بر مجروحان حوادث پس از انتخابات چه می گذرد: «زندگی، زخم ، عفونت و امیدواری»؛ با دیدن زندگی هر مجروح هزار بار در دل می گویم کشته شده ها خیال شان راحت شده؛ اما کسی که جانش گلوله خورده ، نخاعش قطع شده، زخم بستر گرفته و قدرت راه رفتن و حتی حرف زدن از او گرفته شده چگونه می خواهد زندگی کند؟ در این یک ساله بر کسانی که در جریان حوداث پس از انتخابات مجروح شده اند؛ تیر خورده اند، چه دردی را متحمل شده اند و بر خانواده هایشان چه گذشته است؟ ادامه مطلب...
انتشار متن کامل ویرايش دوم منشور جنبش سبز: «نسخه اولیه این منشور در بیانیه ۱۸ میرحسین موسوی آمده بود. آنزمان موسوی صاحبنظران را به نقد و بررسی این منشور و کمک به تقویت و تنقیح آن دعوت نمود. پس از آن بیش از یکصد نفر از کارشناسان و صاحبنظران حوزه‌ های مختلف پیرامون منشور نقدها و بررسی های خود را ارایه کردند. نسخه ویراسته شده به امضای امضای موسوی و کروبی رسیده شده بود و به امانت نزد شورای هماهنگی راه سبز امید قرار گرفته بود تا در موقع مقتضی منتشر شود.» ادامه مطلب...
روزی که پا در عرصه مبارزه با سیاه پرستان گذاشتم، به خوبی از سرنوشت احتمالی خود آگاه بودم. از سیاه پرستان، انتظاری جز قتل و اعدام و مرگ نداشته و ندارم. از سیاهی متنفر بودم. آنقدر متنفر بودم که برای دیدن لبخندهای سبز بر لبان هموطنم، از جان خود نیز گذشته بودم. من از مرگ نمی ترسم. از اعدام نمی ترسم. مرگ من آغاز رویش جوانه های سیاه ستیز و پراکنش قاصدکهای صلح سبز خواهد بود. ای هموطن! اگر روزی سیاه پرستان جان من را نیز ستاندند، بر من سیاه نپوش و اشک نریز، حقم را پس بگیر، همين.
درصورت فيل.تر شدن از اين آدرس استفاده كنيد: http://0ffice.arasdotnet.tk يا http://bekhon.sabzonline.tk

ضمن گذشت خانواده شهدای کهریزک از اعدام دو محکوم: آمران قضایی و امنیتی جنایت کهریزک را محاکمه کنید

1 نظرات
ضمن گذشت خانواده شهدای کهریزک از اعدام دو محکوم:
آمران قضایی و امنیتی جنایت کهریزک را محاکمه کنید
. ادامه راه سبز(ارس): در پی تعلل مقامات قضایی در محاکمه و مجازات آمران جنایت کهریزک، خانواده ۳ شهید حوادث کهریزک گذشت خود از قصاص دو مجری محکوم به اعدام این جنایت را اعلام و خواستار آن شدند که اراده جدی و اخلال ناپذیر برای پیگرد و مجازات آمران سیاسی، قضایی و امنیتی این جنایت نیز بزودی محقق شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، اولیای دم محسن روح الامینی ، محمد کامرانی و امیر جوادی فر که در پی تخلفات صورت گرفته از سوی برخی افراد خودسر بعد از حوادث و اغتشاشات پس از انتخابات سال گذشته در بازداشتگاه کهریزک به شهادت رسیدند ، دو افسر نگهبان نیروی انتظامی که در همین ارتباط در دادگاه نظامی عامل قتل و مجرم شناخته شده و به قصاص نفس محکوم شده اند را ، مورد بخشش قرار دادند.

در این بیانیه آمده است: قانون‌گریزان و قانون‌شکنان قانون‌دان بدانند که زمان خود‌سری، قلدر‌مآبی و دست درازی به حقوق مردم و مظلومان سپری شده است و وابستگی به صاحبان قدرت و مناصب دولتی و حکومتی نیز نخواهند توانست مانع از اجرای عدالت و خوانخواهی مظلومان گردد

آنها همچنین با انتقاد از انتشار بیانیه از سوی آمران این جنایت، آورده اند: بیانیه‌هایی که به قلم آمران و به نام مجریان قضاییِ جنایت منتشر می شود بیش از آنکه هدف اصلی که فرافکنی جرم و رهایی از پیگرد قضایی است را برای آنان به همراه داشته باشد، نشان دهنده عمق سوء نیت و ارتکاب آگاهانه آنها به جرم می باشد.

بکارگیری عناوینی چون اراذل و اوباش و اشرار چاقو کش و قمه کش برای جوانان بی‌گناه و بی پناهی که بدون دست زدن به هیچ اقدام خشونت آمیز دستگیر شده و با تحقیقات صوری وغیر قانونی به شکنجه‌گاه کهریزک منتقل شده اند، بیش از پیش عمق کینه توزی و اصرار بر ارتکاب این جنایت را نشان می دهد.

در این بیانیه با انتقاد از عدم اجرای عدالت برای آمران افزده است: آیا رفع مسئولیت از کسی که بنا به گزارش رسمی کمیته تحقیق مجلس شورای اسلامی، آمر اصلی انتقال قربانیان به کهریزک بوده است در این بیانیه و انداختن تمامی مسئولیت به گردن بازپرس، معاون امنیت و نیروی انتظامی، خود نشان دهنده سناریو سازی آمر اصلی برای رهایی از چنگال عدالت نیست؟

متن کامل بیانیه این خانواده ها که صبح امروز تحویل دادگاه نظامی و مقامات قضایی شد ، چنین است:


بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران

اکنون بیش از یک سال از فاجعه اسفناک و جنایت بار بازداشتگاه غیرقانونی کهریزک می گذرد و برای ما که فرزندان عزیزتر از جانمان بی رحمانه و با سنگدلی آمران و عاملان این جنایت، به طرزی مظلومانه و در اوج غربت به فیض شهادت نائل شدند ، روزها و شب های سخت و توانفرسایی سپری گشت. زمان نه تنها مرهمی براین داغ بنیان‌افکن نگذاشته است بلکه سوز جانگداز فقدان فرزندانمان بر تن و روان رنجور خانواده ها زخمی کهنه و دردی روزافزون وارد می کند.

خدا را شاهد می گیریم که پافشاری ما بر احقاق خون فرزندانمان و اجرای عدالت درباره بانیان جنایت نه از سر کینه توزی و نه به خاطر انتقام جویی است بلکه کورسوی نگاه نیمه جان فرزندانمان در لحظات وداع برای پایمال نشدن خون آنان و نجات دیگر فرزندان ملت که فرصتی برای احیای حقوق خود نمی یابند دین بزرگی برعهده ما گذاشته است که مکلف به ادای آن هستیم.

این روزها که کشورمان عطر آگین یاد و نام شهیدان گلگون کفن دفاع مقدس است از یکطرف بر خود می بالیم که فرزندانمان نیز مظلومانه به شهادت رسیدند و بلکه اگر رزمندگان عزیزمان در مصاف با یزیدیان صدامی و دشمنان خارجی و با آگاهی از سبعیت و خونخواری دشمن به استقبال شهادت می رفتند که خود هنر مردان خداست ، ولی فرزندان مظلوم ما با اعتماد به مسئولین نظام و بدون هیچ آگاهی، دریک حرکت غافلگیرانه و با وحشیانه ترین ضربات بعضی ازهموطنان خود در بازداشتگاهی داخلی از آب وحتی هوا نیز محروم شدند و این عمق تاریک یک جنایت خونباراست که لکه ننگی گشت و نظام را با یک چالش جدی مواجه کرد. لذا پدران و مادران شهید پرور وخانواده های عزیز معظم شهدا در این ایام خوب درد ما را درک می کنند و ما هم خدا را سپاس می گوییم که صبری عظیم و بصیرتی عمیق عنایت فرمود و نگذاشت در مقابل این مصیبت بزرگ بلغزیم.

هموطنان دلسوز و بردبار

در طول یک سال گذشته که با تمام توان و بهره گیری از کلیه مسیرهای مشروع و قانونی در پی احقاق حق و خونخواهی فرزندانمان بودیم با دو نوع برخورد دردستگاه های مسئول مواجه شدیم . بخش قابل توجهی از مسئولان که با همدردی، دلسوزی، صداقت و امانت داری ما را در این مسیر دشوار همراهی و حمایت کردند و با صبر و تحمل فشارها و مشکلات، در پی اجرای عدالت و به سرانجام رسانیدن پرونده بودند، و گروهی اندک از صاحبان قدرت، مسئولیت و رسانه که در پی سرپوش نهادن بر این جنایت هولناک و رهاندن آمران و عاملان اصلی آن از چنگال عدالت بودند، و شاید این تاخیر، نتیجه تلاش های اینان باشد اما یاری خدا وهمراهی گروه نخست ازمسئولان، دشواری مسیر و تحمل نیش ها و دشنام های پنهان و پیدای گروه دوم که نمکی بر زخم عمیق و آتشی بر داغ جانگداز ما بود، را ممکن می ساخت.

مانع تراشی در راه عدالت، حمایت های پنهان و پیدا از آمران و عاملان اصلی جنایت و نشان صدارت و افتخار زدن بر سینه آنان توسط کسانی که ازسفره شعار عدالت بهره‌مندند هیچگاه از نگاه تیزبین افکار عمومی پوشیده نماند. اما با لطف الهی و همت مسئولان مربوطه، موانع و دیوارهای مرئی و نامرئی مصونیت که گرداگرد آمران و عاملان اصلی جنایت کشیده شده بود یکی پس از دیگری برچیده شد.

اکنون که دادگاه نظامی حکم مجریان این جنایت را صادر کرده و دو تن از آنان را محکوم به اعدام نموده است و مصونیت آمران قضایی این جنایت نیز لغو گردیده است، ما بر سر دو راهی ناگزیر به اتخاذ تصمیمی سرنوشت ساز هستیم.از یکسو بر اساس آیه شریفه «…أَنَّهُ منْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فکَأَنّما قَتَلَ النّاسَ جَمیعًا و مَنْ أَحْیاها فَکَأَنَّما أَحْیَا النّاسَ جَمیعًا… (سوره مائده آیه ۳۲) » این جنایت در حکم کشتار تمامی مردم، و احیای حق و سد کردن راه تکرار آن در حکم نجات جامعه است و از سوی دیگر، براساس آیه شریفه«…فمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخیهِ شَیْءٌ فاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ …(سوره بقره آیه ۱۷۸)» در گذشتن از مجریان و عوامل دست چندم این جنایت به تقوی نزدیکتر است.

یکی از فلسفه های قطعی حکم الهیِ قصاص بازدارندگی از تکرار قتل نفسِ بی‌گناه و جلوگیری از ظلم صاحبان قدرت به مظلومان بی‌پناه است و بدون تردید، مجازات آمران بالانشین و بانیان این جنایت در تحقق این هدف مقدس موثرتر خواهد بود.

از این رو ما صاحبان خون به ناحق ریخته شده فرزندانمان، با گذشت از قصاص دو مجری این جنایت که محکوم به اعدام گردیده اند و تاکید بر اجرای سایر مجازات ها در مورد آنها بیش از پیش خود را در مسیر خونخواهی و پیگرد آمران و عاملان اصلی جنایت که مصونیت های رسمی و غیر رسمی آنها در حال فروریختن است، قرار خواهیم داد تا از یکطرف اثبات کنیم که انسان های حقیر، کم ظرفیت و انتقامجویی نیستیم که از قصاص و ریختن خون انسان هایی که ملعبه دست قانون شکنان خودسر بوده اند، لذت ببریم و خانواده های مستضعف و بیگناه آنها را نیز همچون خود داغدار کنیم و از طرف دیگر پیگیری هایمان نیز برای اصلاح رویه ها درحد ممکن می باشد ونیک می دانیم که فرزندان ما با مظلومیت سرخ خود،چهره کریه عده ای سیاه روی را افشا کردند که البته این دست آورد کمی نیست و قطعا، شادی روح آنها نیز با همین تصمیم قرین است.

قانون‌گریزان و قانون‌شکنان قانون‌دان بدانند که زمان خود‌سری، قلدر‌مآبی و دست درازی به حقوق مردم و مظلومان سپری شده است و وابستگی به صاحبان قدرت و مناصب دولتی و حکومتی نیز نخواهند توانست مانع از اجرای عدالت و خوانخواهی مظلومان گردد که «إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ».

دراینجا روی سخن ما با مسئولانِ به ظاهر متشرع ومتدینی است که درپی مصلحت‌سنجی‌های ظاهری و منفعت‌طلبی‌های واقعی، تا کنون اگر نتوانسته اند مانع به نتیجه رسیدن این پرونده و اجرای عدالت شوند برای رهانیدن جنایت‌کاران و متخلفین حداکثر توان خود را در اخلال در پیشرفت پرونده بکار برده اند و با این توجیهات کودکانه که به پاس خدمات گذشته جنایت‌کاران یا جلوگیری از تضعیف نظام و سوء استفاده احتمالی دشمنان، اجرای عدالت درباره آمران و عاملان اصلی فاجعه کهریزک را به تاخیر انداخته اند در حالی که هیچ عاملی جز اجرای عدالت، به هر قیمت و درباره هر کس، نظام را تقویت نکرده و عامل حفظ آن نخواهد شد.

اکنون لغو مصونیت قضایی و تعلیق آمر و متخلفین قضایی جنایت کهریزک توسط دادگاه انتظامی قضات هر چند با تاخیر انجام شد اما گام بلندی در اجرای عدالت و بت شکنی در دستگاه قضایی محسوب می شود.این اقدام که حاصل زحمات طاقت فرسای ۱۴ ماهه ده ها تن از قضات و کارشناسان شریف و سلیم دستگاه قضایی است که در برابر فشارها، توصیه ها، تهدیدها و تطمیع ها مقاومت کرده و عدالت را از قفس مصونیت های نامرئی و مصلحت‌سنجی ها رهاندند، فرصتی است که گام نهایی در محاکمه عادلانه، علنی و بدور از اعمال نفوذ این افراد برداشته شود تا این اقدام دستگاه قضایی مهر افتخاری بر پیشانی نظام و هشدار تکان‌دهنده به سایر قانون شکنان خودسر باشد که از اجرای عدالت در نظام اسلامی در امان نخواهند بود. این شیعیان ظاهری امام علی علیه السلام متوجه نیستند که در مصاف خواص و نور چشمی ها با عامه مردم، اگر رضایت عامه مردم رعایت شود خشم نور چشمی ها نسبت به اجرای قانون اثر ندارد ولی اگر رضایت نور چشمی ها بر خشم عامه ترجیح داده شود، آنگاه خشم عامه مردم بنیان نور چشمی ها را فرو خواهد ریخت.

در صورتی که این مسیر به نتیجه برسد و آمرین و عاملین اصلی جنایت هولناک کهریزک به مجازات خود برسند، پاسخی متقن به تبلیغات منفی علیه نظام درباره اجرای گزینشی عدالت خواهد بود و برای تمامی ستم دیدگان و مظلومان که حقوقشان پایمال شده و جز خدا حامی و پشتیبانی ندارند بشارتی خواهد بود که احقاق حق برای آنان یک آرزوی دست نیافتنی نیست و با همت و پایداری در مسیر قانونی و شرعی می توان ناممکن را ممکن ساخت و ظالم را در هر جایگاهی به محکمه عدالت کشید .

اما آن‌‌چه که در این ایام شاهد آن هستیم حرکات ایذایی و دست و پا زدن آمران اصلی جنایت کهریزک برای فرافکنی و مصون نگاه داشتن خود از چنگال عدالت است.

بیانیه‌هایی که به قلم آمران و به نام مجریان قضاییِ جنایت منتشر می شود بیش از آنکه هدف اصلی که فرافکنی جرم و رهایی از پیگرد قضایی است را برای آنان به همراه داشته باشد، نشان دهنده عمق سوء نیت و ارتکاب آگاهانه آنها به جرم می باشد.

بکارگیری عناوینی چون اراذل و اوباش و اشرار چاقو کش و قمه کش برای جوانان بی‌گناه و بی پناهی که بدون دست زدن به هیچ اقدام خشونت آمیز دستگیر شده و با تحقیقات صوری وغیر قانونی به شکنجه‌گاه کهریزک منتقل شده اند، بیش از پیش عمق کینه توزی و اصرار بر ارتکاب این جنایت را نشان می دهد.

آیا آمری که بیانیه مذکور را منتشر کرده است و بازپرس جزئی که آن را امضا کرده نمی دانند که شکنجه گاه کهریزک هیچگاه بازداشتگاه قانونی نبوده ومطابق با قانون کلیه بازداشتگاه های رسمی باید توسط سازمان زندان ها اداره شوند و این سازمان به صورت رسمی و بارها اعلام کرده که هیچ نقشی در تاسیس و اداره شکنجه گاه کهریزک نداشته است؟

آیا رفع مسئولیت از کسی که بنا به گزارش رسمی کمیته تحقیق مجلس شورای اسلامی، آمر اصلی انتقال قربانیان به کهریزک بوده است در این بیانیه و انداختن تمامی مسئولیت به گردن بازپرس، معاون امنیت و نیروی انتظامی، خود نشان دهنده سناریو سازی آمر اصلی برای رهایی از چنگال عدالت نیست؟

آیا انکار اظهارات رسمی دادستان کل کشور، دبیر شورایعالی امنیت ملی و اعضای کمیته تحقیق مجلس شورای اسلامی مبنی بر ابلاغ نظر صریح رهبرمعظم انقلاب مبنی بر انتقال بازداشت شدگان ۱۸ تیر از کهریزک به اوین به دادستان سابق تهران ادامه همان مسیری نیست که به شهادت ۴ تن و آسیب دیدن دهها تن بی گناه انجامید.

آیا استناد به قرار منع تعقیب اولیه قابل اعتراض صادر شده توسط یکی ازشعب دادسرای کارکنان دولت بدون رسیدگی دقیق و حتی اعتراف به مطالعه نکردن پرونده اصلی کهریزک در دادسرای نظامی نیروهای مسلح در رای صادره، نشان دهنده تداوم تلاش برای اعمال نفوذ در جهت به نتیجه نرسیدن این پرونده نیست. آیا دستیار وقت دادستان قبلی تهران که اعلام می کند هیچ آمر و آمرینی وجود نداشته اند فراموش کرده که خودش مامور اجرای حکم آمر بوده است یا اینکه فریب افکار عمومی ولو برای چند صباح ذره ای از سنگینی این جرم می کاهد؟! آقایانی که سالها زمام امور قضایی یک کلان شهر را بر عهده داشته اند به مصداق (آن را که حساب پاک است ازمحاسبه چه باک ) چرا عجولانه فرار به جلو می کنند. چرا صبر نمی کنند که در دادگاه پاسخ دهند و می خواهند که افکارعمومی را به بازی بگیرند. مگر همین آقایان یک سال پیش در همین جراید اعلام نمی کردند (به دروغ و فریبکاری) که بیماری مننژیت باعث قتل این مظلومان شده است؟ آیا نظر پزشک قانونی را گرفته بودند؟ و از همه اینها مهم تر فرض بر اینکه از این محاکمه فرار کنند آیا از حکومت خدا هم می توانند فرار کنند؟ آیا در شب های جمعه ای که دعای کمیل می خوانیم لا یمکن الفرار من حکومتک را درک می کنیم؟

اگر آمر اصلی قضایی و آمران سیاسی و امنیتی جنایت هولناک کهریزک معتقد به بیگناهی خویش و قانونی بودن اقداماتشان هستند، چرا به جای استقبال از حضور درمحکمه و بیان ادله و دفاعیات خویش در برابر دادگاه و افکار عمومی در پی فرافکنی، جنگ روانی و فریب افکار عمومی هستند؟

به هر تقدیر، ما خانواده های شهدای جنایت کهریزک با اعلام گذشت خود از قصاص دو مجری محکوم به اعدام این جنایت و تاکید بر اجرای سایر مجازات ها در مورد ایشان ضمن تشکر از لغو مصونیت قضایی صورت گرفته خواستار اراده جدی و اخلال ناپذیر نظام برای پیگرد و مجازات آمران قضایی، سیاسی، نظامی و امنیتی این جنایت هستیم.در این رهگذر ضمن سپاس از رهبر فرزانه انقلاب که از همان ابتدای این جنایت تاکنون همواره در جلسات عمومی و خصوصی بر محاکمه و مجازات همه عاملان و آمران تاکید کرده اند و فرمودند اگر جرمی ثابت شود ، برای هیچکس حاشیه امنی وجود ندارد سپاسگزاریم، ضمن اینکه اطمینان داریم که با تحقق عدالت و اصلاح رویه ها علاوه بر اینکه نظام مصونیت خواهد یافت آیندگان این پیگیری های عدالتخواهانه را تحسین خواهند کرد.

و العاقبه للمتقین
خانواده شهدای کهریزک ( اولیای دم )
ادامه مطلب ...

پیش شماره چهارم كلـمـــــه برای کسانی که دسترسی به اخبار ندارند

1 نظرات
پیش شماره چهارم كلـمـــــه برای کسانی که دسترسی به اخبار ندارند

. ادامه راه سبز(ارس): قرار بوده و هست که مخاطبان اصلی روزنامه کلمه هموطنانی باشند که دسترسی مستقیم و هموار به اخبار ندارند؛ کسانی که شاید با فضای اینترنت حتی بیگانه باشند و یا دسترسی نا محدود به آن نداشته باشند. شاید بر اساس همین درک مشترک بود که بسیاری از مخاطبان توجه به مسایل معیشتی و اقتصادی را ضروری می دانستند.

تحریریه روزنامه با کمک راهنمایی های شما شیوه های جدید را در تهیه پیش شماره ها تجربه و آزمایش می کند. تجارب خود را در زمینه توزیع سه پیش شماره قبلی این روزنامه هم برای دیگر یاران سبز اندیش به اشتراک بگذارید. از یار گمنامی که این کاغذ را در خیابان به مردم هدیه می دهد تا همراهی که آن را برای خانواده خود چاپ می کند تا آنها هم بدانند.

براي دریافت فايل pdf روي تصوير زير كليك كنيد
پی دی اف (319 کیلو بایت)

لينك كمكي دانلود مستقيم pdf: "اينجا"
لينك دانلود مستقيم فايل تصويري jpg: "اينجا"
ادامه مطلب ...

دفتر احمدي نژاد: می خواستند نروند، کشته نشوند!

2 نظرات
دفتر احمدی نژاد در جواب خانواده های کشته شدگان بعد از انتخابات:
می خواستند نروند، کشته نشوند!

. ادامه راه سبز(ارس): بیش از صد نفر در اعتراضات مردمی به انتخابات مخدوش 22 خرداد کشته شدند اما تاکنون و با گذشت 15 ماه از این انتخابات، قاتل یا عوامل قتل جانباختگان معرفی نشده است.این در حالیست که خانواده های جان باختگان با طرح شکایاتی رسمی خواهان معرفی و محاکمه مسببان و عوامل قتل عزیزان خود شده اند. در گفتگو با خانواده های سید علی موسوی، میثم عبادی، شهرام فرج زاده، عباس دیسناد و مسعود خسروی دوست محمد، روند پی گیری ها و آخرین پاسخی راکه به این خانواده ها از سوی مراجع قضایی و انتظامی داده شده، پی گرفته ایم.
خدیجه موسوی خامنه، مادر سید علی موسوی در مصاحبه با "روز" از بی نتیجه ماندن تمام پی گیری های برای معرفی و محاکمه قاتلان فرزندش سخن می گوید.سید علی موسوی حبیبی، خواهر زاده میرحسین موسوی است که روز عاشورا در خیابان شادمان هدف گلوله قرار گرفت و در بیمارستان سینا جان باخت.

مادر سید علی موسوی به "روز" می گوید: روز اول به ما گفتند پی گیری می کنیم و تا 15 روز قاتل را معرفی میکنیم اما علیرغم همه پی گیری های ما تاکنون هیچ پاسخی نداده اند. نه قاتل را معرفی کرده و نه توضیحی به ما داده اند.

خانم موسوی توضیح میدهد: همان روز اول ما شکایت کردیم و در مراجع قضایی پرونده تشکیل دادیم اما همچون سایر خانواده های شهدا، پی گیری های ما نیز بی نتیجه مانده است.چند بار هم مراجعه کردیم ولی تا امروز هیچ جوابی به ما نداده اند.

به خانم موسوی می گویم به برخی از خانواده ها گفته اند دیه بگیرید، پاسخ می دهد: چنین بحثی را با ما مطرح نکرده اند.

مادر شهید علی موسوی سپس متذکر می شود: ما شکایت کردیم، نیروی انتظامی هم همان اوایل اطلاعیه ای داد. گزارش های بیمارستان و پزشکی قانونی هم موجود است و همین ها برای پی گیری کافی است اما در اصل مسکوت گذاشته اند و پی گیری نمی کنند. حتی نگفته اند پرونده نقص دارد که بگوییم شاید بدین دلیل پی گیری نمی شود و برای تکمیل پرونده تلاش شود.

به گفته خانم موسوی، پزشکی قانونی در گواهی فوت، نوشته فوت بر اثر اصابت تیر بوده است.

از خانم موسوی می پرسم با توجه به اینکه فرزند شما قبل از شهادت از سوی افرادی تحت تعقیب بوده و تهدید به مرگ شده بود، آیا شما از فرد یا ارگان خاصی شکایت کرده اید؟ پاسخ میدهد: نه شکایت ما به طور مشخص ازفرد خاصی نبوده بلکه شکایت کرده و خواهان شناسایی و معرفی قاتل یا قاتلان شده ایم اما همین مساله تهدیدها و مسائلی را هم که وجود داشت به قاضی مربوطه گفته و همه اطلاعات را داده ایم منتهی از سوی آنها قضیه پی گیری نمی شود و بیش از این نمیدانیم چه کاری می توان کرد.

وی می افزاید: متاسفانه مرجع رسمی وجود ندارد که بگوید چه کسی مسئول است؛ تنها پی گیری های خود ماست که آن هم تاکنون بی پاسخ مانده و اینکه این پی گیری ها به جایی خواهد رسید یا نه، نمی دانم.

خانم موسوی در عین حال تاکید میکند که از طریق وکیل و مراجع قضایی و انتظامی همچنان به پی گیری ادامه خواهند داد.


جلوی پسرت را می گرفتی

پدر میثم عبادی، اولین شهید جنبش سبز که روز 23 خرداد بر اثر اصابت گلوله جان باخت، نیز به "روز" می گوید پرونده قتل پسرش را مسکوت گذاشته اند و هیچ پاسخی نمی دهند.

اصغرعبادی، پدر میثم عبادی خبر از نامه ای میدهد که به محمود احمدی نژاد نوشته بود و می گوید: شرح قضیه را نوشتم و اینکه چگونه میثم به خاطر کمک به دختری که از سوی بسیجی ها مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود شهید شداما هیچ جوابی نیامد. تا اینکه هفته پیش به دفتر ریاست جمهوری زنگ زدم و در مورد نامه ام پرسیدم. یک آقایی پشت تلفن جواب داد: "می خواستید تظاهرات نمی رفتید میخواستی جلوی پسرت را می گرفتی تا به اغتشاشات نرود، رفت و کشته شد و ربطی به ما ندارد".

آقای عبادی که فرزندش موقع شهادت تنها 16 سال و سه ماه داشته، از پرونده شکایتش می گوید: من همان اوایل شکایت کردم؛ بعد یک نفر را بازداشت کردند و قاضی پرونده گفت این فرد قاتل میثم و از نیروهای بسیج است. اما بعد از مدتی او را آزاد کردند و به ما گفتند اشتباه گرفته بودیم. بعد هم پرونده را برگرداندند به اداره آگاهی.

پدر میثم عبادی می افزاید: الان وکیل ما، خانم ستوده بازداشت هستند خودم هم برای پی گیری میروم قاضی سرش را پایین می اندازد و جوابی نمی دهد؛ بعد از کلی معطل کردن سرش را بالا می آورد و می گوید به اینجا ربطی ندارد و بروید آگاهی. اداره آگاهی هم که مرا داخل راه نمی دهند. نه هیچ کسی جوابی به ما میدهد و نه تاکنون آمده اند حالی از ما بپرسند و ببینند قضیه چی بوده؛ البته خودشان بهتر از همه میدانند. با این حال من همچنان پی گیری میکنم تا روزی قاتل فرزندم را معرفی کنند.


پاره کردن عکس

خواهر شهرام فرج زاده که روز عاشورا زیر ماشین نیروی انتظامی له شده و جان باخت، نیز از بی نتیجه ماندن پی گیری هایشان می گوید.

راحله فرج زاده در گفتگو با "روز" همچنین خبر میدهد که عکس شهرام را که بر مزار او بود پاره کرده اند: ما هنوز سنگ قبری برای شهرام نگذاشته ایم. عکس او بالای سرش بود که هفته گذشته آن را هم پاره کردند.

خانم فرج زاده از پی گیری هابرای معرفی قاتل برادرش می گوید: هر جایی که به فکرمان می رسید رفته ایم؛ همه جا سر زده ایم اما هیچ جوابی نمی دهند. حتی یک نامه می خواستیم که حقوق بیمه شهرام را درست کنیم تا همسر و دختر شهرام حداقل حقوق بیمه او را دریافت کنند اما متاسفانه ندادند. شما از همین نتیجه بگیرید که چه جوابی میخواهند به ما بدهند؟

وی می افزاید: در حالیکه فیلم شهادت شهرام موجودست و همگان آن را دیده اند اما منکر شدند و به ما گفتند ماشین شخصی به شهرام زده است در تلویزیون هم گفتند ماشین نیروی انتظامی بوده اما دزدی بوده است.ما غیر از دروغ چیزی از آقایان نشنیده ایم اما اکنون با گذشت چند ماه انگار که اصلا چنین پرونده ای وجود ندارد و هیچ کسی پاسخگو نیست.

خانم فرج زاده سپس ادامه میدهد: مگر نمی گویند ماشین شخصی بوده خب بیاورند به ما معرفی کنند همان ادعایی که خودشان می کنند را برای ما ثابت کنند. تمام دنیا فیلم را دیده و همه میدانند که ماشین نیروی انتظامی بوده است.

خواهر شهرام فرج زاده از تحقیقات محلی درباره خانواده اش خبر میدهد و می گوید: تازه چندین بار رفته اند محل زندگی خانواده ام و درباره آنها تحقیقات محلی کرده و پرسیده اند که ما با نظام مشکل داریم، نداریم و....

وی متذکر می شود: یک انسانی را کشته اند بعد مدام می پرسند که خانواده اش با نظام مشکل دارد یا ندارد. مادر من تمام زندگی به وطنش خدمت کرده اما میخواهم از آقایان بپرسم اگر کسی طرفدار شما نباشد شما حق دارید اینطور ناجوانمردانه و به صورت غیر انسانی او را زیر ماشین له کنید و بعد هم منکر قضیه شوید؟


با باتوم زدند، گفتند سکته قلبی

همسر عباس دیسناد، جانباز جنگ که روز 30 خرداد سال گذشته به دلیل وارد شدن ضربات باتوم بر سرش جان باخت نیز به "روز" می گوید شکایت او به هیچ نتیجه ای نرسیده است.

مریم خانی، همسر عباس دیسناد خبر میدهد که با گذشت بیش از یک سال، پرونده شکایت خانواده او همچنان در اداره آگاهی است و به دادگاه ارسال نشده است.

خانم خانی می گوید: جواب خاصی که به ما نمیدهند اما یک ماه پیش مادر همسرم را به عنوان ولی دم به اداره آگاهی احضار کردند. به ایشان گفته بودند پسرتان همزمان با ضربه باتوم، سکته قلبی کرده است. در اصل می خواستند پرونده را مختومه کنند و می گفتند که عباس بر اثر سکته قلبی فوت کرده و ضربات باتوم بر سر او را نادیده گرفتند. بعد هم به مادر همسرم گفته اند که از کس خاصی شکایت داریدیا اینکه پرونده را مختومه کنیم؟ که ایشان پاسخ داده اند ما که نمیدانیم چه کسی زده و شما باید قاتل را پیدا کنید و این وظیفه شما است. بعد هم همه را به خدا واگذار کرده و بازگشته بود.

همسر شهید دیسناد که همچنان خواهان معرفی قاتل همسرش است می گوید: وکیل ما همچنان پی گیر است و ما انتظار داریم پرونده از اداره آگاهی به دادگاه ارسال شود اما تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است. بالاخره کسی باید جوابگوی من و فرزندانم باشدیا نه؟ ما فقط خواهان معرفی قاتل هستیم و محاکمه عادلانه او، یعنی ما عدالت را حتی برای قاتل هم میخواهیم و نمیدانیم چه پیش خواهد آمد.


نا امید نیستیم پی گیری میکنیم

وکیل خانواده مسعود خسروی دوست محمد که روز 25 خرداد سال گذشته بر اثر اصابت گلوله جان باخت، نیز به "روز" می گوید که او و موکلانش همچنان پی گیر پرونده هستند اما فعلا نتیجه ای نگرفته اند.

آقای حبیب نژاد می افزاید: پرونده فعلا بین آگاهی و بازپرسی در رفت و آمد است و تاکنون به دادگاه ارسال نشده و در اصل فعلا در مرحله تحقیقات است.

آقای حبیب نژاد می گوید: ما از فرد یا ارگان خاصی شکایت نکرده ایم. شکایت ما ناظر بر خود جرم بوده نه مجرم و متهم و منتظریم تحقیقات به پایان برسد و من همه تلاشم را میکنم تا به نتیجه برسیم اما این پرونده وضعیت خاص خود را دارد، قتل عادی نیست ودایره مظنونان کم نیستند که بین ده نفر مثلا به دنبال قاتل بگردیم و ظرف چند ماه به نتیجه برسیم.

از وکیل خانواده شهید خسروی می پرسم آیا نیروهای نظامی جزو مظنونان مطرح شده در پرونده هستند؟ پاسخ میدهد: بله دایره مظنونین در همین محدوده است. حالا باید صبر کنیم ببینیم به چه نتیجه ای می رسیم ضمن اینکه پزشکی قانونی هم اصابت گلوله را تایید کرده است.

آقای حبیب نژاد همچنین در این خصوص که به برخی خانواده ها گفته اند دیه بگیرند و پرونده ها را مختومه کنند می گوید: به ما چنین چیزی را نگفته اند و پرونده ما هنوز به دادگاه نرفته اما از نظر حقوقی، پرونده قتل قابلیت مختومه شدن را ندارد مگر اینکه خانواده شاکی رضایت دهند یا قاتل پیدا شود اما توجه داشته باشید که حتی اگر خانواده شاکی رضایت دهند باز هم از نظر جنبه عمومی جرم، پرونده قابلیت مختومه شدن را ندارد.

وکیل خانواده شهید خسروی می افزاید: تجربه نشان داده که پرونده های قتل به هر حال به نتیجه می رسد و من ناامید نیستم هر چند ممکن است در این مورد به نتیجه ای نرسد اما باز هم من امید دارم و پی گیری میکنم.
ادامه مطلب ...

اوضاع به هم ریخته دلار در آستانه اجراي طرح هدفمندسازي يارانه ها

3 نظرات
اوضاع به هم ریخته دلار در آستانه اجراي طرح هدفمندسازي يارانه ها:
بازی دلار در بازار تهران

. ادامه راه سبز(ارس): «اوضاع به هم ریخته» این تنها توصیف صرافی ها از بازار دلار در دو روز گذشته است. بهای دلار در چهارراه استانبول لحظاتی هیجانی را تجربه می کند. صرافی ها وقتی از قیمت دلار صحبت می کنند بر لحظه ای بودن قیمت ها تاکید بسیاری دارند. بسیاری از صرافی ها قیمت دلار را از پشت شیشه صرافی خود کنده اند و جای خالی این ارز پر حاشیه بر روی ویترین صرافی ها خودنمایی می کند.

گفته می شود معاملات دلار در بازار ارزفروشان متوقف شده و این در حالیست که بازار ارز روز دوشنبه شاید خبرسازترین بازار ارز سال بود. در این روز بهای دلار که توانسته بود ۱۱۰۰ تومان را پشت سر بگذارد در برخی از صرافی ها به پشتوانه نظارت ناکافی بر وضعیت بازار قیمت های کاذب را تجربه کرد و حتی گزارش خبرآنلاین از بازار غیررسمی ارز تهران در ساعات پایانی معاملات روز دو شنبه از فروش هر دلار با قیمت ۱۲۱۰ تومان حکایت داشت.

این در حالیست که ارزفروشان بهای خرید هر دلار در ساعات میانی معاملات روز جاری ۱۱۱۰ تومان اعلام کرده و قیمت فروش هر دلار را ۱۱۳۰ تومان اعلام می کنند.

در این میان با وجود اینکه نرخ رسمی هر دلار ۱۱۰۰ تومان است اما ایسنا از قیمت های ۱۳۰۰ تومانی دلار در بازار غیررسمی خبر داده و می نویسد: « با توجه به این‌که معاملات راکد شده است، برخی صرافان با استفاده از خلا موجود در زمینه‌ نظارت بانک مرکزی، قیمت ارز را با رقم‌هایی بالاتر و تا ۱۳۰۰ تومان به فروش می‌رسانند که این رقم قیمت واقعی دلار نیست و قیمت کاذب است. »

صرافان قیمت های ۱۲۰۰ یا ۱۳۰۰ تومانی دلار در بازار غیررسمی را گرفتن ماهی از آب گل آلود می دانند و می گویند هنوز قیمت دلار به این رقم ها نرسیده اما با توجه به اینکه این ارز در بازار کم شده و معاملات نیز به دلیل بازار هیجانی که معلوم نیست به کدام سمت می رود، متوقف است، احتمال رسیدن قیمت به این ارقام وجود دارد، مگر اینکه بانک مرکزی وارد عمل شده و جلوی رشد دیوانه وار قیمت دلار در بازار ارز را بگیرد.

به این ترتیب به نظر می رسد دلار بازی قیمت را در بازار ارز تهران شروع کرده است و صرافان نظاره گر بازی دلار هستند و منتظر کارگردانی بانک مرکزی نشسته اند تا این توصیف از بازار که اوضاع به هم ریخته است کمی تلطیف شده و آرامش را به خود ببیند.
ادامه مطلب ...

در دیدار موسوی و خاتمی: عده ای انحصارگر ابزاری جز دروغ و توهین و اتهام زنی نمی شناسند

0 نظرات
در دیدار موسوی و خاتمی مطرح شد:
خواست اصلاح طلبان: برخورد جدی با اهانت کنندگان و متعرضان
. ادامه راه سبز(ارس): میر حسین موسوی و سید محمد خاتمی خواستار برخورد جدی با اهانت کنندگان به خانواده‌های سرداران شهید، همت و باکری و دیگر شخصیت‌های برجسته انقلاب و کشور شده و ایجاد محدودیت‌های فراوان و روزافزون برای شخصیت ها و جریانات منتقد که همواره بر پای‌بندی به اصول و ارزش‌های انقلاب و قانون اساسی تأکید داشته اند را محکوم کردند.
در اين نشست مشترك ايشان ضمن ابراز خوشوقتی از اینکه جامعه متوجه بی اساس بودن بسیاری از مطالب و ادعاهایی که به صورت رسمی و غیر رسمی رواج می یابد شده است تصریح کردند: تأسفی اگر هست از این است که چرا چنین رفتارها و گفتارهایی به نام انقلابی که هدف آن استقرار راستی و پاکی و عدالت بوده و نظام برآمده از آن بر اهمیت رأی مردم و آزادی و حرمت همه افراد جامعه و تقوی و خدمتگزاری مسؤولان تأکید کرده رواج می یابد و بر پایه همین رفتارها و گفتارهای نادرست بسیاری از چهره های خدوم و سرمایه های ارزنده کشور بازداشت، محاکمه و زندانی می شوند و حتی به ادعاهای آنان در مورد نحوه رفتارهای ناروا رسیدگی نمی شود و همچنان جریانها و نیروهای دیگر تحت فشار و تضییق روزافزون قرار می گیرند!
سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی با گرامیداشت یاد و خاطره حماسه دفاع مقدس و تجلیل از حماسه آفرینان و ادای احترام به شهیدان و جانبازان و آزادگان و خانواده های محترم آنان، خواستار برخورد جدی با اهانت کنندگان و متعرضان به خانواده های عزیز سرداران شهید، همت و باکری و دیگر شخصیت های برجسته انقلاب و کشور شده و ایجاد محدودیت های فراوان و روزافزون برای شخصیت ها و جریانات منتقد که همواره بر پای بندی به اصول و ارزشهای انقلاب و قانون اساسی تأکید داشته اند را محکوم نمودند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سید محمد خاتمی، خاتمی و موسوی ضمن ابراز تأسف از اینکه افرادی از یک سو انقلاب را در انحصار خود می دانند و از سوی دیگر ابزاری جز دروغ و توهین و اتهام زنی را نمی شناسند، بر تداوم هماهنگی موجود میان اصلاح طلبان در همه زمینه ها تأکید نموده، تلاش نافرجام جریانی خاص برای القاء اختلاف و تقابل میان شخصیت ها را محکوم کردند.

موسوی و خاتمی همچنین ضمن ابراز خوشوقتی از اینکه جامعه متوجه بی اساس بودن بسیاری از مطالب و ادعاهایی که به صورت رسمی و غیر رسمی رواج می یابد شده است تصریح کردند: تأسفی اگر هست از این است که چرا چنین رفتارها و گفتارهایی به نام انقلابی که هدف آن استقرار راستی و پاکی و عدالت بوده و نظام برآمده از آن بر اهمیت رأی مردم و آزادی و حرمت همه افراد جامعه و تقوی و خدمتگزاری مسؤولان تأکید کرده رواج می یابد و بر پایه همین رفتارها و گفتارهای نادرست بسیاری از چهره های خدوم و سرمایه های ارزنده کشور بازداشت، محاکمه و زندانی می شوند و حتی به ادعاهای آنان در مورد نحوه رفتارهای ناروا رسیدگی نمی شود و همچنان جریانها و نیروهای دیگر تحت فشار و تضییق روزافزون قرار می گیرند!

رئیس بنیاد گفت و گوی تمدن ها و نخست وزیر سابق ایران ضمن تأکید بر تداوم این انتظار که زندانیان سیاسی آزاد و فضای باز و امن بر جامعه حاکم گردد و قانون اساسی به صورت همه جانبه و بدون تنازل جاری و اجرا شود، از اینکه همچنان خلاف این امر اتفاق می افتد و حتی عزیزانی که احساس می کنند به آنها ستم شده و مورد اتهامات ناروا قرار گرفته اند، و از حق قانونی خود برای شکایت استفاده کرده اند، به جای رسیدگی عادلانه، مجدداً به زندان بازگردانده می شوند ابراز تأسف نمودند.

سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی همچنین با گرامیداشت یاد و خاطره حماسه دفاع مقدس و تجلیل از حماسه آفرینان و ادای احترام به شهیدان و جانبازان و آزادگان و خانواده های محترم آنان، خواستار برخورد جدی با اهانت کنندگان و متعرضان به خانواده های عزیز سرداران شهید، همت و باکری و دیگر شخصیت های برجسته انقلاب و کشور شده و ایجاد محدودیت های فراوان و روزافزون برای شخصیت ها و جریانات منتقد که همواره بر پای بندی به اصول و ارزشهای انقلاب و قانون اساسی تأکید داشته اند را محکوم نمودند.

ادامه مطلب ...

هجوم به خانه شهید باکری و «نامی» که یادشان نیست

8 نظرات
هجوم به خانه شهید باکری و «نامی» که یادشان نیست

. ادامه راه سبز(ارس)» آمنه کشاورز: خبر تعرض به خانه ی شهید باکری را که می خوانم، مبهوت می شوم . بغض می کنم . خدایا صحرای کربلا که می گویند همین است؟ مبادا نفرت سراغ ام بیاید. به خدا پناه می برم. در خلوتم، یک بار دیگر نامه ی همسر شهید باکری را می خوانم. از شجاعت اش ، قوتِ قلب می گیرم و یادم می آید که من دیگر آن دختر کوچک دبستانی نیستم. به دوست پناه می برم و نام « او» ، آن « برادرِ پاسدار » را می گویم.
( ۱ )

نامه ی همسر شهید باکری را که می خوانم، بر می گردم به گذشته های دور. سی سال پیش، سال های اول دفاع مقدس …

مدرسه نرفته، خواندن و نوشتن را بلد بودم و همه ی کتاب های برادرهای بزرگترم را خوانده بودم. همه یعنی چند جلد کتاب کهنه ی رنگ و رو رفته، با ورق های کاهی و اغلب ریخته و نیمه ناتمام.

از دبستان و کتابخانه ی دبستان، فقط سعدی را یادم می آید که لابه لای چند کتاب دیگر، روی تاقچه ی اتاق مدیر، خاک گرفته بود و مثلاً کتابخانه ی مدرسه آنجا بود. پدر یکی از هم کلاسی هایم دبیر بود و ضامن ام شد و کلیات سعدی را از ناظم مدرسه چند روزی به امانت گرفتم. ناظم که گویی به اکراه به این کار تن داده بود، چند بار تذکر داد که پاره اش نکنم و چندین بار هم یادآوری کرد که خواندن این کتاب برای من هنوز زود است و نصیحتم کرد که فهمیدنش برایم کار سختی است و مثلاً نوازشم کرد که این کتاب برای تو سنگین است و هزار سفارش که مبادا خط خطی اش کنم.

کلاس اول دبستان را با همان یک کتاب سر کردم. تعجب نکنید، تنها کتابخانه ی شهر تعطیل شده بود و کسی هم در شهر کوچک ما کتاب فروشی نمی کرد و اگر هم می کرد، کسی نمی خرید و اگر کسی هم می توانست بخرد، آن یک نفر من نبودم.

به دوم دبستان که رسیدم، با «او» دوست شدم. یادم نمی آید، از چه کسی اسمم را شنیده بود و کِی سراغم آمد و حتی فراموش کرده ام برای اولین بار او را کجا دیدم. «او»، ماههای اول خودش برایم کتاب می آورد. هر چند روز یک بار و هر بار دو کتاب. یکی دو بار هم خلاصه ی کتاب هایی را که می خواندم، برایش می نوشتم. گاهی هم می خواست که خودم هم داستانی سر هم کنم و برایش بنویسم. از شما چه پنهان همان اندازه که خواندن برایم شیرین و راحت بود، نوشتن برایم سخت بود تلخ.

کتاب خواندن ام که بیشتر شد، یک روز دستم را گرفت و با خود به ساختمانی در همسایگی مدرسه برد. نام ساختمان هم به خوبی یادم نیست، چیزی شبیه ستاد یا روابط عمومی، شاید هم کمیته، تدارکات، ستاد مشترک! واقعاً یادم نیست. آن روزها این کلمه ها را اصلاً نمی شناختم.

آن روز دربِ یکی از اتاق های ستاد، را برویم باز کرد. انگار در بهشت را برایم باز کرده بودند. از روی بسته های خرما و پسته های خامی که بسته بندی شده بودند، پریدم و خودم را به کتاب ها رساندم. یک عالمه کتاب و این برای من یعنی آخرِ دنیا. اولین کتابی را که دستم گرفتم شروع کردم خواندن. اصلاً فراموش کرده بودم کجا هستم و چرا آنجا آمده ام. حتی حضور «او» را هم فراموش کرده بودم.

نزدیک شدنش را نفهمیدم، اما گرمی نگاهش را روی صورتم احساس کردم و اغراق نیست اگر بگویم الان هم همان گرمی نگاه را احساس می کنم. – بعضی نگاهها هیچ وقت تمام نمی شوند.

با گرمی نگاهش به خودم آمدم. مهربان تر از همیشه گفت: هر بار فقط دو کتاب. پسته هم دوست داشتی بشکن و بخور. ولی یادت باشد پسته ها و خرماها را باید باید بفرستیم جبهه…

روزها گذشت. حالا دیگر محرَم آن بهشت گم شده بودم. هر بار کلید آن اتاق جادویی را از«او» می گرفتم و سراغ کتاب ها می رفتم و مراسم خوردن کتاب و شکستن پسته تکرار می شد. یکی دو ماه بعد، برادرم را هم به مراسم کتاب و پسته دعوت کردم، که او هم دست کمی از من نداشت…

یکی از همان روزها، چیزی شبیه نشریه برایم آورد که یکی از قصه هایم در آن چاپ شده بود -شاید هم چاپ کرده بودـ. نشریه ای تک رنگ، با کیفیتی پایین و مثلاً جلدی سبز رنگ.

کلاس سوم که رفتم ، به خاطر چاپ آن قصه ، در مراسم بازگشایی مدرسه، توسط فرماندار – شایدم بخشدار- تشویق شدم و یک عدد «مداد پرچمی پاکن دار» جایزه گرفتم. آن روزها داشتن مداد پرچمی پاکن دارِ اصل! برای من یک آرزو بود. سالها بعد در دانشگاه فهمیدم که آقای فرماندار هم آدم مشهوری شده است و هنوز هم فرهنگی است.

آخرین باری که «او» را دیدم، اجازه داد یک کتاب را برای همیشه برای خودم بردارم. همین اندازه یادم می آید که کتابی بود از محمود حکیمی، در قطع جیبی. موضوعش هم خاطرات یک پزشک در آفریقا بود. ما باید از آن شهر مرزی می رفتیم! و دیگر او را ندیدم. آن کتاب و دو جلد نشریه ای که برایم آورده بود در حین اسباب کشی گم شدند. از یاد آن «برادرِ پاسدار»، از کتاب هایی که برایم می آورد و از آنچه برایش می نوشتم، نام قصه ای را یادگاری دارم که چاپ شده بود؛ «آزادی».

( ۲ )

نامه ی، همسر شهید باکری را که می خوانم، خاطرم بر می گردد به سی سال قبل. خانه ی پدری و پدربزرگ ها. بجز پدرم که اهل سیاست نبود و سرش به کار خودش گرم بود، باقی عموها در یکی از احزاب مخالف جمهوریِ اسلامی عضو شده بودند. هر بار هم که به خانه ی ما می آمدند و سخنی از آنها می شنیدم، ماجرای ظلم هایی بود که «پاسدار» ها به ما می کنند و حقی که «رژیم» از ما خورده است. فضای غالبِ خانه و طایفه و حتی محله همین بود. کلاً میانه ی خوبی با رژیم نداشتند و از شما چه پنهان هر روز آرزو می کردند سقوط کند.

حتی یادم هست که یکی از همسایه ها رفته بود کمیته و گفته بود که ضد انقلاب به خانه ی ما، رفت و آمد دارد. پدرم را هم یکی دو هفته گرفتند و گویا تا پای اعدام هم رفته بود و اگر گریه و زاری مادرم پیش قاضی شرع – یا حاکم شرع – نبود که او هیچ کاره است، شاید پدرم را هم اعدام کرده بودند. مادرم، آن روز ماجرای عضویت خواهرم و بقیه را گفته بود و از آن روز تا سالهای سال خواهرم را ندیدیم. به خواهرم که می رسم، یادم می آید یک بار که در شهر جار می زندند چند نفر از منافقین را کشته اند و جنازه های شان را در شهر می گرداندند، همراه مادرم با عجله دویدیم و خودمان را سر خیابان رساندیم که شنیده بودیم یکی از آنها زن است. آن روز هم از یادم نمی رود که اولین باری بود جنازه می دیدم …

در فضای آن خانه و آن محله، منِ هفت، هشت ساله، هیچ وقت جرات نکردم که از «او» بگویم. هیچ وقت جرات نداشتم نامش را ببرم و به عموهایم و دایی ها بگویم: «پاسداری» که من می شناسم با پاسداری که آنها می گویند یکی نیست. می ترسیدم. می ترسیدم چیزی بگویم و من یا «او»، شاید هم هر دو را قربانی خشونت کنند …

( ۳ )

نامه ی همسر شهید باکری، را که می خوانم، خاطره هایم جان می گیرند. نام هایی که در نامه ی او می بینم، مرا به یاد نخستین کسی می برند که میان آن همه محرومیت و خشونت و نفرین و نفرت به مراسمِ «شکستنِ پسته و خوردن کتاب» دعوتم کرد…

نامه ی فاطمه خانم را که می خوانم، آرزو می کنم که ای کاش «آن روزها» بزرگتر بودم. کاش می توانستم همه ی فامیل را جمع کنم و به میهمانی آن «پاسدار وطن» ببرم و از آنها بخواهم در کنار هم کتاب خواندنم را نگاه کنند. کاش می توانستم آنها را به گرمی نگاه «آن برادر پاسدار» دعوت کنم. کاش بزرگتر بودم و بزرگترها را با نگاه گرم اش آشتی می دادم .. کاش …

نامه ی همسر شهید باکری را که می خوانم و این خاطره ها را می نویسم؛ می بینم «یک نام» میان خاطره هایم گم شده است. تنم می لرزد. از خود می پرسم، چرا هنوز هم جرات نمی کنم نام آن شهید وطن را بر زبان بیاورم؟ این بار از چه «کسانی» می ترسم؟ این بار «خشونت و نفرتِ» کدام برادر بزرگ مرا می ترساند؟

(۴)

خبر تعرض به خانه ی شهید باکری را که می خوانم، مبهوت می شوم. بغض می کنم. خدایا صحرای کربلا که می گویند همین است؟

نه ! مبادا نفرت سراغ ام بیاید. به خدا پناه می برم. در خلوتم، یک بار دیگر نامه ی همسر شهید باکری را می خوانم. از شجاعت اش، قوتِ قلب می گیرم و یادم می آید که من دیگر آن دختر کوچک دبستانی نیستم. به دوست پناه می برم و نام «او» ، آن «برادرِ پاسدار» را می گویم. شاید در این غربت فاطمه، غمی کم شود. شاید هم رزم های باکری کمی همت کنند و آن ها هم شهید «همت» را به یاد بیاورند…

ادامه مطلب ...

پیش شماره سوم کلــمــه؛ یک نسخه به «همسایه» خود هدیه دهید

0 نظرات
پیش شماره سوم کلــمــه؛ یک نسخه به «همسایه» خود هدیه دهید

. ادامه راه سبز(ارس): تا کنون دو پیش شماره آزمایشی از روزنامه کلمه منتشر شده است. از ابتدایی ترین نتایج انتشار پیش شماره های کلمه عزم جزم تولید کنندگان و توزیع کنندگان برای ادامه راه بود. در مورد نحوه ی تولید باید نظرات یاران گمنام جنبش سبز که برای توزیع آن و کمک به اطلاع رسانی به مردم آستین همت را بالا زده اند لحاظ شود. حتما تصدیق می کنید که براورده کردن همه نظرات و استخراج عقل جمعی از آن با توجه به تفاوت دیدگاهها کمی مشکل است.

آرام آرام و به مدد نظرات و پیشنهادات شما به تصویری روشن تر از باید ها و نبایدهای تولید روزنامه می رسیم. اگر به نظرات مخاطبان ارجمند در ذیل دو پیش شماره قبل (پیش شماره یک و پیش شماره دو) توجه کرده باشید کماکان روی مساله ی فاصله زمانی تولید برای پخش و توزیع مناسب و نیز کیفیت تولید اعم از قطع و اندازه تا محتوای آن دیدگاههای متنوعی وجود دارد. در دوره آزمایشی فعلا با هفته ای سه شماره (شنبه، دوشنبه و چهارشنبه) روزنامه آماده می شود.

همچنین مخاطبان ارجمند نظرات خود را در باره ویژه نامه یا خبر نامه هایی مانند کلمه معلمان، کلمه دانشجویان، کلمه کارگران و… بیان کنند.

در شکل گیری نهایی این خبر نامه تصمیم گیرنده نهایی شما مخاطبان و همراهان مظلوم و سر فراز جنبش سبز هستید و کلمه صرفا محلی برای بازنمایی عقل جمعی در این زمینه است.

پیش شماره سوم کلمه پیش روی شماست. به دستور دولت آقای احمدی نژاد درج هر گونه خبری از آقایان موسوی خاتمی و کروبی در رسانه ها( که با مالیات ما نیز اداره می شود) ممنوع شده است. در رسیدن خبر به دوستان و نزدیکان خود کمک کنید.

براي دریافت فايل pdf روي تصوير زير كليك كنيد
پی دی اف (405 کیلو بایت)

لينك كمكي دانلود مستقيم pdf: "اينجا"
لينك دانلود مستقيم فايل تصويري jpg: "اينجا"

ادامه مطلب ...

دخالت مستقیم نیروهای دولتی در حمله و تخریب منزل مهدی کروبی

2 نظرات
دخالت مستقیم نیروهای دولتی در حمله و تخریب منزل مهدی کروبی

. ادامه راه سبز(ارس): سحام نيوز نوشت، در میان حمله کنندگان به منزل مهدی کروبی، برخی از چهره های دولتی از جمله فرماندار شمیرانات نیز دیده شده اند.

به گزارش سایت «تغییر»، شب های قدر و طی پنج شب پیاپی افرادی اجیر شده در اقدامی سازماندهی شده به منزل مهدی کروبی حمله کردند. این حمله که در نوع خودش به نوعی بی سابقه هم می نمود، واکنش گروه ها، افراد و فعالین سیاسی را در پی داشت تا حدی که تا روزها پس از پایان یافتن این اقدام وحشیانه، افراد، مراجع و گروه های سیاسی از هر دو جناح موضع گیری خود را در برابر این اقدام اعلام کردند.

برخی رسانه ها و گروه های وابسته به جریان حاکم در همان روزهای اول این اقدام را به نیروهای مردمی و خود جوش نسبت دادند و بعد از مدتی این ماجرا را ساخته و پرداخته نیروهای اصلاح طلب و مهدی کروبی برای ایجاد بحران و سیاه نمایی دانستند.

پس از مدت کوتاهی سپاه پاسداران در بیانیه ای این اقدام را محکوم و از وابستگی و ارتباط این افراد با نهادهای زیر مجموعه خود اعلام تبری کرد. همچنین نیروی انتظامی طی گرازشی اعلام کرد افراد حمله کننده به منزل مهدی کروبی شناسایی و لیستی از آنها تهیه شده است. اما متاسفانه گزارش واضح دیگری از این اقدام منتظر نشد.

به دلیل عدم انتشار گزارشی واقعی و صریح از سوی نهاد های امنیتی و مسئول تاکنون، اخبار موثقی در اختیار سایت تغییر قرار گرفته است تا به عنوان نمونه بخشی از ماجرای حمله سازماندهی شده ی حمله به منزل مهدی کروبی و معرفی برخی عاملین آن را جهت روشن شدن اذهان مردم و نیز آگاهی مراجع قانونی، شفاف سازی شده و چهره از نقاب برخی برداشته شود.

طی اخبار و گزارش رسیده شاهدان عینی، شاهد حضور و رهبری نیروهای دولتی و افرادی که بر مسند قدرت نشسته اند که وظیفه اش حفظ حقوق شهروندان می باشد و در این اقدام نافرجام دست داشته اند.

به گزارش تغییر، بررسی عکس ها و گزارش ها از روز حمله به خانه مهدی کروبی حکایت از آن دارد که محمد لاریجانی فرماندار شمیرانات در طول حملات نیروهای لباس شخصی و شکستن درها و شیشه ها و تیر اندازی و پرتاب گاز اشک آور به خانه نه تنها در محل حملات حضور داشته که به نوعی رهبری نیروهای لباس شخصی را نیز عهده دار و خود شخصا در اقدامات صورت گرفته در آن شب علیه مهدی کروبی پیشتاز بوده است.

همچنین جالب توجه آن است که ایشان در همان حال به صورت تلفنی و مرتبا به آقای تمدن استاندار تهران نیز گزارش حملات و تهاجمات نیروهای تحت کنترل خود را می داده است. لازم به توضیح است که آقای تمدن نیز در فاصله ای نه چندار دور از منزل مهدی کروبی مستقر شده بود و ماجرا را زیر نظر داشت.

نکته جالب اما آن است که به گفته نزدیکان مهدی کروبی، ساعت سه نیمه شب که چند تن به نمایندگی از سپاه و پلیس امنیت تهران برای مذاکره نزد مهدی کروبی آمدند، آقای لاریجانی در پوشش پلیس امنیت و نیروهای سپاه وارد خانه شده و در جلسه شرکت کرده بود. این درحالیست که یک روز بعد، پس از روشن شدن ماجرا و شناختن هویت آقای لاریجانی، نیروهای سپاه که در معرض این پرسش قرار گرفتند که آیا فرماندار شمیرانات در جلسه حضور داشته ، ماجرا را تکذیب کردند و مدعی شدند که تنها نیروهای سپاهی و پلیس امنیت در جلسه حضور داشته اند.

گفتنی است که در ابتدای آن جلسه شبانه نیز که آقای کروبی خواستار معرفی حاضران شده بود هیچ یک از حاضران خود را با هویت فرمانداری شمیرانات معرفی نکرده و همگی خود را به نمایندگی از سپاه و پلیس امنیت معرفی کرده بودند.

در این جلسه که نیمه شب برگزار گردیده بود، نماینده سپاه به آقای کروبی گفته بود: «ما فقط از شما می خواهیم که فردا از خانه خارج نشوید و در راهپیمایی شرکت نکنید چراکه خبر درگیری را داریم و احتمال می دهیم که در اینصورت چند نفر کشته شوند». در پی این اظهار نظر نماینده سپاه آقای زمانی معاون پلیس امنیت که در این جلسه حاضر بود ابتدا بسیار بی ادبانه و گستاخانه با آقای کروبی صحبت کرده و گفته بود که “شما پنج شب است نظم این محله را به هم ریخته اید و این بازتاب مواضع شماست که کار را به اینجا رسانده» و سپس در واکنش به موضع نماینده سپاه گفته بود” خیر. بحث ما راهپیمایی فردا نیست. بحث ما حضور شما در این محله است“. وی سپس تلویحاً گفته بود که “باید از این خانه و محله بروید”. این سخنان معاون پلیس امنیت تهران که با لحنی بسیار بی ادبانه ابراز می شد با واکنش محکم آقای کروبی مواجه شد.

مهدی کروبی در پاسخ ابراز نمودند:” من این دولت را به رسمیت نمی شناسم. این دولت منتخب ملت نیست بلکه دولتی منتصب شده است . اینجا خانه من است و شما وظیفه تان این است که با نیروهای آشوب گر برخورد کنید و حتی اگر من یک شهروند کافر هم باشم از حقوق اولیه ای برخوردارم و برعهده شماست که امنیت مرا تامین کنید و تنها در صورتی از این خانه خارج می شوم که حکم دستگیری مرا صادر کنند.”

به گفته ی شاهدان عینی، لاریجانی فرماندار شمیرانات، بدلیل آنکه پس از یورش و تخریب منزل کروبی و تشکیل جلسه نیروهای پلیس امنیت به خواسته و مراد طراحی شده (بیرون کردن کروبی از منزل خویش) نرسیدند، فردای همان روز نیز مجددا یورش کرده و به تخریب منزل دست یازیدند.

مطابق برخی گزارشات و اخبار رسیده به سایت تغییر، فرمانداری شمیرانات به محل سازماندهی و تجمیع نیروهای لباس شخصی تبدیل شده و آقای لاریجانی در مقام فرماندار به سازماندهی و حمایت این نیروها در داخل ساختمان دولتی مشغول است و مزایا و امکانات کافی را در اختیار نیروهای آشوبگر و لباس شخصی قرار می دهد.

ادامه مطلب ...

رامين سیاه ترین فرد دوران معاونت مطبوعاتی ارشاد جای خود را به ظهوریان میدهد

1 نظرات
سیاه ترین فرد دوران معاونت مطبوعاتی ارشاد جای خود را به ظهوریان میدهد

. ادامه راه سبز(ارس): یک منبع آگاه در وزارت ارشاد در گفت وگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام مجلس«پارلمان نیوز» خبر برکناري رامین را تایید کرد. پارلمان نيوز در ادامه ذكر كرده است: پیش از این داداش پور مدیرکل حوزه وزارتی در وزارت ارشاد تغییر کرده بود.

همچنین سایت آخرین نیوز نیر در این باره نوشت: در راهروهای ساختمان وزارت ارشاد اخبار متعددی در این خصوص شنیده می شود و حتی از ابلاغ حکم معاون جدید مطبوعاتی خبر داده می شود و اینکه مراسم تودیع و معارفه این دو این هفته در وزارتخانه برگزار خواهد شد.

جهان نيز با تاييد اين خبر نوشته است: شنیده ها حاکی از آن است که رامین معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد با خداحافظی از این مسئولیت جای خود را به علاءالدین ظهوریان می دهد. به گزارش آخرین در راهروهای ساختمان وزارت ارشاد اخبار متعددی در این خصوص شنیده می شود و حتی از ابلاغ حکم معاون جدید مطبوعاتی خبر داده می شود و اینکه مراسم تودیع و معارفه این دو این هفته در وزارتخانه برگزار خواهد شد.البته پیش از این هم خبری درباره برکناری رامین منتشر شده بود که وی این خبر را تکذیب کرده بود.

لازم به ذکراست رامین سال۱۳۵۳ از کشور خارج ودر سال ۱۳۷۳ به ایران مراجعت میکند.ونه دوران انقلاب اسلامی ونه دردوران جنگ تحمیلی در کشور حضور نداشت وبه محض ورود پله های ترقی را به سرعت طی کرد

گفتنی است هنوز درباره علت اصلی این تغییر در وزارت ارشاد خبری منتشر نشده است اما معاون جدید مطبوعاتی پیش از این مدیرکلی امور مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را در کارنامه خود دارد.

ادامه مطلب ...

محتشمی پور : کودتاچیان شهدا را برای گواهی حقانیت قدرت پوشالی غصب شده شان می خواهند

0 نظرات
رنجنامه فخرالسادات محتشمي پور به همسر شهيد باكري:
کودتاچیان شهدا را برای گواهی حقانیت قدرت پوشالی غصب شده شان می خواهند

. ادامه راه سبز(ارس): در پی حوادث رخ داده در مقابل منزل شهید حمید باکری و برخورد امنیتی با میهمانان خانه شهید، فخرالسادات محتشمی پور در نامه ای خطاب به همسر شهید باکری وقایع روزگذشته را تشریح و از او دلجویی کرد. محتشمی پور خطاب به فاطمه امیرانی نوشت: «وقتی که من از همان ابتدای خیابان و در کوچه های اطراف آدم های غریبه ای را دیدم که انگار برای مأموریت مهمی آمده اند و آن هنگام که دوستی از داخل منزل شما پیام داد که وضعیت سفید نیست! من خطر را به جان خریدم و با گام های محکم تر به سویت آمدم. می خواستند ما را بهراسانند و من نخواستم صدای هیچ آژیر قرمزی را در این هفته دفاع مقدس بشنوم.» «مرا از دور شناختند وگفتند «این» به هیچ عنوان نباید وارد شود. مرا شناختند؟ چگونه؟ من که امروز سبزپوش نبودم! وقتی که من به شبکه های آهنین درب خانه تو خانه شهید دخیل سبز می بستم ناگهان با تمام وجود عطر شهادت را حس کردم و وجود آن زنده جاویدی که وقتی فریاد باکری باکری من و شهیدان زنده اند الله اکبر من همه منطقه را پر کرده بود، درب خانه اش را به رویم گشود و آن درد شیرین مقاومت در جان من نشست آنقدر عمیق که حتی اگر همه استخوان هایم شکسته بود باز هم برایم شیرین بود. ما به مصائب شیرین عادت کرده ایم بانو.»

متن کامل این نامه که نسخه ای از آن نیز در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:


بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدالله رب العالمین. الرحمن الرحیم. مالک الیوم الدین. ایاک نعبد و ایاک نستعین. اهدنا الصراط المستقیم. صراط الذین انعمت علیهم. غیرالمغضوب علیهم ولاالضالین.

فاطمه جان بیا باز هم حمد بخوانیم. چه معجزه ای می کند این آیات نورانی. چه معجزه ای کرد وقتی تو زمزمه می کردی آن را و شربت بیدمشک را به حلق خشکیده من می ریختی دیروز تا همه هیجانات عصبی ناشی از برخوردهای هتاکانه جلوی درب منزلت، منزل شهید باکری، فروبنشیند. شعله خشم و نفرت و کینه من فروبنشیند. تپش سخت و تلاطم قلبم فروبنشیند و اشک های جاری که انگار سرچشمه در پرآب ترین چشمه سارهای عالم داشتند بند بیاید. آرام شدیم بانو. من و تو و آن معدود میهمانانت که با قدرتی معجزه آسا تک تک به داخل خانه ات کشاندید. تو و آسیه و فاطمه. من آن هنگام که یک دستم در دست تو و فرزند و عروس باکری بود و آن دیگری دست زنان ناشناس سیاه پوشی که مردان اجنبی با خود همراه کرده بودند که معصیتی رخ ندهد در آن عملیات کمین دشمن یا رزم شبانه یا فتح خاکریزها و یا نمی دانم هر اسمی که بر آن گذاشته اند میان خود و لابد ارگان کودتا امروز با آب و تاب تمام شرح خواهد داد، همان لحظه و در همان کشاکش قدرت تو را، قدرت ایمان را، شاهد بودن شهید را و معجزه عشق را با تمام وجود احساس کردم. ما قدرت مندیم فاطمه جان! قربان آن اسم بامسمایت بروم. ما قدرتمندیم و من این را آنگاه که تو سراسیمه پلکان را از طبقه پنجم تا درب در خانه طی کردی و آمدی و فریاد زدی شما را با میهمانان خانه شهید چه کار!راه خود گیرید و ما را به حال خود گذارید نامحرمان. من قدرت تو را آن هنگام دیدم و روح حمید را که متحیر از آن چه با تو و با ما می شود لبخندزنان شجاعت و ایستادگی تو را تحسین می کرد. ما قدرتمندیم فاطمه جان و من این را وقتی که تو را شرمگنانه از رفتار زننده ای که با تو و خانواده ات می شد، در آغوش گرفتم و بوسه بارانت کردم. همانگاه که فریادهایمان در هم گره خورد و اشک هایمان آسفالت سخت کوچه دوازدهم را خیس کرد من قدرت تو را خودم را و قدرت با هم بودن را با تمام وجود حس کردم. کسی می خواهد ما را از هم جدا کند بانو؟! ما را که انگار پس از سال ها دوری تازه یکدیگر را یافته ایم. ما خانواده های شهدا و اسرا را کدام قدرتی می تواند از هم جدا کند؟

از دیروز هنوز مچ دستم درد می کند فاطمه جان و چه درد شیرینی. دردی که به جانم نشست و امانم برید اما حاصل سرانجام گشایش بود. وقتی که من از همان ابتدای خیابان و در کوچه های اطراف آدم های غریبه ای را دیدم که انگار برای مأموریت مهمی آمده اند و آن هنگام که دوستی از داخل منزل شما پیام داد که وضعیت سفید نیست! من خطر را به جان خریدم و با گام های محکم تر به سویت آمدم. می خواستند ما را بهراسانند و من نخواستم صدای هیچ آژیر قرمزی را در این هفته دفاع مقدس بشنوم. هیچ آژیر قرمزی که نشانی از جنگ داشته باشد و تهاجم ولی جلوتر که آمدم دیدم غریبه ها برای ممانعت از ورود میهمانان خانه شهید عزم راسخ دارند و من نیز برای ورود به این زیارتگاه عزمم را جزم کردم. باید کفش ها را از پا در می آوردیم و با وضو وارد می شدیم. قبل از آن باید با احترام اذن می گرفتیم و وارد این مکان متبرک می شدیم. ما از روزها پیش اذن گرفته بودیم. ما و همه همکلاس های کلاس قرآن تو و معلمش و همه ایثارگرانی که فقط برای زینت می خواهندشان و برای گواهی حقانیت قدرت پوشالی غصب شده شان ای عزیز استوار سبز میهنم. مرا از دور شناختند وگفتند «این» به هیچ عنوان نباید وارد شود. مرا شناختند؟ چگونه؟ من که امروز سبزپوش نبودم! وقتی که من به شبکه های آهنین درب خانه تو خانه شهید دخیل سبز می بستم ناگهان با تمام وجود عطر شهادت را حس کردم و وجود آن زنده جاویدی که وقتی فریاد باکری باکری من و شهیدان زنده اند الله اکبر من همه منطقه را پر کرده بود، درب خانه اش را به رویم گشود و آن درد شیرین مقاومت در جان من نشست آنقدر عمیق که حتی اگر همه استخوان هایم شکسته بود باز هم برایم شیرین بود. ما به مصائب شیرین عادت کرده ایم بانو. ما خانواده های اسرا و شما خانواده های شهدا. ولی درد من کجا ودرد تو کجا. درد تو که هر شب و روز جسم عزیز و گمشده محبوبت را طلب می کنی و من که لحظه لحظه منتظر شنیدن صدای عشق جاودان زندگیم هستم و منتظر شنیدن خبر سلامتش و منتظر آن چند دقیقه دیدارش از پشت شیشه های دوجداره زشت و … آه فاطمه فاطمه من وقتی که پس از انتظاری کشنده به وصلی شیرین هرچند با آن همه مانع و مزاحم می رسم دلم آرام می گیرد و تو وقتی هر شب در رویاهای شبانه ات عشق اولین و آخرینت را در آغوش می گیری و با او نجوا می کنی و درددل می کنی و از جفاهای مردمان بی صفت می گویی و اشک می ریزی و … فاطمه! برایم بگو حمید تو که هیچگاه طاقت دیدن اشک های تو را نداشت، این روزها چگونه سیلاب اشک تو را می بیند و تحمل می کند؟ چگونه این همه فغان تو را از ظلم و ستم بر خودت و بر فرزندان این آب و خاکی که او برای آزادی و امنیتشان شما را به خدا سپرد و جان در نرد عشق محبوب باخت، می شنود و تاب می آورد. فاطمه تو از عمر کوتاه زندگی مشترکت برای ما گفتی و از حمیدت که برای تو اسطوره انسانیت است و نماد مقاومت. حالا کمی از رویاهایت بگو بانو! و از رازهایی که دور از چشم نامحرمان سردرگوش هم نجوا می کنید. بگو بانو باز هم از حمید بگو من می خواهم همه مشابهت های میان او و اسیر سبز خودم را شماره کنم. مانند مشابهت های خودمان. ما زن ها. من، تو، همه فاطمه ها و همه فخرالسادات ها. همه هم نسلی های ما که عشق و ایمان در وجودشان موج می زد تا کاخ آرزوهایشان، جمهوری اسلامی، از گزند خطرات مصون بماند. و حالا رسالت زینبی بر دوش فریاد می زنند و پیام رسانی می کنند. و مشابهت ها میان مردانمان. مردان خدمت و صداقت. مردان مقاومت و ایثار. مردان اندیشه، مردان تحلیل، مردان فهم و شعور، مردان شجاع دست از جان شسته. مردان ما، مردانِ مرد. بیا با هم گفتگو کنیم حالا که نامحرمان از پیوند ما هراسیده و کوچه بندان را رها کرده اند یا نمی دانم شاید فرمان عقب نشینی یافته اند که فردا هم روز خداست بیایید استراحت کنید تا مأموریت مهم بعدی. این همه فرم که پر کردید این همه نام ونشان. این حجم انبوه عکس و فیلم که گرفتید، عجالتا خوراک لازم را برای فتنه گران ارگان کودتا مهیا کرده تا چند روزی . بفرمایید استراحت کنید تا ترفیع و پاداش و اضافه کار برسد. اجرکم عندالله برادر! خواهر! اجرتان با زهرا(س) با مادر این سادات دربند و سادات هتک شده و آزار یافته امروز. اجرتان با خدای شهیدان. بعد از این مأموریت مهم فتح خاکریزی دیگر از منطقه سبزها، دیگر بروید استراحت کنید و سعی کنید یادتان برود کجا بودید وچه کردید برای رسیدن به هدف مقدس دنیاطلبان فراموش کرده خدای. چه باک که دینتان به یغما برود. بروید سر خودتان واربابانتان به سلامت. سلامت این خانه و اهلش و دوست دارانش، دوست داران اهل بیت را خدای خانه و خدای شهید تضمین می کند. شما بروید فکر دیگر کنید ای نوباوگانی که نه از انقلاب ما چیزی می دانید و نه از شهید و شهادت و دفاع مقدس و نه از الفبای عشق چیزی سرتان می شود. ما مجنون های کوی لیلی را به حال خود بگذارید و بروید.

ما حمد می خوانیم. دلم می خواهد با صوت عبدالباسطی بخوانم حمد را و با قرائت های چندگانه. ایاک نعبد و ایاک نستعین. اهدناالصراط المستقیم. صراط الذین انعمت علیهم. غیرالمغضوب علیهم و لاالضالین. ما به نمایندگی از تعداد زیادی از دوستداران صداقت و مقاومت و حق خواهی فاطمه امیرانی همسر و فرزندان شهید باکری در هفته دفاع مقدس در خانه متبرک به عطر شهیدش به خواست خدا و با عنایت روح زنده و شاهد شهید و به دعوت صاحب البیت جمع شدیم تا نماز بگذاریم. نمازی که از فحشا و منکر بازمی دارد و قرآن بخوانیم که در تاریکترین روزهای گمراهی هدایتگر است. فاطمه جان ما فاتحة الکتاب را با هم خواندیم و با شهیدان میثاق بستیم که تا پای جان با وحدت و هم بستگی در راه آنان که راه مستقیم استقامت است گام برداریم. و برای هدایت جاهلان هدایت شده از جانب اهریمن نیز دعای اصلاح و عاقبت به خیری کردیم. تو آنان را بزرگوارانه به شرط تمام کردن بازی باخت باختشان، بخشیدی و ما وقتی پس از وداع آرام و مطمئن به کوچه قدم گذاشتیم، همه چیز آرام بود.

سپاس مهرت بانو. سپاس میزبانی نیکویت. سپاس همه هم راهی ها و هم دلی ها و هم زبانی ها. خدای این با هم بودن ها را از ما نگیرد و این هم بستگی های راهگشا را. خدا تو را و فرزندانت را به سلامت دارد و روح حمیدت را در روضه رضوان شادتر کند و مقامش را عالی تر گرداند. خوش به سعادت تو که حمید و خدای حمید از تو راضی اند. خوش به حال ما که چون تو رفیق و همراهی داریم. خوش به حال فرزندان ما که خدا نگذاشت تاریخ تحریف شده دفاع مقدس برایشان به یادگار بماند. خوش به حال نسل نو پویا و آگاه امروز. خوش به حال اسلام. خوش به حال ایران. پاینده ایران و ایرانیان سبز نیک اندیش نیک خواه.
ادامه مطلب ...

دختر شهید باکری: ۲۷ سال نیامدند خانه ما بگویند حالمان چطور است؛ حالا اینگونه آمدند

3 نظرات
دختر شهید باکری در گفت و گو با کلمه:
۲۷ سال نیامدند خانه ما بگویند حالمان چطور است؛حالا اینگونه آمدند

شهيد مهدي باكري: مهدي همت (فرزند شهيد حاج همت)، احسان و آسيه باكري (فرزندان شهيد حميد باكري). ادامه راه سبز(ارس): بعدازظهر مهر ماه تعدادی از زنان حق طلب برای خواندن قرآن می خواهند جمع شوند. هر هفته این جلسه برگزار می شود اما این بار این جلسه قرآن به دلیل هفته دفاع مقدس در منزل شهید باکری برگزار می شود.


آسیه باکری اینها را بریده بریده می گوید. از بی حرمتیها و بی احترامی که به مادرش به عنوان همسر شهید باکری شده ناراحت است. آسیه می گوید اصلا انتظار چنین بی حرمتی را نداشته است.


او ميگويد: ۲۷ سال نیامدند در خانه ما بگویند حالمان چطور است. اصلا راه منزل ما را بلد نبودند . حالا بعد از این همه سال مزد سختی هایی که مادرم کشید و بی پدر ماندن ما را خوب می دهند. برای من جای سوال است که چرا این رفتار با ما می شود.

خبرنگار کلمه از وی چگونگی ماجرای هجوم به منزل شهید باکری را جویا شده:

در منزل شما چه اتفاقی افتاد؟

گروهی از دوستان مادرم و خانواده شهدا که هر هفته جلسه قرآن برگزار می کنند، به دلیل هفته دفاع مقدس گفتند که به منزل ما می آیند. ساعاتی پیش ماموران در مقابل منزل جمع شده بودند از تک تک مهمانان ما بازجویی کردند.

گفتی ماموران از میهمانان که برخی خانواده شهدا بودند هم بازجویی کردند؟ کجا این بازجویی انجام می شد؟ داخل خانه شما؟

نه برخی را داخل ون می بردند. برخی از آنها هم در خیابان سوالاتی می پرسیدند. آنهایی که می برند داخل ون به آنها فرم هایی می دادند که پر کنند.

می دانی در داخل این فرم ها چه چیزی نوشته شده بود؟

نه کسانی که فرم پر می کردند را نمی گذاشتند به منزل ما بیایند.

واکنش خانواده شما دربرابر این بی احترامی ها به میهمانان خانواده اقای باکری چه بود؟

مادرم کسانی که خودشان را پلیس امنیت معرفی کرده بودند را از خانه بیرون کرد. چون گفتند ما نیروی امنیتی هستیم اما حکمی نداشتند مادرم هم آنها را به منزلمان راه نداد.

نگفتند چه ناامنی به وجود امده ؟

نه توضیحی ندادند. نگفتند جلسه قران چگونه باعث ناامنی می شود.

به نظر شما چرا ماموران به منزل شهید باکری حمله کردند؟

این افراد خودشان را نیروی امنیتی و پلیس امینت معرفی کردن قصد ورود به خانه را داشتند که خانم محتشمی پور حالش به هم خورد و از حال رفت. به نظر من می خواهند خانواده ما را تحت فشار قرار بدهند.

این فشارها از کی و برای چه شروع شده است؟

از بعد از انتخابات و طرفداری از حق فشارها و تهمت ها بر روی خانواده ما شروع شد و بعد از نامه مادرم به سردار جعفری هر روز فشارها بیشتر می شود.

به منزل شما ورود پیدا کردند؟

مامانم به دم در رفت. دعوا شد اما نگذاشت ماموران به داخل منزل ما بیایند.

این مساله ربطی به مساله چهارشنبه و دیدار شما با اقای موسوی و کروبی داشت؟

دقیقا نمی دانم که آیا این مساله به بازداشت احسان و حضور ما در مقابل خانه کروبی ربطی دارد یا خیر.

و حرف آخر؟

۲۷ سال نیامدند در خانه ما بگویند حالمان چطور است حالا اینگونه آمدند. اصلا راه منزل ما را بلد نبودند. حالا بعد از این همه سال مزد سختی هایی که مادرم کشید و بی پدر ماندن ما را خوب می دهند. برای من جای سوال است که چرا این رفتار با ما می شود.

ادامه مطلب ...

خبر فوری: هجوم لباس شخصی ها به خانه شهید باکری، حمله به جلسه قرآن خانم ها

3 نظرات
خبر فوری:
حمله لباس شخصی ها به منزل شهید باکری

. ادامه راه سبز(ارس): دقایقی پیش لباس شخصی ها بدون مجوز و به زور وارد منزل شهید باکری شدند.

بنا به گزارشات رسیده، امروز تعدادی از خانواده های زندانیان سیاسی برای دلجویی به منزل شهید باکری رفته بودند که با برخورد لباس شخصی ها مواجه میشوند.

همچنین طبق گزارش های رسیده در حال حاضرنیرو های لباس شخصی ها در حال بازجویی حاضرین در منزل شهید باکری هستند ، در همین حال گفته شده است که لباس شخصی ها مانع ورود فخرالسادات محتشمی پور به منزل خانواده باکری شده اند .

تکمیلی :
کمیل سبز تکرار شد، این بار در خانه شهید باکری، حمله به جلسه قرآن خانم ها


تحول سبز: ساعاتی پیش جمعی از نیروهای لباس شخصی و امنیتی به منزل شهید باکری حمله نمودند.

بنا به گزارش رسیده به تحول سبز، جمعی از خانواده‌های شهدای جنگ تحمیلی و ایثارگران و تعدادی از خانواده‌های زندانیان سیاسی به مناسبت هفته دفاع مقدس ودلجویی از خانواده شهید باکریبه خاطربرخورد های توهین آمیز اوباش حکومتی و جهت اجرای مراسم قرآن در منزل این شهید حضور به هم رساندند.

بنا به این گزارش هنگام مراجعه تعدادی از این مهمانان به منزل شهید باکری ، نیروهای امنیتی و لباس شخصی مانع از ورود ایشان به منزل میگردند و همچنین با ورود غیر قانونی به منزل و حمله به مراسم قرآن اقدام به بازجویی دیگر میهمانان مینمایند.

همچنین طبق گزارشات رسیده جمعی از جوانان اصلاح طلب نیز تصمیم به دیدار و دلجویی از خانواده شهید باکری بعد از مراسم قرآن را داشته اند.

لازم به ذکر است که طی هفته گذشته این برای بار سوم است که خانواده‌های شهیدان باکری و همت مورد حملات اوباش حکومتی قرار میگیرند.
ادامه مطلب ...

سيد محمد خاتمي: برخی که میزان رای ملت بودن را شوخی می‌دانند، می‌گویند ما ایدئولوگ انقلابیم

1 نظرات
سيد محمد خاتمي در دیدار با شورای هماهنگی جبهه اصلاحات:
همرزمان همت و باکری برای دفاع از واقعیت بسیج و سپاه آشکارا موضع بگیرند

. ادامه راه سبز(ارس): رئیس‌جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «آنچه در عمل جریان دارد سیاست دفع حداکثری و عدم جذب است»، گفت: «معتقدم دل اکثریت ملت با حرف‌هایی است که ما می‌زنیم که اگر اکثریت قاطع مردم حرف‌ اصلاح‌طلبان را قبول ندارند، چرا بخشنامه می‌کنند دستگاههای رسمی هیچ حرف و خبری از این طرف را منتشر نکند؟»

به گزارش پایگاه اطلاع رساني حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی، رييس جمهور محبوب دوران اصلاحات در دیدار با شورای هماهنگی جبهه اصلاحات گفت: «وجود این شورا، موقعیت مغتنمی است که باید فعال‌تر شود، اولا خودشان علی‌رغم همه تنگناها، نشست‌هایشان، دیدارهایشان، برنامه‌ریزی‌ها و موضع‌گیری‌هایشان بیشتر بشود ودیدارهایی با چهره‌های نظام و شخصیت های مؤثر داشته باشند.»

وی با تاکید بر اینکه «همه رفتارها و کارهای ما قانونی است و نمی خواهیم کاری خلاف قانون انجام دهیم»، اظهار داشت:«توصیه می‌کنم نشست‌هایتان را بیشتر کنید تا هم پشتوانه‌ای برای تشکل‌های دیگر باشید و هم خود درعرصه حیات اجتماعی فعال باشید.»

رئیس بنیاد باران در ادامه با گرامیداشت هفته دفاع مقدس، افزود:«دفاع مقدس برای همه ما یک واقعه مهم در تاریخ انقلاب و ایران بوده و مقاومتی بزرگ و مقدس در برابر ستمی بود که با پشتیبانی همه قدرت‌های دنیا علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال شده بود و ملت ایران با ایمان مردم و پایداری نیروهای جوان خود با دست تهی مقاومت کرد و پیروز شد.»

خاتمی با تأکید بر اینکه «برای ما دفاع مقدس حادثه‌ای که رخ داده و گذشته نیست»، گفت:«این دوران، دوران دفاع از انقلاب ما، تمامیت ارضی ما و سربلندی ملت و دفع تجاوزها از کشور و انقلاب بود. یاد شهدا را گرامی‌ می‌داریم، آزادگان عزیز را ارج می‌نهیم و ایثارگران و جانبازان بزرگوار را مورد تجلیل قرار می دهیم و امیدوارم روح شهدا از ما راضی باشد.»

وی با اشاره به حادثه تروریستی رخ داده در مراسم بزرگداشت دفاع مقدس در مهاباد گفت:«حادثه‌ای که رخ داد، حادثه‌ای زشت، پلید و تروریستی بود که موجب شد عده‌ای از هموطنان عزیز ما شهید و مجروح شدند.»

رئیس دولت اصلاحات یادآور شد:«فکر می‌کنم همان‌ها که به جمهوری اسلامی حمله کردند و می‌خواستند انقلاب را از بین ببرند، امروز هم نمی‌توانند ببینند ازسالگرد دفاع مقدس تجلیل می شود و این اعمال تروریستی از نظر ما همواره محکوم بوده و هست.»

خاتمی اضافه کرد:«موضوع دیگر شروع سال تحصیلی است. باید به همه معلمان و مربیان و دانش آموزان تبریک بگوییم، ولی متأسفیم که در حالی سال تحصیلی آغاز می شود که پاره ای از معلمان و همچنین اساتید گرفتار فشار و زندان هستند و جریاناتی تلاش می کنند که محیط پاک و زاینده مدارس و آموزشگاهها و دانشگاه‌ها را با فشار بر معلمان، استادان و مربیان مستقل و آزاده آلوده کند و ذهن نوجوانان و جوانان را از حقایق منحرف کند.»

وی تاکید کرد:«تعلیم وتعلم و تربیت کار پیامبران است تا انسانها آگاه، آزاد، مسؤولیت شناس و مفید باشند. باید فضای آموزشی ما آزاد، اندیشه پرور، اخلاقی و رشد دهنده شخصیت علمی، اجتماعی، دینی و اخلاقی نوباوگان باشد.»

رئیس بنیاد باران در ادامه اظهار داشت:«اما در این هفته حوادثی رخ داد که موجب تأسف است، از جمله اهانتی که به بعضی از خانواده‌های بزرگ شهیدانی که سمبل مقاومت و اندیشه رهایی بخش انقلاب اسلامی بودند انجام شد.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«همسران شهید همت و باکری، دو بانوی بزرگواری که بحق عرض می‌کنم اگربخواهیم خصلت‌ها و خصوصیات همت و باکری‌ها را بیابیم باید به این دو بانوی بزرگوار، شجاع، موقرو متدین و علاقه‌مند رجوع کنیم که همه زندگیشان را در رابطه با انقلاب و دفاع مقدس معنا کردند و سعی کردند جایگاه و پایگاه و حرمت دو شهید بزرگوار که به حق سمبل بزرگ مقاومت و ایثار و فداکاری و ایمان بودند نگاه دارند.»

خاتمی تأکید کرد:«تعجب می‌کنم چرا وقتی خانواده های دو شهید بزرگوار همت و باکری و فرزندان ایشان مورد تعرض قرار می‌گیرند سرداران و رزمندگان بزرگی که همکار و همراه این دو شهید بوده‌اند فریاد نمی زنند. آنان که واقعاً از این رفتارها بیزارند این انتظار را از آنان داریم که برای دفاع از واقعیت سپاه و بسیج آشکارا موضع بگیرند، البته آرام و محترمانه، و نگذارند نهادهای انقلابی لطمه ببینند.»

وی افزود:«با این حال به این دو بانو و فرزندانشان تعرض شد وبرایشان مشکل ایجاد کردند، آیا کسانیکه این کارها را انجام می‌دهند، علاقمند به شهیدان و بزرگداشت دفاع مقدس هستند یا اینکه اینها دچار غفلت اند و یا خدای ناکرده توطئه‌ای وجود دارد که با نیروهایی که بیشتر به امام و انقلاب و مردم نزدیکتر بودند و بهتر از اصل انقلاب که متاسفانه امروز در معرض تهدید است نمایندگی می‌کنند، برخورد می کنند.»

خاتمی تاکید کرد:«ممکن است مثل همیشه گفته می‌شود نیروهای خودسر این اعمال را انجام دادند! عجب نیروهای خودسر قوی هستند که همه کاری می‌کنند و یه صورت رسمی هم علیه‌شان موضع گرفته می شود ولی باز هم رفتارهایشان را تکرار می‌کنند، تعجب می‌کنم در نظامی مقتدر و با وجود نیروهایی که مدعی می‌شوند بر همه چیز مسلط هستند نمی‌توانند با آنها برخورد کنند.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان یادآور شد:«به مراجع و شخصیت‌های نظام حمله می‌شود، حتی یک مجلس ترحیم که جنبه سیاسی هم ندارد، عده‌ای می‌ریزند به هم می‌زنند یا جلویش را می‌گیرند، اینها چه نیروهایی هستند؟ باید با تردید با این مساله برخورد کنیم اگر اینها طرفدار و مدعی طرفداری از انقلاب هستند، پس چرا چهره‌هایی که در انقلاب نقش داشتند و بعضی‌هایشان سمبل انقلاب هستند مورد تعرض قرار می گیرند؟»

رئیس موسسه بین‌المللی گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها اظهار داشت:«این امر باعث تاسف است، امیدوارم برای پاسداری از اصل انقلاب و نظام و راه امام و خون شهیدان ما شاهد تحول دیدگاهی در مدیران و مسئولان کشور باشیم و بدانیم به نحو دیگری باید کشور را اداره کرد چرا که اولین زیان این مسائل به نظام بر می‌گردد.»

وی با طرح این سئوال که در این خصوص وظیفه ما چیست، گفت:«جریانی وجود دارد که به نظر من سعی می‌کند در همه ارکان و امکانات نظام دست بیاندازد و همه نیروها را از رده خارج کند.خوشبینانه‌ترین وضع این است که آنها دچار توهم و تنگ نظری هستند و در حالیکه بسیاری از روش‌ها و شیوه‌هایی که اعمال می شود نه با قانون سازگار است نه با شرع و نه با شیوه‌هایی که لااقل ما از امام و انقلاب خودمان آموخته‌ایم.»

خاتمی تاکید کرد:«خیال نکنید که تنها اصلاح‌طلبان در معرض حملات و فشارهای این جریان هستند، درست است که آشکارا بیش از همه فشار روی اصلاح طلبان است ولی همه نیروهای استخوان‌دار، معتدل، نیروهایی که واقعا خوبند، حاضر نیستند به بعضی روش‌های نادرست تمکین کنند یا به بعضی از روش‌های موجود انتقاد دارند آنها هم مورد فشار هستند.»

رئیس بنیاد باران افزود:«بر خلاف سیاست اعلام شده جذب حداکثری و دفع حداقلی، آنچه در عمل جریان دارد سیاست دفع حداکثری و عدم جذب است.»

وی ادامه داد:«باید در این زمینه فعال شد، یعنی اگر بعضی روش‌ها با معیارهای قانونی و انقلاب نمی‌خواند گفته شود و پیگیری کنیم، گرچه متاسفانه پیگیری هم که می‌شود ثمری ندارد، بلکه بالعکس اغلب تبلیغات و اعمال رسمی هم همسو با جریاناتی است که جز خشونت و افراط و قانون شکنی کاری ندارند.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان هشدار داد:«به نظرم آنچه امروز در معرض تهدید است، اگر در مقابلش کوتاه بیاییم تحریف کننده همه معیارهای اصلی انقلاب و خصوصیاتی است که نظام ما باید داشته باشد.»

وی با اشاره به اینکه «عدالت، محور کار پیامبران و پیاده کننده آن خود مردم هستند»، اظهار داشت:«عدالت و محبت، زاینده صلح است و ادیان الهی هم این را می‌خواهند و نیز عدالت و آزادی با همدیگراند.»

خاتمی افزود:«اگر عدالت اعطا حق هر ذیحقی به اوست، کدام حق بالاتر از اینکه انسان‌ها آزاد و بر سرنوشت خود حاکم باشند و حکومت اگر روشن‌ترین حق را از انسانها بگیرد، دیگر می‌تواند ادعای عدالت کند؟ اولین گام عدالت تامین آزادی‌های اساسی است و مهمترین مساله درعرصه اجتماعی اینکه مردم حاکم بر سرنوشت خود باشند.»

رئیس دولت اصلاحات همچنین اظهار داشت:«اگر این همه امام راحل تاکید می‌کرد که میزان رای ملت است، آیا شوخی می‌کردند؟ البته بعضی‌ها می‌گویند امام شوخی می‌کردند و امروز اینها می‌خواهند بگویند، ما ایدئولوگ انقلابیم، این خطرناک است.می‌گویند امام به مردم اعتقاد نداشت، اسلام به مردم اعتقاد ندارد اسلام به رای مردم اعتقاد ندارد!»

وی افزود: «امیرالمومنین(ع) که بالاتر از امام راحل و همه است و حاکم منصوب الهی و شایسته است، می‌فرماید تا رضایت مردم نباشد و مردم نخواهند من بر آنها حکومت نمی‌کنم؛ این آزادی است و ما اگر از آزادی و حق مردم دفاع و بر آن تکیه می‌کنیم به جهت دفاع ما از انقلاب است.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «ما بیش از هر چیزی باید از تحریف ارزش‌ها و مفاهیمی که در انقلاب ما بود جلوگیری کنیم و گفتارها و رفتارهای خلاف آن را نقد کنیم»، اظهار داشت:«از معیارهای اصلی حکومت این است که دروغ در آن نباشد، اگر کارها بر اساس دروغ و دغل باشد، غلط است و آنچه خدا می‌خواهد این است که نظام بر اساس عدالت و راستی و درستی مستقر شود و استقرار پیدا کند و انقلاب اسلامی هم برای همین بود.»

وی یادآور شد:«اگر کسانی که در راس امور هستند و مسئولیت‌های مهمی دارند و از مردم رای می گیرند که خدمتگزار آنها باشند، اگر رفتارهای نادرستی داشته باشند، اگر خلاف واقع بگویند، اینها بر خلاف معیارهایی است که انقلاب ما داشته است، اینها را باید تذکر داد.»

رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:«وقتی می‌گوییم اصلاحات، اتفاقا همین را می گوییم که این نارواییها و نارسایی‌ها نباشد و نظم و انتظام مطابق با معیارهایی باشد که در انقلاب و مورد خواست مردم بود، یعنی همه کارها و مواضع بر اساس راستی و درستی و عدالت، خدمت به مردم و احترام به مردم و تأمین آزادی‌های مردم باشد.»

وی افزود:«ما از حق دفاع می‌کنیم، معتقدم دل اکثریت ملت با حرف‌هایی است که ما می‌زنیم.چرا اجازه روزنامه به ما نمی‌دهند؟چرا بخشنامه می‌کنند دستگاههای رسمی هیچ حرف و خبری از این طرف را منتشر نکند؟»

خاتمی تاکید کرد:«خوب اگر اکثریت قاطع این حرفها را قبول ندارند از چه بیم دارند که جلو آزادی بیان و نشر افکار و اندیشه هایی که معتقدیم به انقلاب و امام نزدیکتر است می گیرند؟»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان ادامه داد:«باید حرف را زد و گفت، الحمدالله دنیا طوری شده که دیگر این محدودیت های رسمی و بخشنامه‌ای خیلی اثرگذار نیست هرچند که این حق همه جریانها است که روزنامه و رسانه و تریبون داشته باشند.»

وی تصریح کرد:«صدا و سیمای جمهوری اسلامی، باید صدا و سیمای کل ملت ایران باشد نه فقط ترویج کننده یک فکر، روش و جریان. نه اینکه یک طرفه هر اتهامی می خواهند بزنند و طرف حق نداشته باشد به آن اعتراض کند! یا اگر کرد هیچ ترتیب اثری به آن داده نشود.»

رئیس دولت اصلاحات هشدار داد:«هر چه آزادی‌ها محدود شود و هر چه حضور قانونی مردم با تنگنا روبرو شود زمینه برای پیدایش و بروز و ظهور حرکت‌های خشن در مقابل خشونت وحرکت‌های افراطی پیدا می‌شود و همه و از جمله کشور و نظام آسیب می‌بیند و برای حفظ نظام هم شده باید فضا را باز کرد.»

سیدمحمدخاتمی خاطر نشان کرد:«همچنان که در دانشگاه‌ها تنگنا هست، در مدارس نیز این امر مشاهده می‌شود، به نام‌های مختلفی ممکن است اندیشه‌های انحرافی وارد شود و به بچه‌ها تزریق می‌کنند، در حالیکه آنها را طوری باید تربیت کرد که خودشان بتوانند انتخاب کنند و بتوانند در جامعه موثر باشند.»
در آغاز این دیدار هر یک از اعضاء شورا به ابراز نظر پرداخته و مطالبی را بیان داشتند.

ابتدا ضمن تبریک هفته دفاع مقدس و یادآوری شهامت و شهادت های آن دوران به آغاز سال تحصیلی اشاره کردند و از بعض تضییقات نسبت به استادان و معلمان و دانش جویان و دانش آموزان ابراز نگرانی کرده، همچنین از اینکه نسبت به خانواده های شهیدان و سرداران شهید دفاع مقدس تعرض صورت گرفته است اظهار تأسف نموده و با تأکید بر اینکه همه ما خواستار تقویت نظام هستیم از محدودیتهایی که ایجاد می شود ابراز نگرانی کردند.
همچنین بر لزوم فعال تر شدن تشکل ها در چارچوب قانون و دفاع از حقوق مردم تأکید و خواستار فضای امن و آزاد در جامعه شدند و تقویت واقعی نظام را در آن دانستند.

پیگیری قانونی امور از جمله پیگیری شکایت هایی که در مورد اهانت ها و تهمت ها و برخوردهای نادرست می شود لازم دانستند و از اینکه بسیاری از نیروهای ارزنده سیاسی و اجتماعی در زندان به سر می برند یا برایشان تضییقات ایجاد می شود امری نگران کننده دانستند و خواستار تبدیل حالت امنیتی به فضای امن و آزادی برای همه کسانی شدند که به نظام اعتقاد دارند و درخواستی جز رعایت قانون و عمل در چارچوب موازین قانون اساسی و ارزشهای انقلاب ندارند شدند.
ادامه مطلب ...

نماهنگ‌هايي به یاد شهدای دفاع مقدس؛ تقدیم به خانواده باکری و همت

5 نظرات
نماهنگ به یاد شهدای دفاع مقدس؛ تقدیم به خانواده باکری و همت:
بسیجی واقــعــی هــــــمت بود و باکــــــری

. ادامه راه سبز(ارس): «ميراث خواران انقلاب»: هرگز از دوباره جان گرفتن ابلیس بی جان شده،غافل مباش!، که انقلاب،پس از پیروزی نیز،همواره در خطر انهدام است ،در خطر ضد انقلاب است؛ «مارهای سرکوفته،در گرمای فتح و غفلت ِجشن و غروِرقدرت، باز سر بر می دارند،رنگ عوض می کنند،» «نقاب دوست می زنند، از درون منفجر می کنند، "غاصب همه ی دست آوردهای انقلاب می شوند" و "میراث خوار مجاهدان" و "تعزیه خوان شهیدان"»... درخندق مدینه شمشیر بخورد، در مسجد کوفه پاسخ می گوید!... (دکتر علی شريعتی)

كجاييد اي شهيدان خدايي ..... بلاجويان دشت كربلايي

دانلود فرمت flv "" حجم 6.5 مگ

محمد چه خوب كه نيستي ببيني! چه آمد بر سرمان.... آه و وا ويلا

دانلود فرمت flv "" حجم 29 مگ
ادامه مطلب ...

خبرنامه يكشنبه 4 مهرماه 89» خانواده‌های شهداي بعداز انتخابات: اگرآزادی بود فرزندان ما زیر خاک نبودند

0 نظرات
خبرنامه الكترونيكي يكشنبه 89/07/04:
«خانواده های شهداي بعد از انتخابات: اگرآزادی بود، فرزندان ما زیر خاک نبودند!»
. ادامه راه سبز(ارس): خبرنامه يكشنبه، چهارم مهر 1389، وقايع 24 ساعت گذشته را به صورت یک فایل پی دی اف (pdf) در اختیار مخاطبان قرار می دهد. عناوین خبر ها به همراه خلاصه متن آنها در نيز آورده شده است و برای مشاهده و چاپ و تكثير متن کامل اخبار، عکس ها، بیانیه ها و تحلیلها، فایل پی دی اف (pdf) انتهاي همين پست را دانلود و مطالعه نماييد:

خانواده های جان باختگان بعد از انتخابات در مصاحبه با روز:
اگرآزادی بود که فرزندان ما زیر خاک نبودند

خانواده های جان باختگان اعتراضات مردمی به انتخابات مخدوش 22 خرداد در گفتگو با "روز" نسبت به سخنان اخیر محمود احمدی نژاد و اسفندیار رحیم مشایی واکنش نشان داده و اعلام کرده اند مزار فرزندان آنها در بهشت زهرا به خوبی نشان میدهد که معترضان و مخالفان در ایران تا چه اندازه دربیان اعتراضات خود در ایران آزاد هستند.

محمود احمدی نژاد در مصاحبه های متعدد با رسانه های امریکایی، در عین تلاش برای طفره رفتن از پاسخ به سئوالات مربوط به کشتار و برخوردهای خشن با معترضان و سرکوب مردم معترض، ایران را آزادترین کشور دنیا خواند و در مصاحبه با شبکه سی بی اس امریکا مدعی شد مخالفان او در ایران آزاد هستند و به راحتی دیدگاهها و نظرات خود را با مردم مطرح میکنند.

او بدون اشاره به کشته شدن بیش از صد نفر از معترضان توسط نیروهای حکومتی مدعی شد که در جریان اعتراضات بعد از انتخابات، تعدادی از نیروهای پلیس کشته شده‌اند.

اسفندیار رحیم مشایی نیز براساس گزارشی که وب سایت بی بی سی منتشر کرده در گفتگویی با معترضان ایرانی در مقابل سازمان ملل گفته است که سهراب اعرابی را نمی شناسد!

خانواده های فاطمه سمسارپور، مصطفی کریم بیگی، رامین رمضانی، بهزاد مهاجر، سهراب اعرابی و احمد نجاتی کارگر در گفتگو با "روز" همچنین از سرانجام شکایت هایشان می گویند؛ شکایت هایی که برای معرفی و محاکمه قاتلان فرزندانشان انجام گرفته است.

از سر گيري انتقادات از رئيس دولت:
احمدي نژاد بنای اصلاح ندارد

بلافاصله پس از بازگشت رئيس دولت دهم به تهران، انتقادات چهره هاي سياسي و نمايندگان پارلمان پيرامون اظهارات وي در خصوص جايگاه مجلس آغاز شده است. نمايندگان مجلس خواستار واكنش جدي به مواضع وي شده و گفته اند در برابر آن سكوت نخواهند كرد. همزمان دبير كل يك تشكل راست گرا نيز انتقادات تندي را متوجه محمود احمدي نژاد كرده است.

"مگر وي مجلس را در راس امور قرار داده است؟" منظور حبيب الله عسگر اولادي از "وی" كسي جز رئيس دولت مستقر نيست. دبير‌كل جبهه پيروان خط امام و رهبري به اظهاراتي از محمود احمدي نژاد واكنش نشان مي دهد كه مجلس را در "راس امور" ندانسته بود. آن اظهارات سبب شد عسگراولادي، ديروز زماني كه در اجلاس ديبران استاني حزب موتلفه حضور داشت بگويد: "اظهارنظر كننده اين سخن كه در راس امور بودن مجلس مربوط به زمان خاصي بود، بايد بداند كه اين سخن را بايد ولي فقيه بگويد؛ همانطوري كه ولي فقيه در آن شرايط تشخيص داده و اين سخن را گفته است."

مجید را تبعید نکنید؛ نگذارید پدر و مادرش بیش از این به عذاب بیفتند
مادر مجید دری، دانشجوی محروم از تحصیلی که ۱۴ ماه و ۲۳ روز است در بازداشت به سر می‌برد، روزهای بسیاری را در دادگاه انقلاب و دادسرا و دادگستری از این در به آن در رفته تا شاید بتواند جلوی اجرای یکی از احکام صادره برای پسرش را بگیرد؛ تبعید. تبعید به زندانی کیلومترها آن طرف‌تر از تهران که دلخوشی خانواده دری به دیدار هفتگی از پشت شیشه‌ها با پسرشان را هم به یاس تبدیل می‌کند

کاریکاتور خانواده درگیر - بخش 101
زبان احمدی نژاد را من بلدم!

ساخت چهار بازداشتگاه دیگر در حاشیه تهران
مقام های ایران می گویند در جریان دور سوم سفرهای استانی محمود احمدی نژاد اعتبارات لازم برای ساخت چهار بازداشتگاه دیگر در حاشیه تهران تصویب شده است.

خبرگزاری مهر به نقل از محمد رضا محمودی معاون عمرانی استاندار تهران گفته است: "مکان های مورد نظر در حاشیه برای ساخت بازداشتگاه های جدید انتخاب شده اند و سازمان زندانها می تواند رسما این طرح را آغاز کند."

طرح ساخت زندانهای جدید در حالی مطرح می شود که بازداشتگاه کهریزک بدنبال حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته تعطیل شد.

'سکوت مجلس به خاطر حضور احمدی نژاد در آمریکاست'
شهاب الدین صدر، نایب رئیس مجلس، با تاکید بر اینکه "سکوت مجلس در برابر سخنان رئیس‌جمهوری به خاطر حضور وی در آمریکا به نمایندگی از ملت ایران است"، گفت: "حتما این سخنان در موعد خود بررسی خواهد شد".

آقای صدر امروز سوم مهر (۲۵ سپتامبر) در مصاحبه با خبرگزاری کار ایران-ایلنا با اشاره به سخنان محمود احمدی نژاد در مورد جایگاه مجلس، تاکید کرد: "بنا بر سفارشات مقام معظم رهبری مبنی بر وحدت میان قوا، پرداختن به سخنان رئیس جمهوری را در شرایط فعلی به صلاح نمی‌دانم، ولی این را هم قاطعانه می‌گویم که هرگز در برابر خدشه وارد شدن به سخنان حضرت امام سکوت نخواهیم کرد."

دادگاه علی‌ انجم روز پنجم مهر ماه برگزار می‌شود
دادگاه علی انجم روز، روزنامه‌نگار و عضو سازمان دانش‌آموختگان ایران (ادوار تحکیم) در گیلان، روز دوشنبه پنجم مهرماه در شعبه‌ اول دادگاه انقلاب رشت برگزار می‌شود.
به گزارش بامدادخبر، اتهام این روزنامه‌نگار گیلانی که سه هفته‌ی آخرِ اسفندماه گذشته را در سلول انفرادی زندان شماره‌ دو رشت گذرانده است، "تبلیغ علیه نظام" از طریق مصاحبه با رسانه‌ها و مطالب وبلاگ شخصی‌اش عنوان شده است.

تعطیلی بازار طلای تهران و شیراز در اعتراض به مالیات بر ارزش افزوده
بازار طلای تهران بار دیگر در اعتراض به مالیات بر ارزش افزوده، تعطیل شد.

به گزارش جهان‌نیوز، بازار طلا با اعتراض به اجرای مالیات بر ارزش افزوده امروز صبح بازار را تعطیل کرده است.

خبرگزاری فارس هم گزارش داد که در پی اعتراض برخی واحدهای صنفی طلا و جواهر بازار تهران به اجرای مالیات بر ارزش افزوده نشست برخی مسئولان سازمان امور مالیاتی با روسای این صنف در حال برگزاری است.

ولدان، متهم اصلی حمله به مسجد قبا با قرار وثیقه آزاد شد
در حالی که خبر دستگیری مسئول شورای سیاستگذاری ائمه جمعه استان فارس به عنوان متهم اصلی حمله به مسجد قبا در شیراز در هفته گذشته منتشر شد، امروز همزمان با انتشار خبر آزادی وی با قرار وثیقه، معاون امور استان‌های شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه خبر بازداشت وی را از پایه تکذیب کرد.

صبح امید گزارش داده است که محمدباقر ولدان که به اتهام اخلال در نظم عمومی و آتش سوزی مسجد قبا با حکم دادگاه ویژه روحانیت دستگیر شده بود، امروز با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیونی از زندان آزاد شد.

احمدی نژاد واکنش مقامات آمریکا به اظهارات خود را “ناشیانه” خواند
در پی مصاحبه تلویزیونی رئیس جمهور آمریکا با بخش فارسی بی بی سی، و "موهن و نفرت انگیز" خواندن اظهارات وی در صحن مجمع عمومی سازمان ملل متحد، محمود احمدی نژاد، اظهارات همتای آمریکایی خود را "ناشیانه" خواند و بار دیگر بر گفته های خود در مورد حادثه ۱۱ سپتامبر تأکید کرد.

همزمان علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، باراک اوباما را "یک شرور بین‌المللی" خواند که در "مقابل ملت ایران" ایستاده است.

به گزارش ایرنا، احمدی نژاد روز شنبه سوم مهر (۲۵ سپتامبر) بلافاصله پس از بازگشت از نیویورک، در فرودگاه مهرآباد تهران و در جمع خبرنگاران، خطاب به دولتمردان آمریکایی گفت: "پدیده ۱۱ سپتامبر را ایجاد کردید و هر ملتی که در برابر شما بایستد و بخواهد استقلال خود را حفظ کند، بلافاصله او را به همراهی با تروریسم متهم می کنید".

کریم پور صمدی به زندان رجایی شهر بازگشت
کریم پورصمدی زندانی محبوس در زندان رجایی شهر که مورخ 25 شهریور به مکان نامعلومی منتقل شده بود مجددا به این زندان بازگردانده شد.

به گزارش هرانا، کریم پور صمدی از فعالان مدنی آذربایجان که در اعتراضات به نتیجه انتخابات بازداشت شده بود پس از تحمل شش روز انفرادی در بند 240 زندان اوین مجددا به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد.

لازم به ذکر است علی رغم تعیین قرار وثیقه از آزادی نامبرده ممانعت به عمل آمده است.

رسیدگی به شکایت علیه فرماندهان سپاه برای اصلاح انحرافات و سامان یافتن اوضاع کشور ضروری است
عبدالواحد موسوی لاری به اتفاق خانواده اش هفته گذشته در منزل سید مصطفی تاجزاده حضور یافت و با خانواده او دیدار کرد. لاری در این دیدار با تقدیر از شجاعت و ایستادگی همکار سابقش، معاون سیاسی وزارت کشور خاتمی در مقابل دخالت نظامیان در انتخابات، اقدام شاکیان را شجاعانه و مصداق نهی از منکر دانست و برای سلامتی تاجزاده که سه ماه پس از عمل جراحی سنگینش به زندان بازگشته و در قرنطینه به سر می برد، دعا کرد.

سلیمی‌نمین: احمدی نژاد زمینه‌ را برای برخی تشنج‌ها فراهم کرد
عباس سلیمی‌نمین، مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ معاصر ایران در گفت و گو با هفته نامه پنجره به مناظره‌های انتخاباتی اشاره کرد و گفت: جناب آقای احمدی نژاد علی‌القاعده اشتباهی در جریان مناظره‌های انتخاباتی داشتند و در جریان این مناظره‌ها شاید سهوا به رهنمودهای رهبری تن نداده بودند. رهبری صراحتا متذکر شده بودند که اسم افراد را در مناظره‌ها نبرید، اگر آقای احمدی‌نژاد به این رهنمود توجه می‌کردند، ما مشکلات بعد از انتخابات را در این حد نمی‌داشتیم و برخی در مقام تشخیص دچار مشکل نمی‌شدند، لکن همین اظهارت موجب شد که حتی بسیاری از شخصیت های برجسته در مقام تشخیص نتوانستند ظرافت و دقت را پی بگیرند و این ناشی از چیزی نبود جز عدم توجه جناب آقای احمدی‌نژاد به رهنمود های رهبری.

انتقاد مترجم احمدی نژاد از سخنرانی وی در مجمع عمومی
هومن مجد نویسنده و خبرنگار ایرانی آمریکایی که سمت مترجمی و مشاور دو رئیس جمهور اسلامی ایران (خاتمی و احمدی نژاد) در طول سفرهای آنان به نیویورک برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل را در کارنامه خود دارد، همراه با دیگر رسانه های غربی به سخنان محمود احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل حمله کرد.

به گزارش رجانیوز، مجد که در فروردین ماه گذشته همراه با گروهی از خبرنگاران و تحلیل گران خارجی از جمله دو عضو سیا مهمان وزارت خارجه جمهوری اسلامی در کنفرانس خلع سلاح تهران بود، مسافرت احمدی نژاد و همراهانش را به ورود سیرک به نیویورک تشبیه کرده است.

قطع تبادل سوخت 5 میلیون دلاری ایران و کویت
شرکت سوخت رسانی بین المللی «KBI» کویت اعلام کرد: بر اساس تحریم های جهانی علیه ایران، این شرکت از سوخت گیری هواپیماهای ایرانی که عازم فرودگاه های اروپایی هستند، معذور است.

به گزارش « تابناک»، آقای «ناصر المضف» مدیرکل شرکت کویتی «KBI» به روزنامه «السیاسه» کویت گفت: تبادل سوخت ما با ایران حدود ۵ میلیون دلار در سال است که از این پس قطع خواهد شد.

ضرب و شتم دانشجویان دانشگاه آزاد رشت توسط انتظامات و ماموران حراست
همزمان با آغاز سال تحصیلی دانشگاه ها و در اولین روز بازگشایی دانشگاه آزاد رشت، انتظامات آن دانشگاه به دستور حراست - و بدون اطلاع رسانی قبلی - از ورود دانشجویان پسری كه لباس های آستین كوتاه بر تن داشتند و دانشجویان دختری که به گفته مسئولان حراست پوشش نامناسب داشتند، ممانعت به عمل آورده و دانشجویان معترض به این امر را، مورد ضرب و شتم قرار دادند.

جهت دانلود و مشاهده خبرنامه با متن كامل اخبار، روي تصوير زير كليك نماييد

حجم فايل 365 كيلوبايت

ادامه مطلب ...

افشاگري وزير اطلاعات: پیشخوان کلمه کجاست ؟ و ارائه اسناد 17 ميليارد دلار!

0 نظرات
افشاگري وزير اطلاعات:
پیشخوان کلمه کجاست ؟ و ارائه اسناد 17 ميليارد دلار!

. ادامه راه سبز(ارس): در حالی که تنها یک روز از انتشار روزنامه ی کلمه می گذرد ، مصلحی ، وزیر اطلاعات با انتشار یک سند مهم ماهیت عوامل آن را افشا کرد . این وزیر سرشار از اطلاعات اعلام کرد که شمارگان بالای این روزنامه مدرک مهمی است که نشان می دهد ادعای او در خصوص کمک 17 میلیارد دلاری آمریکا به سران فتنه صحت دارد .

مصلحی
با اشاره به کیفیت بالای این روزنامه و شناسایی 75 میلیون نفر از دست اندرکاران این روزنامه با اشاره به مدرکی که در خصوص یک از مراکز توزیع آن بدست آورده است گفت : نحوه ی چیدن سبزی ، پنیر و چای شیرین بر روی این پیشخوان کشف شده نشان می دهد که فتنه گران می خواسته اند تا با این کار خود از پرچم ایران سوء استفاده کنند .

وی افزود
: درج کلمات عربی در بالای این روزنامه گواه یک میلیارد دلاری است که عربستان به فتنه گران داده است و در خصوص نحوه هزینه کرد 16 میلیارد دلاردیگر ، بزودی برادر حسین شریعتمداری با استفاده از همین تصویر رمز می گشایند .

ناظران سیاسی
معتقدند این نخستین باری است که وزارت اطلاعات دست اندرکاران یک روزنامه را به درستی شناسایی کرده و نخستین آماری است که در 5 سال اخیر به درستی منتشر می شود . در زیر مدرک منتشره توسط وزیر اطلاعات را مشاهده می کنید :

زبان سبز

ادامه مطلب ...

پدر شهید حمید عراقی: با کلاشینکف به فرزندم شلیک کرده اند + تصوير اسناد

0 نظرات
پدر شهید حمید حسین بیک عراقی در گفتگو با جرس:
با کلاشینکف به فرزندم شلیک کرده اند
. ادامه راه سبز(ارس): حمید حسین بیک عراقی یکی از جوانان تهرانی بود که همانند میلیون ها جوان ایرانی در راهپیمایی اعتراضی بیست و پنج خرداد به خیابان آمده بود اما گلوله ای در فاصله بسیار نزدیک به سمت او شلیک شد و او نیز همانند برخی دیگر از جان باختگان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران هرگز به خانه برنگشت.

تفاوت حمید عراقی با سایر شهدای انتخابات در این بود که خبرگزاری فارس از او به عنوان بسیجی شهید یاد کرد و به نقل از مادر این جوان نوشت که آنها از موسوی و کروبی شکایت دارند. همین خبر موجب شد تا برخی از مردم فکر کنند که حمید عراقی از جمله آن بسیجیانی بود که در دفاع از حاکمیت با باتوم در خیابان حضور داشت تا معترضان را سرکوب کند و این امر به تنهایی این خانواده دامن زد. مادر این شهید که پیش از این به جرس گفته بود، پسر او هرگز بسیجی نبوده است، می گوید: تماس او با خبرگزاری فارس برای تکذیب این خبر نیز حاصلی نداشت.

جرس این بار با مجید حسین بیک عراقی پدر شهید حمید حسین بیک، گفتگویی انجام داده است و او از پیگیری های جدید این خانواده و رنجی که آنها از دروغِ پس از شهادت کشیده اند می گوید. متن کامل گفتگوی جرس با پدر شهید پیش روی شماست:
آقای عراقی پیگری های شما به عنوان پدر شهید تا کنون به چه نتیجه ای رسیده است؟ آیا کسی پاسخگو بود؟

هنوز کسی پاسخگوی ما نیست اما من پيگير كار فرزندم هستم تا روزی که به نتيجه برسم و مطمئن هستم كه به نتيجه خواهم رسيد .

آیا می توانید در مورد نظریه پزشکی قانونی مختصری توضیح بدهید و آیا اساسا مشخص شده است که با چه نوع اسلحه ای به سمت پسر شما شلیک شده است؟

اوایل كه بدنبال كار پسرم در دادسراي جنايي بودم به من گفته مي شد كه با اسلحه كلت شليك شده است كه اصلا چنين مدل سلاح كلتي در دستگاههاي نيروي انتظامي و نظامي بصورت سازماني وجود ندارد ولي بعد از مدتها كه پيگير كار بودم با گزارش كارشناسي اسلحه اي كه از مركز تشخيص هويت پليس آگاهي بدست آوردم مشخص شد كه ضايعاتي كه در محل ورود و خروج گلوله ايجاد شده با اسلحه جنگي نظير كلاشينكف بوده و از فاصله زير پانزده متر شليك شده است .

با این توصیف فکر می کنید باز هم باید پیگیر باشید؟ یعنی امیدوار هستید که بلاخره کسانی قاتل فرزندتان را معرفی کنند؟

البته كه بايد پيگير باشم و در آخرين جلسه اي كه در دادگاه كيفري انجام شد قضات محترم فرمودند كه از طريق دادگاههاي نظامي مي شود به قاتل رسيد .

به عنوان یک پدر در تمام این یک سال و در روند این پیگیری ها بیشترین چیزی که اذیت تان کرد چه بود؟

بيشترين مسئله اي كه باعث اذيت و رنجش من مي شود آن مظلوميت فرزندم بود و اينكه با چه قصاوت و بي رحمي فرزند من را به شهادت رساندند، كه در طول روز بارها به ياد خنده هايش و خاطراتش و حرفهايش و رفتارش كه مي افتم بغض گلويم را مي گيرد و بناگاه اشك از چشمانم سرازير مي شود ،چون حميد من در سني بود كه هم كلام من و مادرش بود . هميشه با هم بوديم . يادم مي آيد بعد از مراسم چهلم او ‍، به مادرش گفتم بلند شو بريم برويم قم پابوس حضرت معصومه تا بلكه مقداري سبك شويم . بعد از زيارت ساعت 12 شب هنگام بازگشت به تهران از بهشت زهرا كه رد شديم بناگاه گريه شديدي به من دست داد كه مادرش گفت چي شده چرا گريه مي كني . با همان حالت گريه گفتم ببين هميشه حميد با ما بود در كنار من مي نشست ولي اون حرومزاده اي كه اون را كشت اون را كرد زير خروارها خاك و حالا بايد بياييم از كنارش رد شويم و در پايان هميشه آيه انا لله و انا اليه راجعون را زمزمه مي كنم تا قلبم آرام بگیرد .

به خواهران و برادران حمید در این مدت چه گذشت؟

ثمره زندگي من تنها 2 فرزند پسر بود . حميد 20 ساله و احسان 15 ساله كه فرزند بيست ساله ام به خدا پيوست و جايگاه خاص خود را گرفت و انشا الله كه دست ما را هم در آن دنيا مي گيرد . من هميشه از زماني كه ازدواج كردم بعد از نماز با خدا رازو نياز مي كردم و از او مي خواستم كه خدايا فرزندان سالم و صالحي به من و همسرم عطا كن كه هم در اين دنيا و هم در آن دنيا باعث افتخار و سر افرازي ما باشند كه در مورد فرزند اولم چنين شد و او به شهادت رسيد و شهادت او در روحيه فرزند دومم تاثير بسزايي گذاشت و از او خواسته ام تا با پناه بردن به خدا و قرآن و ايمان مضاعف روحيه خود را بالا ببرد كه همينطور هم شد تا جائيكه او به ما روحيه مي دهد . اميدوارم كه خداوند فرزندان همه ملت را به آنها ببخشد و به آنها طول عمر عطا فرمايد و در كنار پدر و مادر خود زندگي خوبي داشته باشند .

اگر قاتل حمید پیدا شود،مایل هستید با او چه کار کنند و آیا خودتان حرفی برای گفتن به او دارید؟

من و همسرم قاتل و قاتلين فرزندم را به خدا و عدالت خدا و حكم خدا سپرده ايم چون حكم خدا فراتر از بنده اوست و او بهتر مي داند كه چطور جزاي آنها را بدهد . من قاتل فرزندم را نمي دانم كيست ولي خدا كاملا مي داند كه او كيست و چه كساني مسبب اين اعمال بوده اند . و جزاي آنها با خود اوست . فقط به قاتلين فرزندم و كسانيكه مسبب اين اعمال و رفتار بودند و حتي از كسانيكه كوچكترين دخالتي در انجام اين اعمال داشتند مي پرسم كه چطور دلتان آمد با اين جوانها اين اعمال ددمنشانه را اعمال كنيد چون اين عمل از يك انسان بر نمي آيد بلكه فقط از يك حيوان و از يك شير ناپاك خورده اين اعمال بر مي آيد . دعاي هميشگي من و همسرم اينست كه خدايا قاتل يا قاتلين فرزندم را و كسانيكه كوچكترين دخالتي در انجام اين اعمال وحشيانه داشته اند ، آنها را زنده بدار و نميران و چنان داغي بر دل آنها بگذار كه تا عمر دارند بسوزند و هر روز آرزوي مرگ كنند .

حمید جوان بود، آیا احتمال می دهید مثل خیلی از جوانان کسی را برای زندگی آینده دوست داشته و یا آرزو هایی در سر داشت که نتوانست به عشق و آینده و آرزوهایش برسد؟

فرزند من جوان تحصيلكرده و زحمتكشي بود . از صبح تا شام كار مي كرد تا آينده روشني براي خود بسازد . هميشه به من و مادرش مي گفت مادر انشاالله اگر خدا فرصتي دهد براتون فكرهاي خوبي در سر دارم كه بقيه زندگی مان لذت ببريم . خیلی اهل رفيق نبود و هر كجا كه مي خواست برود فقط دوست داشت كه با خانواده باشد .

چه زمانی هایی به مزار حمید می روید؟

هر هفته جمعه ها بعد از ظهر مي رويم و يك سري به حميد مي زنيم و مي نشينيم و يك كمي با هم درد دل مي كنيم و بر مي گرديم . خيلي خوابش را مي بينم و هميشه هم مي گويد كه من نمرده ام و زنده ام . يكبار كه خوابش را ديدم گفت من زنده ام و همان موقع كه مرا داخل قبر گذاشتند عده اي آمدند و مرا بردند كربلا .

آیا مادران و پدران عزادار دیگر را هم دیده اید؟

نه من هیچ کدام از این خانواده های داغدار را ندیده ام.

چه چیزی در دلتان مانده است و تا کنون با هیچ کس در موردش حرف نزده اید؟

در دل من اسرار زيادي وجود دارد كه خداوند بزرگ را سنگ صبور خود مي دانم و فقط با او صحبت مي كنم .

دلم می خواهد به مردم بگویم كه عده اي جوان مظلوم در خانه خودشان به شهادت رسيدند و اينها به نظر من مظلومترين شهدا هستند و خود خدا خونخواه آنها خواهد بود. از همه ملت ايران و از همه كسانيكه واقعا هدفشان خدمت به ملت است تشكر مي كنم و براي آنها آرزوي سعادت و خوشبختي دارم.

با تشکر از فرصتی که در اختیار جرس قرار دادید



مسيح علي نژاد
ادامه مطلب ...

آخرين اخبار ارس