دلیل بسط آگاهی ها برای آینده کشور و جنبش نقش حیاتی دارد. نیروهای مسلحی که درآستانه روز قدس برای ترساندن مردم به خیابانها آورده شدند نشان می دهد که اقتدار گرایان از سرزندگی جنبش اطلاع کامل دارند. حالا اگر یک وزیر بی اختیاری تعادل خودرا در مقابل مچ بند سبز سینماگرها از دست می دهد نباید آنرا جدی گرفت.

به مساله ی اقتصادی بپردازیم. در کشور علاوه بر بحران سیاسی نشانه های آشکاری از بحران اقتصادی دیده می شود. نرخ ارز و طلا و توقف گشایش اعتبارها و کم شدن فروش نفت و اعتصاب ها در چند ماه اخیر در بازارهای کشور اتفاق افتاده است وبیکاری، تورم ومشکلات روز افزون معیشتی نیز کاملا برای مردم ملموس است. اما در مقابل گفته می شود این تحریم ها به نفع کشور است و ما تحریم ها را دور می زنیم و از این قبیل بحثها. نظر شما به عنوان کسی که در هشت سال از بحرانی ترین دوران کشور دولت را اداره کردید در باره بحران های فعلی اقتصادی و ادعاهای دولت چیست؟

بنده بلافاصله بعد از قطعنامه ۱۹۲۹ در یاداشتی گفتم که این قطعنامه و قطعنامه های قبلی قابل اجتناب بودند و گزافه گوئی ها و ماجراجوئی ها در سیاست خارجی برای استفاده داخلی منجر به صدور این قطعنامه و پیامدهای آن شد و متاسفانه هنوز هم رویه سابق ادامه دارد.

می شود سخنرانی هاو مواضع اخیر در نیو یورک را از زاویه تامین منافع ملی بین استادان و صاحبنظران و حتی کارشناسان زبده وزارت خارجه به بحث و گفتگو گذاشت تا معلوم شوداین مواضع چقدر به نفع مصالح ملی ما بوده است. البته ممکن است در قهوه خانه های بعضی از کشور های عربی به به و چه چه هم بشنویم. ولی اثرات واقعی این مواضع درسفره های محرومان و مستضعفان جامعه و بازار و اقتصاد ملی روز بروز بیشتر حس خواهد شد.

گذشته از خطرات امنیتی و اقتصادی بیرونی در داخل هم ما مشکل اساسی تری داریم که ممکن است در نگاه اول به نظر نیاید و آن کوتاه شدن دست کشور در استفاده از نیروهای کارآمد برای مدیریت بحران در سطح سیاسی و اقتصادی و اجتماعی است.

نطام امروز دچار توهمات خطرناکی است و مشغول خراب کردن همه پلهای کوچک و بزرگ پشت سر است و گرنه در داخل این معرکه بزرگ به فکر حذف روز گفتگوی تمدنها از تقویم های کشور نمی افتادند.همین اقدام به ظاهر کوچک به خوبی نگاه کوتاه نگرانه و جناحی را که کشور دچار آن شده است، بخوبی نشان می دهد.

حضرات فکر می کنند عرصه سیاست داخلی و خارجی مثل سر گذرهای کوچک محلات قدیمی است که با اشتلم و فحش و دعوا حریف را از میدان بدر می کردند. مشکل در این است که مقیاسها اشتباه گرفته شده است و بین منافع بزرگ ملی و منافع حقیرانه شخصی و صحنه پیچیده بین المللی و جدالهای کوچک سرمحله ای خلط شده است وگرنه با احتیاط و تدبیر بیشتر عمل می شد.

در این بین فریاد شعارهای ارزشی و دینی بیش از همیشه بلند است و من میگویم اگر واقعا اسلام و ایران برای ما اهمیت داشت این همه نیروهای نخبه را از نظام نمی رماندیم آیا امروز جای امین زاده باید در زندان باشد یا وزارت خارجه ؟ و آیا امروز صفائی فراهانی در زندان و بیمارستان باید باشد و یا در وزارت اقتصاد و دارایی؟

اقتدارگرایان خواه خوششان بیاید و یا بدشان بیایداکثریت نیروها و مدیرانی که امروز می توانستند در این بحران نقش آفرین باشند درحزب مشارکت و مجاهدین انقلاب و کارگزاران واعتماد ملی و سایر تشکلهای مشابه هستند و در این بین مساله عمده دادستان کشور و سخنگوی قوه قضائیه و در حقیقت سخنگوی کل نظام اعلام غیر قانونی بودن این تشکیلات ها و دستگیری اعضای آنهاست.

بنده متاثر می شوم وقتی می بینم مدیران برجسته کشور عوض آنکه مشغول حل مشکلات و از بین بردن اثرات خرابکاریهای آقایان باشند یا در زندانها هستند و یا در انزوا. همه ما شاهد آن بوده ایم که بعضی از این مدیران در سطح اجرا چه معجزاتی آفریده اند. امروزهمه زنان و مردانی که گمنام و یا مشهور تحت تعقیب و یا در زندان هستند می توانستند گره های بسیار ازمشکلات کشور باز کنند.

بنده از روی دلسوزی توصیه میکنم که این روزهای سخت که سختتر هم خواهدشد تاجائی که میتوان آن هزاران مدیر و نیروی کار امدی که از همه دستگاهها تصفیه شدند مورد توجه قرار گیرند و از تجربیات آن ها استفاده شود. گرچه می دانم که نباید انتظار داشته باشم که میخ‌ آهنین رود در سنگ.

در مورد ادعاهای رسمی در مورد حل مشکلات کشور که زیاد این روزها از رسانه های رسمی شنیده می شود ،چه نظری دارید؟

در این باره باید بگویم شفافیت و اذعان بوجود بحران بخشی جدائی ناپذیر از راه حل است. با پوشاندن مسائل و رجزخوانی نفتی نخواهیم داشت که آنرا بر سر سفره های مردم ببریم و یا امنیت ایران عزیز را تامین کنیم.

دروغ و وارونه سازی حقایق باید متوقف شود تا ما همه مردم را پشت نظام داشته باشیم. باید بدانیم در دراز مدت برای مردم مهم تر از اسم حکومت تامین حقوق حقه آنان و احترام به کرامت ذاتی آنهاست. اگر می خواهید اسلام را حفظ کنید بطور عملی باید نشان بدهید که اسلام از تامین حقوق مردم و حق حاکمیت انان بر سرنوشت خود وحل مشکلات کشور عاجز نیست ومخالف ظلم وفساد و زورگوئی وفامیل بازی و اختناق است.

هیچ دولت و نظام سیاسی نمی تواتد جز با ایجاد وحدت بین ملت خود در خطرات جدی از خود دفاع کند. راه حل جذب مردم در این است که به آنها اطمینان داده شود که رای آنها دزدیده نخواهدشد و آنها خواهند بود که باید تصمیم بگیرند نماینده اشان در سازمان ملل چگونه سخن بگوید و با کدام کشور دوست باشد و با کدام دشمن. ونمایندگان آنها خواهند بود که تصمیم بگیرند چه زمانی ازدولتمداران حمایت کنند و چه زمانی استیضاح. وگرنه با دادن دو اطلاعیه متناقض دریک روز در مدح و ذم دولت مردم از جنبش سبز جدا نخواهند شد.

به تازگی یکی از سخنگویان موتلفه گفته است که باید بدنه مردم را از موسوی و خاتمی و کروبی جدا کنیم تا مشکل فتنه حل شود. به نظر می رسد این استراتژی تازه آقایان باشد. ارزیابی شما از استراتژی تازه شان چیست؟

به نظر من استراتژی عاقلانه ای است ولی مردم جذب تشکلهایی می شوند که مردم را بخاطر منافع خودشان با دگر سازیهای بی مورد خودی و ناخودی نکنند واز حقوق مردم دفاع کنند.

چه اشکالی دارد موتلفه هم از رسیدگی به نامه های حمزه کرمی و عبدالله مومنی و به دفاعیه آریا آرام نژاد و فعالین مازندرانی توجه و رسیدگی کند و هم مخالفت صریح خود را با شکنجه و اعتراف گیری و تواب سازی اعلام کند. و یا بعنوان یک حزب قدیمی به دستگیری غیر قانونی اغضای نهضت آزادی که آن هم یک تشکل و حزب قدیمی است اعتراض کند؟ مشکل موقعی حل می شود که ما چشممان را به تمایزهائی که خودی و ناخودی کردن ایجاد می کند ببندیم و از حق دفاع کنیم، حتی اگر به ضرر خودمان باشد. من یقین دارم اگر شهید بزرگوار عراقی امروز زنده بود از حق وعدالت دفاع می کرد حتی اگر به ضررخود ویا دوستانش بود.

با تشکر از فرصتی که در اختیار کلمه قرار دادید.
ادامه مطلب ...

علي مطهری:اگر نتوان از رئیس جمهوری انتقاد کرد، جمهوری اسلامی فرقی با دیکتاتوری نخواهد داشت

0 نظرات
علی مطهری نماینده تهران در پاسخ به شکایت قضایی احمدی‌نژاد:
در روز ۱۴ خرداد، احمدی‌نژاد حضار را علیه سید حسن خمینی تحریک کرد

. ادامه راه سبز(ارس): علی مطهری نماینده اصول‌گرای مجلس در پاسخ به شکایت قضایی احمدی‌نژاد به اتهامات خود پاسخ داد. متن دفاعیه علی مطهری بیش از دو ماه پیش به دادسرای کارکنان دولت فرستاده شد و آقای مطهری همان زمان گفته بود که در صورت لزوم، آن را منتشر خواهد کرد.

او در این نامه که امروز منتشر شده، احمدی‌نژاد را به تحریک مردم در قبل و بعد از انتخابات، تحریم حضار مراسم ۱۴ خرداد علیه سید حسن خمینی و نیز «موارد بسیار زیاد قانون‌گریزی» متهم کرده است. او در دفاعیه اش با اشاره به دیر آمدن آقای احمدی نژاد به مراسم، برخورد او با دبیر ستاد برگزاری مراسم و اعلام سخنرانی آیت الله خامنه ای بلافاصله پس از پایان سخنانش سعی در تحریک آشکار مردم دانسته است.

آقای مطهری در دفاعیه خود نوشته است که اگر نتوان از رئیس جمهوری انتقاد کرد، جمهوری اسلامی فرقی با دیکتاتوری نخواهد داشت. وی بر محاکمه همزمان احمدی نژاد، مهدی کروبی و میر حسین موسوی به عنوان کسانی که او از آنها با نام «عوامل فتنه» یاد می کند، تاکید کرده است. البته به نظر علی مطهری، محمود احمدی نژاد باید پس از «پایان دوره ریاست جمهوری اش» محاکمه شود.

در پایان این دفاعیه علی مطهری به برخی از «قانون گریزی‌های» محمود احمدی‌نژاد اشاره کرده است؛ «عدم ابلاغ قانون تسهیلات ارزی برای متروی تهران، جدایی سازمان تامین اجتماعی از وزارت رفاه، مقاومت برای اجرای قانون عفاف و حجاب و ممانعت رئیس جمهوری ایران از رسیدگی به اتهامات معاون اول خود توسط قوه قضائیه» از جمله دلایل آقای مطهری برای اثبات قانون‌گریزی احمدی نژاد عنوان شده است.

متن کامل دفاعیه آقای مطهری را به نقل از «تابناک» در ادامه می‌خوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم

سرپرست محترم دادسرای کارکنان دولت

با اهداء سلام، در خصوص شکایت نامه شماره ۷۹۵۰ -۸۹/م/۰۱۰۹۷ مورخ ۲۲/۳/۸۹ آقای احمدی نژاد رئیس جمهور از اینجانب که به واسطه معاونت حقوقی ریاست جمهوری به آن دادسرا ارسال شده است به عرض می رساند:

۱- اصل ۱۱۳ قانون اساسی مفید مصونیت رئیس جمهور از انتقاد نیست و الا جمهوری اسلامی با یک نظام حکومتی دیکتاتوری تفاوتی نخواهد داشت.

۲- در شکایت نامه مذکور انتقادات اینجانب به آقای احمدی نژاد بدون هرگونه مستند عقلی و قانونی مصداق بارز نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی، توهین و افترا معرفی شده است ، که این خود می تواند پیگرد قانونی داشته باشد. سه مورد را ذکر کرده اند:

الف. جمله ای از مطلب اینجانب در سایت تابناک به تاریخ ۱۵/۳/۸۹ به این عبارت: « حادثه ممانعت از سخنرانی حجة الاسلام سید حسن خمینی در مجلس سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) یک حادثه تلخ و مخالف آرمان های انقلاب اسلامی از جمله آزادی بیان بود و البته یک حادثه از پیش طراحی شده بود که شخص رئیس جمهور نقش اساسی در آن داشت.»

در ادامه آن مطلب، اینجانب به برخی دلایل این مدعا اشاره کرده ام:

«نوع سخنان رئیس جمهور که به جای وحدت، تفرقه انگیز بود، اصرار بر طولانی کردن سخنان خود تا وقتی برای سید حسن باقی نماند و نیز جمله آخر ایشان که «اکنون به سخنان رهبری گوش فرا می دهیم» دلیل بر این مدعاست.

توضیح:

۱- مضمون نطق آقای احمدی نژاد تشویق مردم به طرد افرادی مانند سید حسن خمینی از انقلاب بود، خصوصاً که وی در سالروز رحلت امام (ره) و با حضور نوه ایشان بر بی اعتبار بودن انتساب به بزرگان تأکید داشت و طبعاً سید حسن در اذهان حضار تداعی می شد. این امر نوعی تحریک مردم از طرف رئیس جمهور بود.

۲- علی رغم تذکرات متوالی آقای محمدعلی انصاری مبنی بر اتمام وقت، آقای احمدی نژاد به سخنان خود ادامه می داد و در نهایت نیز آقای انصاری را با جمله ای زننده و تحقیرآمیز، به طوری که حضار نیز شنیدند، طرد نمود.

۳- این یک امر بدیهی است که وقتی رئیس جمهور کشور در پایان آن نطق خود می گوید «اکنون به سخنان رهبری گوش فرا می دهیم» یعنی «مردم! من راضی به سخنرانی سید حسن خمینی نیستم، اجازه سخنرانی به او ندهید.» این کار یک تحریک آشکار بود.

۴- دیر آمدن آقای احمدی نژاد به مرقد امام (ره) در حالی که ایشان می دانست همه ساله سید حسن خمینی قبل از رهبر انقلاب سخن می گوید و برنامه مصوب ستاد نیز همین است، مؤیدی است بر اینکه وی مصمم بوده است که سید حسن سخنرانی نکند. مفاد نامه مورخ ۱۸/۳/۸۹ آقای محمد علی انصاری (دبیر ستاد بزرگداشت مراسم ۱۴ خرداد) به حجة الاسلام سید حسن خمینی نیز این مطلب را تأیید می کند.

اینها ثابت می کند که شخص رئیس جمهور مصمم به حذف سخنرانی آقای سید حسن خمینی بوده و نقش اساسی در حادثه ۱۴ خرداد ۸۹ داشته است.

ب. در شکایت نامه آمده است که اینجانب رئیس جمهور را عامل ایجاد زمینه فتنه معرفی کرده ام که می بایست به طور همزمان با عوامل دیگر فتنه انتخاباتی یعنی آقایان موسوی و کروبی توسط قوه قضائیه محاکمه و مجازات گردد.

توضیح:

۱- در این مورد، آقای احمدی نژاد به عنوان یک شخص حقیقی و یک کاندیدای ریاست جمهوری مطرح بوده است نه یک شخص حقوقی یعنی رئیس جمهور.

۲- عبارات اینجانب درباره این موضوع در مواقع مختلف همواره مفید این معنی بوده است که آقای احمدی نژاد با نحوه مناظره خود و گفتار و رفتارش در جشن پیروزی ـ شاید ناخودآگاه ـ زمینه فتنه را فراهم کرد و البته اتهام ایشان قابل قیاس با اتهام آقای موسوی یا کروبی نیست زیرا آنها به تعبیر رهبر انقلاب «ظلم بزرگتر را مرتکب شدند». ولی گرچه اتهام ایشان سبک تر است، اما عدالت و حکمت حکم می کند که برای پایان یافتن این فتنه هر سه نفر به طور همزمان محاکمه شوند تا همه اطراف این بحران راضی گردند و مردم احساس کنند واقعاً عدالت و انصاف حکمفرماست و حتی به اتهام کاندیدایی که بعداً رئیس جمهور شده است نیز رسیدگی می شود، و یادآور شده ام که مجازات احتمالی آقای احمدی نژاد به بعد از دوره ریاست جمهوری ایشان موکول شود.

شاکی تجاهل کرده و به گونه ای سخن گفته است که گویی اینجانب مدعی شده ام آقایان موسوی و کروبی و احمدی نژاد با هماهنگی و توافق با هم بحران اخیر را آفریده اند و باید به طور همزمان محاکمه شوند!

آن مناظره کذایی جامعه را دو قطبی کرد و پرده حرمت میان مردم و حکومت را درید و نظام جمهوری اسلامی را قبل از روی کار آمدن آقای احمدی نژاد، نظامی فاسد و دزد و مظهر پیوند قدرت و ثروت برای غارت بیت المال و استثمار مردم معرفی کرد و به جای کنترل هیجان دوره تبلیغات انتخابات، آن را تشدید کرد و مردم این گونه برداشت کردند که یک دعوای بزرگ بین سران کشور وجود دارد، لذا ادعای تقلب آقای موسوی و تشویق ایشان به حضور مردم در خیابانها ـ که یک خطای بزرگ و نابخشودنی بود ـ زمینه پذیرش پیدا کرد و در واقع آقای موسوی جرقه آتش را بر هیزمی که آقای احمدی نژاد فراهم کرده بود زد و آن را شعله ور کرد و شد آنچه که نباید می شد.

اگر آقای احمدی نژاد به انگیزه عدالت خواهی آن مسائل را در مناظره خود مطرح کرد، چرا در چهار سال دوره اول ریاست جمهوری خود به عنوان رئیس جمهور و مدعی العموم علیه فرزندان آقایان هاشمی و ناطق نوری اعلام جرم نکرد تا صحت و سقم اتهامات آنها از طریق قانونی برای مردم روشن شود؟ آیا این کار همین یک راه را داشت و فقط باید در شب انتخابات به صورت یک پروژه انجام می شد و در مقابل چشم بیش از پنجاه میلیون بیننده تلویزیون خانواده های هاشمی و ناطق نوری بدون آنکه جرم آنها در دادگاه صالح ثابت شده باشد متهم به غارت بیت المال شوند و آنگاه به آنها اجازه دفاع در تلویزیون هم داده نشود؟ آیا رئیس جمهور نباید در آن مناظره به جای این کارها و استفاده از وسیله نامقدس برای افزایش آراء خود، به ارائه و شرح برنامه های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی خود می پرداخت؟ اگر این کارها موجد زمینه فتنه نبوده است پس چه بوده است؟

قطعاً اگر آن مناظره به شکل طبیعی انجام می شد بحران و فتنه ای با آن وسعت در کشور پیدا نمی شد. تعصب و کوردلی مانع از درک این مطلب بدیهی است .

علاوه بر این، آقای احمدی نژاد در مراسمی که در روز یکشنبه ۲۴/۳/۸۸ در میدان ولیعصر تهران به عنوان جشن پیروزی بپاکرد به گونه ای سخن گفت که طرف مقابل را به شدت تحریک کرد و موجب جدی تر شدن راهپیمایی معترضان در روز دوشنبه ۲۵/۳/۸۸ گردید که در انتهای آن چند نفر کشته شدند.

این موارد ثابت می کند که آقای احمدی نژاد در ایجاد زمینه این فتنه لااقل به طور ناخودآگاه نقش داشته است.

ج. در بخش دیگر شکایت نامه مذکور آمده است که اینجانب با انتقاد نادرست و بی اساس از سیاست های فرهنگی دولت، رئیس جمهور را در تضعیف غیرت دینی قشر متدین و حزب اللهی مؤثر دانسته ام. همچنین آمده است که اینجانب در نامه ای سرگشاده خطاب به آقای میر حسین موسوی که بهمن ماه سال ۱۳۸۸ در رسانه های خبری انتشار یافت، آقای احمدی نژاد را به قانون گریزی و لیبرالیسم فرهنگی متهم نموده ام.

توضیح:

امروز نادرستی سیاست های فرهنگی دولت بر همگان آشکار شده است. اگر تا چند ماه پیش فقط اینجانب و چند نفر دیگر از آن سخن می راندیم اکنون مراجع تقلید، ائمه جمعه، نمایندگان روحانی و غیر روحانی مجلس و بسیاری از حامیان دولت نیز فریادشان بلند است. همین یک ماه پیش بود که آقای احمدی نژاد با علم به اینکه اعلام مخالفت رئیس جمهور با اجرای قانون عفاف و حجاب در تلویزیون منجر به تشدید بدحجابی و بی حجابی می شود، در کمال بی تعهدی اعلام کرد که من با اجرای این قانون مخالفم و زحمات فراوانی را ضایع کرد و از آن تاریخ وضعیت پوشش اسلامی بسیار وخیم تر شده و به عقیده من تا زمانی که این شخص بر مسند ریاست جمهوری تکیه زده است این وضعیت قابل اصلاح نیست و خدا کند که منجر به بی حجابی کامل نشود.

عجیب است که آقای احمدی نژاد این سخنان را در برنامه زنده تلویزیونی در حالی گفت که از تأکید رهبر انقلاب بر اجرای قانون عفاف و حجاب در ملاقات نمایندگان روحانی مجلس با ایشان اطلاع کامل داشت. آیا این نشانه ای از عدم پایبندی وی به ولایت فقیه نیست؟

عجیب تر این است که پس از مخالفت مراجع تقلید و ائمه جمعه و نمایندگان مجلس و بسیاری از شخصیت های سیاسی و ناراحتی مردم متدین از موضع لیبرالیستی رئیس جمهور در برنامه زنده تلویزیونی، وی در مصاحبه زنده با رسانه ها که حدود بیست روز بعد انجام شد بر این موضع خود پافشاری کرد و گفت نظر من همان است که در آن برنامه گفتم.

مواضع دیگر فرهنگی ایشان مانند دستور حضور بانوان در ورزشگاه های مردان و تسامح و تساهل در مسائل شرعی ورزش بانوان و بی تفاوتی نسبت به رواج کلمات لاتین در سطح کشور و حمایت از اقدامات رئیس دفتر خود در تلاش برای ورود خوانندگان لس آنجلسی به کشور و حمایت مادی و معنوی غیر معمول و خلاف عدالت از برخی ستاره های سینمای کشور دلایل دیگری بر عقیده لیبرالیسم و رهاسازی فرهنگی ایشان است.

اما قانون گریزی

این نیز مانند مسائل قبلی روشن و بدیهی است. در مواردی مانند قانون تسهیلات ارزی برای متروی تهران و کلان شهرها ایشان در جمع اعضای کمیسیون اصل ۹۰ به صراحت اعلام کرد که من این قانون را قانون نمی دانم و اجرا نمی کنم. حجة الاسلام نکونام رئیس کمیسیون اصل ۹۰ این سخن رئیس جمهور را در جلسه علنی مجلس تأیید کرد. همچنین چند ماهی است که دولت از ارسال مصوبات خود به اداره تطبیق قوانین مجلس خودداری می کند.

در مورد قانون پذیرش دانشجو در آموزشکده های فنی و حرفه ای نیز دولت با مصوبه شورای عالی اداری مبنی بر تأسیس «سازمان ملی مهارت» این قانون را دور زد و بی اثر کرد، در حالی که شورای مذکور مجاز به قانونگذاری نیست.

همچنین سازمان تامین اجتماعی از وزارت رفاه بدون مجوز قانونی جدا شد و زیر نظر رئیس جمهور قرار گرفت و از حوزه نظارت مستقیم مجلس خارج گردید. جالب است که پس از تصویب قانونی در مجلس مبنی بر ادغام دوباره این سازمان در وزارت رفاه، بار دیگر این سازمان منفک شد. مقاومت در مقابل اجرای قانون عفاف و حجاب نیز اظهر من الشمس است.

ممانعت رئیس جمهور از رسیدگی به اتهامات معاون اول خود توسط قوه قضائیه، گواه دیگری بر قانون گریزی وی است. و البته موارد قانون گریزی ایشان بسیار زیاد است که این مقام مجال آن نیست. نامه رئیس جمهور به دبیر شورای نگهبان مبنی بر غیر قانونی بودن برخی مصوبات مجلس و پاسخ انتقادآمیز دبیر این شورا، به تنهایی قانون گریزی آقای احمدی نژاد را ثابت می کند.

نتیجه اینکه تمام اتهامات وارد به اینجانب باطل و صحت همه ادعاهای این بنده بدیهی و روشن است، در عین حال براهین متقن نیز وجود دارد که به برخی از آنها اشاره شد.

گذشته از همه اینها طبق اصل هشتاد و چهارم قانون اساسی هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است و حق دارد در همه مسائل داخلی و خارجی کشور اظهار نظر نماید و طبق اصل هشتاد و ششم قانون اساسی نمایندگان مجلس در مقام ایفای وظایف نمایندگی در اظهار نظر و رای خود کاملا آزادند و نمی توان آنها را به سبب نظراتی که در مجلس اظهار کرده اند یا آرایی که در مقام ایفای وظایف نمایندگی خود داده اند تعقیب یا توقیف کرد.

ترکیب این دو اصل مفید این معنی است که هیچ نماینده ای را نمی توان به سبب اظهار نظر درباره هر مسئله داخلی یا خارجی تعقیب یا توقیف کرد.

علی هذا اساسا شکایت فوق الذکر وجاهت قانونی ندارد و دفاعیه اینجانب نیز تنها برای بازگشت شاکی به وجدان و فطرت انسانی خود است، شاید تسلیم حق و عدالت گردد.

با تقدیم احترام
۴/۵/۸۹
علی مطهری
ادامه مطلب ...

خبرنامه دوشنبه 12 مهرماه 89» انتقاد فرمانده سپاه محمد رسول‌الله از “چرندیات” کیهان

0 نظرات
خبرنامه الكترونيكي دوشنبه 89.07.12:
«تمسخر زنان در مانور اقتدار نیروی انتظامی» ، «انتقاد سردار همداني از "چرندیات" کیهان»
. ادامه راه سبز(ارس): خبرنامه دوشنبه، دوازدهم مهر 1389، وقايع 24 ساعت گذشته را به صورت یک فایل پی دی اف (pdf) در اختیار مخاطبان قرار می دهد. عناوین خبر ها به همراه خلاصه متن آنها در زير آورده شده است و برای مشاهده و چاپ و تكثير متن کامل اخبار، عکس ها، بیانیه ها و تحلیلها، فایل پی دی اف (pdf) انتهاي همين پست را دانلود و مطالعه نماييد. شايان ذكر است تعدادي از خبرهاي درج شده در اين خبرنامه پيش از اين در پستهاي قبلي سايت ارس به اطلاع مخاطبان رسيده است و لذا در ادامه از درج خلاصه آن گونه اخبار خودداري شده است:

عکس: تمسخر زنان در مانور اقتدار نیروی انتظامی
نکته شرم آور این مانور، تمسخر زنان بود. آنجا که مردانی با پوشيدن لباس زنانه و کلاه گيس و ... بر کول مردان دیگر نشسته و نقش زنان معترض را باری کردند و رفتارهاي عجیب دیگری را در این نقش به تصوير کشيدند. بسیاری از مقامات امنیتی و انتظامی در این مانور حضور داشتند.


وزير نيرو: برق ايران به لبنان ترانزيت می‌شود
وزير نيرو با تشريح سه سناريوی تامين برق لبنان توسط ایران گفت: در صورت موافقت ترکيه و سوريه، برق ايران به خاک لبنان ترانزيت می‌شود. به گزارش مهر، مجيد نامجو امروز يکشنبه در حاشيه ديدار با وزير انرژی و آب لبنان در تهران در جمع خبرنگاران از وجود سه روش برای تامين برق لبنان از سوی ايران خبر داد و گفت: در اثر عمليات و حمله صهيونيستها، زيرساخت های لبنان نابود شده و نياز به بازسازی دارد که در اين ميان تجهيزات برق نيز بايد بازسازی شده و برق مورد نياز اين کشور تامين شود.


انتقاد فرمانده سپاه محمد رسول‌الله از “چرندیات” کیهان
فرمانده سپاه محمد رسول‌الله با انتقاد از مطلبي كه روزنامه كيهان از شهيد همت منتشر كرده بود، گفت: چندي پيش ديدم كيهان تيتر زده كه شهيد همت به يك بسيجي مي‌گويد "پوتين خود را دربياور و وقتي آن بسيجي پوتين خود را در مي‌آورد، شهيد همت آب داخل پوتين را مي‌خورد." بايد پرسيد اين چرنديات چيست و اساساً اين چه حرفي است؟ زيرا ما خاطرات بسيار زيادي را از دوران مقدس داريم.

به گزارش ايلنا، سردار حسين همداني در اولين همايش پيشكسوتان جهاد و شهادت روحانيون رزمنده سپاه محمد رسول‌الله تهران بزرگ طي سخناني گفت: امروز هر كسي و در هر سطري مي‌تواند بدون نياز به هيچ گونه تحليل سند و مدركي دستاوردهاي دفاع مقدس را با مقايسه شرايط فعلي عراق و كشورمان ببيند.


تذکر کتبی به روزنامه جمهوري اسلامي برای انتقاد به رئیس قوه قضائیه
در پي چاپ مطلب با عنوان "منبطل" توسط روزنامه جمهوري اسلامي در روز شنبه دهم مهر، مدير‌مسئول اين روزنامه از اداره‌كل مطبوعات داخلي معاونت مطبوعاتي تذكر كتبي دريافت كرد.

به گزارش فارس، مسيح مهاجري به دليل عدم رعايت بند 8 و 9 قانون مطبوعات و همچنين عدم رعايت تبصره ماده 3 قانون مطبوعات مبني بر پرهيز از توهين به اشخاص حقيقي و حقوقي، عدم درج شايعات و مطالب خلاف واقع و همچنين عدم درج مطالب انتقادي داراي توهين، تحقير و تخريب تذكر كتبي دريافت كرد.


پدر ضیاء نبوی: فرزند من هیچگونه وابستگی سیاسی به هیچ گروه خارج از کشور ندارد
پدر ضیاء نبوی دانشجوی ستاره دار و عضو انجمن اسلامی دانشگاه نوشیروانی بابِل که دو هفته پیش به زندان اهواز تبعید شد، با نگارش نامه ای به رئیس دیوان عالی کشور هرگونه ارتباط و وابستگی ضیاء، به گروه های مخالف جمهوری اسلامی را به شدت تکذیب کرده و می نویسد: "خانواده من جزء طبقات پایین اقتصادی جامعه و از صنف دهقانی- کارگری ساده روستایی هستند و من تمام عمربا زحمت وتلاش کار کرده ام تا لقمه حلالی برای فرزندانم کسب نمایم. اکنون در سن پنجاه وپنج سالگی تقریبا ناتوان از کارکردن هستم و چشم امید ما بعد از خدا همین پسرم است و این در حالی است که نه تنها او در کنار ما نیست بلکه ما حتی توان مالی کافی برای رفتن به ملاقاتش در جای دور افتاده ای چون اهواز را هم نداریم."


دست نوشته های مجید توکلی از زندان؛ جنبش دانشجویی و تاکتیک های مبارزاتی پیش رو
مجید توکلی، عضو سابق شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و فعال دانشجویی دربند، مجموعه مقالاتی به رشته تقریر در آورده و در آنها مسائل اجتماعی-سیاسی جامعه ایران را مورد تحلیل قرار داده است.
به گزارش دانشجو نیوز، در فصل 5 این سلسله از مقالات که به تدریج منتشر خواهد شد، "جنبش دانشجویی" و "تاکتیک های مبارزاتی پیش رو" توسط مجید توکلی به بحث و بررسی گذاشته شده است. این یادداشت که به مناسبت آغاز سال تحصیلی منتشر می گردد در دو بخش تنظیم شده است که به ترتیب زمانی چند روزه منتشر می شود.


حکم دادگاه حشمت الله طبرزدی اعلام شد
به گزارش روابط عمومی جبهه دموکراتیک ایران - شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی پیر عباس حشمت الله طبرزدی، دبیر کل جبهه دموکراتیک ایران و سخنگوی شورای همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران را به ۹ سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم کرد .


احسان عبده تبریزی هشتم آبان محاکمه می شود
دادگاه احسان عبده تبریزی ، دانشجوی دربند، هشتم آبان ماه سال جاری در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیر عباس برگزار می شود . به گزارش کلمه، وی که یکی از زندانیان حوادث پس از انتخابات محسوب می شود نه ماه قبل و هنگام بازگشت از انگلستان، کشور محل تحصیلش ، در فرودگاه بین المللی امام بازداشت و روانه زندان اوین شد .وی اکنون۹ ماه تمام است که بلاتکلیف در زندان اوین به سر می برد .


بيانبه كانون صنفي معلمان به مناسبت روز جهاني معلم
درآستانه روز جهاني معلم ( 13 مهر/5 اكتبر ) و در هفته دوم از آغاز سال تحصيلي،كانون صنفي معلمان بیانیه ای را صادر کرد.در بخشی ازین بیانیه آمده است: به عنوان فعالان صنفي و مدني براين باوريم آموزش و پرورش ما به دليل ضعف و بي ثباتي مديريت،كسري بودجه مزمن و بي توجهي به برنامه اي بلند مدت،رسالت خود در تربيت اجتماعي دانش آموزان را به فراموشي سپرده است،ارتباط سازنده اجتماعي،اقتصادي و فرهنگي خود با جامعه را از دست داده و از همگامي با تحولات جهاني آموزش و پرورش بازمانده است.


عکس: کاریکاتور خانواده درگیر
در خانه سرکوب منش


پیوستن عبادی به کمپین خانواده بزرگ زندانیان سیاسی؛ محمد داوری فرزند من است
شیرین عبادی برنده ایرانی جایزه صلح نوبل، به کمپین « خانواده بزرگ زندانیان سیاسی» پیوست و اعلام کرد: من نیز در کنار سایر کسانی که در این کمپین، زندانیان سیاسی و عقیدتی داخل ایران را به عنوان عضوی از خانواده خود برگزیده و برای آن زندانی فعالیت می کنند، از این پس محمد داوری روزنامه نگار دربندی که کمتر از او در رسانه های خبری نام برده می شود را به عنوان فررند خود بر می گزینم و تا روزی که وی آزاد شود، نام او را همه جا بر زبان خواهم آورد . ‍


دفتر آیت الله صانعی: به مبارزه فرهنگی با ظلم و ظالمان و آگاهی دادن جامعه ادامه می دهیم
دفتر آیت الله صانعی بدنبال فیلترینگ سایت این دفتر با صدور بیانیه ای آورده است: ایجاد محدودیت در اطلاع رسانی این پایگاه و سایر رسانه های مکتوب و اینترنتی، معیار و محک مناسبی در جهت سنجش آزادی بیان می باشد.

در این اطلاعیه که در وبسایت دفتر آیت الله صانعی منتشر شده، آمده است: به اطلاع مراجعه کنندگان محترم پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی صانعی مدظله العالی می رساند: علی رغم محدودیت های اعمال شده ـ فیلتر شدن سایت ـ بر روی این پایگاه، حسب نظر معظم له این مرکز همچنان به فعالیت های شرعی خود، در همه ابعاد عبادی، سیاسی، مبارزه فرهنگی با ظلم و ظالمان و آگاهی دادن جامعه به عواقب تضییع حقوق مردم تا رسیدن همگان به قسط و حقوقشان، ادامه داده و آماده پاسخگویی به کاربران محترم می باشد.


تدارک گسترده برای سفر آقای خامنه ای به قم
حکومت برای سفر قریب الوقوع سید علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی به قم تدارک فراوانی دیده است. کیهان در شماره شنبه 10 مهر خود نوشت: "امام جمعه قم گفت: در آينده اي نزديك طلاب و فضلاي حوزه علميه قم، پيشاپيش مردم غيور و متدين قم به استقبال از نايب ولي عصر(عج) و ولي امر مسلمين مي روند. به گزارش فارس از قم، حجت الاسلام محمد سعيدي در خطبه هاي نمازجمعه اين هفته شهر مقدس قم خاطرنشان كرد: حوزه هاي علميه همواره ولايي بوده و هستند و در آينده اي نزديك طلاب و فضلاي حوزه علميه قم پيشاپيش مردم غيور و متدين قمي به استقبال عظيم از نايب ولي عصر(عج) و ولي امر مسلمين جهان مي روند."


هشدار وزارت خارجه آمریکا در مورد افزایش تهدیدات تروریستی در اروپا
بنا به اعلام وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا، احتمال آغاز مجدد حملات تروریستی از سوی القاعده و دیگر گروه‌های تروریستی برای شهروندان آمریکایی که به اروپا سفر می‌کنند، در حد زیادی افزایش یافته‌است. همزمان وزارت خارجه انگلستان نیز در مورد سفر شهروندان آن کشور به فرانسه و آلمان هشدار داد و میزان تهدید تروریستی در آن کشورها را "بالا" اعلام کرد. موارد مشابهی نیز در فرانسه و جمهوری چک اتخاذ شده است.


رئیس جمهور ترکیه: دستیابی جمهوری اسلامی به بمب اتم، بیش از همه تهدیدی برای ترکیه است
رئیس جمهور ترکیه با بیان اینکه "دستیابی جمهوری اسلامی به سلاح اتمی بیش از همه تهدیدی برای ترکیه به شمار می آید و ما اولین معترض به آن خواهیم بود"، هشدار داد که "جمهوری اسلامی باید درمورد برنامه هسته ای خود شفاف تر عمل کند."

به گزارش «کریستین ساینس مانیتور»، عبدالله گل در مصاحبه با آن مجله بین المللی خاطرنشان کرد که مقامات جمهوری اسلامی باید درمورد برنامه هسته ای خود شفاف تر عمل کنند و آنکارا حاضر است در این خصوص به تهران کمک کند.


خانواده داریوش ممبینی خواستار صدور مجوز برای تجمع اعتراضی شدند
در پی ادامه بازداشت داریوش ممبینی، عضو بازداشتی شورای شهر اهواز، خانواده وی با حضور در فرمانداری آن شهر، درخواست مجوز برای تجمع اعتراضی نمودند. همزمان در نقاط مختلف شهر اهواز، در اعتراض به بازداشت این عضو شورای شهر، دهها پلاکارد توسط مردم با مضمون "ممبینی را آزاد کنید"، نصب گردیده است.

داریوش ممبینی، عضو شورای شهر اهواز، دوم مهرماه امسال، پیش از کنفرانسی مطبوعاتی جهت افشای برخی تخلفات مقامات دولتی، بازداشت شد و طبق آخرین گزارش ها، وی در اعتراض به این امر، در بازداشتگاه دست به اعتصاب غذا زده است.


آیت الله طاهری: ناراحتی و یاس و ناامیدی را از خود دور سازیم
آیت الله طاهری اصفهانی، طی دیدار اعضای سازمان عدالت و آزادی ایران، خاطرنشان کرد "یاس و ناامیدی را از خود دور سازیم و منتظر یاری پروردگار باشیم." به گزارش وبگاه بوی باران، جمعی از اعضای شورای مرکزی، دفتر سیاسی و ستاد انتخاباتی سازمان «عدالت و آزادی ایران»، در شامگاه شهادت پیشوای ششم شیعیان، به دیدار آیت الله سید جلال الدین طاهری اصفهانی، امام جمعه سابق اصفهان و از روحانیون حامی جنبش رفتند و با وی دیدار و گفتگو کردند.


اعتصاب غذای بهنام ابراهیم زاده، فعال کارگری بازداشتی
بنا به گزارش فعالان حقوق بشری، بهنام (اسد) ابراهیم زاده، کارگر بازداشتی و فعال مدنی که از حدود ٤ ماه پیش به اتهام فعالیت های کارگری در انفرادی بند ٢٠٩ زندان اوین بسر می برد، از روز هفتم مهرماه – در اعتراض به تداوم بازداشت خود در سلول انفرادی و عدم رسیدگی به وضعیتش- دست به اعتصاب غذا زده است. به گزارش «کمیته مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی ایران»، بهنام ابراهیم زاده که روز ٢٢ خرداد امسال بازداشت شده، بدلیل ایراد ضرب و شتم در هنگام دستگیری، قفسه سینه و پایش آسیب دیده و مدتهاست از درد شدید پا رنج می برد.

جهت دانلود و مشاهده خبرنامه با متن كامل اخبار، روي تصوير زير كليك نماييد

حجم فايل 478 كيلوبايت

ادامه مطلب ...

نمآهنگ «ناجی ایران زمین» با صدای آریا آرام نژاد

8 نظرات
نمآهنگ «ناجی ایران زمین» با صدای آریا آرام نژاد

. ادامه راه سبز(ارس): ترانه و آهنگي زیبا از آریا آرام نژاد با نام ناجی ایران زمین
«پيش از كودتاي انتخاباتي و در حمایت از مهندس میرحسین موسوی»
"با توييم تا آخر خط"
"واسه ي ايران دلتنگ"


دانلود فرمت mp4با حجم ~ 5 مگ

ادامه مطلب ...

آخرين اخبار ارس